خوراکهای مکمل برای گوسفند

مترجم : فرزاد منوچهری
منبع: ژورنال کشاورزی غرب استرالیا  نویسنده : J.B.Rowe
چاپ در: گاهنامه دانش دامپروری – کانون مدیران فنی دامپروری استان فارس

در غرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرار ميدهند كه خوراكها ي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علوفه ي خشك باشد , در حاليكه اين خوراكها نميتوانند نيازهاي غذايي بره ها يا ميشهاي مرحله آخر آبستني  يا در شير دهي را تامين كنند .

هدف از تغذيه خوراکهاي مكمل اطمينان از آن است كه حيوان بتواند تا حد امكان خوراك خشك دريافت كند در حالي كه اين خوراك مكمل را با كيفيت برتر جهت نگهداري و رشد دريافت مي دارد . خوراكهاي مكمل ميتوانند ديگر مواد مغذي كه موجب افزايش بهره وري استفاده از خوراك ميشوند را نيز تامين كند .

تمام اين اقدام ها بايد با توجه به خوراكهاي موجود در منطقه و قيمت آنها باشد.

انتخاب خوراكهاي مكمل :

مكمل هاي مهمي كه در دسترس پرورش دهندگان مي باشد شامل آجرهاي ليسيدني ٬ دانه غلات (يولاف جو و گندم )لوپن  ٬ علوفه ٬ غلات ٬ علوفه مرتع و كاه غلاتي كه ممكن  است براي بهبود كيفيت فر آوري شده باشد . در اين مقاله مزايا و معايب نسبي هر كدام  از اين اقلام بررسي ميشود .

بلوكهاي ليسيدني :

بيشتر بلوكهاي ليسيدني براي تامين اوره و مينرالها براي حيواناتي كه خوراكهاي كم پروتئين مراتع را مصرف ميكنند ساخته شده است تا آمونياك شكمبه اي لازم براي فعاليت جمعيت ميكروبي فراهم شود .

در غرب استرالیا دامهايي كه كاه غلات را با مكمل بلوكها ي ليسيدني مورد استفاده قرار ميدهند افزايش وزن بيشتري دارند .

آزمايشهاي ايستگاههاي تحقيقاتي نشان داده است كه در سالهاي متعادل با مقداري باران تابستانه گوسفنداني كه از بلوكهاي ليسيدني همراه با كاه استفاده ميكرده اند سرعت كاهش وزن كمتري در مقايسه با گوسفنداني كه كه از اين مكمل استفاده نميكرده اند ٬ داشته اند . اين در حالي است كه گوسفندان تغذيه شده با لوپن اضافه وزن داشته اند .

استفاده از بلوكهاي ليسيدني راحت است ٬ براحتي حمل ميشود و تنها بايد هر 2تا 3 هفته يك بار مورد استفاده قرار داد . ولي قيمت نسبتا بالاي مواد مغذي در اين بلوكها باعث ميشود كه اين مكملهاي خوراكي گران تمام شوند .

‌‌‌‌‌دانه هاي غلات :

دانه ي غلات بيشترين و گسترده ترين شكل خوراكهاي مكمل در دسترس هستند كه معمولاً از بلوكها و شبدر ارزانترند .همچنين براحتي ميتوان آنها را حمل و نقل و انبار كرد . اما دانه ٔغلات حاوي مقادير بالاي بالاي نشاسته مي باشند . در ابتداي تغذيه با آنها با احتياط و دست كم هفته اي دو بار تغذيه شوند تا از مسموميت ناشي از آنها جلوگيري شود .

محققان به وضوح نشان داده اند كه تغذيه نشاسته (بصورت دانه هاي غلات )همراه با جيره هاي بر پايهٔكاه موجب كاهش ميزان گوارش سلولز (فيبر ) تا 50%ميشود . دامهايي كه فقط با كاه تغذيه شدند٬ در 6 هفتهٔابتدايي  آزمايش تغيير وزني مشابهي با دامهايي داشتند كه همراه با كاه تا 40% كل جيره نشاستهٔ گندم دريافت ميكردند .

براي آنكه مقادير اقتصادي دانهٔ غلات توسط گوسفند استفاده شود بايد با افزودن مواد اضافي مقدار مصرف آن را محدود كرد . نشان داده شده كه مخلوط سنگ آهن با جو (در حالي كه 30 % جيره را تشكيل  دهد)موجب محدود كردن مصرف جو تا 200 گرم در راس در هر روز ميشود . خوراندن چنين مخلوطي به ميشهاي آبستن در طول تابستان و پاييز موجب ثابت ماندن وضعيت آنها شده است .

البته به نظر ميرسد كه چند اشكال فني در مخلوط كردن سنگ آهك با جو وجود دارد . ماده ي خشك سنگ آهك بايد نسبتا پايين و ثابت باشد تا مخلوط به راحتي تشكيل شود .

همچنين سنگ آهگ ممكن است درون تانكهاي ذخيره يا هاپر سولفيد شود كه خود مستلزم صرف نيرو و كارگر براي شكستن آن است . 

حالت سفت شدن همچنين ممكن است در لبه دهانه خوراك ريزها به وجود آيد كه بايد دست كم دوباره در هفته تميز شوند . اين مشكلات بايد در كنار مسائل مربوط به تجهيزات مخلوط كردن و تغذيه كردن مخلوط مورد توجه باشد .

لوپن :

دانه لوپن معمولا در مقادير مساوي به ازاي هر تن گرانتر از دانه غلات است ولي با افزايش دانسته هاي ما از ارزش اين مكمل غذايي به نظر مي آيد كه شايد حتي با قيمت بيشتر خريد اين خوراك از لحاظ اقتصلدي به صرفه باشد . اين دانه مقدار اندكي نشاسته دارد لذا موجب اسيدوز نمي شود . به همين دليل نيازي نيست كه فقط دوبار در هفته تغذيه شود .

به نظر ميرسد كه دست كم 6 هفته تغذيه با خوراك هاي حاوي نشاسته ي بالا مثل گندم و جو نياز است كه اين خوراكها بابازدهي مناسب توسط حيواناتي كه علوفه كم اهميت مي خورند مورد استفاده قرار مي گيرد . كيفيت يولاف بسته به محل كشت متغير است وميتواند عملكرد حيوان را بشدت تحت تاثير قرار دهد

تاثير اين خوراكها مكمل بر ميزان رشد پشم حيوان نيز بايد مورد توجه قرار گيرد .

لوپن پروتئين را همچون انرژي تامين ميكند .

كاه غني شده :

كاه عمل آوري شده يك جايگزين براي استفاده از دانه هاي مكمل يا بلوكهاي ليسيدني ٬ عمل آوري كاه كم كيفيت غلات است كه موجب افزايش گوارش پذيري آن ميشود .

در اين خصوص بايد هزينه هاي برداشت كاه ٬ بسته بندي و در كنار هزينه هاي ناشي از عمل آوري مورد توجه قرار گيرد . تغذيه با كاه عمل آوري شده همچنين متضمن استفاده از مقادير زياد خوراکها براي توليد جيره كامل مي باشد . مهمترين مزيت اين راهكار استفاده از مواد خام (كاه غلات )ارزان قيمت است و گوسفندان ‌‌‌‌در مراتع محدود شده افزايش مقدار خوراك مرتعي در ابتداي پاييز در پي خواهد داشت .

آ – آلكالاژ :

اين كارباافزودن هيدروكسيد سديم به كاه براي افزايش هضم پذيري آن انجام ميشود . در اين پروسه كاه بر روي هم انباشته ميشود يا در يك حفره سيلو مي گردد . سپس مخلوطهاي معدني بدان افزوده ميشود اين پروسه باعث افزايش هضم پذيري كاه ميشود كه هنگامي كه به گاوها داده شود٬ افزايش وزن بهتري در مقايسه با كاه ساده دارد . اگر چه هنگامي كه كاه آلكالاژ به گوسفند داده ميشود مقدار رشد متغير تر است .

 

ب – اوره :

روش دوم استفاده از اوره كه در بيشتر نقاط جهان انجام ميشود . اگر چه بر خلاف افزايش هضم پذيري بعد از عمل آوري ٬ عملكرد گوسفنداني كه كاه عمل آوري  شده دريافت كردند به طور معني داري از آنهايي كه كاه ساده همراه با 250 گرم دانه لوپن دريافت كردند٬ كمتر بود .

نتيجه :

به نظر ميرسد دانه لوپن مناسبترين خوراك  مکمل باشد ولی استفاده از آن محمدود است . وارد کردن خوراک  باعث افزايش ريسك ناشي از تخم علف هاي هرز ميشود . پرورش دهندگاني كه خود يولاف و جو مي كارند ترجيح ميدهند كه هزينه هاي ناشی از حمل و نقل خريد لوپن را نداشته باشند .

نوع و مقدار خوراكهاي مكمل بر اساس خوراكهاي در دسترس وضعيت حيوان و اهداف پرورش متغيير است . نتايج مربوط به مقدار رشد پشم و تغير وزن با توجه به نوع و مقدار خوراكهاي مكمل و در سيستم هاي چراي مشابه٬ راهكارهايي براي پرورش دهندگان در جهت اتخاذ سياستهاي مديريتي بوجود مي آورد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



اصول توليد گوشت گوسفندي

 منبع :دامداران ايران شماره 10               
          سيد كاظم پيشنماززاده

توليد گوشت قرمز جزءصفات مهم اقتصادي در پرورش نشخوار كنندگان به حساب مي آيد . بيشترين بخش از درآمد حاصل از پرورش گوسفند به توليد گوشت برمي گردد . بالا بودن نسبت زايش در ميش ها باعث استحصال بيشتر گوشت در گوسفندداري ها شده كه اين امر نيز دال بر اهميت باروري در گوسفند است . به منظور افزايش قدرت باروري در گوسفندان و توليد بره هايي با ماندگاري بيشتر روشهاي مختلفي به كار مي رود:

-          پايين بودن سن در اولين زايش .

-          بيش از يك بار زايش در سال .

-          افزايش درصد دوقلوزايي.

-          افزايش تعداد بره هاي از شير گرفته شده .

-          اصلاح نژاد .

براي رسيدن به اهداف پيش بيني شده در روش هاي ارائه شده سلكسيون (انتخاب ) و برنامه هاي آميخته گري انجام مي شود و تحولات نويني در تغييرات شرايط تغذيه اي ، بهداشت و مديريت گله به وجود مي آيد كه روشهاي پيشرفته اي نيز به كار گرفته مي شود .

پتانسيل توليد گوشت گوسفندي در كشور :

تعداد دام مقابل كشتار در سال 1382 مطابق با ضريب 32 درصدي كشتار حدود 16 ميليون رأس پيش بيني شده بود كه از اين تعداد دام قابل كشتار مقابل كشتار مطابق با آمار ارائه شده حدود 6 ميليون و 731 هزار راس در كشتارگاه ها و بقيه نيز به صورت سنتي و آزاد ذبح گرديده است كه ميزان گوشت توليدي را مي توان در حدود 284 هزار و 133 تن برآورد نمود . بنابراين از هر دام كشتاري به طور ميانگين 70/17 كيلوگرم گوشت بدست آمد كه اين رقم خيلي كمتر از رقم مورد انتظار مي باشد .

در واقع مي توان گفت كه پتانسيل گوشت توليدي از گوسفند با توجه به حدود 51 ميليون راس گوسفند و بره هنوز خيلي بيشتر از ميزان توليدفعلي است .

1- آمار نشان مي دهد كه بيش از 51 ميليون راس گوسفند در سنين مختلف در كشور وجود دارد كه هر سال به دليل محدوديت در منابع علوفه اي و تغذيه اي افزايشي در حدود 3/1 ميليون راس براي آن پيش بيني مي شود كه با توجه به اين ميزان افزايش ، تغييري در ميزان گوشت توليدي و فرآورده هاي دامي به ازاي هر راس مشاهده نشده است .

لذا بهتر است با توجه به شرايط اقليمي كشور افزايش جمعيت دام متوقف گردد و براي تحقق اين امر نيز هر سال حداقل بيش از نيم ميليون راس از آمار فعلي مورد توجه براي كشتار اختصاص يابد .

2- مي توان بره استحصالي از هر ميش مولد را تا نسبت 3/1 (از 83/. به 3/1 بره در يك سال ) افزايش داد . به عبارتي مي توان درصد آبستني و درصد دوقلو زايي را در گله بالا برد .

اگر در مراكز و ايستگاههاي پرورش گوسفند درصد دوقلوزايي تا 30 درصد و توليد بره تا ميزان 3/1 به ازاء هر راس ميش در يك سال بالا رود و اين فعاليت در سطح كشور گسترش يابد مي توان انتظار داشت كه پس از كسر تلفات علاوه بر وضع موجود ، رقم قوچ و ميش حذفي به ميزان 6 ميليون را برسد .

3- در صورت كاهش تلفات ميش و بره به ترتيب به ميزان 2و 5 درصد مي توان به تعداد 5/2 ميليون راس بره اضافي در گله رسيد .

4- افزايش چهار كيلوگرمي گوشت توليدي به ازاءهر دام كشتاري به وزن 22 كيلوگرم ، تنها به بهبود و اعمال روش هاي تغذيه اي مناسب امكانپذير خواهد بود كه پيش بيني مي شود در صورت اجراي برنامه هاي اصلاح نژادي در دام هاي پرواري ميزان توليد به دوبرابر مقدار فعلي برسد .

در حال حاضر با توجه به رعايت موارد فوق و با ثابت نگهداشتن ميانگين وزن لاشه به ميزان 18 كيلوگرم ميزان توليد گوشت گوسفندي در سال آينده را مي توان تا رقم 620 هزار تن افزايش داد .

منابع توليدي گوشت گوسفندي و بره :

نژاد هاي گوسفند نيز مانند گاو و گوساله از نظير ميزان توليد گوشت تفاوت هايي با هم دارند بنابر اين براي افزايش درآمد يك پرواربندي و اقتصادي كردن واحد توليدي بهتر است با توجه به شرايط اقليمي مختلف در كشور از نژادهاي مناسب استفاده شود .

1- نژادهاي گوشتي : در اين نوع نژاد علاوه بر بالا بودن توليد گوشت سهم پشم توليدي نيز از رقم بالايي برخوردار است . اما درآمد حاصل از پشم در درجه دوم اهميت قرار دارد . در تمامي نژادهاي گوشتي 25 درصد از بره هاي ماده براي باروري جايگزين 25 درصد از ميش هاي گله مادر شده و بقيه كشتار مي شوند . صفت مشترك تمامي نژادهاي گوشتي ، وجود قابليت رشد سريع و نتاج خوب و مناسب آنها در يك سطح بسيار زياد براي پرواربندي است . تفاوت موجود در بين نژادهاي گوشتي در ميزان باروري ، كيفيت پشم ، جثه دامهاي بالغ ، طول عمر و درجه چربي دار بودن (ميزان چربي ذخيره شده در بدن آنها) است .

مهمترين نژاد هاي شناخته شده گوشتي عبارتند از سافولك ، همشاير ، بوردرلايستر ،دورست هورن ، لينكلن اكسفورد و ساوات داون است .

2- نژادهاي چند منظوره : آمار نشان مي دهد كه نژادهاي بومي به عنوان نژادهاي چند منظوره بيشترين جمعيت گوسفندي در كشور و دنيا را تشكيل مي دهند با اينكه نژادهاي بومي در كنار توليد گوشت از جنبه توليد شير و پشم ،درآمد ناچيزي ايجاد مي كنند اما به دليل عدم دوشش اين نژاد ها آن هم به خاطر اقتصادي نبودن اين پروسه صرفاً جهت توليد گوشت تحت پرورش قرار مي گيرند . حال با درنظر گرفتن موقعيت نژادهاي بومي بهترين راه اصلاح آن ها با استفاده از نژادهاي گوشتي خارجي است .

در ميان نژادهاي بومي كشور ، آنهايي كه از نظر توليد گوشت مناسب تشخيص داده مي شوند اكوتيپ هاي لري بختياري و شال در رديف اول قرار دارند . اين نژاد ها با توجه به درشتي جثه براي اصلاح نژاد با نژادهاي گوشتي مشهور دنيا مناسب هستند . نقطه منفي در نژادهاي قابل اصلاح كشور وجود دنبه بسيار بزرگ است كه اين امر نيز باعث افت باروري در دام مي شود . زيرا قوچ ها در عمل جفت گيري با بالا بردن دنبه دچار مشكل مي شوند بنابراين براي رفع اين مشكل بهترين روش استفاده از تلقيح مصنوعي است .

3- نژادهاي شيري : توجه به اينكه درآمد زايي و اقتصادي بودن واحددامداري به ميزان گوشت توليدي بستگي دارد اما نژادهايي همچون قزل ، فشندي، لري ، ماكوئي ٬ هركي، بهمئي ، مغاني ودالاق جز نژادهايي از گوسفندان بومي هستند كه از شيردهي قابل توجهي برخوردار هستند. لذا در صورت برنامه هاي اصلاحي مي توان توليد شير اين نژادها را تا رقم 220 كيلوگرم در سال افزايش داد  . بره هاي اين قبيل نژاد ها كه داراي دنبه پر چرب و اسكلت بندي قوي هستند سريع تر از بره هاي ديگر نژادها ي بومي با دنبه پر چرب رشد مي كنند . با توجه به اين كه طول عمر ميش هاي شير ده زياد است لذا بخش بزرگي از نتاج آنها به عنوان دام كشتاري بايد مورد استفاده قرار گيرد .

 پروار بندي : پرواربندي بايد به عنوان يك اصل مورد توجه قرار گيرد و منظور از توليد گوشت گوسفندي، بايد توليد گوشت بره مد نظرباشد . گوشت حاصل از ميش خذفي ، قوچ و بره هاي اخته شده و معوملاًارزان و كيفيت پاييني دارند . لذا پرواربندي اين نوع دامها توصيه نمي شود زيرا هزينه هاي بالا رفته و براي افزايش يك كيلوگرم وزن زنده بايد دوبرابر نياز غذايي يك بره مواد غذايي غذايي براي حيوان تامين شود . درضمن علوفه مصرفي دام به جاي گوشت تبديل به چربي خواهد شد . در كشور ما نزديك به يك هفتم گوشت توليدي گوسفند از بره حاصل مي شود و تعداد بره هاي ذبح شده نيز نزديك به يك سوم كل گوسفندان كشتاري هستند از هر بره حدود 7 تا 8 كيلوگرم گوشت بدست مي آيد كه اين ميزان در مقايسه با كشورهايي كه از نظر توليد گوشت گوسفندي حائز اهميت اند رقم پاييني است .

با توجه به اصل مورد نظر يعني توليد گوشت بره به جاي گوشت گوسفندي ، پيشنهادات زير قابل طرح مي باشد :

1- افزايش توليد بره به ازاي هر راس ميش (3/1 بره در سال و افزايش درصد دوقلو زايي ).

2- كاهش تلفات در بره هاي توليدي تا رسيدن به سن كشتار (تلفات بايد در زير 5 درصد حفظ شود)

3- حذف زيادي از بره هاي توليدي و جايگزيني نسبت كمي از بره ها به جاي گله مادري به شرط استفاده از تكنيك هاي جديد كه توليدبيشتر از دام كمتر را هدف قرار مي دهد و بهترين روش استفاده از هورمون تراپي و تلقيح مصنوعي مي باشد .

4- اجراي برنامه صحيح و مناسب پرواربندي در بره ها به منظور رساندن وزن لاشه آنها به 20 كيلوگرم يك اصل قابل توجه در توليد گوشت گوسفندي است . بايد بره هاي كشتاري و بره هاي داشتي از بدو تولد تا سن چهار ماهگي تحت پروار ويژه و سيستم تغذيه اي مناسب قرار گيرند .

اين مسئله از يك طرف روشي براي كنترل تركيب گله و از طرفي براي بالا بردن ميزان گوشت توليدي بره تا سن چهار ماهگي است ، آن دسته از بره هايي كه از رشد خوبي برخوردار هستند بايد براي باروري جدا شوند و بقيه نيز به مدت 3 تا 4 هفته تحت تغذيه پاياني قرار گرفته و به عنوان بره كشتاري مورد توجه قرار گيرند .

در صورت پروار كردن بره هاي توليدي حاصل از آميخته گري تجاري و بره نژادهاي چند منظوره حاصل از نژادهاي گوشتي در سن پنج ماهگي وزن بدن به 40 تا 45 كيلوگرم و ميزان گوشت توليدي به 20 كيلوگرم خواهد رسيد كه اين امر با قرار دادن 5/3 تا 4 كيلوگرم كنسانتره در جيره با افزايش وزن روزانه بيش از 500 گرمي محقق خواهد شد .

در كشور دلايلي براي تائيد اصول فوق وجود دارد . وزارت جهاد كشاورزي به منظور جلوگيري از ضرر ناشي از كشتار زود هنگام بره هاي پروار شده در سن 2 تا 3 ماهگي مطابق با اين روش ، مي تواند طرح ممانعت از كشتار زود هنگام بره ها را در بعضي از استانهاي گوسفند خيز به مرحله اجرا درآورد .

مي توان با پرداخت تسهيلات و اعتبارات بانكي به پرواربندان  وزن بره ها را حداقل تا 25 كيلوگرم رسانيد كه اين امر منجر به سود بيشتر دامداران به منظور بازپرداخت وامهاي بانكي خواهدشد . رعايت نكات مديريتي از جمله بهسازي و نوسازي جايگاه دام و رعايت نكات بهداشتي در دامداري ها رقم قابل توجهي را در افزايش وزن لاشه و در نهايت بهبود وضعيت اقتصادي دامدار در پي خواهد داشت .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس