طاعون گاوی

منابع : GUIDE TO THE LITERATURE ۱. SCOTT, G.R. ۱۹۸۵. Rinderpest in the ۱۹۸۰ Prog. Vet. Microbiol. Immun., ۱:۱۴۵-۱۷۴ . ۲. GIBBS, E.P. et al. ۱۹۷۹. Classification of peste des petits ruminants virus as the fourth member of the genus Morbillivirus, Intervirol. ۱۱: ۲۶۸-۲۷۴. ۳. HYSOP, N. st. G. ۱۹۷۹. Observations on the survival and infectivity of airborne rinderpest virus. Int. J. Biochem. Biomet., ۲۳: ۱-۷. ۴. PLOWRIGHT, W. ۱۹۷۲. The production and use of rinderpest cell culture vaccine in developing countries. World Anim. Rev.,۱:۱۴-۱۸. ۵. PHILLIPS, R.W . ۱۹۴۹. Rinderpest Vaccines. Washington, D.C:FAO Agricultural Studies, No. ۸., III-V
 ۶. SCOTT, G.R. ۱۹۵۵. The incidence of rinderpest in sheep and goats. Bull. Epizoot. Dis. Afr., ۳: ۱۱۷-۱۱۸. ۷. ROSSITER, P.B. et al. ۱۹۸۲. Neutralizing antibodies to rinderpest virus in sheep and goats in western Kenya, Vet. Rec., ۱۱۱: ۵۰۴-۵۰۵. ۸. MAURER, F.D. et al. ۱۹۵۶. Pathology of Rinderpest. In Proc. ۹۲nd Ann. Meet. Am. Vet. Med. Assoc., Minneapolis, pp. ۲۰۱-۲۱۱. ۹. YAMANOUCHI, K. ۱۹۸۰. Comparative aspects of pathogenicity of measles, canine distemper, and rinderpest virus. Jap. J. Med. Sci. Biol., ۳۳: ۴۱-۶۶. ۱۰. MAURER, F.D. ۱۹۸۴. Rinderpest. In Foreign Animal Diseases, Richmond, VA:U.S. Animal Health Association. ۱۱. TAYLOR, W.P. ۱۹۸۲. The Diagnosis of Rinderpest. In FAO Agricultural Studies. Rome:Food and Agricultural Organization, the United Nations, pp. ۱۹-۲۱. ۱۲. SCOTT, G.R. ۱۹۶۷. Diagnosis of Rinderpest, FAO Rome. ۱۳. ANDRERSON, J. et al. ۱۹۸۲. An Eezyme-linked immunosorbent assay for the detection of IgG, lgA, and IgM antibodies to rinderpest virus in experimentally infected cattle. Res. vet. Sci., ۳۲: ۲۴۲-۲۴۷. ۱۴. ANDERSON, J. et al. ۱۹۸۳. Use of an enzyme-linked immunosorbent assay for the detection of IgG antibodies to rinderpest virus in epidemiological surveys. Res. Vet. Sci., ۳۴: ۷۷-۸۱. ۱۵. KATARIA, R.S. et al. ۱۹۷۷. Confirmation of rinderpest from samples of affected gums. Trop. Anim. Hlth. Pro., ۹:۲۳۲. ۱۶. PILLAI, M.T. and KHADAR, T.G.A. ۱۹۸۲. Study on the usefulness of infected gum scrapings for confirming rinderpest in cattle by the agar-gel precipitation test. Cheiron, ۱۱:۴۱-۴۲ ۱۷. FORMAN, A.J. et al. ۱۹۸۳. Detection of rinderpest antigen by agar-gel diffusion and counter-immunoelectrophoresis. Trop. Anim. Hlth Prod., ۱۵: ۸۳-۸۵. ۱۸. WHITE, G. ۱۹۵۸. A Specific diffusible antigen of rinderpest virus demonstrated by the agar double-diffusion precipitation reaction. Nature, ۱۸۱:۱۴۰۹. ۱۹. BANSAL, R.P. et al. ۱۹۸۱. Quick diagnosis of rinderpest by detection of antigen by counter-immunoelectrophoresis. Indian J. Anim. Sci., ۵۳:۱۳۹-۱۴۲. ۲۰. MUSHI, E.Z. et al. ۱۹۸۴. Detection of rinderpest virus antigen in ocular and nasal secretions by immunofluorescence. Trop. Vet., ۲: ۱۱-۱۴. ۲۱. ROSSITER, P.B., and JESSETT, D.M. ۱۹۸۲. Detection of rinderpest virus antigen in vitro and in vivo by direct immunofluorescence. Res. Vet. Sci., ۳۳:۱۹۸-۲۰۴. ۲۲. KRISHNASWAMY, S. ۱۹۸۱. The use of the direct immunoperoxidase test to detect the multiplication of rinderpest virus in bovine kidney cell culture. Vet. Microbiol., ۶:۲۳-۲۹. ۲۳. SELVAKKUMAR, R. et al. ۱۹۸۱. Immunoperoxidase technique in the diagnosis of rinderpest. Cheiron, ۱۰:۱۳۷-۱۳۹. ۲۴. WARMWAYI, H.M. et al. ۱۹۹۱. Confirmation of rinderpest in experimentally and naturally infected cattle using micro-titre techniques. Trop. Anim. Hlth. Prod., ۲۳:۱۷-۲۱. ۲۵. ROSSITER, P.B., and JESSETT, D.M. ۱۹۸۲. Microtiter techniques for the assay of rinderpest virus and neutralizing antibody. Res. Vet. Sci.,۳۲:۲۵۳-۲۵۶. ۲۸. PLOWRIGHT, W. ۱۹۸۴. The Duration of immunity in cattle following inoculation of rinderpest cell culture vaccine. J. Hyg. Camb., ۹۲: ۲۸۵-۲۹۶. ۲۹. WAFULA, J.S., and WARMWAYI, H.M. ۱۹۸۹. Some factors which could cause rinderpest vaccination failure in cattle. Bull. Anim. Hlth. Prod. Afr., ۳۷:۲۵۱-۲۵۴. ۳۰. GIBBS, E.P. et al. ۱۹۷۹. Classification of peste des petits ruminants virus as the fourth member of the Genus Morbillivirus. Intervirol. ۱۱:۲۶۸-۲۷۴. ۳۱. HAMDY, F.M. et al. ۱۹۷۶. Etiology of the stomatitis pneumonitis complex of Nigerian dwarf goats. Can. J. Comp. Med., ۴۰:۲۷۶-۲۸۴. ۳۲. RAMACHANDRAN, S., and SCOTT, G.R. ۱۹۸۵. Potency of reconstituted rinderpest vaccine. Indian vet. J., ۶۲:۳۳۵-۳۳۶. ۳۳. MARINER, J.C. et al. ۱۹۹۰. The Serological response to a thermostable vero cell-adapted rinderpest vaccine under field conditions in Niger. Vet. Microbiol., ۲۲:۱۱۹-۱۲۷. ۳۴. YILMA, T. et al. ۱۹۸۸. Protection of cattle against rinderpest with infectious vaccina virus recombinant expressing the HA or F gene. Science, ۲۴۲: ۱۰۵۸. ۳۵. BELSHAM, E.C. et al. ۱۹۸۹. Immune response and protection of cattle and pigs generated by a vaccina virus recombinant expressing the F-protein of rinderpest virus. Vet. Rec., pp. ۶۵۵

ترجمه و تدوین : دکتر سید مجتبی جعفری صادقی
اداره کل دامپزشکی استان فارس

تعریف : طاعون گاوی (Rinderpest) RP یک بیماری ویروسی واگیردار است که درگاو و گاو میش اهلی وبعضی حیوانات وحشی بوجود میآید . این بیماری با تب زخمهای دهانی اسهال و نکروز غدد لنفاوی و مرگ ومیر زیاد مشخص میشود ظاهر میشود. علت شناسی(سبب شناسی)Etiologyویروس طاعون گاوی تنها ویروس دارایRNA تک رشته ای است از خانواده بارا میکسوویریده ازجنس موربیلوویروس هاست. این ویروس با ویروسهای : دیستمپر وسرخک انسان وطاعون نشخوارکنندگان کوچک و موربیلو ویروس پستانداران دریائی وابستگی ایمنی دارند. ویروس طاعون گاوی فقط یک سروتیپ دارد ولی ویروس مزرعه ( وحشی ) آن واگیری شدید وگسترده ای دارد که بآسانی به دامهای حساس منتقل میشود. ویروس طاعون گاوی در مقابل نورآفتاب حساس است و از بین میرود بنابراین بایستی واکسن های تولیدی در شیشه های تاریک قهوه ای رنگ نگهداری شوند . این ویروس در لایه های خونی نازک بعد از دو ساعت غیر فعال میشود. در رطوبت بالا و یا خشکی سریعا" غیر فعال میشود. در مقابل حرارت حساس است بنابراین در زمان لیوفیلیزه و حل شدن ویروس ها بایستی در شرایط خنک نگهداری شوند . درصورتیکه و-اکسن لیوفیلزه برای مدت طولانی ذخیره میشود در ۲۰- درجه سانتیگراد بایستی نگهداری شود از شرایط مهم نگهداری واکسن است که میتوان آنرا تا چند سال نگهداری کرد . واکسن در آب خالص پتاسیل خود را سریعا" از دست میدهد برای نگهداری واکسن بایستی از سرم فیزیولوژی یا محلول ۹ در هزار نمک استفاده کرد در محلولهای مولاریون سولفات متراکم پایداری ومقاومت ویروس در مقابل حرارت بیشتر میشود.
● طرز انتقال طاعون گاوی در سال ۱۷۵۴ بعنوان یک بیماری واگیردار شناخته شد درآن زمان ترشحات محتوی جرم ویروسی را در دامهای ألوده با شکاف دادن زیر غبغب دام تزریق می کردند . برای بدست آوردن ویروس در سال ۱۸۹۹ یا تسویه ترشحات از جرم میکروبی از ترشحات دامهای آلوده ویروس تهیه می کردندو به گله ها برای یکبار تزریق میشد یک یا دو روز قبل از مشاهده علائم کلینیکی پارتیکل ویروسی به مقدار زیادی از ترشحات ومدفوع خارج میشود و ۸تا ۹ روز بعد ار مشاهده علائم کلینیکی مقدار زیادی ویروس در این ترشحات ومواد خروجی از بدن وجود دارد. ویروس بطور مستقیم یا غیر مستقیم توسط دام آلوده یا لباس کارگران درتماس با دام آلوده ووسائل ویا ازطریق کود و آب پخش میشود . انتقال وپخش ویروس بوسیله باد و هوا به فاصله زیاد ثابت نشده ولی در فاصله کم از طریق باد وهوا نیز ویروس منتقل میشود . در ‌آفریقا بیشتر واگیریها توسط کوچ گله های گاو آلوده در مناطقیکه بدنبال آب و علف بوده اند ایجاد میشده این گله های آلوده فاصله های زیادی را درافریقا طی میکنند ( مثل گوسفند وبز عشایری در ایران ) گسترش بیماری در آفریقا از این طریق میباشد تنها سروتیپ ویروس که وجود دارد برای تهیه واکسن برای پیشگیری و نجات دامهای حساس استفاده میشود. انتقال بیماری در دامها بصورت عمودی ( Vertical) نیست . همچنین توسط بند پایان انتقال نمی یابد (Noarthropodvector) بنابراین براحتی میتوان بیماری را ریشه کن کرد و ویروس را از بین برد. (Strainfield) با سویه ویروس مزرعه دارای مدت زیادی است بطوریکه سبب واگیری وشیوع شدید در دامهای حساس میشود وموجب مرگ ومیر زیاد میگردد . سویه دیگر ‌آن بنام (Milder Strain) تمایل به باقیماندن در ناحیه ‌آلوده دارد وآنهم بعلت عدم شناخته شدن بیماری است که علائم ظاهری ندارد مگر باسرولوژی رل میزبان های مختلف در تداوم ویروس وبیماری در گله اهمیت دارد این میزبانها عبارتند: گاو گاو میش اهلی که حساسیت شدیدی در مقابل ویروس دارند. گوسفند و بز که تا مدتی ویروس را نگهداری میکند اما آلودگی ندارد وتنها با سرولوژی میتوان وجود ویروس را درگله مشخص کرد بعضا" علائم تحت درماتگاهی نیز دارند ولی بیماری را به سایر حیوانات منتقل نمیکنند . در هندوستان زمانیکه باساژ آلودگی به مقدار کم برای تهیه واکسن داده اند بیماری را به بوفالو اهلی منتقل میکنند. خوک و خوک پشت خمیده در تایلند وجزیره مالی بطور طبیعی به بیماری طاعون گاوی مبتلا میشوند وتلفات میدهند . خوک اروپائی نیز به بیماری مبتلا میشود وبراثر خوردن گوشت وفرآورده های خام ، خوک وسایر دامها آلوده میشوند و بیماری را ار این طریق به گله های گاو منتقل میکنند اغلب حیوانات وحشی واهلی زوج سم به بیماری مبتلا میشوند .
● پخش جغرافیائی بیماری ویروس طاعون گاوی در حال حاضر در هندوستان خاور نزدیک صحرای آفریقا وآنگولا حضوردارد . دامهای حساس شدید در آفریقا بوفالو گوزن وحشی . زرافه . گاوکوهان دار بزکوهی وگاو کوهی . دامهای با حساسیت کمتر : کرگدن وآهو. دامهای وحشی انگولا بوسیله گله گاوها آلوده میشوند و همین دامهای وحشی آلوده سبب آلودکی گاو های دیگرمیشوند بنابراین در صورت عدم وجود طاعون گاوی در گاوها باعث میشود بیماری در طبیعت از بین برود.
● دوره کمون دوره کمون بیماری بستگی به سویه (Strain) ویروس مقدار ویروس ، راه ورود ویروس و نحوه درمعرض قرار گرفتن دام در مقابل بیماری متفاوت است از سه تا ۱۵ روز ولی معمولا" ۴ تا ۵ روز است.
● علائم کلینیکی بروز علائم کلینیکی نیز بستگی به Strain ویروس Field یا Milder وپایداری دام وحالات فیزیولوژیک در مقابل ‌آلودگی دارو بصور ت های فوق حاد . حاد وملایم (Mild) ظاهر میشود . فرم فوق حاد : این فرم در دامهای جوان حساس دیده میشود که فقط با تب ۴۱-۴۰ درجه دیده میشود وبعد از ۲ تا ۳ روز منجر به مرگ میشود . بعضا" تجمع موکوس در اعضاء دیده میشود. فرم حاد: فرم کلاسیک بیماری است و به این شرح پیشرفت میکند ابتدا ترشحات بینی وچشم همراه با مقدار کمی ویروس قبل از تب دارد .سپس تب F۱۰۶-۱۰۴ یا ۱/۴۱-۴۰ درجه سانتیکراد. 

بینی وچشم ترشحات موکوسی میشود در این حالت لوکوپنی . بی اشتهائی ، بی حالی وپوزه خشک است . ۹۲ و ۹۳: FIG بعدا" تب کاهش می یابد ومیزان ویروس خون وترشحات کاهش می یابد اسهال آبکی یا خونی یا هردو حالت و FIG دهیدراسیون وخشکی پوست لاغری و از پا افتادن دام ودر نهایت مرگ بعد از ۶ تا ۱۲ روز.
● جراحات جراحات زبان: دردام بیمار متفاوت است بعضی بطور مجزا وبعضی بخوبی با جراحات دیگر جمع شده است . جراحات زبانی با کانونهای خاکستری کوچک شروع میشود سپس بهم دیگر میپیوندند .اپتیلیوم نکروتیک وخاکستری سپس زخم مشاهده میشود وقرمز رنگ و خراشیده میشود. دهان: جراحات برروی لثه ها لب ها وقسمت های نرم و سخت گام . گونه وپایه زبان بوجود میاید . جراحات اولیه نکروتیک وخاکستری باندازه سرسنجاق است سپس یهم میپیوندند وقرمز رنگ وخراشیده وتکه تکه میشوند . مری : دارای نکروزهای قهوه ای و یا لکه های خراشیده. نگاری : شکمبه و هزارلا دارای جراحات کم. شیردان : ادم دار وگرفتگی دارد. روده کوچک: بخصوص در قسمتهای انتهائی ژژنوم جراحات نکروزی بخصوص در پلاکهای پایر و غددلنفاوی ناحیه ایلیاک نکرونیک . مواد داخل روده بهم چسبیده وموکوس دار اپینلیوم این نواحی نکروتیک است . راست روده : قولون دارای دیواره ادمی ودارای خون ولخته های خونی همراه با موکوس است جراحات دراین ناحیه شدید است . دیواره ها متورم همراه با جراحات ومجتمع موکوس وجراحات برجسته ای در سکوم بهم متصل شده ودارای مرزهائی ازلبه موکوس و راه راه که دراصطلاح به هاشور ببری با پوست ببری یا خطوط گورخری Zebraline نامیده میشود. FIG کبد: ممکن است دارای نقطه های خونریزی همراه با لخته های خون درکیسه صفرا باشد.FIG۹۹ ریه : ممکن است آمفبزمی متراکم ودارای نواحی پنومونی باشد.
● تشخیص تشخیص نوع طاعون گاوی FIELD در همه سنین ممکن است مشاهده شود زمانیکه شکل حاد بیماری همراه با تب وعلائم کلینیکی وجراحات همراه با شد آسان است در ایتصورت بایستی کلیه دامها و همه سنها را بازرسی ومعاینه کرد. وآنرا از بیماری BVD.MD که معمولا" در سن ۴ تا ۲۴ ماه اتفاق می افتد تفکیک کرد .
● نمونه های آزمایشگاهی زمانیکه تب از بین میرود و یا اسهال متوقف میشود میزان ویروس درترشحات وخون ومدفوع کاهش می یابد برای دنبال کردن ویروسی بایستی زمانیکه تب بالاست از دام زنده نمونه جمع آوری کرد در اینجا میتوان خون هپاریته در کنار یخ برای جداسازی ویروس تهیه کرد. ازبافتهای نکروتیک وجراحات وسواپ تهیه شده از ترشحات وغدد لنفاوی سطحی نیزمیتوان ویروس جدا کرد( برای تهیه غدد لنفاوی میتوان بیوپسی یا آسپیره کرد.) این نمو نهٔ ها بایستی در کنار یخ ارسال شود.بعد از پایان تب منحصرا" میتوان خون را برای تهیه سرم برای سرولوژی و میزان تیتر آنتی بادی اقدام کرد نمونه های مناسب برای جداسازی ویروس زمانی است که دام را درتب بالا ذبح کرد وغددلنفائی تانسیل طحال وعدد لنفاوی مزانیژیک در کنا یخ نگهداری وسریعا" ظرف ۱۲ تا ۲۴ ساعت ارسال کرد . نبایستی این نمونه ها منجمد شوند . از منجمد کردن نمونه ها خودداری شود. جراحات بافتی را نیز میتوان در فرمالین ۱۰ درصد جهت تائید پاتولوژی نگهداری کرد.
● تشخیص آزمایشگاهی بهترین تشخیص جداسازی ویروس وشناسائی آن است لیکن از طریق سرولوژی وتعیین تیتر آنتی بادی نیز میتوان بوجود آلودگی ناشی از درگیری با ویروس مشخص کرد.
● تشخیص تفریقی بیماری بایستی از FMD.وMCFوIBRوBVD-MD وVS.سالمونلوزیس وپاراتوبرکولوزیس ومسمومیت تشخیص داده شود.
● واکسیناسیون واکسنهای زیر در دنیا مصرف میشود.نوع خرگوشی در چین وکره ، نوع پرنده ای خرگوشی در کره . نوع عادت داده شده به بز در هند . و کشت سلولی آداپته شده در افریقاو خاورمیانه و هند(TCRV) . (Tissue calture rinder pest vaccine) یک واکسن تجربی از ژنوم FوH ویروس طاعون گاوی کاهش مدت یافته جدا شده که در دست تهیه وتولید است.

درحال حاضر دو نوع واکسن از سال ۱۹۹۶ در دنیا مصرف میشود یک عادت داده شده به بزو دیگری کشت بافت سلولی عادت داده شده (TCRV) واکسن عادت داده شده به بز ویروس رقیق شده است که اغلب ایجاد بیماری می کند یا مقدار ویروس کافی نیست وبطور تاخیری بیماری ایجاد میکند و مقاومت مادری کمی برای گوساله باقی میگذارد.واکسن رقیق شده کشت بافت سلولی در سال ۱۹۶۰ در پلورایت کنیا توسعه یافته وتولید شده است این واکسن واکسن سالم (SAFTY) برای انواع دامهای حساس به بیماری است وایجاد ایمنی طولاتی تا حدود ۷ سال می کند. در مناطق آندمیک به کلیه گله های گاو بایستی تزریق شود. کلسترال(ایمنی مادری)درابن دامها در مناطق اندمیک متفاوت است گاهی تا ۱۱ تا ۱۲ ماهگی ایمنی وجود دارد لکن تا سه سالگی بایستی به گوساله ها همه ساله واکسن تزریق شود.. یکی از مشکلات واکسن کشت سلولی نگهداری وپایداری واکسن لیوفیلتره در شرایط زنجیره سرد است و تا زمان مصرف بایستی در۲۰- نگهداری شود . که حمل در فاصله های زیاد ونگهداری طولانی گران تمام میشود . درغیر اینصورت واکسن ماندنی نیست ودرواکسیناسیون دامها ایمنی ایجاد نمی شود. اخیرا" در سال ۱۹۹۰ در تحقیقاتی که درپلوم ایسلند انجام شده نوع واکسن لیوفیلتره دارای پایداری مقاومت بیشتر تهیه شده که با تسهیلات مناسب به افریقا حمل میشود . بطور تجربی: واکسن قابل انتقال طاعون گاوی((VACCINA .VECTOR- که گله گاوها را در مقابل تزریق با Challenge ویروس طاعون گاوی محافظت میکند تهیه شده این نوع واکسن درحال تجربه و آ‌زمایش در مزارع است . این واکسن مفید برای " برنامه ریشه کنی است . ایمنی که این واکسن وکتور میدهد قابل تفکیک از ایمنی است که دراثر آ‌لودگی با ویروس در حیوانات زنده تولید میشود واکسن قادر است درمقابله بیماری در پایان ریشه کنی ایمنی مناسب بدهد بطوریکه گله ها بدون بیماری طاعون گاوی و وجود ویروس زنده طاعون گاوی داشنه باشیم. ● کنترل وریشه کنی کشورهائیکه عاری از بیماری طاعون گاوی هستند بایستی از ورود دامهای حساس وفرآ‌ورده های خام دامی ( گوشت) از کشورهای مناطق آ‌لوده یا دامهای واکسنیه شده جلوگیری کنند.. دامهای بهبود یافته carrier وعامل انتقال بیماری نیستند وسرولوژی خوبی دارند ولی در شرایط قرنطینه مناسب میتوان خوک نشخوارکنندگان را وارد کرد. اگر بیماری در یک ناحیه اتفاق افتد بایستی ‌آنجا را قرنطینه کرد ودامهای ‌آلوده ودرمعرض ‌آلوده را کشتار و سوزانده یا دفن کرد وبطور حلقه ای تا کانون بیماری واکسینه کرد. تجربه نشان داده است که ویروس قابل انتقال از طریق جنین نیست (noverticalvector) وتکنولوژی تهیه جنین و انتقال جنین درصورتیکه شرایطOIE رعایت شود اجازه ورود جنین داده میشود. درکشورهای پرخطر که محل دادوستد دام وتجارت دام هستند وشرایط جغرافیائی وابسته به کشورهای آلوده دارند بایستی دامهای حساس آنها واکسینه شوند . وقبل از ورود دام گله های ورودی وگله های بومی هردو واکسینه شوند.در موقع شیوع بیماری بایستی آن ناحیه قرنطینه کرده وبصورت حلقه ای واکسیناسیون انجام شود. در کشورهائیکه بیماری بومی ( آندمیک) شده است کلیه دامهای حساس بومی واکسینه میشوند وتازماینکه تیترواکسن نامشخص است توصیه میشود حداقل بمدت ۴ سال واکسیناسیون دامها ادامه داشته باشد همچتین واکسیناسیون گوساله ها تا سن ۳ سالگی ادامه داشته باشد درمناطق آندمیک کود ومواد زائد آلوده بایستی قرنطینه شود و با مجوز از منطقه خارج شود. حیوانات وحشی . گوسفند و بزتحت مراقبت سرولوژی باشند. سرولوژی گوسفند و بزکار را پیچیده می کند بخصوص زمانیکه از واکسن طاعون گاوی برا ی بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک استفاد می شود.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



شبیه سازی

نویسنده: جواد نصرتی
پارس بیولوژی

شبیه سازی باز تولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار كم است. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و كوچكترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اكثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یك باره می میرند . شبیه سازی باز تولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار كم است. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و كوچكترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اكثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یك باره می میرند . شبیه سازی(cloning)یكی از پیشرفته ترین دست یافته های بشر در زمینه علم پزشكی و مهندسی ژنتیك است كه هر مرحله پیشرفت آن جنجال های بسیار زیادی را به همراه دارد. صرف نظر از پیامدهای اخلاقی شبیه سازی كه در این مجال مورد بحث ما نیست، در این مقاله سعی شده است بیشتر به خود شبیه سازی و روش های آن پرداخته شود. روش هایی كه شبیه سازی انسان فقط بخشی از آنهاست و حوزه بسیار گسترده ای را شامل می شود. امكان شبیه سازی انسان زمانی مطرح شد كه دانشمندان اسكاتلندی در مؤسسه روسلین، (دالی) را تولید كردند.(دالی) كه به (دالی گوسفنده )شهرت داشت گوسفندی بود كه تولید آن در سراسر دنیا با عكس العمل های متفاوتی از لحاظ علمی و اخلاقی مواجه شد. این كار كه در سال ۱۹۹۷ از سوی مجله نیچر به عنوان مهم ترین تحقیق علمی سال برگزیده شد، در كنار نگرانی های اخلاقی بسیار زیادی كه در برداشت- چه از سوی علمای مسیحیت و اسلام و چه از سوی مقامات كشورهای مختلف- افق جدیدی در علم ژنتیك پیش روی دانشمندان گشود و امیدواری های زیادی برای بهبود زندگی بشر ایجاد كرد. به دلیل حساسیتی كه تولید دالی در برداشت، رسانه ها توجه خاصی به پدیده شبیه سازی نشان دادند، اما این نوع شبیه سازی تنها یك نوع خاص از چندین روش شبیه سازی موجود در علم پزشكی و ژنتیك است كه به شبیه سازی بازتولیدی مشهور است. علاوه بر این نوع شبیه سازی، چند نوع دیگر شبیه سازی هم وجود دارد كه می توان از آن ها علاوه بر باز تولید یك ارگانیزم خاص در انجام دیگر تحقیقات پزشكی هم استفاده كرد.
در این مقاله به طور كلی در مورد سه نوع شبیه سازی بحث خواهیم كرد:
 ۱ - شبیه سازی دی ان ای یا فناوری دی ان ای باز تركیب شده ۲ - شبیه سازی باز تولیدی ۳ - شبیه سازی درمانی

●فناوری دی ان ای باز تركیب شده در این قسمت می توان فناوری دی ان ای باز تركیب شده، شبیه سازی دی ان ای، شبیه سازی مولكولی یا شبیه سازی ژنی را در كنار هم دسته بندی كرد، چون همه از یك پروسه مشترك پیروی می كنند. انتقال دستواره (تكه ای از دی ان ای اصلی كه برای تكثیر از آن جدا می شود) از یك ارگانیزم به یك عنصر ژنتیك خود همانندساز مانند پلازمید باكتریایی. دانشمندانی كه بر روی یك ژن خاص كار می كنند معمولاً از پلازمید باكتریایی برای تولید كپی های چند گانه همان ژن استفاده می كنند. پلازمیدها كروموزوم های اضافی خود همانندساز مولكول دایره ای دی ان ای هستند كه جدا از ژنوم های معمولی باكتریایی هستند. پلازمیدها و دیگر گونه های ناقل شبیه سازی، توسط محققان ژنوم انسان برای تكثیر ژن ها و دیگر تكه های كروموزوم كه مواد شناسایی كافی برای تحقیق بیشتر تولید می كنند استفاده می شوند. برای شبیه سازی یك ژن، یك تكه از دی ان ای كه ژن مورد نظر را شامل می شود از دی ان ای كروموزومی توسط آنزیم های محدود كننده جدا می شود و سپس با یك پلازمید كه توسط همان آنزیم های محدود كننده جدا شده است، تركیب می شود. هنگامی كه یك تكه از دی ان ای كروموزومی به ناقل شبیه سازی در آزمایشگاه وصل می شود، به آن مولكول دی ان ای بازتركیب شده گفته می شود. با انتقال این مولكول به سلول میزبان مناسب، دی ان ای باز تركیب شده در كنار دی ان ای سلول میزبان باز تولید می شود. شبیه سازی باز تولیدی شبیه سازی بازتولیدی فناوری است برای تولید یك حیوان كه از همان هسته دی ان ای بهره می برد كه حیوانی دیگر در همان زمان یا پیش از آن، آن هسته دی ان ای را داشته یا دارد. دالی گوسفند معروف اسكاتلندی ها با همین روش شبیه سازی شده بود. در این پروسه كه انتقال هسته سلول تكثیر شونده نام دارد، دانشمندان مواد ژنتیك هسته یك سلول بالغ اهدا كننده را به یك تخم كه هسته و همین طور مواد ژنتیك آن جدا شده اند منتقل می كنند. این تخم كه دی ان ای یك سلول اهدا كننده را در خود دارد باید با جریان های شیمیایی یا الكتریكی مراقبت شود تا برای تقسیمات سلولی تحریك شود. هنگامی كه جنین شبیه سازی شده به سطح مناسبی از پیشرفت می رسد به رحم یك میزبان مؤنث منتقل می شود جایی كه تا تولد به پیشرفت خود ادامه می دهد. موجودی كه با روش انتقال هسته تولید می شود، نمونه شبیه سازی شده واقعی حیوان اهدا كننده نیست و فقط دی ان ای كروموزومی و هسته ای آن همانند حیوان اهدا كننده است. در این زمینه موفقیت پروژه دالی بسیار چشمگیر است چرا كه اثبات كرد مواد ژنتیك یك سلول بالغ می توانند برای تولید یك ارگانیزم جدید كامل مورد استفاده قرار گیرند. پیش از این دانشمندان بالاتفاق تصور می كردند هنگامی كه سلولی به كبد، قلب، استخوان یا هر نوع دیگری از بافت های بدن تخصیص داده می شود، دیگر استفاده از آنها در بافت های دیگر امكان ندارد و دیگر ژن هایی كه در سلول بودند و نیازی به آنها نبود غیرفعال می شوند. برخی محققین براین باورند كه اشتباه یا كامل انجام ندادن پروسه باز برنامه ریزی، سبب مرگ، نقص عضو و معلولیت حیوانات شبیه سازی شده خواهد شد.

●شبیه سازی درمانی این شبیه سازی كه به شبیه سازی جنینی هم معروف است در واقع تولید جنین های انسانی برای استفاده در تحقیقات است. هدف از انجام این شبیه سازی تولید انسان های شبیه سازی شده نیست، بلكه هدف كشت سلول هایی است كه می توانند در تحقیقات پیشبردی انسان و همچنین درمان بیماری ها مورد استفاده قرار گیرند. این سلول ها برای محققان بیومكانیك بسیار با اهمیت هستند برای این كه می توان از آن ها برای تولید هر نوع سلولی كه در بدن انسان وجود دارد استفاده كرد. این سلول ها پس از گذشت ۵ روز از تقسیم تخم، از آن استخراج می شوند. پروسه استخراج باعث از بین رفتن جنین می شود كه این مسأله نگرانی های اخلاقی فراوانی را در پی دارد. محققان امیدوارند روزی این سلول های ساختگی، جایگزین مناسبی برای سلول هایی شوند كه بر اثر بیماری هایی نظیر آلزایمر، سرطان و... از بین رفته اند. پس از آشنایی جزیی با روش های مختلف شبیه سازی، این سؤال مطرح می شود كه اصلاً چرا انسان باید شبیه سازی شود؟ و یا این كه آیا تا به حال هیچ انسانی شبیه سازی شده است؟ در مورد شبیه سازی انسان باید گفت كه تا به حال هیچ انسانی از كشت سلول های یك انسان دیگر تولید نشده است. اما در مورد این كه چرا انسان باید شبیه سازی شود، این گروه از دانشمندان موارد ذیل را ذكر می كنند. یكی از كاربردهای شبیه سازی می تواند برای زوج ناباروری اتفاق بیفتد كه تمایل بسیار زیادی به بچه دارند. این بچه كه از یكی از والدین شبیه سازی می شود، مسلماً در دوران كودكی فشارهای فیزیولوژیكی بسیار زیادی را متحمل خواهد شد. كاربرد دیگر شبیه سازی می تواند شبیه سازی استعدادهای بشری برای چند نسل باشد. مثلاً می توان با استفاده از دی ان ای اینشتین، وی را شبیه سازی كرد، اما هیچ تضمینی نیست كه اینشتین جدید همانند آلبرت با هوش ما همان راهی را برگزیند كه اینشتین به خاطر آن به شهرت رسیده است. یكی دیگر از موارد شبیه سازی، تولید جنین های تحقیقاتی است كه پیش تر بدان اشاره شد. با همه علاقه ای كه بشر به شبیه سازی دارد، این پدیده دارای خطرات و ایراداتی است كه به صورت مختصر به آنها اشاره خواهد شد. شبیه سازی باز تولیدی بسیار گران است و امید انجام مطلوب آن بسیار كم است. نزدیك به ۹۰ درصد اقدام های شبیه سازی در این زمینه به نتیجه نمی رسند و برای انجام یك شبیه سازی موفق، باید نزدیك به ۱۰۰ بار انتقال هسته ای صورت گیرد و در همین یك مورد موفق هم، حیوان شبیه سازی شده نسبت به عفونت ها بسیار غیرمقاوم است. نمونه آن هم دالی بود كه بر اثر عفونت ریه مرد. علاوه برآن رشد تومورها در آن به سرعت انجام می شود و كوچكترین بیماری برای این نوع حیوانات، می تواند منجر به مرگ شود. اكثر این حیوانات رشد غیرطبیعی دارند و گاه به دلایل نامشخص به یك باره می میرند. از میان حیواناتی كه تاكنون شبیه سازی شده اند، می توان به گوسفند ها، موش ها، گاو ها و حیوانات خانگی از قبیل گربه اشاره كرد. اما یكی از وسوسه انگیزترین شبیه سازی ها، شبیه سازی حیوانات ما قبل تاریخ مانند دایناسورها است، بدین ترتیب كه با استفاده از دی ان ای بازمانده از آنها در سنگواره ها، آن ها را شبیه سازی كرد. هنگامی كه این فرضیه مطرح شد، موافقت ها و مخالفت های زیادی با آن شد، اما این التهابات به زودی فروكش كرد، چون این موجودات بیش از ۶۵ میلیون سال پیش از بین رفته اند و این در حالی است كه دی ان ای، فقط ۱۰ هزار سال عمر می كند. نظریه بعدی شبیه سازی ماموت ها بود كه كمتر از ۱۰ هزار سال پیش زندگی می كرده اند. با این حال پیدا كردن دی ان ای مناسب ماموت ها غیرممكن به نظر می رسد. با این تفاسیر شبیه سازی موجودات منقرض شده فعلاً امكان ناپذیر است. البته شاید روزی فرزندان شبیه سازی شده دانشمندان امروزی بتوانند دایناسورها را هم اهلی كنند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مارگزیدگی

دانشگاه علوم‌پزشکی بوشهر

مارگزیدگی گزش توسط مار می تواند از یک زخم سوراخ مانند کوچک و ساده تا بیماری تهدید کننده حیات و مرگ را باعث شود. همیشه باید این نکته را مد نظر داشت که علائم اولیه متعاقب گزش می توانند گمراه کننده باشند و گاهی قربانی در حالیکه علائم قابل توجه اولیه ندارد،ناگهان بطرف شوک و مشکلات تنفسی سوق پیدا می کند.
تخمین زده می شود که سالانه ۵ میلیون مارگزیدگی در سراسر جهان اتفاق می افتد که مسؤل ۰۰۰/۱۲۵ مرگ در طول سال می باشد، مارگزیدگی خصوصاً در مناطق گرمسیری و نواحی که قطب کشاورزی است بوفور دیده می شود، زیرا در این مناطق تعداد زیادی مار در همزیستی با انسان بسر می برند. برخلاف شهرت بدی که مارها در حمله به انسان دارند، باید دانست که اکثریت مارها بیش از آنچه شما از آنها می ترسید از شما می ترسند و فقط چند گونه مثل شاه کبری (King Cobra) و (Black mambas که نوعی مار افریقایی است ) بدون اینکه تحریک شوند گاهی به سمت انسان حمله می کنند. مارها جانورانی گوشتخوار و خونسرد هستند و در دمای ۳۲-۲۵ درجه در فعالترین حالت خود بسر می برند و در هوای سرد نمی توانند خود را فعال نگه دارند. غذای مارها، حشرات، پرندگان، پستانداران کوچک، سایر خزندگان و حتی سایر مارها می باشند. از حدود ۳۰۰۰ گونه مار در سطح جهان فقط ۴۰۰ گونه آنها سمی بوده ولی فقط اینها برای انسان خطرناک نیستند چون بعضی از مارهای غیرسمی شکار خود را با پیچیدن به دور قفسه سینه جاندار و اعمال فشار و انقباض و شکستن قفسه سینه حیوان که باعث جلوگیری از تنفس جاندار و یا ایجاد ایست قلبی می شود، در دام می اندازند. بعضی از مارها هم پس از بدام انداختن شکار و بدندان گرفتن آنها، شکار را بطور کامل می بلعند. سم مار در حقیقت نوع تغییر یافته بزاق دهان مار است که از غدد بزاقی تغییر یافته برای این کار تولید می شود و از طریق دندانهای توخالی جلوی دهان مار به بدن جاندار تزریق می گردند. سم مار احتمالاً کمک به هضم شیمیائی بدن شکار نیز می کند.. در سم مار تعداد زیادی مواد شیمیایی وجود دارد که هر کدام به قسمتی از بدن جاندار آسیب می رساند و بطور خلاصه این مواد شیمیائی به ۴ دسته تقسیم می شوند. ۱- سموم سلولی (Cytotoxins ) : که باعث آسیب موضعی بافت در محل گزش می شوند. ۲- سموم خونی ( Hemotoxins ) : باعث خونریزی داخلی می شوند. ۳- سموم عصبی ( Neurotoxins ) : روی سیستم عصبی اثر می گذارند. ۴- سموم قلبی (Cardiotoxins ) : مستقیماً قلب را تحت تأثیر قرار می دهند.
● دو خانواده بزرگ مارها مسوؤل اکثر موارد مارگزیدگی می باشند. ۱. خانواده الاپیده( Elapidae ) که شامل مار کبری (Cobra) و mambas (نوعی مار افریقایی) و مار مرجانی (snake Coral) می باشند. ۲. خانواده کروتالیده( Crotalidae) که شامل انواع افعی ها مثل: مار زنگی(Rattle snake ) و افعی های سر خنجری (Lance-headed viper ) و غیره می باشند.
● علائم و نشانه های بیمار مار گزیده: گزش توسط مار می تواند از یک زخم سوراخ مانند کوچک و ساده تا بیماری تهدید کننده حیات و مرگ را باعث شود. همیشه باید این نکته را مد نظر داشت که علائم اولیه متعاقب گزش می توانند گمراه کننده باشند و گاهی قربانی در حالیکه علائم قابل توجه اولیه ندارد،ناگهان بطرف شوک و مشکلات تنفسی سوق پیدا می کند.
● علائم مارگزیدگی را می توان به ۵ دسته تقسیم کرد: ۱. اثرات موضعی: گزش توسط افعی ها و بعضی مارهای خانواد کبری می تواند دردناک باشد که اکثراً با تورم شدید و ایجاد خونریزی های موضعی در ناحیه گزش همراه است. البته در مورد بعضی از مارهای کبری این اثر موضعی آنقدر شدید است که بافت اطراف محل گزش دچار مرگ و نابودی می شود. ۲. خونریزی: خصوصاً افعی ها و بعضی از مارهای خانواده الاپیده می توانند باعث ایجاد خونریزی در اعضای داخلی مثل روده ها و حتی خونریزی مغزی شوند. گاهی خونریزی از محل گزش بوده و یا فرد از دهان و زخمهای قدیمی خود دچار خونریزی خودبخود می شود که اگر به این موضوع توجه نشود بیمار بطرف شوک و حتی مرگ می رود. ۳. اثرات سیستم عصبی: خصوصاً مارهای گروه الاپیده و بعضی مارهای دریائی می توانند مستقیماً روی سیستم عصبی اثر کنند. خصوصاً مارهای Cobra و mamba که از طریق عصبی باعث فلج عظلات تنفسی شده که اگر درمان نشود می تواند سریعاً کشنده باشد. علاوه بر آن مارها با اثر روی سیستم عصبی می تواند باعث مشکلات بینائی، اختلالات گفتاری و مشکلات حسی مثل حالت گز گز و مورمور( Numbness) شود. ۴. مرگ عضلانی : سم بعضی از مارها مثل افعی راسل ( Russell’s viper ) ، مارهای دریائی و بعضی مارهای خانواده الاپیده استرالیائی می توانند مستقیماً باعث مرگ عضلات در چندین نقطه بدن شوند. قطعات مرده سلولی نیز می توانند وارد جریان خون شده و به کلیه رسیده و باعث مسدود شدن سیستم کلیوی شوند، که بعنوان صافی و تصفیه کننده خون عمل می کنند، که این خود می تواند باعث نارسائی کلیوی شود. ۵. اثر روی چشم : بعضی از مارها مثل مار کبری می توانند زهر خود را بطرف چشمان قربانی پرتاب کرده با پاشیده شدن سم روی چشم باعث درد و آسیب به این اندام حساس شوند.

● چه موقع باید بدنبال مراقبتهای پزشکی بود. هر قربانی مار گزیدگی باید در بخش اورژانس بیمارستان بستری شود، مگر اینکه مار از نوع غیر سمی تشخیص داده شود. اشتباه در شناسائی مار بعنوان غیرسمی می تواند یک خطای بزرگ و غیر قابل جبران باشد. البته اگر نوع مار غیرسمی تشخیص داده شد بیمار احتیاج به مراقبت از ناحیه زخم خود داشته و علاوه بر آن اگر در طول ۵ سال گذشته واکسن یادآور کزاز تزریق نکرده، باید این واکسن را نیز تزریق کند، ولی با توجه به اینکه مارها باعث بیماری هاری نمی شوند، گزش توسط مار نیازی به انجام اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از هاری ندارد.

● درمان مارگزیدگی الف : اقدامات اولیه در محل حادثه یا منزل ۱. پس از گزش توسط مار ، اولین اقدام جلوگیری از گزش ثانویه همان فرد یا گزش افراد دیگر است . بیاد داشته باشید که مارها می توانند تا چندین قربانی خود را پیاپی نیش بزنند ( تا زمانی که سم آنها به اتمام برسد) . ۲. سعی کنید مار را شناسائی و یا حداقل خصوصیات کلی ظاهری آنرا بخاطر بسپارید که این کار می تواند در کمک به پزشک برای تشخیص نوع مار مفید باشد. البته این کار باید به شرطی انجام پذیرد که فرد در معرض گزش ثانویه قرار نگیرد. ۳. سعی کنید قربانی را سریعاً به یک مرکز اورژانس پزشکی برسانید مگر اینکه کاملاً مطمئن هستید که مار غیرسمی بوده است. ۴. مراقبتهای پزشکی و کمکهای اولیه را در حد توان برای قربانی انجام دهید این اقدامات شامل :
▪ هرگونه وسیله ای که می تواند باعث فشار روی اندام متورم گزیده شده شود مثل انگشتر، حلقه و ... باید بیرون آورده شود چون اگر تورم اندام پیشرونده باشد این وسائل باعث قطع جریان خون به منطقه گزیده شده می شوند.
▪ اگر شما در ناحیه دور افتاده بوده که انتقال قربانی به مرکز اورژانس بطول خواهد انجامید شما باید از یک آتل (Splint ) برای بی حرکت کردن اندام گزیده شده استفاده کنید ولی هرگاه که از آتل استفاده می کنید باید بخاطر داشته باشید که اگر ورم اندام خیلی شدید شود، آتل خودش بعنوان یک وسیله فشارنده عمل کرده می تواند باعث قطع جریان خون اندام شود، پس مکرراً انگشتان اندام مورد نظر، معاینه شود و از گرم بودن و رنگ صورتی آنها که نشانه های وجود جریان خون است اطمینان حاصل نمائید، ولی اگر اندام حالت گز گز و مورمور داشت و حالت دردناک پیدا کرد و بی رنگ شد یعنی جریان خون دچار اختلال شده است باید آتل سریعاً باز شود.
▪ اگر شما توسط یک آلاپید خطرناک گزیده شده و مشکلات موضعی زخم خیلی شدید نیست، می توانید از یک بی حرکت کننده فشاری (Pressure Immobilzer) استفاده کنید. این تکنیک که خصوصاً برای مارهای دریائی و الاپیدهای استرالیائی استفاده می شود، با پیچیدن یک باند بر روی محل گزش و قسمتهای بالاتر آن انجام می شود و سفتی این باند مثل بانداژی است که بدور مچ پای پیچ خورده استفاده می گردد. پس از انجام این کار عضو گزیده شده توسط یک آتل بی حرکت می شود. این تکنیک می تواند از اثرات تهدید کننده حیات سم بر روی ارگانهای مختلف بدن کم کرده و یا آنرا به تأخیر بیندازد ولی ممکن است آسیب موضعی محل زخم را شدیدتر کند.

دو اصل کلی را دربرخورد با بیمار مارگزیده را بخاطر داشته باشید:
▪ اول اینکه بیمار مار گزیده باید هرچه سریعتر به مرکز اورژانس رسانده شود تا بتواند از سرم ضد مار (Antivenom Serum ) استفاده کند، زیرا این ترکیب می تواند حافظ جان فرد مارگزیده شود.
▪ اندام گزیده شده باید تا آنجا که ممکن است حرکت نداشته باشد از آن استفاده نشود تا جذب سم در اندام به تأخیر افتد.
▪ چه اقداماتی در برخورد با بیمار مارگزیده نباید انجام داد.
▪ هرگز محل گزش را شکاف نداده و از مکنده نیز استفاده نکنید، زیرا هیچ کدام از این دو کار ( گرچه قبلاً توصیه می شدند) اثر قابل توجهی بر خروج سم نداشته و فقط باعث افزایش آسیب موضعی محل زخم می شود.
۱. هرگز از یخ استفاده نکنید زیرا یخ قادر به غیر فعال کردن سم مار نبوده و فقط می تواند باعث سرما زدگی عضو شود.
۲. هرگز از الکل و مشروبات الکلی در بیمار مار گزیده نباید استفاده کرد، گر چه الکل درد را کاهش می دهد ولی بخاطر اثر گشاد کنندگی عروق باعث افزایش جذب سم از محل گزش می شود.
۳. هرگز از باندهائی که محکم و بسیار سفت(تورنیکه)در بالای زخم بسته می شود استفاده نکنید، زیرا اولاً سود ثابت شده ای ندارد و ثانیاً می توانند باعث افزایش آسیب موضعی به اندام شده و به قیمت از دست دادن اندام بیمار تمام شود. الف : اقدامات درمانی در مرکز اورژانس
▪ پزشکان ابتدا بر روی علائمی که می توانند جان بیمار را به خطر بیندازند، تمرکز می کنند. هرگونه مشکل تنفسی باید جدی گرفته شود و اگر لازم شد لوله تنفسی در گلوی بیمار کار گذاشته شده و حتی به دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) وصل می شود تا به تنفس بیمار کمک شود و اگر بیمار دچار شوک شد، باید برای بیمار مایعات داخل عروقی و سایر درمانهای لازم تجویز شود تا خونرسانی به اندمهای حیاتی ادامه یابد.
▪ پزشکان در بیمار گزیده شده ای که علائم قابل توجهی دارد، سرم ضد مار(Antivenom ) را تجویز می کنند، که می تواند درمان نجات دهنده جان بیمار باشد ولی چون بعضی افراد به این سرم حساسیت دارند، احتمال ایجاد واکنشهای حساسیتی و حتی شوک نیز وجود دارد که باید درمانهای اورژانسی برای مقابله با این حالت نیز در دسترس باشد (مثل وجود اپی نفرین که داروی اصلی برخورد با بیمار دچار شوک حساسیتی است و سایر داروهای لازم ).
▪ البته سرم ضد مار یک عارضه جانبی دیگر هم دارد که بنام « بیماری سرم » معروف است و ۱۰- ۵ روز بعد از تجویز سرم اتفاق می افتد و علائم آن شامل : تب، درد مفاصل، خارش، بزرگی غدد لنفاوی، خستگی و ... می باشد که گرچه این حالت نوعی از واکنشهایی حساسیتی است ولی هرگز تهدید کننده حیات نیست.
▪ حتی مارگزیدگانی که علائم قابل توجهی ندارد گرچه نیاز به سرم ضد مار ندارند ولی باید برای چندین ساعت تحت نظر باشند و حتی بعضی از آنها احتیاج به بستری شدن در بیمارستان پیدا می کنند.
▪ باید زخم بیمار تمیز شده و بدنبال دندان شکسته و یا سایر مواد آلوده کننده زخم بود. بعضی از زخمها نیاز به آنتی بیوتیک برای جلوگیری از عفونت زخم دارند و اگر در ۵ سال گذشته بیمار واکسن کزاز نزده باشد باید واکسن دریافت کند.
▪ در موارد نادر بیمار مار گزیده احتیاج به مشاوره با جراح پیدا می کند. گاهی در اثر مارگزیدگی اندام بیمار آنچنان ورم می کند که عضلات، سرخرگها و اعصابی که در داخل آن محدوده از اندام وجود دارند، تحت فشار قرار گرفته و سرانجام خونرسانی عضو دچار اختلال می شود و با قطع خونرسانی، عضو دچار اختلال می شود، بیمار احساس درد شدیدی در اندام خود و همچنین احساس گزگز و مورمور می کند و در نهایت اندام سفید رنگ شده و سرد می شود که اگر سریعاً این حالت درمان نشود و اندام بیمار از دست خواهد رفت و باید قطع شود. مراحل ابتدائی این حالت اگر با بالا نگه داشتن اندام و سایر درمانها کنترل نگردد،نیاز است جراح پوست و بافت زیر آن را شکاف دهد تا فشار از روی عضلات، اعصاب و سرخرگها برداشته شده و این کار می تواند از نابود شدن عضو جلوگیری کند.
●● اقدامات بعدی
● پیگیری : هر بیمار مار گزیده ای که از بیمارستان مرخص می شود باید بداند که به محض اینکه علائم بدتری پیدا کرد، باید سریعاً به بیمارستان آورده شود این علائم شامل : اختلال تنفس ، اختلال در وضعیت ذهنی، شواهد خونریزی بدتر شدن درد و بدتر شدن ورم عضو است. همانطور که پیشتر گفته شد بعضی از افرادی که سرم ضد مار دریافت می کنند ،۱۰- ۵ روز بعد دچار تب، درد مفاصل، کهیر ، ... می شوند که به « بیماری سرم » معروف است و تهید کننده حیات نیست ولی احتیاج به مراقبتهای پزشکی دارد. همچنین بیماران مارگزیده (خصوصاً قربانیان مار زنگی) در چند هفته اول پس از گزش باید پزشک خود را قبل از اقدامات جراحی (چه اورژانسی و چه اعمال جراحی با وقت قبلی) مطلع کنند زیرا گزش بعضی از مارها، اختلالات انعقادی خون را تا چند هفته بعد نیز بدنبال دارد.
● پیشگیری : ۱. هرگز قصد آزار، دستکاری و یا گرفتن مارها خصوصاً مارهای با ظاهر سمی را نداشته باشید و به این ترتیب آنها را در حمله به خود تحریک نکنید. ۲. بیاد داشته باشید که مارها از شما بیشتر می ترسند تا شما از مارها. پس در صورت مواجهه با مار بجای حمله بطرف مار به او شانس فرار از محل را بدهید و به این ترتیب از گزش خود جلوگیری کنید. ۳. در هنگام کار در محلهائی که احتمال وجود مار هست، پوشیدن پوتینهای بلند و یا استفاده از دستکش در هنگام کارهائی مثل جمع کردن هیزم و ... استفاده از شلوار بجای شلوراک و مراقبت از اینکه دست یا پای خود را در چه محلی می گذارید می تواند تا حدی از شدت گزشها کم کند.
● عاقبت بیمار مار گزیده: همانطور که قبلاً نیز ذکر شد اکثریت گزشها توسط مارهای غیر سمی می باشد که این گروه فقط نیاز به مراقبت از زخم و تزریق واکسن کزاز دارند و خطر جدی برای حیات به حساب نمی آ یند. اما در گروه گزشهای مارهای سمی نیز باید دانست که تمام گزشها با تزریق سم همراه نیست حدود ۲۰% گزش توسط مار زنگی و سایر افعی ها و حتی در صد بیشتری از گزشها در خانواده الاپیده بدون تزریق سم بوده که این نوع گزش که « گزش خشک » نامیده می شود نیز اساساً مانند گزش مار غیر سمی درمان می شوند. در مورد سایر گزشهای مارهای سمی که همراه با تزریق سم است، در صورتی که سریعاً به مرکز اورژانس رسانده شوند نیز خطر بر طرف خواهد شد برای مثال در کشور آمریکا حدود ۸۰۰۰ گزش با مار سمی در طول سال رخ می دهد که ۱۰ مورد مرگ در سال را باعث می شوند که موارد مرگ هم بخاطر تأخیر در مراجعه به مراکز اورژانس بوده است. در مورد مارهای سمی خصوصاً خفیف بودن علائم اولیه نباید فرد را فریب دهد و خود را بی نیاز از اقدامات درمانی ببیند و باید بدون توجه به شدت علائم و بدون تأخیر در جستجوی مراقبتهای پزشکی برآید . و سرانجام در سالمندان و در کودکان و کسانیکه بیماری طبی همزمان دیگری نیز دارند، مار گزیدگی علائم بیشتری را باعث شده و خطر بیشتری دارد.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین کا

ویتامین کا یکی از انواع ویتامین‌ها است. ویتامین k یک ویتامین محلول در چربی است. باکتریهای روده نیز می‌توانند این ویتامین را بسازند.

از آنجایی که در تشکیل عوامل انعقادی ۲ و ۵ و ۹ و ۱۰ نقش دارد در پیشگیری از خونریزی‌های داخلی و خارجی و کم کردن خونریزی عادت ماهیانه نقش ایفا می‌نماید. همچنین در اکسایش اسید گلوتامیک نیز نقش دارد. کمبود آن می‌تواند منجر به افزایش زمان پروترومبین و خونریزی , اکیموز و سلیاک و کولیت و اسپرو گردد.

از جمله منابع این ویتامین می‌توان به ماست آلفا آلفا, زرده تخم مرغ, روغن بزرک یا کتان, روغن سویا, روغن کبد ماهی و برگ سبز سبزیجات اشاره نمود.

پرتو ایکس و پرتوزاها و آسپرین و آلودگی هوا از جمله عوارض از میان برنده آن هستند و مقدار این ماده مغذی در غذاهای یخبسته کمتر از غذاهای طبیعی است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین د

ویتامین د یکی از انواع ویتامین‌ها است. ویتامین D یک ویتامین محلول در چربی است. بدن انسان این توانایی را دارد که در مقابل نور خورشید این ویتامین را بسازد. بدیهی است وجود بخار زیاد و همچنین هوای آلوده به سبب جلوگیری از تابش مستقیم و کافی نور خورشید می‌تواند موجب کاهش تولید این ویتامین در داخل بدن گردد. مقدار توصیه شده این ویتامین ۴۰۰ واحد بین المللی (معادل ده میکروگرم) در روز است. این ویتامین موجب تسهیل در جذب و استفاده از فسفر و کلسیم و استحکام اسکلت بندی می‌شود و کمبود آن در دوران کودکی منجر به راشیتیسم و در دوران بزرگسالی منجر به استئومالاسی و هیپوکلسیمی و هیپوفسفاتمی می‌گردد. روغن ماهی , ساردین, شاه‌ماهی , ماهی آزاد, ماهی تن, شیر و فراورده‌های لبنی از جمله منابع طبیعی این ویتامین می‌‌باشند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین ث

ویتامین ث یکی از انواع ویتامین‌ها است.

آشنایی با ویتامین ث یا اسیدآسکوربیک

این ویتامین جزو ویتامین‌های محلول در آب بوده و از آنجایی که تقریبا شناخته شده‌ترین نوع ویتامین است احتیاج به معرفی چندانی ندارد.

تقریبا تمام جانوران به جز انسان و میمون و خوکچه هندی آنرا در بدن خود میسازند.این ویتامین به جذب آهن در بدن کمک می‌کند و همچنین در تشکیل کلاژن نیز نقش دارد, زخم و سوختگی و خونریزی لثه را التیام بخشیده و در پایین آوردن کلسترول خون نقش دارد و احتمال ایجاد لخته‌های خونی در سیاهرگ را کم می‌کند.

همانطور که همه شما داستان ملوانانی را که به راههای دوردست می‌رفتند و ... را شنیده اید و میدانید که کمبود این ویتامین در بدن منجر به ابتلا به اسکوربوت خواهد شد. همچنین استفاده از مقادیر فوق العاده زیاد این ویتامین می‌تواند منجر به بروز اسهال متناوب و تکرر ادرار و سنگ‌های کلیوی گردد.

مرکبات و سبزیها و میوه‌ها از جمله منابع غنی این ویتامین هستند و نگهداری طولانی مدت در یخچالها, پختن, حرارت, اکسیژن, نور و دخانیات از جمله عوامل از بین برنده آن هستند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین ب

برداشت از دانشنامه رشد

ویتامین ب۱
یا تیامین یکی از انواع ویتامین‌ها است. تیامین یک ویتامین قابل حل در آب است لذا مازاد آن از طریق ادرار دفع می‌گردد.

این ویتامین رشد را تقویت کرده و به گوارش به‌ویژه گواردن کربوهیدرات‌ها کمک می‌‌نماید.این ویتامین به علت تأثیر بر عملکرد سامانه عصبی و بهبود بخشیدن به حالات روانی ویتامین اخلاق نامیده می‌شود. تیامین در بهبود بخشیدن به بیماری سفر کمک می‌کند. کمبود این ویتامین می‌تواند منجر به ایجاد بیماری بری بری گردد. سبوس برنج, نان کامل گندم, آرد جو دوسر, بادام زمینی, بیشتر سبزیها و برنج از جمله منابع غنی این ویتامین هستند. گرما , الکل, کافئین و هوای آزاد از جمله عوامل از بین برنده این ماده مغذی اند.

ویتامین ب ۲
یا ریبوفلاوین یکی از انواع ویتامین‌ها است. این ویتامین نیز مانند بقیه ویتامین‌های گروه ب حل‌پذیر در آب بوده و مازاد آن از طریق ادرار دفع می‌گردد. این ویتامین به رشد و داشتن پوست, مو و ناخن سالم و بهبود زخمهای دهان و لب کمک نموده وکمبود آن می‌تواند منجر به زخمهای دهان و لب و پوست و اندام آمیزشی گردد. نور (پرتو فرابنفش) , محیط قلیایی, گرمای پخت و پز, سولفامیدها, استروژن و الکل از جمله عوامل از میان برنده این ویتامین هستند.

ویتامین ب 3
یا نیاسین یکی از انواع ویتامین‌های محلول در آب است. نیاسین هم مانند بقیه ویتامین های گروه ب جزو ویتامین های محلول در آب می‌باشد. این ویتامین در ساختمان کوآنزیم های NAD وNADP نقش دارد و میزان مورد نیاز روزانه آن برای بالغین ۲۰-۱۴ میلی گرم در روز می‌باشد.

کمبود این ویتامین می‌‌تواند منجر به پلاگر, زخم بر روی زبان, آمینواسیداوری و زوال شدید مغزی گردد.

ویتامین ب۶
یا پیریدوکسین یکی از انواع ویتامین‌ها است. مقادیر بیش از حد نیاز این ویتامین محلول در آب تقریبا هشت ساعت پس از خوردن غذا دفع می‌گردد.

این ویتامین در جذب صحیح پروتئین و چربی موثر است و در تبدیل اسیدآمینه تریپتوفان به نیاسین یا ویتامین ب۳ نقش مهمی ایفا می‌نماید, حالت تهوع و دل بهم‌خوردگی را بهبود بخشیده و از پیدایش برخی اختلالات پوستی و مغزی جلوگیری می‌ کند.

مخمر آبجو , سبوس گندم , جگر , قلوه ,دل , طالبی , کلم , شیر , تخم مرغ و گوشت گوساله از منابع این ویتامین هستند.

همچنین نگهداری مواد غذایی برای مدت طولانی، کنسرو کردن، بریان کردن گوشت، الکل و استروژن از جمله عوامل از میان برنده این ماده مغذی‌اند.

ویتامین ب۹
اسید فولیک که به نام‌های فولات یا ویتامین B9 نیز خوانده می‌شود برای بسیاری از اعمال بدن از جمله سلامتی سیستم عصبی، خون و یاخته‌ها حیاتی و اساسی است. این ویتامین بدن را در مقابل بیماری‌های قلبی، نقصهای مادر زادی، پوکی استخوان و سرطان‌های مشخصی حفظ می‌کند. در فرآورده‌های غذایی (برای مثال جوشیده یا حرارت داده شده) اسید فولیک از بین می‌رود. نگه داشتن غذا در حرارت اتاق به مدت طولانی نیز می‌تواند محتوای اسید فولیک آن را از بین ببرد.

سودمندی‌های ویتامین ب۹
اسید فولیک در درمان و مقابله با بسیاری از بیماریها، شامل موارد زیر، کمک کننده است:
نقایص مادرزادی، میزان پایین اسید فولیک با نقایص هنگام زایش همراه است. نیمی از نقایص لوله عصبی (نظیر اسپینا بیفیدا) قابل پیشگیری است اگر زنان در سن باروری از اسید فولیک در رژیم غذایی شان استفاده کنند. مطالعات نشان می‌‌دهد که میزان اسید فولیک مورد نیاز برای جلوگیری از نقایص لوله عصبی از طریق مکمل‌های ویتامینی بسیار راحت تر قابل دسترسی است تا منابع غذایی به تنهایی. حمله و سکته قلبی، اسید فولیک برای پاک کردن خون از ماده‌ای به نام هوموسیستین ضروری است. میزان بالای هوموسیستین خطر بیماریهای قلبی و سکته قلبی را افزایش می‌‌دهد. سرطان ها، سطح پایین اسید فولیک، در ایجاد سرطان بویژه سرطانی کردن رحم، شش و روده بزرگ نقش دارد. پوکی استخوان، فقدان اسید فولیک و در نتیجه افزایش هوموسیستین باعث ضعف استخوانها شده آنها را مستعد شکستگی می‌کند. افسردگی و دیگر مشکلات ذهنی، اسید فولیک برای عملکردمغزمهم است. این ویتامین خلق، خواب و اشتها را تنظیم می‌کند. افزایش سطح اسید فولیک و در بعضی افراد، مخصوصاً اشخاص مسن باعث علایم روانی یا ذهنی منفی بر عکس می‌شود. اسید فولیک یک اثر ضد افسردگی خفیف دارد و مصرف مکمل‌های اسید فولیک در بهبود اثر داروی پروزاک مؤثر است. جلوگیری از کم خونی که می‌تواند باعث کاهش تعداد یاخته‌های قرمز خون شود، کمک به درمان سردرد، بهبودروماتیسم مفصلی، کمک به درمان ناباروری، کمک به درمان آکنه و مفید برای افراد مبتلا به ایدز.

شیوه مصرف
اسید فولیک به صورت قرص و در صورت صلاحدید پزشک به صورت تزریقی قابل استفاده است. قرص‌ها در مقدارهای 40 تا 1000 میکروگرم در دسترس هستند. میزان مجاز توصیه شده (RDA) برای اسید فولیک بستگی به سن و جنس دارد. در صورت حامله بودن، میزان کافی اسید فولیک باید استفاده شود. قبل از شروع مصرف مکمل‌های اسید فولیک یا دادن آن به بچه ها، با پزشک مشورت کنید.

میزان مجاز توصیه شده در رژیم غذایی (RDA)
شیرخواران زیر 6 ماه: 25 میکروگرم

6 تا 12 ماه: 35 میکروگرم

بچه‌های 1 تا 3 سال: 50 میکروگرم

بچه‌های 4 تا 6 سال: 75 میکروگرم

بچه‌های 4 تا 6 سال: 75 میکروگرم

پسران و دختران 11 تا 14 سال 150 میکروگرم

مردان 15 سال و بالاتر: 400 میکروگرم

زنان 15 سال و بالاتر: 400 میکروگرم

خانم‌های حامله: 400 میکروگرم

زنان شیرده: 280 میکروگرم

منابع غذایی ویتامین ب۹
غذاهایی که شامل میزان چشمگیری از اسید فولیک هستند شامل ؛ جگر، عدسی،سبوس برنج، مخمر آبجو، آرد سویا، نخود چشم سیاه، لوبیای مرمری، لوبیا قرمز، بادام زمینی، اسفناج، برگ شلغم، گندم و مارچوبه.

موارد احتیاط
اسید فولیک ندرتا ً‌سمی است. مصرف زیاد آن (بیشتر از 15 میلی گرم) می‌تواند باعث مشکلات معده، مشکلات خواب، واکنش‌های پوستی و تشنج شود. مکمل‌های اسید فولیک کمبود ویتامین B12را که می‌تواند باعث آسیب دائمی به سیستم عصبی شود، مخفی نگه دارد. مکمل‌های اسید فولیک باید همیشه ویتامین B12 نیز به همراه داشته باشند.

کمبود اسید فولیک عاملی برای بروز آلزایمر و پارکینسون
آلزایمر، بیماری فراموشی است، بیماری که در اثر آن فرد قدرت تفکرش را از دست داده و نزدیکان خود را به خاطر نمی‌آورد و گاهی به دلیل ناتوانی در استفاده از ذهن میمیرد. طی تحقیقاتی مشخص شد میزان اسید فولیک در خون افراد مبتلا به آلزایمر پائین است و در پژوهش دیگری مشاهده شد مصرف کم سبزیجات سبز رنگ موجب افت اسید فولیک خون و بروز لخته‌های خونی در مویرگ‌های مغز و آسیب به بافت مغز می‌شود که فراموشی را در پی دارد. همچنین کمبود دریافت اسید فولیک به بروز پارکینسون در موشهای تحت بررسی در آزمایشگاه انجامید. مطالب فوق اهمیت مصرف اسید فولیک را نشان می‌‌دهد.

تداخل‌های احتمالی
باعث کاهش جذب روی می‌شود. کاهش جذب و عملکرد در صورت همراهی با استروژن، الکل، داروهای مختلف شیمی درمانی (بویژه متوتروکسات)، سولفاسلازین، باربیتورات، و داروهای ضد تشنج. اگر آسپیرین، ایبوپروفن یا استامینوفن برای مدت طولانی استفاده می‌‌کنید به اسید فولیک بیشتری نیاز دارید. در صورتی که اسید فولیک با ویتامین B12 نیاسین، کولین و ویتامین C استفاده شود بهترین اثر را دارد.

ویتامین ب ۱۲
یا کوبالامین یکی از انواع ویتامین‌ها است. این ویتامین به تنهایی نمی‌تواند بطور کامل جذب گردد و برای جذب کامل نیاز به کلسیم دارد.

مقدار توصیه شده روزانه آن سه میکروگرم در روز است و کمبود آن می‌تواند منجر به کمخونی ماکروسیتیک و التهاب دهان و گلوسیت گردد.

این ویتامین در بدن موجب تشکیل و تجدید گلبولهای قرمز خون می‌شود, تحریک پذیری روده‌ها را کاهش داده و منجر به افزایش اشتها در کودکان می‌شود. دستگاه عصبی را سالم نگه می‌‌دارد و موجب می‌شود بدن در استفاده از پروتئین‌ها و کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها بهتر عمل نماید.

الکل, استروژن, نور خورشید و در معرض مواد اسیدی یا قلیایی بودن این ویتامین را از بین خواهند برد.

جگر, گوشت گوساله, تخم مرغ, شیر, پنیر و قلوه از جمله منابع غنی آن هستند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین ای

ویتامین‌ای یکی از انواع ویتامین‌ها است. ویتامین E یک ویتامین محلول در چربی است. این ویتامین در بافت کبد و چربی و قلب و ماهیچه‌های بیضه‌ها و رحم , خون و غده هیپوفیز و غدد فوق کلیوی ذخیره می‌گردد.

این ویتامین را بعلت خواص آنتی اکسیدانی اش ویتامین جوانی میدانند. همچنین این ویتامین موجب رسیدن مقادیر زیادی از اکسیژن به بدن می‌شود و موجب افزایش طاقت و تحمل حین انجام فعالیت هعای بدنی می‌شود.

در اثر کمبود این ویتامین عوارض زیر مشاهده می‌گردد.

تخریب گلبولهای قرمز(آنمی همولیتیک) , تحلیل عضلات , بعضی از انواع کم خونی ,برونکوپنومونی در کودکان نارس, نوروپاتی و میوپاتی همراه با کراتین اوری در بزرگسالان مبتلا به سوء جذب طولانی مدت.

از منابع این ویتامین می‌توان به جوانه گندم, دانه سویا, کلم بروکلی, اسفناج, آرد غلات کامل و تخم مرغ.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ویتامین آ (A)

ویتامین آ (A) یکی از انواع ویتامین‌ها است.

این ویتامین یک ویتامین محلول در چربی است. این ویتامین به دو صورت وجود دارد.

رتینول: که فقط در غذاهای حیوانی یافت می‌شود

کاروتن: که هم در غذاهای حیوانی و هم غذاهای گیاهی یافت می‌شود.

بعلت محلول بودن در چربی , این ویتامین می‌تواند در داخل بدن ذخیره گردد ازاینرو مصرف بیش از اندازه آن می‌تواند موجب مسمومیت گردد. این مسمومیت خود را به شکل درد مفاصل ,هیپرکلسیمی , ریزش مو, دل بهم خوردگی, اسهال, استفراغ ,بی اشتهایی , تاری دید, قاعدگی نامرتب, پوسته پوسته شدن پوست, خستگی , سردرد نشان خواهد داد و این در حالی این که کمبود این ماده مغذی می‌تواند منجر به عقیمی مردان ,شب کوری و گزروفتالمی گردد.

مقدارمورد نیاز این ویتامین برای افراد بالغ معادل ۱۰۰۰۰ واحد بین المللی (IU یا International Unit) است.

از جمله منابع این ویتامین می‌توان به روغن کبد ماهی, هویج, سبزی‌های سبز و زرد, زرده تخم مرغ, شیر و فرآورده‌های آن, مارگارین و میوه‌های زرد.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



نفخ( emphysema)

نفخ یکی از بیماریهای گوارشی ٬تغذیه ای است . وجود برخی بیماریهای دستگاه گوارش و یا مصرف گونه های خاصی از گیاهان می تواند باعث بروز نفخ گردد . در بررسی انجام شده در آمریکا نفخ جزء چهارمین عامل ایجاد کننده مرگ ناگهانی معرفی شده است. در مطالعه ای روی 350 هزار راس گاو پرواری در ایلات کاترانس آمریکا میزان تلفات ناشی از نفخ حدود 1/0 درصد بوده است . گوساله ها ٬بره های شیر خوار٬ اسب و گوسفند٬گاو شیری و پرواری به این بیماری مبتلا می گردند. گوسفند در مقایسه با گاو مقاوم تر است . نفخ شیر دان ٬نفخ شکمبه و نفخ روده از انواع رایج نفخ می باشند . علاوه بر این نفخ را می توان به درجات حاد٬ نیمه حاد٬ مزمن وبه نفخ اولیه و ثانویه تقسیم بندی کرد .پروتئین های محلول برخی گیاهان مثل لگومینوزها که بیشتر در سیتو پلاسم برگ ها موجودند ٬باعث ایجاد کفی پایدار در محیط شکمبه ای میشود. وجود این کف از خروج گاز ممانعت نموده و از عمل آروغ جلوگیری می کند ٬به این ترتیب نفخ ایجاد میشود . در مقابل مواد لیپیدی گیاهان و متابولیت های آنها و نیز موکوپروتئین های بزاق عوامل ضد کفی هستند که با کاهش فشار سطحی مایعات شکمبه به صورت ضد نفخ عمل میکنند . سرعت بالای غذا خوردن ٬ رطوبت و نم در غذا می تواند در بروز نفخ کمک کند .یونجه خشک٬ غذاهای نرم و آسیاب شده نیز میتواند نفخ ایجاد کند .مقدار زیاد کنسانتره در غذا با افزایش بروز اسیدوز و کاستن از حرکات دستگاه گوارشی در خروج گاز و عبور غذا از مسیر گوارشی در ایجاد نفخ موثر است . انسداد مری در اثر فشار خارجی ٬انسداد کاردیا ٬اختلال عصب واگ٬ فتق دیافراگم از عوامل مهم عدم خروج گاز از محیط شکمبه می باشد . بزاق در دستگاه گوارش با کاستن از کشش سطحی مایع شکمبه و با خاصیت بافری که داردو نیز با افزایش رقت مایع شکمبه ای و حرکت مواد غذایی ٬ در کاستن احتمال بروز نفخ و حتی جلوگیری از بروز آن موثر است . از بیماریهای عفونی غیر گوارشی که با اثر گذاری بر اعصاب یا دستگاه گوارش زمینه ساز بروز نفخ هستند ٬می توان بیماری های سل و کزاز را نام برد . در بیماری سل غدد لنفاوی مری متورم شده و با اعمال فشار خارجی بر مری مسیر آن را مسدود میکند . در بیماری کزاز در گوساله ها با ایجاد اختلال  در عصب و اگ عمل ناودان مری مختل میگردد و این زمینه ساز بروز نفخ مزمن است . از عوامل میکروبی شکمبه باکتری های کپسول دار و پلی ساکاریدهای تولیدی آنها در بروزنفخ نقش بیشتری دارند .

مراتع جوان و شاداب٬ مراتع اوره پاشی شده و مصرف زیاد گلوکز ٬کلسیم ٬ منیزیم و مواد زیاد نیتروژن دار به بروز نفخ کمک می کند . کلسیم با بولکه کردن استیل کولین و شل شدگی عضلات و منیزیم با ایجاد شل شدگی عضلات  شکمبه ای در بروز نفخ موثر است .

خصوصیات فردی دام همانند اثر ژنتیک دام در ساختمان شکمبه و حرکات آن و ترکیب پروتئین های بزاق و نیز عادت به چرا نیز از عوامل اثر گذارند . مصرف گونه های خاصی چون غلات جوان ٬کلم ٬ نخود٬لوبیا٬ لگومها شبدرسفید و قرمز نیز در این زمینه موثر است .  

علایم بالینی و کالبد گشایی

لیس زدن به شکم ٬ تنگی نفس مشخص٬ خارج کردن زبان از دهان ٬ریزش بزاق ٬ خیز کیشه بیضه از علایم ظاهری وجود این بیماری است . در کالبد گشایی پس از تلف شدن دام پر خونی گره های لنفاوی سر و گردن ٬ پر خونی بخش فوقانی دستگاه تنفس ٬نرمی کلیه ها ٬پر خونی مخاط روده و گاهی موارد پارگی شکم و دیافراگم مشاهده میشود . تا چند ساعت پس از مرگ کف از بین میرود . لایه شاخی شکمبه به صورت ورقه ای کنده میشود و مخاط زیر آن به طور قابل توجهی پر خون به نظر میرسد . دامی که براثر نفخ زمین می خورد به زودی تلف میشود .

درمان :

در موارد خفیف می توان از راهنمایی های زیر استفاده کرد :

1-      با قرار دادن تکه ای چوب در دهان ترشح بزاق را تحریک کرد دو سمت این چوب از دوطرف فک های دام بیرون میباشد و با طنابی به سر دام بسته شود تا قابل خروج نباشد یا بلعیده نشود .

2-      از جوش شیرین به مقدار 150 تا 200 گرم در یک لیتر آب استفاده کرد و به دام خورانید .

3-      از روغن های غیر سمی مثل روغن های گیاهی به دام خورانیده شود .

4-      گاز را توسط لوله ای از بدن دام خارج کرد .

5-      از داروهای مربوطه همانند پولوگزالون٬ L46 و.... استفاده نمود .

6-      مالیدن مخلوطی از روغن های غیر سمی با داروها به پهلوی دام ٬ با لیس زدن دام این مواد خورده میشود و اثر خویش را میگذارد .

7-      از روغن ها و داروهای فوق در آبخوری ها استفاده کرد .(مقدار روغن های گیاهی 240 تا 300 گرم به ازاء هر راس دام و یا 1%حجم آبخوری)

8-      از ترکیبات ضد نفخ در پلت های غذایی استفاده گردد .

9-      اسپری روغن های گیاهی بر روی علف ها و علوفه های مرتع انجام شود. البته بارندگی تا حد زیادی این روغن ها را خواهد شست .

10-   استفاده دایمی از روغن هامی تواند بر کیفیت شیر دام اثر گذار باشد . این روغن ها برجذب بتاکاروتن اثر منفی دارد به این ترتیب مقدار بتا کاروتن در شیر و کره کم می گردد و نیز مزه ٬بو و طعم شیر نیز تغییر خواهد یافت . از روغنهایی که اثر نامطلوب بر طعم و بو می گذارند می توان روغن کتان ٬سویاو ماهی را نام برد . روغن بادام زمینی و امولسیون پیه بهترین می باشند.

علت مرگ در بیماریهای نفخ

در گذشته جذب گازهای سمی چون H2S یا آمین های سمی چون هیستامین ها را علت مرگ می دانستند ولی به نظر میرسد اینها از عوامل ثانوی می باشند . علت اصلی مرگ اختلالات تنفسی-خونی و قلبی است که در اثر اتساع شکمبه ایجاد می شود . در گاوهای پرواری که کنسانتره زیادی مصرف میکنند و PH محیط شکمبه ای اسیدی تری دارند پایداری کف بیشتر است . بیشترین پایداری در PH=6 گزارش شده است .در گاوهای پرواری ترکیبات چهار تایی آمونیوم برای درمان استفاده میشود . با اضافه کردن 4% نمک به جیره غذایی می توان دام را وادار به خوردن آب کرد به این ترتیب جریان خروج مواد غذایی از شکمبه تسریع می یابد . عیب این کار این است که افزایش وزن دام کاهش می یابد .

دام را پس از مدتی گرسنگی نباید یکباره در معرض غذا قرار داد  . گاو مبتلا را در محیط تنگ قرار نداده و هرگز به پشت نخوابانیده . نگاهداری گاو در یک سراشیبی به گونه ای باشد که  سر دام بالاتر از بقیه بدن قرار گیرد ٬به این ترتیب خروج گاز از بدن دام تسریع میگردد .

همچنین نفخ در شیر دان به خاطر برگشتی شیر دان که بیماری تغذیه ای است ایجاد میشود . افزودن فرمالین (محلول 37% فرمالدئید )به مقدار 1%به مایعات جایگزین  شیر در غذای گوساله ها و بره ها بروز نفخ شکمبه را کاهش میدهد و خطرات جانی در سلامتی بره ها ندارد.

نفخ شکمبه در گوساله ها در سن کمتر از 5 هفتگی متداول نیست تا این زمان شکمبه هنوز حالت هوازی دارد ورورد شیر یا جانشین شونده های آن به شکمبه باکتری غیر هوازی را زیاد می کند و فرآورده های تخمیری آنها موجب نفخ می گردند . تغذیه شیر با سر پستانک کمک میکند که این نفخ ایجاد نشود .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



كتوز ( Acetonemia ) در گاوهاي شيرده

كتوز ( Acetonemia ) در گاوهاي شيرده پر توليد در خلال 6 هفته اول زايمان روي مي دهد كه در سه هفته اول بسيار مهم است . اين بيماري اغلب در دوره تغذيه زمستاني و نيز به هنگام حضور گاوها در جايگاه هاي بسته اتفاق مي افتد . احتمال بروز اين بيماري در گاوهاي مسن بيشتر از تليسه هاي تازه زا مي باشد .
مبناي بروز اين عارضه تغييرات در روند سوخت و ساز است كه بطور عمده محور آنها كاهش در گلوكز خون و افزايش توليد اجسام كتوني در خون است . تركيبات كتوني فراورده هاي واسطه متابوليكي ناشي از جابجا شدن چربي هاي ذخيره اي بدن مي باشد . عمده تركيبات كتوني شامل بتاهيدروكسي بوتيرات ( BHB ) ، استواستات و استون است . عارضه فوق به دليل جمع شدن اجسام كتوني در خون و ادرار گاو ، كتوز ناميده مي شود . افزايش اجسام كتوني در مايعات بدن به هنگام توازن منفي انرژي در طولاني مدت و ضرورت تجزيه چربي ها در بدن به هنگام گرسنگي ، تغذيه ناكافي و توليد بالاي گاوها صورت مي گيرد .
در حيوانات نشخوار كننده سلول هاي پوششي شكمبه اجسام كتوني را با استفاده از اسيدهاي چرب فرار شكمبه بخصوص بوتيرات توليد مي كنند . مواد سيلويي كه اسيد بوتيريك زياد دارند موجب ابتلاي حيوان به كتوز مي شود . علاوه بر تغيير در سوخت و ساز اسيدهاي چرب در كبد يكي از تغييرات اصلي در كتوز كاهش زياد غلظت گلوكز در خون و مقدار گليكوژن در كبد است . كاهش گلوكز خون مسئول افزايش اسيدهاي چرب آزاد در كبد است . در صورت طبيعي بودن غلظت گلوكز خون ، اسيدهاي چرب آزاد در خون كم است همگام با كاهش غلظت گلوكز پلاسما ميزان اسيدهاي چرب آزاد پلاسما افزايش مي يابد زيرا اسيدهاي چرب از بافت هاي ذخيره چربي آزاد مي شوند . همزمان با كاهش گلوكز خون ، حيوانات نشخوار كننده گلوكز خود را از طريق منابع غير گلوكزي مانند اسيد پروپيونيك ، اسيد لاكتيك ، گليسرول و برخي اسيدهاي آمينه به دست مي آورند . هنگامي كه گلوكز به منظور توليد انرژي و تشكيل لاكتوز به مصرف مي رسد ممكن است اگزالواستات ترجيحاً براي تشكيل گلوكز به كار رود كه اين امر منجر مي شود كه مقدار اگزالواستات ناشي از گلوكونئوژنز كه براي مصرف استيل كوا در چرخه كربس لازم است كاهش يابد و از اين رو استيل كوا به مواد كتوني مانند استواستات ، بتاهيدروكسي بوتيرات و مقدار اندكي استون تبديل مي شود .
مواد كتوني به وسيله بافت هاي بدن به جز كبد ، به ويژه به وسيله ماهيچه ها اكسيده مي شوند . اگر توليد مواد كتوني بيشتر از مصرف آنها به وسيله بافت هاي محيطي باشد بيماري كتوز رخ مي دهد . يكي از عوامل بروز كتوز چاقي زياد است كه سبب كاهش استها ، افزايش تجزيه چربي بدن ، افزايش تجمع چربي در كبد و افزايش ميزان توليد اجسام كتوني است . عدم دريافت مقادير كافي انرژي بعد از زايمان موجب بروز كتوز مي گردد .


نشانه هاي كتوز :
شايع ترين نشانه كتوز كاهش وزن است كه به دليل مصرف چربي هاي بدن و از دست دادن آب به سرعت رخ مي دهد . گاو كتوزي اغلب افسرده بوده ، تمايلي به حركت نداشته و موهاي آن زبر و خشن است . دماي بدن و ضربان قلب و تنفس اغلب عادي بوده و نفس حيوان بوي استون مي دهد . برخي گاوها ممكن است تلو تلو بخورند و ماهيچه ها به ويژه ماهيچه هاي ميان پهلو بلرزد . گاو تعادل خود را از دست مي دهد و به ظاهر كور به نظر مي رسد .

تشخيص كتوز :
ميزان گلوكز و مواد كتوني خون بهترين پارامتر تشخيص بيماري كتوز است . مقدار گلوكز خون از ميزان طبيعي 2/2 تا 8/2 ميلي مول در ليتر به 4/1 ميلي مول در ليتر و مجموع مواد كتوني خون از 75/1 به 5 ميلي مول در ليتر مي رسد و در گاوهاي به شدت كتوزي آنزيم آسپارتات آمينوترانسفراز افزايش مي يابد كه نشانه اي از آسيب ديدن جگر و بي اشتهايي است .


انواع كتوز :
كتوز اوليه: در گاوهايي كه در مراحل نخستين شيردهي جيره هاي پر انرژي مصرف مي كنند ديده مي شود . پارامترهاي مؤثر بر بروز اين بيماري مصرف زياد سيلاژ با اسيد بوتيريك زياد ، كم تحركي ، چاقي زياد به هنگام زايش و ناراحتي هاي گوارشي است .كتوز ثانويه : در پي هر بيماري پيش مي آيد كه موجب كاهش مصرف غذا در آغاز شيردهي شود. بيماري هايي كه بيشتر موجب كتوز مي شوند عبارتند از : جا بجايي شيردان ، التهاب رحم (متريت) ، ورم پستان و كبدچرب. صدمه اصلي وارده از كتوز ثانويه كبد چرب است در هنگام زايش تجمع چربي ها در كبد با وسعت زيادي صورت مي گيرد اما اثر خود را پس از زايمان نمايان مي سازند اين مساله عمل گلو كونئو ژنز كبد را مختل كرده و خطر ابتلاي گاو را به كتوز به محض شروع شيردهي به شدت افزايش مي دهد گاوهاي متاثر ظرف هفته اول يا دوم زايمان كتوز را نشان مي دهند غلظت مواد كتوني خون در كتوز ثانويه به اندازه كتوز اوليه بالا نيست. با اين حال امكان بهبود در كتوز هاي نوع ثانويه پس از درمان ضعيف تر است چون درمان تاثير كمي در بهبود آسيب هاي وارد آمده به كبد در اثر ورود چربي ها و كاهش ظرفيت گلوكو نئوژنز گاو به دنبال دارد .

درمان كتوز :
يكي از روش هاي درمان كتوزتزريق وريدي 500 ميلي ليتر محلول گلوكز 50 % است تا گلوكز خون را افزايش دهداما به دليل توليد لاكتوز براي شير و كاهش گلوكز اگر تزريق هاي پي در پي گلوكز انجام نشود بيماري دوباره برمي گردد .
براي پرهيز از تزريق هاي پي در پي مي توان پروپيلين گلايكول را به گاو خورانيد كه مقدار آن 125 تا 250 گرم و 2 بار در روز است و در همين مقدار آب حل مي شود . روش ديگر تزريق برخي از هور مون هاي گلوكوكورتيكوئيدي به تنهايي و يا همراه با تزريق وريدي گلوكز مي باشد . گلوكوكورتيكوئيدها باعث توليد گلوكز از اسيدهاي آمينه مي شوند . تزريق يك دوز گلوكوكورتيكوئيد 5 تا 50 ميلي گرم دگزامتازون و يا 10 تا 30 ميلي گرم بتامتازون در درمان كتوز مؤثر است و نيز گزارشات ارائه شده حاكي از آن است كه مصرف 12 گرم نياسين به مدت يك هفته غلظت كتون پلاسما را كاهش مي دهد اما نشان داده شده كه نياسين بر روي كاهش غلظت NEFA پلاسما يا افزايش گلو كز خون نقشي ندارد.
لازم به ذكر است خوراندن شكر يا ملاس در درمان كتوز تاثيري ندارد .
پيشگيري :
بهترين روش پيشگيري توجه به تغذيه و مديريت درست براي تامين انرژي مورد نياز گاو است . گاو به هنگام زايش نبايد زياد چاق يا لاغر باشد . به گاوهايي كه سابقه ابتلا به كتوز دارند به ودت 6 تا 8 هفته بعد از زايمان گلوكول پروپيلين يا پروپيونات سديم خورانده مي شود . جيره آغاز شيردهي بايد بيشترين مقدار از مواد پيش ساز گلوكز و كمترين مقدار از مواد پيش ساز كتون را داشته باشد . ميزان انرژي مصرفي گاو را بايد تا اندازه اي افزايش داد كه موجب كاهش اشتها نشود ، گاوها با علوفه مرغوب تغذيه شوند و از مصرف مواد سيلويي نامرغوب و داراي اسيد بوتيريك بالا جلوگيري شود ، ويتامين و مينرال در مقادير بسنده براي گاوها فراهم شود .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مروری بر تكنیك های همانند سازی در پستانداران

آرش جوانمرد
(پژوهشكده بیوتكنولوژی كشاورزی)

كلون شده اجازه پیشرفت سریع در درك مكانیسم روشن و خاموش كردن ژن ها را می دهند و به وسیله استفاده از حیوانات همانندسازی شده و یكسان از لحاظ ژنتیكی دانشمندان قادرند نتایج سریع و دقیقی را به دست آوردند چرا كه تفاوت ژنتیكی در این موجودات به حداقل ممكن خود رسیده است. در روند تكامل، تولیدمثل جنسی موجودات عالی به عنوان راهی برای حفظ تنوع ژنتیكی جمعیت ها انتخاب شده است كه بقای آن موجود در مواجهه با شرایط مختلف را امكان پذیر می سازد. در این نوع تولیدمثل هریك از این نطفه ها حامل نیمی از ژن های والدین نر و ماده است كه به فرزندان منتقل می شود. تا قبل از كشف روش كلون سازی تصور بر این بود كه سلول های سوماتیك پس از تمایزیافتن قادر به برگشت به حالت اولیه (تمایز نیافته) نیستند. به عبارت دیگر تصور قبلی بر این پایه بود كه سلول های سوماتیك با وجودی كه تمامی ژن ها را در هسته همراه دارند، قادر به تولید موجودی كامل نیستند. كلون كردن به معنی تكثیر غیرجنسی است. نمونه عملی آن تكثیر گیاهان است و یا در حشراتی مانند زنبورعسل و خزندگان و ماهی ها و آبزیانی همانند آرتمیا پدیده ای به نام بكرزایی (Parthenogenesis) وجود دارد كه می توان آن را پدیده ای مشابه كلون سازی دانست. كشف بافت گیاهی فرآیندی است كه در آن قطعات كوچكی از بافت زنده گیاهی جدا شده و به مدت نامحدودی در یك محیط مغذی سترون رشد داده می شود. كلون سازی از طریق مهندسی ژنتیك در گیاهان، حیوانات و یا حتی باكتری ها برای تولید انبوه با كیفیت خاص صورت می گیرد. از طریق این تكنولوژی می توان نسل های در حال انقراض را نجات داد. از مزایای شبیه سازی در پرورش دام های اهلی می توان به استفاده از تعداد محدودی از حیوانات پرتولید با هزینه نگهداری كمتر و افزایش سریع پیشرفت ژنتیكی گله اشاره كرد. با توجه به اینكه فنوتیپ افراد عمدتاً تحت تاثیر مشترك وراثت و محیط است هیچ گاه حتی در دوقلوهای یكسان، دو فرد كاملاً شبیه به هم نخواهند بود. نتیجتاً در شبیه سازی ژنوتیپ افراد كاملاً مشابه است اما دو فرد مذكور فنوتیپ یكسانی نخواهند داشت. ● روش های كلون سازی شبیه سازی با روش های گوناگون و با اهداف متفاوت انجام می پذیرد كه به طور كلی سه روش كلی در این مورد وجود دارد: الف- كلون سازی رویانی این روش روشی است كه در طبیعت در تولد دوقلوها یا چندقلوها رخ می دهد. در این روش در شروع مراحل تقسیم جنینی بعد از لقاح، یعنی زمانی كه هنوز سلول های جنینی تمایز نیافته اند یك سلول را جدا و با تحریكات، این سلول را به ادامه تقسیم تا حد به وجود آمدن یك جنین مستقل وادار می كنند. ب- كلون سازی تولیدمثلی هدف از این روش، تولید موجودات زایا با استفاده از سلول های سوماتیك است. در این روش در مرحله خاصی از تقسیم سلولی، هسته سلول های سوماتیك را كه حاوی تمامی ژن های موجود هستند جدا كرده و پس از تیمار الكتریكی یا شیمیایی این هسته را در داخل یك تخم لقاح نیافته كه هسته آن قبلاً خارج شده قرار می دهند سپس مجموعه حاصل را در رحم مادری كه به طور مصنوعی شرایط آبستنی در آن القا شده لانه گزینی می كنند كه در نهایت موجود جدید كاملاً شبیه فردی خواهد شد كه سلول سوماتیك از آن اخذ شده است. ج- كلون سازی درمانی (Therapeutic Cloning) در این روش ابتدا با استفاده از سلول های سوماتیك یك فرد، شبیه سازی انجام می شود و در مرحله اولیه جنینی از رویانی كه حاوی چند سلول است تعدادی سلول جدا و در محیط كشت اختصاصی، سلول، بافت یا اندام مورد نظر تكثیر می شود. هدف از این روش تولید بافت یا عضوی است كه فرد از دست داده است مثل پوست تحلیل رفته در نتیجه سوختگی، كلیه، كبد، مغز استخوان، قلب، سلول های عصبی یا عضلانی. واضح است پیوند اعضای تولید شده به خود شخص، به دلیل قرابت ژنتیكی به مراتب موفقیت آمیزتر است و بعد از پیوند نیازی به مصرف داروهای مضر به منظور جلوگیری از دفع پیوند به مدت طولانی وجود ندارد. ● مزایا و معایب كلون سازی حیوانات كلون شده اجازه پیشرفت سریع در درك مكانیسم روشن و خاموش كردن ژن ها را می دهند و به وسیله استفاده از حیوانات همانندسازی شده و یكسان از لحاظ ژنتیكی دانشمندان قادرند نتایج سریع و دقیقی را به دست آوردند چرا كه تفاوت ژنتیكی در این موجودات به حداقل ممكن خود رسیده است. از دیگر مزایای تكنیك كلون سازی سلول های حیوانی این است كه به ما اجازه می دهد گونه هایی از موجودات زنده را كه در خطر انقراض قرار دارند نجات دهیم.از اهداف كلون سازی در آزمایشگاه های كشورهای مختلف می توان به امكان بازیابی جوانی، كمك به پیشگیری حملات قلبی، استفاده از سلول های بنیادی برای ترمیم سلول های مغز و بافت های سوخته، درمان نازایی، درمان ژن های معیوب، درمان سرطان و كاربردهای محرمانه نظامی اشاره كرد.از معایب این روش ها این است كه دانشمندان هنوز به حیات طولانی مدت و سلامت حیوانات كلون شده اطمینان ندارند. این به دلیل آن است كه سلول هایی كه عمر بالایی دارند و در معرض اشعه تیمار می شوند ممكن است حاوی جهش های مضر در ژنوم شوند. بعضی متخصصان بر این باورند كه با وجودی كه گله های یكسان حاصل از كلون سازی تولید مناسبی را خواهند داشت اما به علت كاهش شدید تنوع امكان هر نوع نتایج غیرقابل پیش بینی وجود خواهد داشت. در نهایت اعداد و ارقام ناشی از همانندسازی نیز همواره نشان می دهد كه احتمال موفقیت در همانندسازی در بهترین حالت ۵ الی ۱۰ درصد است و در حدود ۷۵ درصد كلون ها در دو ماه اول زندگی از بین می روند. دستیابی به تكنیك های این روش به دست بزهكاران نیز تهدید جدی و نگران كننده عمده ای است كه ممكن است جهان را با نابودی مطلق روبه رو كند. ●● جمع بندی كلون كردن به معنی تكثیر غیرجنسی است. كلون سازی از طریق مهندسی ژنتیك در گیاهان، حیوانات و یا حتی باكتری ها برای تولید انبوه با كیفیت خاص صورت می گیرد. از طریق این تكنولوژی می توان نسل های در حال انقراض را نجات داد. از مزایای شبیه سازی در پرورش دام های اهلی می توان به استفاده از تعداد محدودی از حیوانات پرتولید با هزینه نگهداری كمتر و افزایش سریع پیشرفت ژنتیكی گله اشاره كرد. در بهمن ماه ۱۳۸۱ انجمن ژنتیك ایران طی بیانیه ای ضمن تاكید بر حقوق اساسی انسان ها و احترام به خانواده و حقوق آن به عنوان بنیادی ترین نهاد مدنی، كاربرد صحیح و قانونمند دستاوردهای علمی چون كلون سازی در راستای بهبود درمانی و سلامت انسان را لازم دانست.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی

مجله برآیند شماره 12
مجله برآیند شماره 15

چه موقع تلقیح نماییم ؟

زمان مناسب تلقیح گاو بسته به این است که اولین ایستا فحلی چه زمان اتفاق افتاده باشد برای دستیابی به بهترین نرخ آبستنی باید گاوها و تلیسه ها را از بین ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولین ایستا فحلی تلقیح نمود یعنی گاوهائی که اولین ایستا فحلی آنها در صبح اتفاق افتاده باشد باید در اواخر بعداز ظهر تلقیح نمود و گاوهائیکه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقیح شوند این روش قانون صبح _بعد از ظهر میگویند . زمان مناسب تلقیح باعث میشود تا تعدادی بیشتری اسپرم سالم به تخمکها رسیده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقیح زود هنگام گاو ها باعث میشود بسیاری از اسپرمها قبل از تخمک اندازی نابود شوند ٬از سوی دیگر تلقیح دیر هنگام باعث پیر شدن تخمک شده و قبل از رسیدن اسپرمها فعالیت تخمک از بین میرود . در صورتیکه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبی رعایت شود درصدآبستنی افزایش می یابد .

در پایان لازم به ذکر است حفظ یک برنامه فحل یابی موفق باعث تولد گوساله های بیشتر و تولید شیر زیادتر در گله میشود و این بدان مفهوم است که سود و بهره وری بیشتری در انتظار گاودار است .

 

تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح :

 

انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد .

چه موقع فحل یابی کنیم ؟

بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است .

این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل میشوند .             

اهمیت اولین فحلی گاو :

فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد .

 

چند نکته مهم در تلقیح مصنوعی :

1-      حفظ یک فاصله زایش دوازده ماهه به تشخیص فحلی مناسب و تلقیح در زمان صحیح بستگی دارد .

2-      اولین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق ٬مشخص کردن و شماره گذاری درست و کافی تمام دام های گله است بطوریکه شماره های بدن از فاصله دور قابل تشخیص باشند .

3-      بهترین زمان برای مشاهده فحلی ٬اول صبح قبل ازشیر دوشی و خوراک دهی و نیز اوایل بعد از ظهر و در شب پس از آنکه دام ها دوشیده شده و خوراک خود را خورده اند ٬می باشد این ساعات خنک ترین زمان در طول شبانه روز می باشند .

4-      در گله هایی که فحل یابی دقیقی در آن ها انجام میشود ٬برای دستیابی به بهترین نتایج آبستنی ٬گاوها و تلیسه ها را حدود 10 الی 14 ساعت پس از شروع اولین ایستا فحلی تلقیح کنید .این بدان معنی است که گاوهایی که در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقیح میشوند و بر عکس (قانون صبح بعد از ظهر )

5-      وقتی بیش از یک گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روی یکدیگر دو تا چهار برابر مشود .

6-      اجرای یک برنامه تشخیص فحلی موفق باعث تولید گوساله و شیر بیشتری در گله میشود یعنی سود بیشتری در انتظار گاودار است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مشمشه

مشمشه يكي از بيماريهاي باكتريائي مسري خطرناك است كه اغلب سبب ابتلاء تك سميها ميگردد؛ بيماري بشدت كشنده بوده و از اهميت بالائي در جمعيتهاي اسب برخوردار است .اين بيماري از جمله بيماريهاي مهم مشترك بين انسان و دام ميباشد.
عامل بيماري :
عا مل بيماري باكتري گرم منفي غير متحرك فاقد كپسول و غير هاگزا بنام پزودومناس مالئي ( Pseudomonas mallei ) است كه بعضاً در مراجع جديد به نام بورخولدريا مالئي ( Burkholderia mallei ) نيز ناميده شده است .
اپيدميولوژي :
پزودومناس مالئي يك انگل اجباري بوده كه بسهولت توسط نور ؛ حرارت و ضد عفوني كننده هاي معمولي از بين ميرود و بنظر نميرسد در يك محيط آلوده بيش از شش هفته باقي بماند . اسبها ؛ قاطرها و الاغها از گونه هاي معمول در گير ميباشند . بيماري در اسب بيشتر بسمت شكل مزمن پيشرفت مينمايد در صورتيكه قاطرها و الاغها بيشتر بشكل حاد بيماري مبتلا ميشوند . حيواناتي كه از تغذيه بدي برخوردارند ويا در محيط نامطلوب نگهداري مي شوند از حساسيت بيشتري برخوردارند . انسان نيز در زمره جانداران حساس به اين عامل عفوني است كه معمولاً بيماري منجر به مرگ مي شود . حيوانات آلوده و يا حامليني كه در ظاهر سالم بوده واز بيماري جان سالم بدر برده اند عمده ترين منابع عفونت بشمار مي آيند . نحوه انتشار آلودگي بدان صورت است كه آسيبها وضايعات ريوي (آبسه مانند ) پاره شده و عامل بيماري بدرون برونشيولها راه يافته وباعث عفوني شدن مجاري تنفسي فوقاني ميگردد كه در نتيجه سبب دفع ارگانيسم از بيني ودهان خواهد شد . انتشار بيماري اغلب از طريق بلع مواد غذائي آلوده با منشا ذكر شده اتفاق مي افتد كه در اين زمينه آبشخورهاي مشترك ( آلوده ) نقش بسزائي خواهند داشت . تماس مستقيم پوست با پوست آلوده و وسايل تيمار ( مانند غشو ) اگر چه مي تواند خطر آفرين باشد ليكن بندرت ايجاد بيماري پيشرونده مينمايد . همچنين انتشار بيماري از طريق استنشاقي نيز ميتواند اتفاق بيافتد اما اين شكل آلودگي احتمالاً تحت شرايط طبيعي نادر مي باشد .
مشمشه هم اكنون از كشورهائي همانند آمريكاي شمالي ريشه كن شده است اما مناطقي از جهان منجمله آسياي صغير ؛ آسيا و آفريقا همچنان آلوده مي باشند .
از آنجا كه اخيراً پرورش و نگهداري اسب بويژه بصورت متراكم در حال رشد مي باشد و جابجائي دامها در اين شرايط بيش از گذشته و به مقاصد مختلف صورت مي پذيرد ؛ بروز و شيوع بيماري مشمشه در اين جمعيتها دور از انتظار نمي باشد . در تحت چنين شرايطي ميزان مرگ ومير بسيار بالا خواهد رفت و در تعداد كمي از حيوانات كه بظاهر بهبود مي يابند ( حاملين ) بيماري ابقاء مي يابد . بندرت ممكن است حيوانات بطور كامل بهبود يابند . گوشتخواراني همانند شير ممكن است با خوردن گوشت آلوده به بيماري مبتلا شوند . همچنين آلودگي در گوسفند و بز نيز ديده شده است .
با وجوديكه انسانها به بيماري خيلي حساس نيستند اما از طريق جراحات پوستي ممكن است به بيماري ؛ بشكل گرانولوماتوز و پيمي مبتلا شوند . مرگ ومير موردي از ميزان بالائي برخوردار است .
بطور كلي اسبدارها كه در ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با اسبها مي باشند و بويژه دامپزشكاني كه بدون دقت عمل لازمه اقدام به كالبد گشائي حيوانات آلوده مينمايند در معرض خطر قرار دارند .
پاتوژنز :
هجوم و حمله جرم اغلب از طريق ديواره روده اتفاق افتاده و در نتيجه آن يا بصورت سپتي سمي ( شكل حاد بيماري ) و يا بصورت باكتريمي ( شكل مزمن بيماري ) اتفاق مي افتد . عامل بيماري همواره در ريه موضعي شده اما پوست ومخاط بيني نيز در زمره مواضع معمول قرار دارند . ساير احشاء نيز ممكن است محل تشكيل ندولهاي تيپيك گردند . علائمي كه در مرحله پاياني بيماري ديده ميشود ؛ عمدتاً مربوط به برونكو پنومونيا بوده ومرگ در موارد تيپيك بيماري بسبب آنوكسي آنوكسيا پيش مي آيد .
يافته هاي با ليني :
در شكل حاد بيماري : تب بالا ؛ سرفه ؛ ريزش بيني همراه با انتشار سريع زخمهائي روي مخاط بيني و همچنين ندولهائي بر روي پوست قسمت تحتاني دستها و يا شكم بروز مي نمايد . مرگ در اثر سپتي سمي ظرف چند روز اتفاق مي افتد .
در شكل مزمن بيماري : در اين حالت از بيماري علائم بستگي به محلهائي قابل پيش بيني كه ضايعات در آنها شكل گرفته اند خواهد داشت . هنگاميكه موضعي شدن اصلي در ريه اتفاق بيافتد سرفه مزمن ؛ تنفس دردناك و خونريزيهاي مكرر از بيني اتفاق خواهد افتاد . اشكال مزمن پوستي و بيني معمولاً با هم اتفاق مي افتند . ضايعات مربوط به بيني بر روي قسمتهاي تحتاني ديواره مياني و قسمت غضروفي مياني ؛ شكل ميگيرند . ضايعات ذكر شده در ابتدا بصورت ندولهائي باقطر 1 سانتيمتر بوده كه بتدريج زخمي شده و ممكن است بيكديگر متصل شوند . در مراحل اوليه ترشحات بيني بصورت سروزي بوده كه ممكن است يك طرفي باشد وبعداً بصورت چركي و نهايتاً بصورت خون آلود تظاهر يابد كه بطور معمول اين وضعيت بيني ؛ توام با بزرگ شدن غدد لنفاوي زير فكي خواهد بود . شكل پوستي بيماري ( سراجه يا FARCY ) با ظهور ندولهاي زير جلدي ( بقطر 2-1 سانتيمتر) كه سريعاً زخمي شده و واجد ترشحات چركي برنگ عسل تيره ( قهوه اي ) خواهد شد تشخيص داده ميشود . در بعضي موارد ضايعات ؛ عمقي تر بوده و ترشح از طريق فيستولهاي ايجاد شده خارج مي شود . عروق لنفي بصورت فيبروزي ؛ قطور و شعاعي ؛ از ضايعات خارج شده و با همديگر ارتباط مي يابند . عقده هاي لنفاوي زه كشي كننده ناحيه ؛ در گير شده و ممكن است ترشحات خارجي داشته باشند . محلي كه ميتوان براي ضايعات پوستي پيش بيني كرد قسمت مياني مفصل خرگوشي است اما اين گونه ضايعات در هر قسمت از بدن ميتواند ايجاد شود .
حيوانات در گير با فرم مزمن بيماري معمولاً تا چندين ماه بيمار بوده و مكرراً بهبودي رانشان ميدهند اما عاقبت يااز پادر آمده ويا با يك بهبود ظاهري بعنوان موارد مخفي باقي مي مانند .
يافته هاي كالبد گشائي :
اگرچه هر گونه كالبد گشائي لاشه دام مبتلا به مشمشه بواسطه خطرات احتمالي ممنوع ميباشد ليكن علا ئم بيماري در كالبد گشائي بقرارزير ميباشد :
در شكل حاد بيماري خونريزيهاي پتشي متعددي در تمام اندام مشاهده مي گردد كه توام با برونكو پنموني نزله اي شديد و بزرگي عقده هاي لنفاوي برونشيال مي باشد .
در شكل مزمن بطور معمول ضايعات در ريه ها بشكل ندولهاي ارزني همانند آنچه در سل ارزني ديده ميشود در تمامي بافت ريه پخش و پراكنده مي باشند . ضايعات و زخمها روي مجاري تنفسي فوقاني خصوصاً مخاط بيني وجود داشته و باوسعت كمتري در مخاط لارنكس ؛ ناي و برونشيها ديده مي شود .
ممكن است ندولها و زخمها در پوست ودر زير پوست ( بصورت نسبتاً وسيعي ) وجود داشته باشد .
عقده هاي لنفاوي كه مسئول زه كشي محل در گير هستند معمولاً حاوي كانونهاي چركي و عروق لنفي داراي ضايعات مشابه هستند . كانونهاي نكروتيك هم چنين ممكن است در ديگر اعضاء داخلي نيز وجود داشته باشند . پزودو مناس مالئي و گاهي اوقات اكتينو مايسس پيوژنز ؛ از بافتهاي آلوده جدا شده اند .
تشخيص :
قطعي ترين راه تشخيص هر بيماري جدا سازي عامل بيماري ميباشد . در شكل حاد بيماري مشمشه جداسازي پزودو مناس مالئي از بافتهاي آلوده چندان مشكل نمي باشد . اين باكتري از رشد نسبتاً آهسته و خوبي بر روي اكثر محيطهاي كشت آزمايشگاهي بر خور دار است كه ميتوان سرعت رشد آن را با افزودن گليسرول و خون دفيبرينه اسب به محيط افزايش داد . در صورت استفاده از محيط كشت بلاد آگار بعد از دو روز كلني هائي بشكل مدور ؛ كوچك و برنگ قهوه اي خاكستري ايجاد خواهد شد . پزودومناس مالئي ؛ باكتري گرم منفي ؛ فاقد حركت و از نظر فعاليتهاي بيو شيميائي بسيار ضعيف ميباشد كه همين ويژگيها آن را از پزودومناس پزودومالئي عامل مليوئيدوز تفريق مينمايد . جداسازي جرم از مواردي كه درگير شكلهاي مزمن و مخفي مشمشه ميباشند بسادگي ميسر نبوده و در چنين حالاتي ميبايست از تستهائي همانند تستهاي آلرژيك بمنظور تشخيص بهره جست .
مهمترين و اصلي ترين روش تشخيص بيماري ؛ تست آلرژيك ؛ با تزريق بين جلدي در پلك پائين با مايه مالئين ميباشد . تست ذكر شده از حساسيت و ويژگي نسبتاً بالائي برخوردار است . مايه مالئين مورد استفاده ؛ از پادگني كه از كشت باكتري مشمشه در محيط بويون گليسرينه بدست مي آيد اخذ مي گردد كه تزريق درحيوان سالم بي ضرر بوده ولي در حيوانات آلوده ( راكتور ) سبب تورم و ترشح چرك از گوشه چشم ميگردد .
مقدار مصرف آن 1/0 ميلي ليتر بوده كه از محلول رقيق شده آن با آب فنيكه پنج در هزار كه در اين حالت بنام مالئين فنيكه گفته ميشود استفاده ميگردد .
بمنظور انجام تست بعد از مقيد كردن تك سمي بطريق لواشه زدن لب بالا و يا گوش با يك دست پلك پائين را در بين انگشتان شصت و سبابه ثابت نموده و مشابه تزريق بين جلدي توبركولين تزريق انجام خواهد گرفت .
توجه : بايد توصيه گردد متعاقب تزريق مالئين از هر گونه تمرينهاي آموزشي استرس زا جداً خودداري گردد .
زمان قرائت 48 ساعت پس از تزريق ميباشد هرچند در مواردي ممكن است واكنش مثبت حتي در كمتر از 48 ساعت مشاهده گردد .
تست و قرائت بايد در روز و و در مجاور نور كافي و هواي روشن انجام گيرد و زمان قرائت از 48 ساعت تجاوز ننمايد .
تست به جز در مواقع اضطراري در فضاي سرپوشيده انجام گرفته و دام تا زمان قرائت تحت آن شرايط نگهداري گردد .

كنترل :
متاسفانه اين بيماري واكسن و روش پيشگيري از طريق ايمن سازي ندارد و اهم روشهاي كنترل بيماري عبارتند از :
رعايت شرايط قرنطينه اي كامل و پيشگيري از هر گونه تردد دام . منظور از دام ؛ دامي است كه وضعيت آن از نظر سلامتي دقيقاً مشخص نمي باشد . شايان ذكر است كه هم اكنون تمامي اسبهائي كه توسط كارشناسان سازمان دامپزشكي كشور مورد تست مالئين قرار گرفته اند واجد برگه گواهي سلامت مدت دار مي باشند كه در آن وضعيت سلامتي دام كاملاً مشخص شده است .
انجام تست مالئين بصورت مداوم بفاصله هر 3 هفته تا هنگامي كه جمعيت مورد نظر در 3 تست متوالي هيچگونه موردي از راكسيون مثبت ويا مشكوك نداشته باشد .
جداسازي و اعدام هرچه سريعتر دامهاي رآكتور كه بدين منظوراقدامات بهداشتي زير بايد متعاقب تشخيص دام رآكتور انجام گيرد :
1-وسايل انفرادي و تيمار دام مبتلا بطوركلي سوزانده و معدوم شود .
2-جايگاه اسب با مواد ضد عفوني كننده ( مناسبترين ضد عفوني كننده سود سوز آور مي باشد ) پس از سوزاندن و دفن بهداشتي فضولات و كود ؛ گند زدائي شده و حد اقل بمدت 6 هفته مورد استفاده قرار نگيرد .
3-معدوم نمودن اسب آلوده با توجه به خطرات احتمالي ؛ به گونه اي انجام پذيرد كه تماس با دام به حداقل ممكن برسد .
4-محل دفن لاشه بايستي قبل از معدوم نمودن دام آلوده آماده شده باشد ؛ اين محل بايد بدوراز كانال آب ؛ چشمه ؛ قنات وساير مسيرهاي عمومي باشد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



کشتارگاه

كشتارگاهها بر دو نوع هستند يكي از آنها كه حيوانات سالم مثل گاو و گوسفند سالم در آنجا كشته شده (ذبح شده) وگوشت آنها به مصرف مي‏رسد و يكي از كشتارگاههايي كه حيوانات مريض و نحيف در آنجا كشته شده و محصولات آنها به غذاي سگ و گربه تبديل شده يا كود مي‏شوند. حيواناتي كه ذبح مي‏شوند خود يكي از مخاطرات اين شغل است مثلا شاخ زدن گاو يا لگد انداختن آن موجب آسيب به كارگران مي‏شود. سالن‏ها اغلب در اثر خون و چربي ليز و لغزنده‏اند. حيوانات را قبل از ذبح با شوك برقي گيج مي‏كنند كه گاه اين شوك برقي در اثر بي احتياطي كارگران را دچار حادثه مي‏نمايد. شايع‏ترين بيماري مشترك بين دام و انسان كه در اين مكانها به وفور ديده مي‏شود تب مالت يا بروسلوز است. كف اطاقهاي ذبح مي‏بايستي از ماسه يا شن پوشيده شود كارگراني كه در قسمت برش كار مي‏كنند بايد دستكش حاوي سيم‏هاي فلزي به كار برند. پيش بندها بايد چرمي و داراي توري فلزي باشند. كف كشتارگاهها بايد هر روز با آب گرم پرفشار تميز گردد. خوردن، نوشيدن و استعمال دخانيات در كشتارگاهها ممنوع است. گاه لازم است كه پرسنل در برابر تب مالت واكسينه شوند. بيماري‏هاي عفوني كه در كشتارگاهها ديده مي‏شود عبارتند از: تب مالت، سبياه زخم، لپتوسپروز، باد سرخ، مشمشه تولارمي، تب كيورمنوتهاي پسودومونائي.

امروزه با تمام پيشرفت‏هايي كه در زمينه كشاورزي صورت پذيرفته، هنوز مناطقي از عالم وجود داردكه در آنجا كشاورزي به شيوه سنتي رواج دارد. آب گرفتگي مناطق كشاورزي، آتش سوزي زمين‏هاي زراعي و جنگل‏ها، خطرات كار با تجهيزات كشاورزي، مواجهه با سموم و غيره، از مخاطرات عمده در كشاورزي مي‏باشد. سقوط از بلندي مهم‏ترين سطح حادثه را در مزارع تشكيل مي‏دهد. مواد شيميايي مختلفي در مزارع به كار برده مي‏شود كه از جمله آنها مي‏توان به اين موارد اشاره نمود: سود سوز آور براي تميز كردن ظروف و وسايل شيردوشي و... هيپوكلريت سديم براي ضدعفوني كردن اين وسايل، كاربونات سديم براي تميز كردن و چربي زدائي وسايل جوجه كشي كه اين مواد خود مي‏توانند مواجهات خطرناكي را باعث گردند. دستگاهها و موتورهاي درون سوز توليد گاز مهلك مونواكسيد كربن مي‏كنند لذا در مواقع كار با تراكتور يا موتورهاي آب بايد مراقب اين موضوع و تهويه ساختمان بود. بيسوادي يك مسئله

 رايج و شايع در بين كشاورزان است كه جهت جلوگيري از بروز مخاطرات فوق پرداختن به آن بسيار مهم جلوه مي‏نمايد. كشاورزان چون مجبورند ساعت‏هاي زيادي در مقابل نور خورشيد قرار گيرند اغلب ضايعات متعدد و وسيعي روي صورت، پشت گردن، دستها و... دارند كه مي‏بايستي جهت جلوگيري از آنها به كشاورزان آموزش كافي داده شود.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



كنترل بيماريهاي تنفسي در دام هاي بزرگ

بيماري هاي عفوني دستگاه تنفس در حيوانات فارم به وسيله ي تركيبي از عوامل عفوني و عوامل مستعد كننده مثل آب و هواي بسيار سرد ، استرس از شير گرفتن حمل و نقل همچنين تهويه ي ضعيف در سالن نگه داري حيوانات به وجود مي آيند چرا كه اين عوامل سبب تضعيف مكانيزم دفاعي حيوانات مي شوند.
يك رهيافت معقول براي كنترل بيماري هاي تنفسي شامل موارد زير مي شود:
به دست آوردن يك تشخيص باليني و آزمايشگاهي رخ دهنده در حيواناتي كه به طور باليني مبتلا شده اند.
تلاش براي پيشگويي وقوع يك بيماري اختصاصي بر اساس تجربهء قبلي و در نظر گرفتن تكنيك هاي مديريتي كه بتوانند اثرات عوامل استرس زا را به حداقل برسانند.
در نظر گرفتن بر نامه هاي واكسيناسيون براي بيماريهاي اختصاصي در صورتي كه لازم به نظر برسند.
اهميت تشخيص
به خاطر اينكه اغلب بيماري هاي تنفسي به وسيله عوامل عفوني متعددي به و جود مي آيند لذا به دست آوردن تشخيص قطعي اتيو لوژ ي بيماري به طور قابل توجهي مشكل به نظر مي رسد و بسياري از عوامل عفوني كه موجب بيماري تنفسي مي گردند در محيط و همچنين در حالت طبيعي در حفره ي بيني حيوانات سالم حضور دارند و اين عوامل سبب ايجاد مشكل و تداخل در آزمايشات ميكروبيولوژي به هنگام بروز بيماري تنفسي مي گردند.
چون عوامل عفوني معمولا" هم از حيوانات بيمار و هم از نوع سالم آنها ايزوله مي شود بنابراين ارتباط بين عامل بيماري و اثرات آن به خوبي مشخص نمي شود و به نظر مي رسد كه عوامل مستعد كننده اهميت عمده اي در هر برنامه ي كنترلي مي توانند
داشته باشند.
تكنيك هاي مديريتي
بسياري از بيماريهاي تنفسي شايع در زمانهاي مشخص و تحت شرايط معيني رخ مي دهند و كنترل موفقيت آميز آن بستگي به استفاده از تكنيكهاي مديريتي قبل از احتمال وقوع بيماري دارد.
به عنوان مثال در گاوهاي گوشتي پنو موني پاستورلايي با به كارگيري روشهاي مديريتي مشخص كه استرس از شير گرفته را به حداقل مي رساند كنترل مي شود. شيوع پنو موني در گوساله هاي نر كه براي انجام يك آزمايش انتخاب شده اند به حداقل مي رسد. به شرطي كه آنها به خوبي از شير گرفته شوند.
در آمريكاي شمالي بيماري تنفسي گاوان (BRD) در بين گاوهاي جواني كه از چندين مرتع مختلف چرا مي كنند بسيار شايع است كه اين حالت پس از طي مسافت هاي طو لاني (جهت تغذيه) رخ مي دهد. بيماري تنفسي اسب در اسبهاي جواني كه در مسير مسابقه براي حركت جمع شده اند و همچنين در اسبهايي كه جهت نمايش آورده شده اند رخ مي دهد.
شرايط سالن نگهداري
گاوها و خوكهايي كه در فصل زمستان در محيط سرد و مرطوب و در فصل تابستان در يك محيط بسته و گرم و با ازدحام زياد در طويله نگهداري مي شوند ممكن است مستعد شيوع يك پنو موني با واگيري بالا باشند .واگيري و تلفات بالاي حاصل از پنو موني مي تواند در حضور غلظت بالاي آمونياك در محيط و يا گردو غبار زيادرخ دهد.
بروز آمفيزم ريوي و سرفه در اسبهايي كه در اصطبل هاي حاوي گرد و غبار و با تهويهي ضعيف بسته شده اند در مقايسه با اسبهايي كه در اصطبلهاي در باز نگهداري مي شوند بسيار بالا است. تقريبا" 200 سال پيش مديريت بد اصطبل ها به عنوان عامل مهم در ايجاد سرفه در اسبها توصيف شده است با اين حال هنوز به طور موكد بر بكارگيري يك آنتي بيوتيك وسيع الطيف همراه با اكسپكتورانت ها و ساير داروها در مديريت باليني اسبهايي كه در اصطبل نگهداري شده و سرفه ي مزمن دارند تاكيد شده است. ملاحضات و توجهات بيشتر در مورد خوب نگهداشتن اصطبل و تهويه ي آن ضروري به نظر مي رسد. در خوك پنوموني آنزو ئو تيك بسيار گسترده است اما اثرات پنو موني با مديريت خوب سالن تهويه و تغذيه مي تواند در سطوح بسيار پاييني نگهداشته شود. تاكيد بسيار زيادي بر تلاش و كوششي در جهت ريشه كني گونه هاي مختلف مايكو پلاسما صورت گرفته است كه بي نهايت مشكل است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مدیریت مطلوب برای بهترین عملكرد (دامپروری) در مزارع پرورش گاوهای شیرده

سایت دام‌آوران

مدیریت مطلوب برای بهترین عملكرد (دامپروری) در مزارع پرورش گاوهای شیرده،علاوه بر تولید مطلوب شیر كه از گاوهای پر تولید مورد انتظار است، مدیریت مناسب نیز باید اعمال شود. این مقاله شماری از جنبه‌های مدیریتی را كه می‌تواند در افزایش تولید شیر نقش عمده داشته باشد را شرح می‌دهد. در مزارع پرورش گاوهای شیرده،علاوه بر تولید مطلوب شیر كه از گاوهای پر تولید مورد انتظار است، مدیریت مناسب نیز باید اعمال شود. این مقاله شماری از جنبه‌های مدیریتی را كه می‌تواند در افزایش تولید شیر نقش عمده داشته باشد را شرح می‌دهد:
▪ اندازه‌گیری شیر و ترکیبات آن مقدار تولیدشیرو تركیباتی همچون چربی و پروتئین بوسیله كیلوگرم قابل انداز‌ه‌گیری است.در هر دوره شیردهی كیلو گرم چربی و پروتئین به ازای هر گاو بعنوان معیاری برای رتبه بندی گاوها استفاده می‌شود.از آنجائی كه تولید شیر در هر گروه سنی در مقایسه با گروه دیكر متفاوت است،مقدار تولید شیر باید بر اساس سن استاندارد ،تصحیح شود. برای این نحو مقایسات، اولین شیردهی تلیسه ها مد نظر گرفته می‌شود. یك مدیر خوب با دانستن میزان تولید شیر به ازای هر گاو، قادر به تصمیم‌گیرهای مناسب مدیریتی در مزرعه خواهد بود. به عنوان مثال ركوردهای تولید شیربه ازای هر گاو، تعیین كننده اصلی نحوه تنظیم جیره مناسب می‌باشد.
▪ تداوم شیردهی این مطلب كه در طول شیردهی گاوها با هم به پیك تولید شیر مناسب برسند، بسیار حائز اهمیت است. در تلیسه‌ها طبیعا نسبت به گاوهای مسنتر ،منحنی شیردهی یكنواخت تر می‌باشد،بطوری كه شیردهی در تلیسه‌هادر یك زمان معین شروع می‌شود اما تا آخر دوره سطح تولید شیر ثابت می‌ماند. در گاوهای مسنترپیك تولید شیر (در داخل ۱۰۰روزاول شیردهی)ایجاد شده و تداوم شیردهی آنها بالاست. از لحاظ مدیریتی در آغاز شیردهی گاوها باید در شرایط بدنی مناسب باشند تا بعد از شروع شیردهی،عملكرد مطلوبی را از لحاظ سوخت و ساز نشان دهند. از قسمت‌های مهم دیگر منحنی شیر دهی،۱۰۰ روز آخرشیر دهی می‌باشد،در این مرحله گاوها تمایل كمتری به اضافه وزن دارندو باید خشك شوند، در نتیجه مواد مغذی قادر خواهند بود برای شیردهی آینده مهیا شوند و بطور مسلم گاوها در شیردهی آینده كمتر به بیماری‌های متابولیكی مبتلا خواهند گشت.
▪ پرورش گوساله‌های جوان پرورش صحیح گوساله، تولید مطلوب شیر را به دنبال خواهد داشت، زیرا همیشه باید به خاطر داشت كه گوساله امروز،گاوهای فردا هستند. آبستنی تلیسه‌ها تا زمانی كه بافت‌های پستان به وضعیت ایده‌ال نرسد بایدبه تاخیر افتد،شرایط مناسب از لحاظ وزن برای تلیسه‌ها ۵۵۰-۵۲۵ می باشد. تلیسه‌ها تا ۱۵ ماهگی نباید كمبود رشد داشته باشند در غیر اینصورت آنها قادر نخواهند بود به رشد ایده ال برسند. از طرفی چاقی تلیسه‌های آبستن نیز ممكن است مشكلاتی همچون سخت زائی را به همراه داشته باشد.برای تلیسه‌های آبستن معمول۱ الی ۲ كیلو كاه غلات را كه با انرژی پایین مرتبط است،استفاده می‌گردد زیرا این سیستم نشخوار تلیسه را بخوبی تحریك می‌كند و مصرف مناسب خوراك بعدی را تضمین می‌كند.
▪ گاوها نشخواركننده هستند نشخواركنندگان دارای معده چهار قسمتی هستند.لذا به جیره متعادل از علوفه و كنسانتره نیازمندند. برای بدست آوردن تولید شیر مطلوب، یك جیره متعادل باعث تضمین عملكردمناسب سیستم شكمبه شده واحتمال اختلالات متابولیكی همچون تب شیرو جابجائی شیردان را كا هش میدهد.زمانی كه عملكرد شكمبه مطلوب باشد، مصرف خوراك افزایش می‌یابد.
▪ فاكتورهای محیطی در طول ابتدای شیردهی، گاوهای پر تولید گرمای قابل توجهی تولید می‌كنند، بنابراین در محل نگهداری یك هواكش باید تعبیه گردد و آب آشامیدنی مناسب در اختیار گاوها قرار گیرد. اگر از طریق هواكش نور مستقیم وارد جایگاه گردد، یك سایه بان نیز باید در نظر گرفته شود، این موارد باعث خواهد گردید كه گاوها با استرس حرارتی مقابله كنند و مصرف خوراك آنها در حد مطلوبی باشد. توجه داشته باشید كه منطقه آسایش در گاوهای شیردهی در دامنه ۵-۱۵درجه سانتیگراد می‌باشد.
▪ ماشین شیر دوش ماشین شیر دوش نقش مهمی را در سلامت پستان بر عهده دارد. قبل از شیردوشی پستان باید تمیز و خشك شود و با استفاده از اسپری‌های مخصوص ضد عفونی، سر پستانك‌ها تمیز شوند.عملكرد نادرست دستگاه شیر دوشی ممكن است باعث آسیب سر پستانك‌ها شود.از لحاظ مدیریتی فاصله دو بار دوشش باید حداقل ۱۲ ساعت باشد، رعایت این زمان تاثیر مطلوبی در سلامت پستان دارد.اگر این زمان رعایت نگردد،احتمال بالائی برای ابتلا به عفونت‌های همچون اشریشیاكلی و استرپتوكوكوس وجود خواهد داشت.
▪ بهداشت مزرعه رعایت بهداشت در مزرعه سهم عمده‌ای در تولید گاوهای پر تولید شیربالا دارد.خشك كردن محل استراحت و ریختن كاه خشك در زیر گاوها نیز نقش مهمی را در سلامتی و عدم ابتلا به بیماری‌های پا برعهده دارد. برای كاهش احتمال ابتلا به عفونت‌های باكتر یائی،استفاده از حمام پاهر۴-۳ هفته ضروری است و سم چینی هر سال دو بارو ترجیحاً در دوره خشكی توصیه می‌گردد. كاهش لنگش از این طریق باعث كاهش هزینه‌های دامپزشكی و كشتار گاوها خواهد گردید.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



پیدایش گاوداری و مرغداری صنعتی درایران


مهندس محمدحسین روشن ضمیر، پیشکسوت صنعت مرغداری ودامپروری نوین ایران.
 
امروز که مرغداری صنعتی ما سالانه 2/1میلیون تن  گوشت مرغ،    625  هزارتن تخم مرغ به ارزش  کیلویی 700 تومان وجوجه یکروزه به ارزش300  تومان دارد و چندین میلیارد تومان سرمایه  صرف تاسیسات و تجهیزات آن شده و علاوه بر اینها کارخانه های بسیاری در زمینه تهیه خوراک دام ، طیور، سردخانه ها، کشتارگاههای صنعتی طیور و صنایع وابسته تاسیس و همچنان به حیات خود ادامه داده و بیش از 600 هزار نفر مستقیم و غیر مستقیم شامل نیروهای متخصص و با تجربه در این مجموعه به کار واداشته و ارزانترین .سهل الوصول ترین مواد پروتئینی مورد نیاز ملت ایران نیز فراهم می سازد، همه و همه را باید مرهون زحمات و خدمات مردی بود که بافرارسیدن بهار 84، 95 سالگی حیات پرخیر برکت خود را آغاز کرده و هنوز  به مرغداری صنعتی ایران خدمت می کند.

محمدحسین روشن ضمیر درشهریور 1289 در یک خانواده کشاورز  به دنیا آمد و پس از طی دوران دبستان و دبیرستان به دبیرستان نظام رفت و بعد از خدمت نظام وظیفه به ایجاد و رشد و توسعه دامپروری ومرغداری صنعتی ایران همت گماشت. اولین گله مرغ گوشتی توسط بخش خصوصی ( محمدحسین روشن ضمیر ) به تعداد 1600 قطعه درفضایی به مساحت 180 مترمربع ، درطبقه زیرین یک منزل مسکونی درتهران ، پرورش داده شد.

آقای روشن ضمیرگفت: درسال 1312 – بااستخدام در وزارت کشاورزی وتخصصی که دردامپزشکی بدست آورده بودم، زیرنظردکتردلپی که فرانسوی بود، مشغول بکارشدم. درهمین ایام بیماری طاعون گاوی درجنوب و بیماری شاربن درخراسان وسمنان بشدت شیوع پیداکرده بود وهرروز تعداد زیادی گاو ازبین می رفت، نه دامپزشکی بودونه دارو ودرمانی . دکتردلپی یک کلاس آموزشی دایرکرد وعده ای راآموزش داد تاباآن مبارزه کنند ومن هم دراین کلاس شرکت داشتم. پس ازپایان دوره، زیرنظردکتر علوی مقدم که بعدها رئیس شهربانی کل کشورشد، به انجام وظیفه مشغول شدم . آن روزها با شیوع طاعون گاوی درشهرها، به جایی دراصفهان رفتیم که از800 راس گاو آنها فقط 200 راس باقی مانده بود. آنهاراواکسن زدیم. این کاررا درمناطق آلوده به طاعون گاوی ادامه دادیم ونتیجه کارموفقیت آمیز بود. 

روشن ضمیر می گوید: جوانی 23 ساله بودم وعاشق کارخود وهمین امرتوجه دیگران را بخود معطو ف می داشت وروی کارهای من حساب می کردند. تااین که برای آموزش مدیریت دامپروری، به دانشکده کشاورزی کرج معرفی شدم که دوره آن دوسال بود. صبح ها وقتمان رادرکلاس درس وبعدازظهرها درگاوداریها و گوسفندداریها سپری میکردیم. درهمان روزها، آگاه شدم که دولت 40 راس گاواصیل از نژادهای ترانتر، شوئیست وسمینال ودرحدود 400 راس گوسفند مرینوس استرالیایی و80 قطعه مرغ ازفرانسه خریداری وبه کشورواردکرده است. که چون جایی نبود از آنها نگهداری کنند، همه را به دانشکده کشاورزی کرج تحویل دادند. یکی ازبرنامه های ما فراگیرسیستم نوین دامپروری بود که من لاعلاقه زیاد آن را دنبال میکردم وهمین امر باعث شد با معدل 19 شاگرداول شوم.

دکتردلپی که بازیکی ازاستادان این دوره بود، مرابه بنگاه رازی برد ومدت 4 ماه زیرنظرایشان مشغول بکارشدم . دکتردلپی، روی کنه های حیوانی درایران تحقیق می کردوکلکسیونی ازآنها تهیه کرده بود.علاقه مند به کارودقت درانجام وظایف محوله، باعث شد به ریاست دامپزشکی استان اصفهان منصوب شدم که بعلت مشکلات خانوادگی ودوری ازپدرومادر آن را نپذیرفتم.

ازتاریخچه  دامپزشکی درایران برای ما بگویید؟

از اقدامات پراکنده ای که ازسالهای 1312تا 1315 علیه بیماریهای دامی صورت گرفته بود، جوابگوی نیازنبودوشیوع بیماریها ، جمعیت دامی کشوررا بشدت تهدید می کردوضررهای اقتصادی فراوانی به دامداران وارد می ساخت.لذادولت به فکرمبارزه بنیادی بابیماریهای دامی افتاد وطرح اداره کل تفتیش صحی حیوانات (دامپزشکی امروز) رابتصویب رسانید ودکترحامدی که تحصیلات خودرا درپاریس به پایان رسانیده بود ، بریاست آن برگزید.

 

دکتر حامدی چون با کمبود دامپزشک روبرو بود باسفربه کشور آلمان و استخدام 12 نفر دامپزشک به ایران بازگشت و در مسیربرگشت خودبه ایران ازکشورروسیه ، مقادیری وسایل تلقیح مصنوعی همراه بایک نفر متخصص بنام دکتررودین به ایران آورد. دکتررودین کلاسی راباشرکت 6 نفرازکارمندان دامپزشکی تشکیل داد ومدت 15 ماه دوره تئوری وعملی تلقیح مصنوعی راآغازکرد که من درآن شرکت داشتم . با پایان این دوره ، من موفق به امرتدریس شدم. سایرشرکت کنندگان به دنبال کارخود رفتند. ولی من که به این امر خیلی علاقه مندبودم به سراغ گاوهای وارداتی اصیل فرانسوی رفتم وبااسپرم گیری ازآنها، به تلقیح مصنوعی گاوهای اطراف تهران مشغول شدم بی آنکه برنامه مدونی داشته باشم.

 

محمدحسین روشن ضمیراضافه میکند: ثمره کارم بعداز3 سال نمایان گشت وگوساله های نسل اول حاصل از تلقیح مصنوعی یکی پس ازدیگری بارورشدند وشیرتولیدی آنان درمقایسه باسایرگاوهای ایرانی، آنقدرزیادبود که موردتوجه سایرگاوداران قرارگرفت ودرآن زمان افزایش تولیدشیر، ازحدودروزی 6 کیلو به 10 کیلو درهرراس گاو درسال 1324 رسید.

 

محمدحسی روشن ضمیر میگوید: که خوب بخاطردارم که درجلسه ای که دردفترکاردکترنجفی وزیرکشاورزی باحضورچندنفر ازگاوداران، دکتررستگارصورت پذیرفته بود، وزیرکشاورزی خطاب به رئیس دامپزشکی گفت: باتوجه به وضع موجود بهترآنست که تشکیلات دامپروری کشوررا برپاسازیم. دکتررستگارگفت برای 2000 راس گاو که تشکیلات دامپروری نبایددرست کرد. من ناگهان ازجابرخاستم وگزارش کاملی ازوضع گاوهای موجود درکشورراارائه دادم وافزودم که نه تنها 2000 راس آمارغلطی است بلکه28000 راس گاوشیری ودرحدود 18 هزارراس تلیسه آبستن وگوساله درگاوداریها وجوددارد.

 

وزیرکشاورزی روبه رئیس دامپزشکی گفت: شما چه مسئولی هستی که آماردرستی نداری؟ اوبیدرنگ دستورتشکیل سازمان دامپروری راصادرنمود ومهندس مجیدعدل ماموراین کارگشت. سرانجام، درسال 1330 بنگاه مستقل دامپروری به مدیرعاملی مهندس مجیدعدل تشکیل و دامپروری مملکت وارد مرحله نوینی شد.

 

روشن ضمیربزرگ اززحمات وخدمات فراوان مهندس عدل دررشدو توسعه دامپروری نوین ایران به نیکی یاد میکند وازآن تجلیل بعمل می آورد.

بعدازعزیمت به امریکا تحولی دیگربوجودآمد زیراروشن ضمیر، درپنسیلوانیا درمی یابد که زحمات 20 ساله وی درایران درمقابل تولید شیرگاوهای اصیل هلشتاین که دریک دوره شیردهی 700 تا 900 لیتر شیر می دهند ولی گاوهای اصیل امریکایی 6000 تا 7000 لیتر یعنی تقریبا 10 برابر ) واین تقریبا بی ثمربوده است.

 

وی می گوید درمریلندامریکا، بمدت یک هفته درمریلنددریک گاوداری که صاحبان آن زن و مردبسیاربامحبتی بودند مشغول بکارشدم وچون آنها می دیدند که من بسیاربه کارعلاقه مند می باشم بادقت و حوصله به سوالات من پاسخ میدادند.

 

محمدحسین روشن ضمیر میگوید: آشنایی بااین زن و مرد که صاحب یک گاوداری مدرن ویک مرغداری صنعتی بودند. زندگی مرادگرگون ساخت. وتحولی درمن بوجودآورد، زیرادرعمرم نه گاوداری مدرن دیده بودم و نه مرغداری صنعتی, چیزی که هنوزدرایران وجودنداشت. یک مرغداری مجهز و مدرن با10 سالن 1000 متری وهرسالن 1000 قطعه مرغ گوشتی درسنین مختلف. ازصاحب مرغداری خواهش کردم جزئیات کاررا به من آموزش دهد. وتجربیات خودرا دراختیارمن بگذارد. وی پذیرفت ومدت 8 هفته به فراگیری صنعت مرغداری مشغول شدم؛ هرچی می گفت، یادداشت می کردم که مبادا یادم برود. علاوه برآن، ازدفترچه راهنمای آنان یک کپی دریافت کردم وباخودم به ایران آوردم . لازم به یادآوریست که درهمان 5 هفته، همراه آن خانم و آقا ازچندکارخانه جوجه کشی وروش تولید تخم مرغ جوجه کشی وهمچنین ازچندکشتارگاه صنعتی طیور ونحوه توزیع گوشت مرغ دربازار مصرف نیزدیدن کردم. به هرجهت، برنامه کارمن اندک اندک به پایان رسیده وازمریلن به واشینگتن آماده حرکت بودم وقرارشد باتفاق همسفرانم برای یک ماه ازامریکا به اروپارفته ویک توریک ماهه عملی هم درانگلستان ، فرانسه، آلمان و ایتالیا داشته باشیم.

 

آغاز و پیدایش صنعت مرغداری:

 

برای شروع صنعت مرغداری درایران، باید کارم راازیک جایی شروع میکردم. لذا به دنبال تخم مرغ جوجه کشی بودم که آگاه شدم درمرکز تحقیقات دامپروری کشور درحیدرآبادکرج، هنوزبقایای چندگله مرغ اصلاح نژاد شده اهدایی امریکا به ایران وجوددارد که تخم مرغ آنها را به مردم دانه ای 2 ریال می فروشند. فورا به حیدرآبادرفتم وتولید سه ماهه آخرسال آنهارا ازقراردانه ای 5/3 ریال پیش خریدکردم و 100 تومان هم بیعانه دادم. پس از خرید تخم مرغ نطفه دار، به فکرماشین جوجه کشی افتادم. یادم بودکه درامریکا به من گفته بودند که دودستگاه ماشین جوجه کشی برقی درسفارت امریکادرتهران موجوداست. که هنوزازآنها استفاده نشده اسنت.خوشحال، بطرف سفارت امریکارفتم وسراغ مسئول آن دودستگاه ماشین جوجه کشی راگرفتم گفتند: مسئول آن شخصی بنام هربورک است که فعلا درشیراز میباشد. بیدرنگ بااتوبوس به شیراز رفتم وتقاضای دریافت آنهاراکردم، اونامه ای نوشت به تهران که ماشینهای جوجه کشی را به من تحویل دهند. ولی سفارت گفت: ماشینهارا به فرد نمی توانیم بدهیم باید سازمان دولتی باشدویا اتحادیه جوجه کشی ها.

 

روز بعد درسازمان دامپروری کشور به سراغ دکتر درویش رفتم وموضوع را باایشان درمیان گذاشتم. ایشان قبول کردتقاضانامه ای بنویسد. سرانجام، نامه را به سفارت دادم ودودستگاه ماشین جوجه کشی برقی مدل 252 را که 2520 عدد تخم مرغ ظرفیت داشت، تحویل گرفتم. وبه اطاق سابق خوددرمحل دامپروری منتقل ساختم. این ماشینها، یکی ستربود و یکی هچر ووضع سینی های آن گونه ای بود که می توانستیم ازهردوبصورت ستروهچراستفاده کنیم.

 

بالاخره، ازاین دودستگاه ماشین جوجه کشی برای نخستین بار 1600 قطعه جوجه یکروزه گوشتی بدست آمد که اولین پارتی جوجه یکروزه گوشتی به سیستم ماشین برقی درکشوربود.

 

محمدحسین روشن ضمیردرادامه سخنان خود می گوید: جوجه ها بدنیا آمدند ومشکلات اساسی من ازهمین  جاآغازشد، نداشتن نقدینگی، ناچیزبودن حقوق بازنشستگی، عدم دسترسی به سالن مرغداری، عبال واربودن، ( 8 فرزندو تکفل مخارج پدرومادرپیر) و...... دست به دست هم دادند وفشاری مضاعف برمن وارد می شد وکسی هم نبودکه به من کمک مالی کند. باتوکل به خداوند متعال وپشتکارفوق العاده وبااراده ای قوی، بدنبال اهداف خودبودم. هرچه گشتم، جای مناسبی برای نگهداری وپرورش جوجه ها پیدانکردم. به ناچاردرمنزل شخصی پدرم درطبقه زیرزمین آن فضایی به مساحت 180 مترمربع 1600 جوجه یکروزه را پرورش دادم. درآن زمان ازسویا،پودرماهی،ذرت و انواع مکمل ها که امروزه به فراوانی یافت می شود، خبری نبود. ومن باید طبق فرمول، دست کم 22درصدپروتئین ومقدارلازم کالری به جیره غذایی آنان منظورمیکردم وهمراه باجو،گندم و سبوس به جوجه ها غذا می دادم.

 

یک روز برای خرید گندم، به میدان امین السلطان رفتم. فروشنده وقتی فهمید برای جوجه ها میخواهم مخالفت کردو گفت: گندم، برکت خداست وبرای تغذیه انسانها درست شده وتو میخواهی آن را به مرغ بدهی؟ بازحمت زیادبه اوفهماندم که مرغ هم خوراک انسانهاست که باید تولیدشود. سرانجام پذیرفت،ومقداری گندم خریدم تابه آسیاب ببرم وآنها راآردکنم. صاحب آسیاب، وقتی فهمید آرد رابرای جوجه ها میخواهم ، ازقبول آنها خودداری کردومن ناگزیر باآسیابهای دستی آنهاراآردکردم وهمراه با پروتئین حیوانی که ازضایعات کشتارگاه تهران تهیه میکردم، به آنان میدادم تابزرگ شده وبه مرغی بالغ تبدیل شدند. درست یادم هست که هشتادروزگذشته بود که هریک به وزن 1600 گرم رسیده بودنددراین ایام به فکرفروش آنان افتادم.تهران، درآن زمان کوچک بود وبازاریابی آنها مشکل ومردم هم عادت به خوردن گوشت مرغ نداشتند. مگرآن که شخصی مریض میشد ودکتر توصیه میکرد ه به اوسوپ مرغ بدهند ویااینکه دراعیاد و جشنهای عروسی اعیان و اشراف ازآن استفاده میشد.

 

خوشبختانه رشد کامل جوجه ها مصادف شده بود باایام جشن نوروز وعیدپاک ارامنه وکلیمی ها که تمام آنان ظرف 10 روز توسط یک مرغ فروش کوچک بقرار قطعه ای 100 تا 120 ریال بصورت زنده فروخته شد. وقتی حساب و کتاب کردم، دیدم درحدود 17000 فروش داشته که تقریبا 11000 تومان می شد سود نصیبم شد که همین مبلغ سود، باعث تشویق من شدکه بطورجدی کارخودرادنبال کنم.

 

محمدحسین روشن ضمیرباحالتی خاص میگوید: آری، حقوق دولتی من مبلغی  معادل 300 تومان بود،ولی درآمدحاصله ازدوماه کارمرغداری 11000 تومان می شد، یعنی معادل 2 سال حقوق وزارت کشاورزی.به هرحال،برنامه دریافت تخم مرغ های نطفه داروقراردادن آنها درماشین جوجه کشی ادامه پیداکرد وبدنبال جای مناسب برای پرورش جوجه ها بودم. تااینکه یک روز باتفاق یکی ازبستگان به باغ منظریه درنیاوران رفتم. دیدم درآنجا 4 سالن 20+10 متربدون استفاده وجوددارد که برای پرورش 2000 قطعه جوجه یکروزه بسیارمناسب است. به همراه همان فامیل که نامش محمدرضا روشن ضمیربود به دیداردکتر حسین بنایی رئیس سازمان پیشاهنگی کشور رفتیم وموضوع را باایشان درمیان گذاشتیم.

دکتربنایی گفت: ماپول نداریم. به ایشان گفتم نه تنها پول نمی خواهم بلکه حاضرم 40 درصد سودحاصله از هرپارتی رابابت اجاره به سازمان ملی پیشاهنگی ایران بپردازم. اوقبول کرد وقرارداد بسته شد ودراول بهمن 1335 بارعایت کامل اصول بهداشتی درسالنها جوجه ریزی راه انداختم وروزی 15 تا 16 ساعت وقتم رادرآنجا می گذرانیدم.

 

محمدرضا روشن ضمیر پیشکسوت صنعت نوین مرغداری ایران می افزاید: آری بهمن 1335 را میتوان تاریخ آغازپیدایش صنعت نوین مرغداری ایران نامید وبعداز23 روز پارتی بعدی درسالن دوم و40 روز بعد ، سالن سوم وباز سالن چهارم وبعدازآن مجددا سالن اول که مرغهای آن را خارج کرده بودم جوجه ریزی شد.

 

درآن روزها چه مشکل خاصی داشتید؟

 

مگرکاری به این بزرگی، بدون مشکل انجام می شود؟ منتهی من سعی کردم که از مشکلات کمتربگویم. مثلا درهمین ایام، مثل امروز کارتن حمل جوجه وپوشال برای بستر جوجه ها یک امر حیاتی است، وجودنداشت ومن برای کارتن بامراجعه به تیمچه صاحب الدوله دربازارتهران، ازکارتنهای استکان، نعلبکی وغیره استفاده میکردم ویابرای تهیه پوشال، با مراجعه به 50 تا 100 کارگاه نجاری، خاک اره و یا تراشه های نجاری آنان را گردآوری وبه سالنهای مرغداری منتقل میکردم. هیچ نوع ویتامین و یا مکمل غذایی وجودنداشت، جبران کمبودها را بایونجه سبز میکردم وضایعات کشتارگاه تهران.

 

درهرحال، ازمحل 40درصد اجاره موافقت شد 4 سالن دیگرساخته شود که این کارهم انجام شد. ازآنجاییکه نیت خیربود خداهم کمک میکرد، یعنی حوادثی رخ می داد که برایم عجیب بود.بعنوان مثال، یکی از مشکلات عمده من، بازاریابی و فروش گوشت مرغهای تولیدی بود. درهمین فکربودم که ناگهان 4 نفرازمسئولان بیمه های اجتماعی بدون خبرقبلی به منظریه آمدند ودرخواست تحویل روزانه 250 قطعه مرغ کشته آماده پخت برای بیمارستانها ی سرخه حصار وشماره 2 واقع درجاده کرج و شماره 5 واقع در قلهک راداشتند. من که ازخوشحالی درپوست خود نمی گنجیدم، تخفیف زیادی به آنان دادم ومقررشد هرکیلوگرم گوشت مرغ 100 ریال تحویل آشپزخانه آنها بدهم، درپایان هرماه صورتحساب ذیربط را به آنان ارائه دهم. بمدت یکسال این کاررا انجام دادم ودرپایان هرماه درحدود یک میلیون ریال دریافت میکردم.

 

گذشت زمان مرغهای مادر موسسه تحقیقات دامپروری کشور راازبین برد. وناگزیر شدم یکی ازسالنهارا به پرورش مرغ مادراختصاص دهم. کاربه همین منوال می گذشت تااینکه جوجه های تولیدی بیش از نیازشدومن آن را به افراد علاقه مند می فروختم. تا « آن را پرورش دهند ومصرف کنند. وازطرفی، تولید گوشت مرغ منظریه هم بیش از قرارداد بسته شده با تامین اجتماعی شد. وازآن طرف  کم کم خبرتاسیس اولین مرغداری صنعتی درشهرتهران وکشورپخش شد. وهرروز عده ای از مصرف کنندگان به درمرغداری می آمدند ومرغ خریداری میکردند. کاربه جایی رسید که ناگزیر شدم با موافقت دکتر بنایی یک سالن دوطبقه جمعا به مساحت 1400 متر بسازم ودرآن جوجه یکروزه گوشتی بریزم وباز مراجعه زیاد و زیادتر شدوعلاوه برمرغداری منظریه، به یک مرکز آموزش رایگان مرغداری مبدل گشت که همه آنها جوانان تحصیلکرده وتقریبا سرمایه دارو مشتاق مرغداری بودند.

 

روند شکل گیری صنعت مرغداری درایران چگونه ادامه پیداکرد؟

 

من درآن روزها بجز رشد و توسعه صنعت مرغداری نوین درایران، به هیچ چیز فکر نمیکردم. هرکس به طریقی دست یاری به سوی من دراز میکرد، دست اورا می فشردم وازهرامکانی برای اعتلای این صنعت استفاده میکردم. تا این که یک روز چندنفرازدوستانم که موقعیت مرا بخوبی درک کرده بودند، با یک برنامه ازپیش  شده، بسراغم آمدند ومرا به یک میهمانی دعوت کردند. دعوت آنان را پذیرفتم، پذیرایی بسیارگرمی هم ازمن بعمل آوردند ودرپایان گفتند: چون توبرادر و خواهر نداری، ماعلاقه مندهستیم که مارابعنوان برادر و خواهر خودپذیرفته واز امکانات ما که زمین بزرگی دراوین است استفاده کرده، برنامه های خودت را توسعه دهی. ماهم هیچ چیز ازتونمیخواهیم جزآنکه ذیل ورقه برادر و خواهرخواندگی راامضاء کنیم. من که به جز مرغداری به هیچ چیز فکر نمی کردم ورقه را نخوانده امضاء کردم. آنان از من خواستند تشکیلات مرغداری دیگری را درزمینی به مساحت 3000 مترمربع متعلق به آنان بوجودآورم وبیشتر کارهای خودرا دراینجا متمرکز کنم. من هم ازاین پیشنهاد بسیار خوشحال بودم ودردل آنان را دعا میکردم. غافل ازآنکه کاسه ای زیر نیم کاسه است.

 

سرانجام، درهمان زمین که بعدها فهمیدم موقوفه و متعلق به اوقاف است 8 سالن مدرن مرغداری احداث کردم؛ یعنی هرچه ازمرغداری درمنظریه نصیبم شده بود خرج سالنهاکردم وعلاوه برآن دستگاه ماشین جوجه کشی سفارش دادم تاآنها را هم درهمان زمین نصب کنم که این کارانجام شد. آنقدرگرم کارهایم بودم که ازآنچه اطرافم میگذشت، بی خبرماندم. برادر و خواهر خوانده هایم اصلادخالتی درکارمن نداشتندوفقط شبهای جمعه بعنوان میهمان می آمدند وپذیرایی میشدندوهنگام رفتن مقادیری گوشت مرغ و تخم مرغ هم با خود می بردند.

مدت 2 سال زمان بهمین منوال گذشت وکارها سروسامان گرفته ومن هم منتظر بودم که ماشینهای جوجه کشی ازخارج برسد وآنهارا درهمین محل نصب کنم.تااینکه یک روز برادروخواهر خوانده هایم آمدند وگفتند:طبق نامه ای که امضاء کرده ای، تمام دارایی وموجودی اوین به شرکتی تعلق دارد که فقط 2 سهم از 30 سهم به توتعلق دارد.

 

 من که ازماجرابیخبرو روی حسن نیت واعتمادآن ورقه راامضاء کرده بودم ، بسیارناراحت شدم وگفتم که آن دوسهم هم مال خودتان. وآنجارابرای همیشه ترک کردم درحالیکه 8 سالن مدرن مرغداری احداث کرده و25000 قطعه مرغ باارزش درآنجاداشتم که ارزش مرغها به قیمت امروز،بیش از 20 میلیون تومان میشد. به منظریه بازگشتم وکارخودرادنبال کردم واطمینان داشتم چون تسلط به مرغداری ندارند، بتدریج ازبین خواهندرفت وازمرغداری آنان که با حقه بازی وکلک بدست آورده بودند، آثاری نخواهدماند. وآخرش هم همینطورشد.

 

محمدحسین روشن ضمیر می گوید: روز بعدبه ادامه کارم درباغ منظریه مشغول شدم وطبق برنامه تمام سالنهای مرغداری منظریه را تبدیل به مرغ مادربرای تولید تخم مرغ نطفه دارکردم وبافروش جوجه یکروزه،کارهارااداره میکردم. درهمین ایام برای تولید جوجه یکروزه، واستفاده از تخم مرغهای تولیدی باغ منظریه، 7 دستگاه ماشین جوجه کشی مدل رابینز که هرکدام چهاربرابر ماشینهای قبلی ظرفیت داشت ازخارج ازکشور خریداری کردم تابه ایران حمل شود.

 دراینجاباز دومین تجربه تلخ بنده تکرارشد، یعنی عده ای ازدوستان وهمکاران قدیمی درسازمان دامپروری، وقتی ماجرای مرغداری اوین را شنیدند، به سراغم آمدند وگفتند: 7 دستگاه ماشین جوجه کشی که خریداری کرده ای، به سازمان دامپروری واگذارکن وبگذارتولید و توزیع جوجه یکروزه دست دولت باشد. وخودت فقط تخم مرغ نطفه دار آن را تامین کن وبه دنبال مرغ مادراصیل باش. همانطوریکه قبلا گفتم ، برای رشد و توسعه صنعت مرغداری درایدان ازهیچ کاری فروگذار نبودم و نفع جامعه را برسود شخصی مقدم می شمردم.

 

این پیشنهادراپذیرفتم وپشت اسنادماشینهای جوجه کشی را امضاء و به دولت واگذارکردم. سازمان دامپروری هم ازطریق وزارت کشاورزی و وزیردارایی یک قطعه زمین درنارمک تهران که هنوز بیابان بود، اختصاص داد. ومقررگردید عملیات ساختمانی آن را انجام داده بعداز8 ماه آماده بهره برداری گردد. قراردادی درهمین زمینه دراسفندماه 1338 بااینجانب به امضاء رسانیدندکه روزانه 8000 تخم مرغ نطفه دار برای استفاده ماشینهای جوجه کشی و تبدیل آنها به جوجه یکروزه به آنان تحویل دهم.برای تحقق این قرارداد، بیدرنگ 12000 قطعه جوجه یکروزه مادراصیل ازخارج خریداری وبه پرورش آنان درسالنهای مرغداری منظریه پرداختم. خیالم آسوده بودازاین که بادولت طرف هستم ودیگر مشکلی پیش نخواهدآمد.

 

زمان می گذشت و جوجه مرغهای مادر، بزرگ و بزرگتر می شدند.یکروز برحسب تصادف به سراغ دکترفرهادیان، رئیس سازمان دامپروری وقت رفتم تا مطلع شوم کارها روبه راه هست یانه؛ وقتی بسراغ ایشان رفتم ، گفت: خوب شدآمدی، چون بکلی فراموش کرده بودم که باید ازچندروزدیگرروزانه 8000 عدد تخم مرغ نطفه دار ازشما تحویل گرفته تابا استفاده از ماشینهای جوجه کشی تبدیل به جوجه یکروزه کنیم وازمن خواست همراه اوبه نارمک رفته کاررادنبال کنیم. به اتفاق به نارمک رفتیم هرچه گشتیم آثاری ازساختمان وموسسه جوجه کشی نارمک ندیدیم.

بالاخره با کمک یکی از افرادیکه درجریان کاربود، محل را پیداکردیم ودیدیم مصالح روی زمین ریخته شده؛ولی هیچگونه فعالیت ساختمانی صورت نگرفته است. خیلی ناراحت شدم وبه دکتر فرهادیان گفتم:دوماه دیگر 12000 قطعه مرغ مادرگران قیمت باوزن سنگین شروع به تخمگذاری می کنند وشما هنوز عملیات ساختمانی راانجام نداده اید؟ دکترفرهادیان ازوضع پیش آمده عذرخواهی کردو گفت: چه کنم که کارها ردیف شود.به ایشان پیشنهادکردم خودم باهزینه سازمان عملیات ساختمانی راانجام دهم واوقبول کرد.

 

به رغم گرفتاریها ازهمان روز عملیات ساختمانی موسسه جوجه کشی نارمک را آغازکردم وبعداز45 روز ، پوشش ساختمان را انجام داده وماشینهارانصب و آماده بهره برداری کردم. نخستین سالن آن پس از 70 روز آماده کارشدوبقیه بتدریج آماده بهره برداری شدند. ازآنجاییکه بیشترین ساعات را درنارمک می گذرانیدم ونمیتوانستم نظارت مستمری برسالنهای مرغداری درمنظریه داشته باشم، کارگران مرغداری ندانسته اختلالی در جیره غذایی مرغها بوجودآورده بودند بطوریکه تخم مرغ آنان کاهش یافته وچربی آنها بالا رفته بود وعلاوه برآن ، زیرگوش آنها یک لک قرمزخونی بوجودآمده بود که باعث نگرانی شد.

 

بیدرنگ دوقطعه ازآنان را به موسسه سرم سازی رازی بردم ودرخواست تشخیص آن راکردم .درآن زمان، دکترسهراب ، تازه ازفرانسه به ایران آمده بودومشغول بکارشده بود. آن روز نتوانستند تشخیص بدهند ، جای دیگری هم نبود که به من کمک کند ؛ به ناچار مرغهای مادرچاق شده را تولک بردم وبعداز45 روز ، بارژیم غذایی مخصوص ونوربه تخم آمدند و82 درصدمحصول دادندوروال عادی خودراطی کردند.

محمدحسین روشن ضمیر میگوید:برای جبران عقب ماندگی 36 کارتن تخم مرغ نطفه دار ازخارج وارد ودرماشین های جوجه کشی نارمک خوابانیدم.بعداز21روز، با85 درصد جوجه دهی روبرو شدم که برایم خیلی جالب بود. لذا مجددا سفارش تخم مرغ دادم وهمین کاررا چندبارتکرارکردم ؛ زیرا مدیریت فنی موسسه جوجه کشی نارمک، برعهده من واگذارشده بود. ومن هم یک متخصص جوجه کشی راازخارج استخدام وناظر برکارها گمارده بودم.

 

کارها روال عادی خودراطی میکرد وتخم مرغهای منظریه هم مرتب به نارمک حمل و درماشینها قرار میگرفت. وتبدیل به جوجه یکروزه میشد. ومیان مرغداران توزیع میگردید.

نخستین موسسه جوجه کشی درایران:

باآنچه شرح داده شد؛ نخستین موسسه جوجه کشی باتولید هفته ای 36000 قطعه جوجه یکروزه درسال 1339 درنارمک آغازبکارکرد وچون مرغهای مادرموجود درمنظریه پیرشده بودند، باید به فکرجایگزین کردن آنها می بودم. لذا درصدد واردکردن تخم مرغ نطفه داربرآمدم تاکارماشینهای جوجه کشی نارمک بارکود ماجه نشوند. تولید جوجه یکروزه ادامه داشت وروزبروز برتعداد متقاضیان افزوده میشد تاآنجاییکه ناگزیربودم جوجه یکروزه را ازخارج وارد وبه مرغداران تحویل دهم .

 

16 ماه گذشت واختلاف مالی پیش آمد وازمدیریت آن کناره گیری کردم وجوجه کشی نارمک هم تعطیل شد. بیدرنگ سفارش 8 دستگاه دیگررا به کارخانه رابینز امریکادادم تابعداز 35 روز درمحل دیگری درنارمک ( خیابان مجیدیه) نصب و آماده بهره برداری نمایم.دراینجا بود که بازمرتکب اشتباه خودشدم که چراماشینهای جوجه کشی ام را به دولت فروخته ام که امروز بلااستفاده بماند. درهمین ایام، تولیدوفروش جوجه یکروزه به حداقل ماهی یک میلیون قطعه رسیده بود. حجم کارزیادبود و به تنهایی قادربه اداره آن نبودم ؛ لذاباچندنفردیگرشریک شدم. شرکت اصیل رابرپاکردم. باتوجه به اینکه 65 درصد سهام متعلق به من و 35 درصد بقیه متعلق به سه نفردیگرباشد.

 

صنعت مرغداری بشدت رشدیافت ومردم به خوردن گوشت مرغ و تخم مرغ تازه عادت کردند وروزبروز سرمایه گذاری درصنعت مرغداری افزایش پیداکرد. ومرغداریهای بزرگی بوجودآمد که مرغداری منظریه دربرابرآنان ناچیز مینمود. درهمین روزها، من هم یک مرغداری درکرج ویک مرغداری درشهرری راه انداختم. به موازات رشدو توسعه صنعت مرغداری درایران، ازتحولات و پیشرفتهای این صنعت درجهان نیزغافل نماندم. فرزند ارشدم رابنام رضا روشن ضمیر که تازه دوران دبیرستان را به پایان رسانیده بود، برای ادامه تحصیل دررشته دامپروری به مدت 2 سال به انگلستان فرستادم وپس ازآن، بمدت 2 سال دوره تخصصی مرغداری وبوقلمون رادرخارج از کشور سپری کردودرسال 1342 به کشوربازگشت. مراجعت وی، مصادف شد باتاسیس کارخانه جوجه کشی خیابان مجیدیه که بنام کارخانه جوجه کشی شرکت مرغداران تهران نامگذاری شد وشرکت اصیل هم بنام شرکت سهامی مرغداران تهران تغییرکرد.

 

محمدحسین روشن ضمیر اضافه میکند: تجربیات بدست آمده فرزندم باعث شد که باتفاق نسبت به ساخت 16 آشیانه باظرفیت درحدود 60 هزار قطعه مرغ مادرکه ازخارج خریداری شده بود، اقدام کنیم. جوجه های مادر ازبهترین نژاد به سالنها منتقل و پس از 6 ماه آغازبه تخمگذاری کردند. تخم مرغهای حاصله را درماشینهای جوجه کشی مجیدیه خوابانیدیم. وجوجه هی بسیارمرغوبی تولیدشد. که به مرغداران تحویل می گردید. ولی همواره تقاضا بیش ازتولیدبود.

سال 1344 صددرصد بازارتولید جوجه یکروزه گوشتی وتخمگذاردراختیار شرکت مرغداران تهران بود. شرکتهای خارجی برای همکاری با شرکت مرغداران تهران،  به رقابت برخاسته بودند وماسعی داشتیم هرکدام که بیشترامکانات بدهند، باآنان همکاری داشته باشیم.

کارخانه جوجه کشی نارمک که مدت 16 ماه تعطیل مانده بود، باهمکاری شرکت مرغداری ایران وآلمان و90 درصد سرمایه گذاری شرکت لوهمان آلمان ، شروع بکارکرد. وبه مرغداری صنعتی ایران پیوست . ازاین تاریخ به بعد، شرکتهای متعددی درزمینه مرغداری تشکیل گردید. که به رشد و شکوفایی هرچه بیشتر این صنعت کمک میکرد. شرکتهایی نظیر: شرکت مرغداری ایران جوجه، شرکت مرغ مادر(هایبرو) شرکت مرغداری برکت و ....... 

شرکت مرغداران تهران ، روزبروز توسعه پیدا میکردوباخرید زمین بزرگی درجاده ملارد شهریار به مساحت 500 هزار مترمربع درحدود 50 هزار مترمربع سالن سازی شد. وازسال 1348 درآن شروع به پرورش مرغ مادرکردیم. علاوه برآن، در2 کیلومتری آن اقدام به ایجادکارخانه جوجه کشی به ظرفیت 30 میلیون قطعه درسال شدکه بزرگترین واحد درسطح جهان معرفی شد وشهرت جهانی یافت. 

حالا دیگر فرزنددوم من بنام مسعودروشن ضمیر که ازنظر فنی و مدیریتهای داخلی دوکارخانه جوجه کشی را درنارمک و مجیدیه اداره میکرد، باید نام ببرم که به یاری صنعت مرغداری ایران آمد. ومراکمک می کرد؛ یعنی رضا روشن ضمیر , موسسات مرغ مادررا ازنظرفنی مدیریت می کرد ومسعودروشن ضمیر کارخانه های جوجه کشی( جوجه کشی نارمک،جوجه کشی مجیدیه وآخرین واحدکه ظرفیت تولیدآن 30 میلیون قطعه درسال بود) این روند ، تااواخر سال 1356 ادامه داشت.

 وتمام پیشرفتهای شرکت مرغداران تهران مرهون زحمات خودودوفرزندم بود. وهیچیک از شریکان شرکت حتی نمی دانستند مه چه می کنیم ودخالتی هم درامورنداشتند. درهمین سال بودکه متوجه شدم شریکانم چه کلاهی سرمن و فرزندانم گذاشته اند. وسهام مرا به 20 درصد رسانیده اند. ازاین کاربسیارناراحت شدم وباز همان 20 درصدرابه آنان بخشیدم وازشرکت خارج شدم وآنان را به حرام خوری متهم ساختم که بابه ثمررسیدن انقلاب ، کلیه اموال آنان مصادره شد وهم اکنون دراختیار بنیادشهید انقلاب اسلامی ایران قراردارد.

درهمین ایام، مرغداری علاقه مند درشهریاررا بصورت نسیه خریداری کردم ومجددا 22 دستگاه ماشین جوجه کشی ازقرار هردستگاه 25 هزاردلار ازکانادا خریداری کردم وبااستفاده از یک مرغداری که قبلا بصورت اجاره دراختیار شرکت مرغداران تهران بود وسندآن بنام فرزند سومم حسين روشن ضمیر نوشته شده بود، کارخودراادامه دادم وتوکل برخداداشتم وشرکت جدید ایران بریدرز رابرپاکردم. بازهم خداوند کمک کرد وکارمارونق گرفت که هنوزهم ادامه دارد.

ازهمه چیز گفتید جز تهیه خوراک مرغداری که بصورت یک صنعت درآمده است؛ لطفا دراین باره هم خاطرات خودرابفرمایید.

آری؛ برمیگردم به زمانیکه برای تهیه پروتئین حیوانی درجیره غذایی طیور ازموادگوشتی ضبطی یا حذفی کشتارگاه تهران استفاده میکردم. قبلا توضیح دادم که از پودرماهی و سویادرایران خبری نبود من ازگندم، جو، نمک، صدف وپروتئین حیوانی درجیره غذایی مرغها استفاده میکردم. بارشد و توسعه مرغداری ورسیدن تعداد مرغها به 30 هزار قطعه، تهیه غذا برای آنها با این شیوه امکان پذیرنبود.

 بامشکل روبروشده بودم. یک روز دکتررحیمیان ، رئیس کشتارگاه تهران پیشنهادکرد ازکارخانه تهیه خوراک طیورکه درکارخانه روغن نباتی قو بدون استفاده مانده است، بازدید و از وجودآن بهره گیرم. من هم قبول کردم و پس از بازدید، مقررشد شرکتی برای تهیه خوراک دام و طیور تشکیل شود که بنده و دکتررحیمیان هریک 20 درصد ومالکان کارخانه روغن نباتی قو 60 درصد سهام را داشته باشند. کارخانه خوراک دام و طیور پارس با تولید روزانه 2 تن فروش راآ؛از کردوپس از 10سال،به روزی 300 تن رسید وعلاوه براین کارخانه، متجاوزاز300 تن دیگر درسایرکارخانه های بخش خصوصی بزرگ وکوچک تولید میشد. که دراختیارصنعت مرغداری بود.

کارخانه خوراک دام و طیور پارس درآغاز جزیی از کارخانه روغن نباتی قو ودرجنوب تهران شروع بکارکرد. روربروز توسعه یافت وکم کم تولید آنقدرزیادشد که اداره آن درداخل کارخانه روغن نباتی قو امکان نداشت. درچندسال نخستین، شروع بکارمواداولیه را من ضمن کارهای دیگر انجام میدادم. مخصوصا دادن فرمول غذایی برای مرغ گوشتی تخمگذارراشخصا بعهده داشتم زیردکتر رحیمیان رئیس کشتارگاه تهران بود وفقط بعدازظهرها به کارخانه می آمد ومن ناچاربودم ضمن انجام کارهای مختلف مرغداریها برای رسیدگی به کارهای ذیربط وخرید مواد، روزی چندساعت درکارخانه قوباشم. تااینکه دکتررحیمیان، پس از بازنشستگی ئاطمینان از پیشرفت کار، راسا خودایشان به کارها می رسید.

 اما همکاری وبازاریابی وسایرکارها باز برعهده اینجانب بود؛ چون تاآن تاریخ فکر میکردم من 20% دراین کارخانه شریکم ، درآن زمان ، خوراک دام پارس نخستین و بزرگترین کارخانه خوراک سازی دام و طیور کشوربود. وچون مالکان روغن نباتی قو بامالک روغن نباتی شاپسند رقابت شدیدی برای فروش روغن نباتی داشتند مالک روغن نباتی شاپسند هم برای رقابت باقو، کارخانه خوراک سازی بنام پروویمی ساخت و رقابت میان آنان بشدت روی فروش خوراک مرغ آغازشد. پس از چندسال رقابت ، چون شاپسند مانند روغن نباتی قو کادرباتجربه و خوب مجهزنداشت، شکست خورد وکاخانه را به مرغداران تخمگذار واگذارکرد. خوراک دام پارس هم کارخانه جدید ومجهزی باشرکت یکی از کارخانه های معروف امریکا درجاده مخصوص کرج کیلومتر 20 ساخت ویکسال مدیریت کارخانه برعهده کارخانه دارمعروف امریکایی بنام پورینا بود.

دکتررحیمیان را مالکان کارخانه کنارگذاشته بودند. پس ازیکسال، مدیرامریکایی خوراک دام پارس، بامن تماس حاصل وروزهای سه شنبه هرهفته درهتل تهران ناهار با هم بودیم. وچون ایشان از وضع کار مشتریان مرغدارایرانی اطلاعی نداشت، ازمن خواست مجددا باایشان همکاری کنم . من هم جریان هرهفته سه شنبه را بطورمشروح به دکتررحیمیان اطلاع دادم تا اینکه متوجه شدند درفروش و برگشت پول درساخت دان خوب داشتند. 

 روی این اصل، مالکان قو سهام پوریناراخریداری ودکتررحیمیان، باردیگر به مدیریت کارخانه منصوب وباافتتاح دفتر درمیدان توحید ، مشغول بکار شدند مدیرامریکایی شرکت پورینا ، باکادر فنی خودتهران را ترک و یکی دوماه بعد ، دکتررحیمیان به من اطلاع داد که مشکلات زیادی درمدیریت و ساخت خوراک مرغ خوب درکارخانه ایجادشده ونیاز به تخصص و کارشناسی داریم وتقاضای کمک کرد. من هم بیدرنگ به خارج اطلاع دادم ودکتررن، کارشناس معروف خوراک دام و طیور را به ایران دعوت وقراردادی رابا کارخانه خوراک دام پارس بسته، قرارش درهرماه یک هفته نامبرده به ایران بیاید و ازنظر فنی وساخت خوراک باکارخانه دام همکاری کند. 

بارشد و توسعه صنعت مرغداری وتوجه سرمایه گذاران بخش حصوصی ودولتی، به موازات مرغداری کارخانه های تهیه خوراک دام وطیورهم افزایش یافت. که تعداد آنها درحال حاضر به بیش از 200 واحد وبه ظرفیت بیش از 6 میلیون تن درسال رسیده که درحال حاضر تعدادی ازآنان بصورت فعال و تعدادی هم بصورت نیمه فعال به حیات خودادامه میدهند.

درحال حاضر وضعیت مرغداری چگونه است وآینده اش را چگونه ارزیابی می نمایید؟

دردوران پس ازانقلاب اسلامی وآغاز جنگ تحمیلی ، صنعت مرغداری آسیب فراوان دید وبه آن توجهی نشد وحتی اجازه نمی دادند که مرغداری جدیددرایران تاسیس شود. حتی گوشت مرغ جیره بندی و کوپنی شد.ازآنچه براین صنعت می گذشت ، بسیارناراحت بودم ، جومملکت بگونه ای بود که کاری ازدستم برنمی آمد . تااینکه یک روز درسمینارمرغداری که ازسوی شرکتهای فرانسوی درتهران برگزارشده بود، با مهندس مقدم نیا ، معاون اموردام وزارت کشاورزی آشناشدم.

وی گفت: شما که پیشکسوت صنعت مرغداری هستید چرا کمک نمی کنید تااین صنعت باردیگررونق بگیرد؟ پس از مذاکرات مقدماتی مقررگردید دروزارت کشاورزی به دیدارایشان بروم. برای اینکه باسایر همکارانم هماهنگی لازم را بعمل آورده باشم ، قبل ازآن به سندیکای تولیدکننده جوجه یکروزه رفتم . دیدم تولید جوجه یکروزه کشور به 14 میلیون قطعه درماه کاهش یافته است. پس از گفتگو با دیگر تولیدکنندگان، نامه ای به مهندس مقدم نیا نوشتم.ونظریا ت خودرا مطرح کردم ایشان گفت: برای این کارطرحی را تهیه کنید وبه وزارت کشاورزی بدهید. ارائه طرح بنده مصادف شد باانتقال اموردام وطیوربه وزارت جهادسازندگی.

 به اتفاق مهندس مقدم نیا، به دیدارمهندس فروزش وزیروقت جهادسازندگی رفتیم. پس از مذاکرات مفصل وزیرجهادسازندگی گفت: حاضراست بایک نشست متشکل از مرغداران اعلام کند صنعت مرغداری آزاداست ومرغداران مجازند به هرطریق که صلاح بدانند به مرغداری بپردازند. ؛ من دیدم بازبه یکی ازآرزوهایم رسیده ام وبسیارخوشحال شدم. لذا بامشورت مرحوم غلامرضا صادقی، مرغداران را درمرغداری ایشان جمع نموده ووزیر محترم جهادسازندگی درآن محل ( طرح مرغداری راآزاداعلام کرد). 

باهمت وزیر سابق جهادسازندگی، مرغداری باز، رونق گرفت وطولی نکشید علاوه برتولید داخلی درحدود20 میلیون قطعه جوجه یکروزه ازخارج وارد ومیان مرغداران متقاضی توزیع کردندوتمام مرغداریها که مدتها خالی وبدون استفاده مانده بود، رونق گرفت وبه پرورش جوجه یکروزه وتولید گوشت مرغ پرداختندوتولید، قیمت واقعی خودراپیداکرد. 

درهمین روزها، عده ای سودجووازخدا بیخبر که منافع آنان به خطر افتاده بود، باجوسازی سعی کردند که طرح را باشکست روبرو سازند وحتی شایع کردند که به مرغها هورمون تزریق می شود. که سرطانزاست. یک روز، دعوت شدم درجلسه دفترریاست جمهوری که وزیران دارایی ، جهاد، کشاورزی و رئیس کل بانک مرکزی حضورداشتند تاازطرح آزادسازی گوشت مرغ که باعث تحولی درکشورشده بود، درمقابل وضعی که افراد سودجوبوجودآورده بودند، دفاع کنم. درآن روز بشدت مخالفت کردم وهیجان و دفاعیات من بگونه ای بود که فراموش کرده بودم اینجاکاخ ریاست جمهوری است. و نباید صدای خودرابلندکنم. درهرحال مقررگردیدتامین دان را ازوزارت جهاد بعهده بگیرم. وسرانجام، توزیع وواردات دان دردست دولت باقی ماند. ومسئولان شرکت علوفه قدیم وشرکت پشتیبانی اموردام فعلی، انصافا طی چندسال اخیرخوب کارکرده اند. وبه این صنعت و مرغداران خدمت شده وحالا که میخواهند واردات دان را به بخش خصوصی واگذارکنند، نرخ دلار، به 900 تومان رسیده است.  

محمدرضا روشن ضمیر در پایان سخنانش خاطرنشان ساخت: امروزه مرغداری ضررمیدهد؛ چون 4 کیلو دان از قرار کیلویی 160 تومان باید به مرغ بدهد. تا 5/1 کیلوگرم گوشت تولیدشود. مخارج دیگری نیز وجوددارد که هزینه تولیدرابازهم بالا میبرد. درنتیجه یک کیلو گوشت مرغ درحدود 1000 تومان تمام میشود.، مردم هم قدرت خرید ندارند که گوشت مرغ را بالاتراز 1000 تومان بخرند.  

به عقیده بنده، بهترین راه آنست که دولت گوشت مرغ را باقیمت مناسب از مرغدارخریداری وبایارانه ازطریق تشکلها باقیمت ارزان به مردم بدهد تاهم مردم بتوانند گوشت مرغ بخورندوهم آنکه مرغدارتولیدکننده، زیان نبیندوبه تولیدش ادامه دهد. َ

آقای روشن ضمیر از همه دست اندرکاران این صنعت که بسیار پرتلاش وزحمتکش می باشند وبا تحمل مشکلات بی شمار باز هم دست از تولید وخدمت به مردم نمی کشند،سپاسگزاری وبرای همه آرزوی موفقیت نمودند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



كاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله‌های گاو شیری

سایت دام‌آوران

كاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله‌های گاو شیری در سال شش زمان كلیدی وجود دارد كه وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان ها عبارتند از:اواسط دوره خشكی،زایمان، و تقریباً ۲۷۰،۱۸۰،۹۰،۴۵ روز بعد از شروع شیرواری. آنچه در زیر می‌آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هركدام از این مراحل می‌‌پردازد. در سال شش زمان كلیدی وجود دارد كه وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان‌ها عبارتند از: اواسط دوره خشكی،زایمان، و تقریبا ۲۷۰،۱۸۰،۹۰،۴۵ روز بعد از شروع شیرواری. آنچه در زیر می‌آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هركدام از این مراحل می‌پردازد.
▪ دوره خشكی: نمره ایده‌آل وضعیت بدن برای یك گاو خشك ۳.۵ می‌باشد. برای حصول عملكرد و سلامتی مطلوب در مراحل اولیه شیرواری كه در پی دوره خشكی می‌آید، وضعیت بدن باید حداقل ۳ و حداكثر ۴ باشد. اثبات شده است كه یك گاو در طی شیرواری چربی بدن را با بازده بیشتری نسبت به دوره خشكی ذخیره می كند.گاها یك گاو قبل از اینكه به نمره وضعیت قابل قبولی برسد، باید خشك گردد. از اینرو یك مدیر باید گاوهای خشك را به منظور اضافه وزن و حصول نمره وضعیت مطلوب تغذیه كند.بدیهی است كه یك برنامه تغذیه ای حساب شده همراه با بازدیدهای مكرر برای بالا رفتن وضعیت بدن گاوهای خشك (البته بدون چاق شدن گاو)ضروری است. علوفه خشك ساقه بلند و دارای كیفیت متوسط، بهترین خوراك علوفه‌ای برای گاوهای خشك به شمار می رود.علوفه با كیفیت بالاتر(از نظر انرژی و پروتئین) از قبیل سیلوی ذرت و هیلاژ یونجه باید با احتیاط و محدودیت بیشتری مصرف شوند تا از افزایش بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری به عمل آید. استفاده از علوفه با كمیت و كیفیت مناسب، مكمل‌های با انرژی پایین و فیبر بالا كه حاوی مقدار كافی پروتئین،مواد معدنی و ویتامین‌ها باشد می‌تواند در مقادیر كنترل شده بمنظور دسترسی به افزایش نمره وضعیت بكار رود. حذف چربی اضافه در گاوهای خشك هم با استفاده از محدود كردن انرژی دریافتی طی دوره خشكی،عملكرد بعد از آن را با مشكل مواجه نخواهد كرد.
▪ اوایل شیرواری: گاو باید طی اوایل دوره شیرواری مكررا مورد ارزیابی قرار بگیرد.وضعیت بدن گاو -از آنجا كه منعكس كنندهٔ ذخایر انرژی بدن است-اثر عمده خود را روی سلامتی،تولید و باروری گاو شیری خواهد گذاشت. اضافه وزن بیش از حد گاو یعنی نمره وضعیت بالاتر از ۴ خطر بزرگی محسوب می‌شود و ممكن است سبب ایجاد سندرم گاو چاق و مشكلاتی از قبیل سخت زایی،جفت ماندگی، عفونت‌های رحمی،تورم پستان،جابجایی شیردان،كتوز و تب شیر گردد.معمولا مقاومت گاو به استرس‌های زایمانی كافی نیست و اشتهای آن كمتر از آن است كه پاسخگوی نیازهای اوایل شیرواری باشد. از طرف دیگر،چنانچه نمره وضعیت كمتر از ۳ باشد،گاو بدون داشتن ذخایر كافی انرژی،استارت تولید را می زند.این گاو ممكن است با مشكلات كمتری در زمان زایمان مواجه باشد اما عملكرد تولید مثلی و تولید شیر آن پائین تر از حد انتظار ما خواهد بود. همانطور كه در شكل نشان داده شده،یك گاو متوسط معمولا در ۴ تا ۶ هفتگی بعد از شروع شیرواری، به پیك تولید می رسد.اگر دریافتی خوراك(ماده خشك)توسط گاو كندتر از نیازهایش پیش برود،در ۹ تا ۱۱ هفتگی به پیك خواهد رسید.این وضعیت،گاو را برای چندین ماه پس از شروع شیرواری در بالانس منفی انرژی قرار خواهد داد؛به این معنی كه دریافتی انرژی خوراك كمتر از بازده انرژی شیر تولیدی است.این گاو از چربی بافتی خود برای جبران این نقیصه استفاده خواهد كرد. گاوی كه شیرواری را در وضعیت لاغر شروع كند، ذخایر انرژی كمی دارد و پیك تولید پائین تری خواهد داشت.پیك تولید مستقیما با كل تولید شیر در گاوهای بالغ مرتبط است.برای هر یك كیلوگرم اضافی در تولید شیر(در حالت پیك) تقریباً ۲۰۰ كیلوگرم شیر بیشتری در كل دوره شیرواری حاصل می‌شود. پائین بودن وضعیت بدن در زمان زایمان همچنین می‌تواند سبب پائین آمدن چربی شیر شود؛ زیرا كه در اوایل شیرواری نسبت بالایی از پیش سازهای چربی شیر،از ذخایر چربی بدن گاو منشا می‌گیرند. گاو بالغ متوسطی كه با وضعیت بدن مطلوب(۳.۵ و حداكثر ۴) زایمان می‌كند، طی ۸۰-۶۰ روز اول با فرض سلامتی كامل،روزانه ۱-۰.۵ كیلوگرم از بافت بدن خود را از دست می دهد. یك كیلوگرم از بافت بدن(بیشتر به حالت چربی) می تواند ۴.۹۲ مگاكالری(NEL)را تامین نماید.شیر با چربی ۳.۵% نیز شامل حدود ۰.۶۹ مگاكالری انرژی(NEL)در كیلوگرم است.بنابراین یك كیلوگرم از بافت بدن می تواند انرژی لازم برای تولید ۷.۱ كیلوگرم شیر راتامین كند.از دست دادن ۷۰ كیلوگرم چربی در گاو بالغ متوسط،معادل تولید ۵۰۰ كیلوگرم شیر بیشتر از دریافتی انرژی جیره خواهد بود. طی دو ماه اول شیرواری، گاو بالغ متوسط بین ۱.۲-۱ از نمره وضعیتش را از دست می‌دهد، و تا هفته دهم نزدیك به وضعیت ۳ ثابت می ماند و تا روز نودم وضعیت از دست داده را بازیابی می‌كند.در این زمان،بالا بردن دریافتی انرژی جیره می‌تواند احتیاجات در حال كاهش انرژی شیر را پاسخ بگوید.این امر با دوره بازدید از فعالیت‌های فحلی،جفت گیری و تلقیح،مقارن است. تجربه و تحقیق نشان داده است كه گاوهای در حال اضافه وزن(در بالانس مثبت انرژی)در زمان سرویس،نرخ آبستنی بالاتری نسبت به گاوهای در حال كاهش وزن دارند.نمره وضعیت بین ۲.۵ و ۳.۵ برای بازده تولید مثلی مطلوب، كافی است. مصرف پائین انرژی در اوایل شیرواری می‌تواند روزانه منجر به ۲-۱.۵ كیلوگرم سوزش چربی گردد.این امر خطر تجمع چربی در كبد گاو را بالا می برد و می تواند سبب كتوز شود.همچنین حساسیت گاو به بیماری زیاد شده و بازگشت به استروس به تاخیر افتاده و باروری پائین می آید. گاوهای اوایل شیرواری حدود ۱۰% كمتر از گاوهای سطح مشابه تولید در اواسط شیرواری ماده خشك مصرف می كنند.بنابراین تامین پروتئین كافی برای پاسخگویی به احتیاجات پیك تولید به این معنی است كه محتوای پروتئینی جیره در محدوده ۲۰-۱۸ درصد ماده خشك آن باشد.در حالت ایده آل ۴۰% پروتئین باید عبوری باشد تا از تجزیه شكمبه ای گذر كرده و آمینواسیدهای دخیل در تولید شیر را فراهم آورد. درهر صورت باید بین مقادیر زیاد مواد دانه ای(نشاسته)با قابلیت هضم بالا و قابلیت تخمیر سریع برای تامین انرژی با علوفه فیبری به منظور نگهداری عملكرد شكمبه و سنتز چربی شیر تعادل برقرار باشد. جیره باید به گونه‌ای باشد كه ۷۵-۷۲ درصد كل مواد مغذی قابل هضم(TDN) و ۱.۶۷-۱.۶۱ مگاكالری در كیلوگرم انرژی خالص شیرواری(NEL)تامین نماید.كل سطح فیبر جیره باید بین ۱۹ و ۲۱ درصد فیبر شوینده اسیدی(ADF) و بین ۲۵ و ۲۸ درصد فیبر شوینده خنثی(NDF)باشد.حداقل ۲۱% كل ماده خشك جیره باید از NDF علوفه تامین شود.برخی از علوفه ها باید بصورت خشك باشند تا بالاترین عملكرد شكمبه را داشته باشیم.
▪ اواسط شیرواری: وقتی ۱۸۰ روز از شیرواری گذشت،ارزیابی وضعیت بدن باید مؤید این نكته باشد كه گاوها در حال بازسازی آن دسته از ذخایر چربی بدنشان هستند كه در اوایل شیرواری از دست رفته بود. در این مرحله از شیرواری،نمره‌های وضعیت باید برای پرتولید ترین گاوهای گله ۳ و برای گاوهای متوسط شیر بین ۳.۵-۳ باشد. ممكن است نمره وضعیت گاوهای كم تولید از ۳.۵ بالاتر رفته باشد كه در این حالت باید تغذیه آنها با مدیریت دقیقتری انجام شود تا از چاقی جلوگیری به عمل آید.
▪ اواخر شیرواری: نمره وضعیت بدن در ۲۷۰ روزگی بعد از شروع شیرواری بایستی ۳.۵ باشد.در طی این مدت،گاوهای كم تولید تمایل به افزایش بیش از حد نمره وضعیت دارند و ممكن است نمره ۴ یا بیشتر را نشان بدهند. این امر بخصوص زمانی رخ خواهد داد كه مقادیر زیادی سیلوی ذرت در جیره استفاده شود؛ و همچنین زمانی كه در خصوص مصرف كنسانتره محدودیتی به عمل نیامده باشد. بیش از حد بودن وضعیت بدن در گله‌های دارای سیستم فری استال كه با جیره كاملاً مخلوط شده(TMR) تغذیه می‌كنند و گاوها با توجه به میزان تولیدشان گروه بندی نشده‌اند نیز دیده می‌شود. در گله‌هایی كه فاصله گوساله زایی بیش از حد معمول،دوره تولید كم و/یا دوره خشكی را طولانی می‌كنند،بسیاری از گاوها بیش از حد چاق می شوند.در این وضعیت،مدیریت پرورشی نیازمند بهبود است.
▪ تلیسه‌های شكم اول: وضعیت بدن مطلوب برای تلیسه‌های شكم اول نزدیك به ۳ است.تلیسه‌های با نمره بیشتر از ۳ احتمالا سختزایی داشته‌اند. مدیریت تلیسه های شكم اول متفاوت از دیگر هم گله‌ای‌های مسن ترشان انجام می‌گیرد.باید توجه داشت كه آنها در زمان زایمان ۱۵۰-۱۰۰ كیلوگرم كمتر از گاوهای مسن تر گله وزن دارند.مقدار كنسانترهٔ روزانه آنها باید طوری تنظیم شود كه نسبت علوفه به كنسانتره بدرستی رعایت شود تا از مشكلات ناشی از سوء عملكرد سیستم گوارشی جلوگیری به عمل آید. تلیسه‌های شكم اول پایداری بیشتری از هم گله‌ای‌های مسن تر خود نشان می‌دهند. تلیسه‌های شكم اول در اواسط شیرواری به طور متوسط ماهانه افتی معادل ۴ درصد نشان می‌دهند كه این در گاوهای مسن تر،۸ درصد می باشد.در اواخر شیرواری،تلیسه‌های شكم اول ماهانه ۸-۶ درصد افت نشان می‌دهند كه این رقم برای گاوهای دیگر ۱۴-۱۰ درصد می‌باشد. این پایداری بالا حاكی از آنست كه دریافتی انرژی در تلیسه ها در جهت ایجاد ذخایر چربی بدنی،هیچگاه مانند گاوهای مسن تر نیست. گاوهای شكم اول و دوم در طی اواسط و اواخر شیرواری و دوره خشكی احتیاج زیادی به انرژی برای رشدشان دارند.این گاوها باید طی دو دوره شیرواری اول خود،۷۵-۵۰ كیلوگرم افزایش وزن پیدا كنند تا به وزن بالغ برسند.برای اطمینان از اینكه مواد مغذی اضافی مورد نیاز برای رشد تامین شده اند،توصیه ی استاندارد این است كه كنسانتره بیشتری به این گاوها داده شود.طی اواسط و اواخر شیرواری،گاو شكم اول باید ۱۰ درصد و گاو شكم دوم باید ۵ درصد كنسانتره بیشتری از آنچه مورد نیاز است برای تولید شیر و افزایش وضعیت بدن دریافت كند. مدیریت درست بالانس انرژی طی شیرواری و چرخهٔ تولید یك گاو شیری می‌تواند به طور چشمگیری ظرفیت آنرا برای بهره وری افزایش دهد. 

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



رفع مشکلات ناباروری در گاوهای شیری

بسیاری از تولید کنندگان در موقعیت های مختلف با مشکلاتی در عملکرد تولید مثلی گله خود روبرو می شوند.زمانیکه راندمان تولید مثلی گله افت می کند،تولید کننده باید برای شناسایی علل امر و یافتن راه حل،با دامپزشک گله،کارشناس تلقیح مصنوعی،نمایندگی شرکت تامین خوراک و دیگر افراد ذیربط مشورت نماید.متن حاضر به معرفی انواع اصلی مشکلات ناباروری در گله می پردازد و برای پیشگیری و کنترل آن ها پیشنهاداتی ارائه می دهد.

جفت ماندگی:

زمانی که جفت یک گاو ماده،ظرف 12 ساعت پس از زایمان خارج نشود،این وضعیت را جفت ماندگی می گویند.بروز جفت ماندگی در گله های گاو شیری نباید بیش از 8 % باشد.

فاکتورهای احتمالی دخیل در جفت ماندگی:

1-     عفونت های خاص از قبیل لپتوسپیروز،بروسلوز،کامپیلوباکتر،رینوتراکئیتیس عفونی(IBR) و دیگر عفونت ها می تواند سبب جفت ماندگی گردد.این عفونت ها ممکن است سبب سقط جنین گردد اما می تواند جفت ماندگی پس از زایمان را نیز منجر شود.

2-     عفونت های نا معین ایجاد شده توسط طیف وسیعی از باکتری ها و ویروس ها که در خلال آبستنی یا هنگام زایمان رخ می دهند،می توانند به نحوی با جفت ماندگی مرتبط باشند.

3-     دوقلوزایی و زایمان های غیر طبیعی شامل زایمان های طولانی مدت یا سخت زایی ها،اغلب سبب جفت ماندگی خواهند شد.

4-     کمبود سلنیم،ویتامین A و یا ویتامین E می تواندبروز جفت ماندگی را به میزان بالایی افزایش دهد.

5-     چاق شدن گاوهای خشک از روی دریافت انرژی اضافی و یا دوره ی خشکی طولانی مدت اغلب با جفت ماندگی مرتبط می باشد.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

1-     عفونت های خاص را آزمایش کنید.از آزمایش های خونی در تشخیص عفونت های خاص بهره بگیرید.چنانچه عفونتی را تشخیص دادید،نسبت به معالجه،واکسیناسیون و یا حذف گاو آلوده اقدام نمایید.

2-     با تمییز نگاه داشتن محوطه ی زایمان و بستر پوشانی مناسب،تماس گاو با ارگانیسم های نا معین را به حداقل برسانید.در صورت امکان،زایمان را روی علوفه انجام دهید.از جایگاه زایمان برای مقاصد دیگر استفاده نکنید.

3-     تلیسه ها را با گاوهای نری آمیزش دهید که رکورد آسانزایی داشته اند.به دقت گاوهای در حال زایمان و تلیسه ها را تحت نظر بگیرید.چنانچه پس از گذشت 30 دقیقه پیشرفت چندانی در زایمان حاصل نشد،گاو نیاز به کمک شما دارد.سعی کنید به آرامی و با رعایت نظافت این کار را انجام دهید.

4-     در مناطقی که از لحاظ سلنیم فقیرند،سلنیم مکمل را به صورت غذای خشک یا تزریق به گاوهای خشک برسانید.آزمایشاتی ترتیب دهید که وضعیت سلنیم را تعیین نماید.حداقل 5-4 هفته در سال گاوها را با علوفه مرتعی سبز و تازه تغذیه کنید.حدود 160000 واحد ویتامین A(یک میلیگرم کاروتن معادل 400 واحد ویتامین A است)از تمامی منابع(طبیعی و مکمل) تهیه نمایید.

5-     از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید.دسترسی به خوراک های پرانرژی مثل سیلوی ذرت یا مواد دانه ای را طی دوره ی خشکی محدود نمایید.

متریت:

عفونت رحم تحت عنوان متریت شناخته می شود.گاوها معمولا طی 2 هفته اول پس از زایمان ترشحاتی به رنگ قرمز-قهوه ای از خود بیرون می دهند.چنانچه این ترشحات بیش از 2 هفته ادامه یابد یا اگر ترشحات بدبو باشند،این امر گواهی بر عفونت رحمی دارد.

فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد متریت:

1-     بسیاری از گاوهایی که جفت ماندگی دارند، دچار متریت نیز خواهند شد.(فاکتورهای موثر بر جفت ماندگی را مشاهده نمایید)

2-     ممکن است در اثر سختزایی،به مجرای تولید مثلی جراحاتی وارد آمده باشد و یا نیروی بیش از حدی که حین کمک رساندن اعمال شده سبب بروز این جراحات گشته باشد.همچنین این جراحات می تواند در زمان تلقیح یا تیمار های رحمی نیز بوجود آمده باشد.

3-     آلودگی مجرای تولید مثلی می تواند در زمان زایمان،آنهم وقتی گاوها یا تلیسه ها شدیدا نسبت به عفونت حساس اند بوجود آید.چنانچه محل زایمان آلوده باشد یا اگر کمک رسانی در حین زایمان غیر بهداشتی انجام گرفته باشد،نتیجه ی احتمالی آن متریت خواهد بود.

4-     استفاده از بلوس های رحمی بخاطر واکنش بدن به مواد موجود در بلوس ها می تواند منجر به تجمع چرک گردد.

5-     کمبود سلنیم یا ویتامین E ممکن است با متریت مرتبط باشد.

6-     چاقی بیش از حد ممکن است سلامتی گاوها را در زمان زایمان یا اوایل شیرواری به خطر اندازد.این خطرات شامل جفت ماندگی،متریت،استونومی و جابجایی شیردان می باشند.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

1-     چنانچه بروز جفت ماندگی از 8 % بالاتر باشد،به اقدامات کنترلی ذکر شده در بالا نگاه کنید.بسیاری ار شرایطی که گاوها را در معرض جفت ماندگی قرار می دهد،به توسعه ی متریت نیز کمک می کند.

2-     گاوها باید در مکان پاکیزه ای زایمان کنند.

a)     آغل یا چراگاه های کاملا پاکیزه را آماده نمایید.محل زایمان را طوری انتخاب کنید که امکان مشاهده ی مکرر گاو وجود داشته باشد.

b)     بعد از هربار زایمان،آغل را تمییز و ضد عفونی نموده و بستر آنرا تعویض نمایید.در صورت امکان به جای استفاده از خاک اره،بهتر است از مواد بستری با ساقه های بلند به منظور پوشاندن بستر بهره بگیرید.

c)      زایشگاه را زمانی که متریت یا عفونت های گوساله ها شایع است برای یک تادو ماه بلا استفاده بگذارید و ترتیبی دهید که گاوها در محلی جدید و تمییز زایمان نمایند.

d)     زایشگاه را از هرگونه جانوری به جز گاو در حال زایمان پاک کنید.

e)     چنانچه حین زایمان به کمک شما نیاز بود،از ابزار ضد عفونی شده و تمییز استفاده کنید؛دم را به پای جلو گره بزنید؛ناحیه ی فرج و اطراف آنرا با صابون ملایمی شستشو دهید؛قبل از شروع دست ها و بازوهایتان را بشوئید؛از لوبریکانت غیر حساسیت دهنده استفاده کنید،کار را همزمان با انقباضات زایمانی شروع کنید و به هیچ وجه فشار اضافی وارد نیاورید.قبل از کشیدن گوساله اطمینان حاصل کنید که محل قرار گیری گوساله طبیعی است.در صورتی که محل قرار گرفتن گوساله یا اندازه آن نسبت به مادرش نشانگر سختزایی بود از دامپزشک خود یاری بجوئید.

3-     زمان درمان متریت و جفت ماندگی و نوع داروهای قابل استفاده را از دامپزشک بپرسید.

4-     در مناطق فقیر از لحاظ سلنیم،به جیره ی گاوهای خشک و شیروار مکمل سلنیم اضافه کنید و یا سلنیم را به صورت تزریقی وارد نمایید.

5-     طی اوایل شیرواری و دوره ی خشکی از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید و در عین حال مصرف ویتامین و مواد معدنی را در حد کافی حفظ نمایید.

6-     2 تا 6 هفته پس از زایمان گاوها را به منظور تشخیص جراحت یا عفونت آزمایش نمایید.

7-     برای درمان متریت از توصیه های دامپزشک خود بهره بجوئید.اگر گاوی علائم عفونت را نشان نمی دهد از کاربرد دارو به رحم خودداری کنید.

کیست های تخمدانی:

کیست های تخمدانی ساختارهایی هستند که معمولا قطرشان بیش از یک اینچ می باشد.این کیست ها روی یکی یا هردو تخمدان برای 10 روز یا بیشتر باقی می مانند.باروری در گاوهای دارای کیست بخاطر تغییرات هورمونی و تغییر در میزان کشیدگی رحمی کاهش می یابد و در بسیاری از موارد قابلیت آزاد سازی تخمک از بین خواهد رفت.

فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد کیست های تخمدانی:

1-     مصرف بیش از حد کلسیم درجیره یا جیره ی دارای نسبت زیاد کلسیم به فسفر.مصرف بیش از دو قسمت کلسیم به یک قسمت فسفر ممکن است به توسعه کیست ها کمک کند.

2-     مصرف استروژن زیاد از طریق تزریق یا از طریق علوفه تازه ی بقولات یا از برخی سموم قارچی،بروز کیست های تخمدانی را افزایش می دهد.

3-     استعداد ژنتیکی

4-     شرایط استرس زا یا مشکلات سلامتی حین یا اندکی پس از زایمان.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

1-     علوفه را از لحاظ محتوای کلسیم و فسفر تجزیه کنید.برنامه ی غذایی را بررسی کنید تا مطمئن شوید که نسبت کلسیم-فسفر در کل جیره بین 1/1.5 و 1/2 می باشد.در تخمین مواد معدنی دریافتی،کلیه ی علوفه ها،مواد دانه ای و مواد معدنی را بحساب آورید.

2-     از مصرف محصولات استروژنی تزریقی بپرهیزید.اینها داروهای پرتوانی هستند که تنها باید تحت نظر دامپزشک مصرف شوند.خوراک هایی را که از لحاظ محتوای zearalenone یا دیگر سموم قارچی مشکوک هستند تجزیه کنید.از مواد غذایی حاوی سطوح بالای سموم قارچی استروژنیک یا استروژن های گیاهی استفاده نکنید.

3-     از آنجایی که استعداد ژنتیکی می تواند سبب بروز کیست های تخمدانی شود،این امر را در گله با حذف گاوهایی که دختران کیستیک بوجود آورده اند کاهش دهید و از استفاده از گاوهای نری که دختران کیستیک داشته اند نیز پرهیز نمایید.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



سالمونلا Salmonella

مقدمه 
عفونت هاي سالمونلايي درتمامي نقاط دنيا در ميزبانهاي بسياري همچون حيوانات اهلي ، وحشي و انسان باعث بيماري مي شوند. اطلاعاتي در مورد شيوع سالمونلا در جمعيت دامهاي اهلي ضروري است تا از ارتباط مابين ذخيره سالمونلا با حيوانات و انسان آگاه شويم (6). درانگلستان ،سالمونلا انتريتيديس يكي از مهمترين سروتيپهايي است كه بعد از انجام مراحل پاكسازي و ضد عفوني از سالنهاي پرورش مرغ جدا شده است (9). درحال حاضر درانگلستان افزايش بيماري با ظهور تيپ فاژي 4 باكتري همراه مي باشد(1) . درامريكا فاژ 8 و سويه ديگري غير فاژ 4 بيماريزايي در طيور داشته و سبب مسموميت در انسان نيز   مي شود(20) .
 
شيوع و گسترش بيماري 
 شيوع شديد پاراتيفوئيد  خصوصاً  سالمونلا تيفي موريوم در سال 1978 در  امريكا  و  استراليا  سبب خسارات زيادي شد (4).درطي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بودوتقريباً 0001/0 آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد.در اين مناطق آلوده به طور متوسط ازهر50 مصرف كننـده  تخم مرغ ، يكي مي تواند به  سالمونلوز مبتلا شود (12) . درصد وقوع بيماري در ماههاي سرد و در خروسها 2% بيشتر است (10).
 
عامل بيماري
درحال حاضرشايعترين سروتيپهاي بيماريزا پاراتيفوئيد در طيو ، سالمونلا انتريتيديس Salmonella enteritidis وسالمونلا تيفي موريوم S.typhimurium    مي باشند(1) . اين عوامل ، باكتريهاي گرم منفي ، ميله اي شكل با ابعاد  5/1- 7/0×5-2 هستند كه فاقد هاگ و فاقد كپسول مي باشند . داراي تاژكهاي بلند هستند و متحركند. در محدوده دمايي 5 تا 45 درجه سانتيگراد ودرمحدودهpH   ، 4 تا 9 مي توانند رشدكنند (6) و نيترات را به نيتريت احيا ميكنند(1). سالمونلاتيفي موريوم تخمير گلوكز (هم اسيد و هم گاز توليد مي كند ) ، دولسيتول ، مانيتول ، مالتوز را انجام مي دهد ولي قادر به تخمير لاكتوز ، ساكاروز ، مالونات يا سالين نيست . درتمامي محيطها توليد سولفيد هيدروژن مي كند و دكربوكسيلاسيون اورني تين وليزين را انجام مي دهد و از سيترات بعنوان منبع مهم كربن بهره مي گيرد. سالمونلاتيفي موريوم اوره و ژلاتين را هيدروليز نمي كند پس اندول توليد نمي كند (6).
 
نشانه هاي باليني    
معمولاًبيماري در جوجه ها زيردوهفتگي و به ندرت در سنين بالاي 4 هفتگي ديده مي شود (1). معمولاًتلفات در كمتر از 20% گروه مبتلا اتفاق مي افتد در طي هفته دوم زندگي ، جوجه ها ممكن است علائمي از ضعف رشد ، توقف رشد و ضعف عمومي توان بدن را نشان مي دهند (11) . معمولاً عفونت پاراتيفوئيد در پرندگان خيلي جوان سبب بيماري مي شود (7). آلودگي تخم مرغها با سالمونلا ممكن است منجر به مرگ جنين داخل تخم مرغ ويا مرگ سريع جوجه هاي تازه هچ شده ، شود . علائم باليني ندرتاً پس از دو هفته مشاهده مي شود (6). پرندگان مبتلا كسل ، چمباتمه زده و افسرده هستند .تمايل به حركت نداشته و با چشمان بسته ، پرهاي ژوليده و بالهاي افتاده مي ايستند . اسهال ، آلودگي پرها ي اطراف مقعد با با مدفوع از نشانه هاي رايج است (7) و در برخي واگيرها به دليل كدورت قرنيه يا پلاك هاي پنيري در حدقه چشم ، بينايي پرنده دچار مشكل مي شود (1). ندرتاً در پرندگان تخم گذار بيماري ايجاد مي كند و درصورت بيماريزايي سبب كاهش تخمگذاري مي شود (6).طبق بررسي هاي انجام يافته در سال 1995 در امريكا ، تخم هايي كه مشكوك به آلودگي با فاژتيپ 4 سالمونلا انتريتيديس بودند نقايصي در پوسته داشتند كه شامل دراز شدن شكل تخم مرغ ، نازكي پوسته ، اندازه هاي كوچك ، كج و معوج شدن تخم مرغ بودند (16). به طور كلي سويه فاژ 4 كه در اروپا و آسيا و ايران رواج دارد به مراتب بيماريزا تر از ساير سويه هاي رايج در امريكا و كانادا مي باشد (21).
 
يافته هاي كالبد گشايي
د رعفونت  شديد در جوجه هاي  تازه هچ  شده كه منجر به تلفات سريع مي شود تنها نشاني كالبد گشايي سپتي سمي بودن لاشه است (6). اگر جوجه ها در سنين اوليه مبتلا شوند ، التهاب و عدم جذب كيسه زرده درآنها شايع است (1). اگرآنها در مرحله حاد سپتي سمي از بين نروند عمدتاً تورم طحال و كبد همراه با پر خوني ، رگه هاي خوني و كانونهاي نكروتيك ديده مي شود . كليه نيز ممكن است دچار اين عارضه گردند پريكارديت ، پري هپاتيت چركي فيبريني دراغلب موارد مشاهده مي شود (6).
مشخص ترين يافته كالبد گشايي كه در حدود   پرندگان تلف شده در اثر سالمونلوز ديده مي شود اتساع سكوم بوسيله مواد نكروتيك سفيدو سخت مي باشد كه به آن تيفليت Typhitis مي گويند (1).وقتي بيماري مزمن شود انتريت حاد داراي كانونهاي نكروزي در روده كوچك مشاهده مي شود شامل كدورت چشم ،چركي شدن چشم ، تورم مفاصل چركي و التهاب كيسه هاي هوايي مي باشد (6).
 
تشخيص
تأييد تشخيص،مستلزم جداسازي وشناسايي عامل بيماري وترجيحاً سرووارآن مي باشد.سالمونلا رامي توان با كشت مستقيم،بسادگي ازبافتهاي مبتلا جداكرد،بنابراين درجوجه هايي كه دراثرسپتي سمي ميميرند،مي توان از كبد ، كيسه صفرا يا كيسه زرده باكتري را مستقيماً جدا نمود. در پرندگان مسن تر سالمونلا در روده يافت مي شود و امكان جدا كردن باكتري از سكوم ها بيشتر است . امكان جدا كردن از مكانهاي ديگر مثل تخمدان ، لوله تخم بر ، لوزالمعده ، مفصل ، بيضه ، قلب و چشم وجود دارد(6).
سالمونلا پلوروم و گاليناروم در روده كلونيزه نمي شوند اما ساير قسمتهاي بدن پرنده را بسادگي آلوده مي كنند . اين امر موجب تحريك توليد  آنتي بادي هايي  مي شود كه در آزمايشهاي  سرمي مورد  شناسايي قرار مي گيرند . ساير سرووارهاي سالمونلا در روده كلونيزه مي شوند اما بافتهاي بدن را بسادگي مورد تهاجم قرار نمي دهند و بنابراين ممكن است توليد آنتي باديها را تحريك نكنند (1).
 
جداسازي سالمونلا     
براي كشت نمونه ها جهت غني سازي باكتري از محيطهاي غني كننده همچون بافر آب پپتونه استفاده مي شود . سه محيط مغزي انتخابي كه معمولاً مورد استفاده قرار مي گيرند شامل آبگوشهاي سلنيت ـ سيترات ، تترا تيونات و  راپاپورت ـ  واسيلياديس  (RV )  مي باشند (6) با افزون آنتي بيوتيكهايي مانندنووبيوسين يا رنگهايي مانندبريليانت گرين مي توان محيط ها را انتخابي تركرد . براي كشت از نمونه هاي آلوده مانند مدفوع ، سواب كلواك ، نمونه هاي محيطي يا كشت مجدد از محيط پيش مغذي ، از محيطهاي مايع مغذي مثل RV استفاده مي شود . در اين حالت ، نمونه به نسبت     به محيط RV منتقل مي شود (1). براي جدا سازي سالمونلا ، استفاده از حداقل دو محيط جامد توصيه مي شود . محيط هاي جامد رايج عبارتند از : آگار مك كانكي ،دئوكسي كلات سيترات آگار (DCA ) كه پرگنه هاي سالمونلا بر روي آن بي رنگ به نظر مي رسند و در آگار بريليانت گرين پرگنه ها قرمز رنگ مي شوند . ساير محيطها  عبارتند  از : گزيلوز ليزين دئودكسي كلات آگار (XLD ) و محيطهاي تغيير يافته آن و آگار رامباچ (1) .
 
شناسايي سالمونلا
تظاهرات باليني و كالبد گشايي بيماري پاراتيفوئيد مشابه ساير بيماريهاي حاصله از ساير سالمونلا ها و حتي عوامل باكتريايي ديگر است . ابتدا مي توان پرگنه هاي مشكوك را با آزمايش آگلوتيناسيون برروي لام با استفاده از سرم پلي والان O و سرم فيزيولوژي ، آزمايش كرد (1) . آزمايشهاي بيوشيميايي اصلي براي سالمونلا ، توليدH2S عدم توليد اندول درآب پپتونه ، به همراه واكنشهاي قندي خاص مي باشد. واكنشهاي قندي سالمونلا شامل تخمير گلوكز ، مانيتول ، مالتوز و دولسيتول و عدم تخمير لاكتوز ، سوكروز و ساليسين مي باشد . اين واكنشهاي بيوشيميايي به طور مطلوبي در محيطهاي تركيبي كه در حال حاضر براي شناسايي باكتريها دردسترس مي باشند مثل محيط كوهنز Kohns  يا آگارسه قندي (TSI ) ، انجام پذيرند (1) .

تشخيص سرمي
درابتداي تخمگذاري با نمونه گيري از300 پرنده در هرگله آزمايش خون كامل (WBT ) با استفاده از آنتي ژن رنگي انجام مي شود و نيز آزمايش ميكرو آگلوتيناسيون و ميكروآنتي گلوبولين و ELISA انجام مي شود (6). ممكن است بعضي از پرندگاني كه پاسخ آزمايشهاي سرمي آنها مثبت است ، به باكتري سالمونلا آلوده نباشندبه دليل واكنشهاي متقاطع مابين سويه هاي باكتريايي و بر عكس پرندگاني كه درمراحل اوليه آلودگي بسر مي برندوسالمونلارا به طور فعال دفع مي كنند،ممكن است از نظر سرمي منفي باشند (1).  ممكن است جوجه هاآنتي باديهاي سالمونلا رابه طورغيرفعال ازراه كيسه زرده دريافت نمايندكه اين امر نشانگر آلودگي گله مادر مي باشد . مي توان زرده تخم مرغ را نيز از نظر وجود ايمنوگلوبولين هاي ضد سالمونلايي آرمايش كرد و چه بسا اين روش ،به عنوان راهي براي شناسايي و حذف گله هاي تخمگذار مورد استفاده قرار گيرد (1). آنتي سرم پلي والان ، آنتي سرم گروه D سالمونلا جهت مشخص نمودن آنتي ژن سوماتيك و سپس از آنتي سرمهاي اختصاصي استفاده مي شود (22).
 
انتشار و انتقال
همچون سايرسالمونلاهاي بيماريزا مي باشدكه قبلاً شرح آن داده شده است.دريك تحقيق تجربي درسال1999نشان داده شده است كه با افزايش سن گله مادر،افزايش نفوذ پذيري سالمونلا به داخل تخم مرغ رخ مي دهد زيراكيفيت پوسته تخم مرغ جوجه كشي با افزايش سن گله مادركاهش مي يابد (17).
مطالعات اخير نشان داده است كه سالمونلا انتريتيديس و سالمونلا تيفي موريوم موجود درمني خروس مي تواند لوله تخم بر و تخمدان مرغ منتقل شده و متعاقباً سبب آلودگي تخم مرغ شود (11). عامل سالمونلا انتريتيديس از سه طريق زير مي تواند پرنده را تحت تأثير قرار دهد :
1ـ ارگانيسم مي تواند به سرعت از دستگاه گوارش عبور كند بدون آنكه در پرنده مؤثر بوده و بيماري ايجاد مي كند .
2ـ ارگانيسم مي تواند در دستگاه گوارش بسرعت تكثير يابد در حاليكه پرنده به ظاهر سالم و طبيعي است . پرنده دفع كننده و پخش كننده عامل بيماريزا است .
3ـ ارگانيسم از جدار روده عبوركرده و سلولهاي داخلي را درگيرمي كند و سبب بيماري درپرنده مي شود ودرصورت بهبود پرنده در زمانهاي خاص مي تواند از بدن پرنده دفع وخارج مي شود (9).
بررسي گله از نظر سالمونلا 
دركارخانجات جوجه كشي،هردوهفته يك بارازسطوح داخلي هچرها وپوسته هاي شكسته تخم مرغ موجود درسيني هاي هچر بايدكشت به عمل آيد.همچنين ازجوجه هاي حذفي وجوجه هايي كه درپوسته تخم مرغ ازبين رفته اندآزمايش انجام مي شود. درسالن پرورش،كشت ازجداركارتن ،كف كارتن و پرندگان تلف شده در داخل آن صورت مي گيرد . جوجه هاي وازده و آنهايي كه در چند روز اول مي ميرند نيز بررسي مي شوند.در دوران پرورش بررسي نمونه هاي بستر،سواب برداري از گردوخاك صورت مي گيرد ونيز سواب برداري ازمحل عبور دان از هاپر،اتصالات برق انجام مي شود 
در گله هاي مادردر حال تخمگذاري ، سواب برداري از كف لانه تخمگذاري ، پوشال موجود درآن ، گردوغبار ، پرهاي دان داخل سالن و سواب برداري از ميز درجه بندي تخم مرغ و محل ذخيره تخم مرغ و راهروها انجام مي شود. در پرندگان لاين واجداد بهتر است نمونه ها به دفعات بيشتري انجام شود.در گله هاي تخمگذار مي توان از محل جمع شدن مدفوع در زير قفسها ، انباشته گردو غبار، تيغه جمع كننده مدفوع ، تسمه جمع آوري تخم مرغ ، سواب گرفت و نيز از بستر، گردوغبار ولانه هاي تخمگذاري نمونه گيري مي كنيم .  در كشتارگاهها بايد از نمونه هايي مانند تكه هايي از پوست گردن و قسمتهاي مختلف كشتارگاه كشت بعمل آيد.علاوه برموارد فوق ازكف اتاقك كاميون حمل تخم مرغ سواب برداري صورت مي گيرد (1).
 
درمان 
اگر تصميم به درمان داريد بهتر است به كمك آزمايش حساسيت باكتري را در مقابل آنتي بيوتيك سنجيد . ممكن است درمان ظاهراً مؤثر باشد ولي گاهي تعدادي از پرندگان ، حامل باكتري مي شوند و سويه هاي مقاوم به آنتي بيوتيك ، پديدار مي شوند (1). از آنتي بيوتيك ها بعنوان داروي پيشگيري مخلوط در دان و يا آب در جوجه هاي مسن و جوان و تخم مرغهاي هچري و داروي معالج طيور بيماراستفاده مي شود (11). تركيبي از سولفات پلي ميكسين B وتري متوپريم در گله هاي مبتلا به سالمونلا انتريتيديس هم از جنبه پيشگيري و هم از جنبه درماني مصرف مي شود . جنتامايسين تزريقي واسپكتينومايسين جهت كنترل آلودگي كيسه زرده در هچري استفاده مي شود . گزارشاتي وجود دارد مبني بر اينكه افزودن 5 عامل ضد باكتريايي مختلف به آب آشاميدني طيور سبب كاهش آلودگي سالمونلا تيفي موريوم مي شود . داروهاي مؤثر ديگر عبارتند از: تتراسايكلين ، نئومايسين ، باستيراسين وداروهاي گوگرد دار(بجزطيور  تخمگذار) (6).
سالمونلاتيفي موريوم و انتريتيديس نسبت به برخي از آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند به طوريكه طي گزارش پاپ در سال 1996 سالمونلاتيفي موريوم تيپ 104 نسبت به آمپي سيلين ، كلرامفنيكل ، استرپتومايسين ، سولفا ناميد و تتراسايكلين مقاومت دارويي يافته است (11).
كنترل و پيشگيري      
1) تخم مرغها و جوجه ها و پولت ها بايد از گله هاي عاري از سالمونلا آورده شوند و از تخم مرغهاي ترك داروكثيف وآنهايي كه روي زمين گذاشته شده اند جهت جوجه كشي استفاده نشود.
2) تخم مرغهاي هچ شده بايد ضد عفوني شوند و سالنهاي هچري طبق استاندارد بهداشتي ـ ضد عفوني آماده شوند. غوطه ور سازي تخم مرغها در محلول گلوتارآلدئيد 5/0% دردماي  40 بمدت 20 دقيقه يا گاز دادن با حداقل 600 ميلي گرم گاز فرمالدئيد به ازاي هر متر مكعب در  20 به مدت 30 دقيقه صورت مي گيرد .
3) درفاصله بين دو دوره جوجه ريزي ، سالنهاي مرغداري بايدتماماً شسته شده وضدعفوني شوند.كپسول پارا فرمالدئيد اغلب هر دوهفته يك بار به لانه تخمگذاري افزوده مي شود .
4) كنترل حشرات و جوندگان بايد بوسيله طراحي سالنها و مديريت آنها صورت گيرد .
5) جهت جلوگيري از انتقال افقي در بين سالنها ، بيماران را معدوم كرده و تمامي مواد زايد رادر يك منطقه مناسب در ظرف در بسته كه امكان ورود ناقلين بيماري نباشد ، قرارداده شود .
6) از غذاي پليت شده و يا خوراك فاقد منبع پروتئين حيواني استفاده شود .
7) واكسيناسيون از بروز بيماري پيشگيري مي كند .
8) نمونه گيري از سالنهاي مرغداري و سواب كلواك و لاشه هاي مشكوك جهت جلوگيري از شيوع بيماري امري ضروري است .
9) نگهداري تخم مرغها دريخچال وسردخانه خطربيماريزايي راكاهش ميدهد(1و6و7و9و11و15 ).
10) اخيراًسازمان نظارت بر مواد غذايي ودارويي ايالات متحده(FDA )استفاده ازمحلول 37% فرمالين را به ميزان 5/2 كيلوگرم درهرتن وبه مدت 14 روزجهت كنترل باكتري سالمونلا درخوراك طيور مجاز اعلام كرده است (18) .
 افزودن مواد شيميايي ماننداسيد فرميك يا پروپيونيك به دان ، يا گاز دادن با فرمالدئيديا متيل بروميد نيز موجب كاهش سالمونلا در دان شده است . برنامه هاي كنترل سالمونلا انتريتيديس در كشورهاي مختلف بشرح زير است :
دركشورهاي اروپايي درمرحله اول تقليل آلودگي ودرمرحله بعد حذف آلودگي درگله هاي مادر ، اجداد ولاين انجام مي گيرد. دربين اين كشورها ،سوئد دركنترل سالمونلا ها مقتدرترو پيشرفته تر عمل نموده است . به طور كلي تا سال 1984 حدود 90%  هزينه معدوم كردن گله هاي آلوده و 100% هزينه تميز نمودن فارم ها (هرفارم با ظرفيت توليدي بيش از5000 قطعه مرغ )را پرداخت نمود . در انگلستان در سال 1989 براي ممانعت از انتشار سالمونلا قوانيني وضع شده است . محدوديت حركت طيور ، جداسازي فارمهاي آلوده همراه با كشتار اجباري و غرامت سبب كاهش آلودگي شده است .  در هلند نيز مشابه انگلستان تمهيداتي صورت گرفته است كه باعث كاهش سالمونلا انتريتيديس درگله هاي مادر و اجداد شده است ولي موارد انساني را تقليل نداده است .روش آمريكا در برخورد با سالمونلا انتريتديس بسيار محتاطانه تر است ، كشتار و پرداخت غرامت و غيره وجود ندارد بلكه فارم آلوده را كنترل مي نمايند زيرا سويه هاي باكتري حدت كمتري دارند(22).
 
حذف رقابتيCompetitive Exclusion
درمان حذف رقابتي عبارتست از:افزايش فعاليت فلور طبيعي روده تا طي آن كلونيزه شدن بسياري از عوامل بيماريزا درروده محدودشود،كه اين روش عمداً درپيشگيري ازعفونتهاي پاراتيفوئيدي مؤثراست. اين باكتريها ازطريق مقعد،اسپري در سطح بدن يا قطره خوراكي وارد بدن طيور مي شوند.مخلوطي از باكتريهاي روده(عموماً محتويات سكوم)معمولاً جهت اين كاراستفاده مي شوند(1و6و8 ). خوراندن كشت مخلوطي ازباكتريهاي روده كورمرغهاي گوشتي بالغ كه از29 سويه تشكيل شده بود به جوجه هاي گوشتي يك روزه از طريق آب آشاميدني و و سپس رويارو كردن جوجه ها از راه خوراكي با سالمونلاتيفي موريوم بعد از 2روز ، نشان دادن كه اين باكتريها به سرعت در روده كور جاي گرفته، مقاومت درمقابل سالمونلا تيفي موريوم را در مقايسه با جوجه هاي گروه شاهد به طور مؤثري افزايش مي دهد(2).
درگله هاي مسن آلوده به سالمونلا ، قبل از انتقال به جايگاه هاي پاك ، آنها را با آنتي بيوتيك درمان مي كنند،سپس، فلور روده اي و سالمونلا را تضعيف مي كنند و به دنبال آن مخلوط حذف رقابتي را به پرندگان مي خورانند تا امكان حذف آلودگي از پرندگان به وجود مي آيد.در پرندگان تخمگذار به دليل عدم امكان انتقال پرندگان به جايگاههاي پاك،استفاده از روش فوق موفقيت آميز نبوده است(1).

واكسيناسيون
جهت كنترل آلودگي به سالمونلا انتريتيديس تا كنون واكسنهاي مختلفي ساخته شده است . در كشور آلمان براي كنترل سالمونلاتيفي موريوم از واكسن آگزوتروفيك) Auxitrophic = سويه اي جهش يافته (موتانت )از باكتري كه براي رشد به عوامل خاصي نياز دارد    ( زنده استفاده مي شود (1). واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته نيازمند اين است كه به مدت كافي در بافتها باقي بمانند تا پاسخ ايمني حمايتي ايجاد كنند . استفاده خوراكي يا داخل عضلاني ازواكسن تخفيف حدت يافته سالمونلا انتريتيديس نوع موتانتA سبب كاهش دفع عفونت از طريق مدفوع ، انتقال افقي عامل بيماريزا و آلودگي تخم مرغها مي شود كه اين اثرات تا23 هفته پس از واكسيناسيون مشاهده مي شود . واكسن خوراكي نوع اخير ايمني محافظتي كم اثرتري ايجاد مي كند(6).
درپرندگان واكسينه شده در روز اول ، متعاقب گذشت 4 هفته مشكلات اسهال ، لنگش ، تلفات و وقوع سالمونلا انتريتيديس كمتر رخ داد. درسال 1994 حدود 2 ميليون پرنده در مزارع صنعتي انگلستان واكسينه شدند كه از اين گله هاي واكسينه شده سالمونلا انتريتيديس جدا نشد (6).
درآزمايشات ديگر جوجه هاي بدست آمده از گله مادر 57 هفته (واكسينه شده و واكسينه نشده )همراه با جوجه هاي 7 روزه كه يك دوزخوراكي سالمونلا انتريتيديس را روز اول دريافت كرده بودند ، قرارداده شدند . اطلاعات بدست آمده حاكي است كه آنتي بيوتيكهاي مادري كه ايمني غير فعال ايجاد مي كنند ، در جوجه هاي سنين 21 روزه با كاهش علائم باليني و كاهش دفع سالمونلا همراه بود . به هر حال كاهش مشخصي در جداسازي سالمونلا انتريتيديس از ارگانهاي داخلي جوجه هاي واكسينه شده قابل توجه است (6). واكسن بين سنين 12 الي 16 هفتگي انجام مي شود . هر دز واكسن شامل تعداد زيادي سالمونلا انتريتيديس غير فعال است و دو تزريق ايمنيت بالاتري ايجاد مي كند (11).
واكسنهاي كشته اتوژن سالمونلاانتريتيديس همراه با ياور خوراكي Oil adjuvant و ازطريق زير جلدي به مدت چندين سال درماكيان ايالات متحده مصرف شدونتايج اميد بخشي حاصل گشته است.در جوجه هاي واكسينه شده باواكسن كشته (باكترين)سبب كاهش تلفات،علائم باليني وضايعات تا12 هفته پس از واكسيناسيون گرديد (1و6 ).
ضمناً محققين دانشگاه ويكتوريا نوعي واكسن عليه سالمونلا را به روش مهندسي ژنتيك ابداع كرده اند . اين واكسن از يك سويه موتاسيون يافته سالمونلا تيفي موريوم ساخته شده است كه با حذف قسمتي از ساختمان ژنتيكي اين باكتري آنرا كاملاً به برخي ويتامينها وابسته ساخته اند . هدف از اين كار محافظت حيوانات از سالمونلوز است . اين سويه سالمونلا به صورت خوراكي تجويز مي شود(19 ) .
 
وضعيت سالمونلا انتريتيديس در ايران
وجود اين عامل با جداسازي باكتري و استفاده از آنتي سرم مخصوص در چندين مزرعه مرغداري ايران به اثبات رسيده است كه به احتمال قريب به يقين از نوع با حدت بالا (فاژ 4) مي باشد . با توجه به قابليت بيماريزايي بالاي آن،در گله هاي آلوده به خصوص جوجه ها (كه ازطريق عمودي آلوده مي شوند ) مشكل خاصي پس از هچ شدن مشاهده نمي شود و تعدادي از آنها ناقل بيماري مي باشند كه در اثر مجاورت در جعبه هاي جوجه،ماشين جوجه كشي و يا عمل تعيين جنسيت اكثر آنها آلوده ميگردند.  اين سالمونلا به دليل سرعت تكثير بالا يش سبب بروز تلفات و وازدگي جوجه ها      مي گردد ، كه تلفات از 5 تا 40% و بيشتر ممكن است ديده شود . از روز سوم به بعد با ازدياد جوجه هاي وازده مواجه مي شويم . در صورتيكه آلودگي در بدو ورود با يك آنتي بيوتيك مناسب كنترل شود مشكلات وازدگي و دفع سالمونلا از طريق مدفوع كمتر خواهد شد .
در طيور تخمگذار درمان با آنتي بيوتيك مناسب قبل از شروع تخمگذاري مي تواند دفع مدفوعي و آلودگي تخم مرغ را در اوج توليد به مقدار بسيار زيادي كاهش دهد . در حال حاضر بايد مانند اكثر كشورهاي جهان برنامه تقليل و كاهش آلودگي را در سطوح مختلف به انجام رساند . در اين راستا مي توا ن از حذف رقابتي ، واكسيناسيون و كنترل مواد غذايي و پليت نمودن آنها استفاده نمود كه اين امر مستلزم صرف هزينه بسيار گزافي مي باشد .  مسلماً در ايران قادر به اجراي برنامه ريشه كني وسيع نمي باشيم پس ابتدا به كاهش (ازطريق پيشگيري و كنترل بهداشتي) و سپس به حذف عامل بيماريزا با اجراي برنامه دقيق اقدام مي نمائيم(22).
 
وقوع سالمونلوز در انسان از طريق سالمونلاهاي طيور    
ميزان گسترش و وقوع بيماري :
صنعت مرغداري مهمترين و بزرگترين منبع سالمونلا هستندكه مي توانند آنرا از طريق غذا به انسان منتقل كنند پس كنترل آن بسيار مهم مي باشد (6). درسال 1885 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا تيفي موريوم در فرانسه و در سال 1888 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا انتريتيديس در آلمان گزارش گرديدند (5). در سال 1986 مشخص گرديد كه سالمونلا انتريتيديس از طيور به انسان منتقل و بيماريزا مي باشد (5). در طي سالهاي 1973 الي 1987 در ايالات متحده 51% بيماريهاي باكتريايي منتقله به انسان از طريق سالمونلا بود. از مجموع 458081 مورد وقوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1982 الي 1992 ، 18 مورد سالمونلاپلوروم ، 8 مورد سالمونلا گاليناروم جدا شدند . بر اساس گزارش مركز پيشگيري و كنترل بيماري در ايالات متحده ، سالانه حدود 1 الي 5 ميليون انسان به سالمونلوز مبتلا مي شوند كه حدود 20 هزار نفرآنها در بيمارستان بستري شده و حدود 500 نفر مي ميرند . ضمناً در ايالات متحده بين سالهاي 1985 الي 1991 ، 82 % شيوع سالمونلا انتريتيديس از طريق تخم مرغ بود (6). در طي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بود و تقريباً   آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد. در اين مناطق آلودگي به طور متوسط از هر 50 مصرف كننده تخم مرغ ، يك نفر مي تواند به سالمونلا مبتلا شود (12). تقريباً 84 % بيماري منتقله به انسان از طريق غذا در طي سالهاي 1980 الي 1989 در اسكاتلند مربوط به سالمونلا بود . درانگلستان و ولز كمتر از 13 % شيوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1959 الي 1962 و بيش از 32 % شيوع در طي سالهاي 1984 الي 1985 مربوط به مصرف گوشت مرغ بود . در ايالات متحده در طي سالهاي 1983 الي 1987 بيش از   سالمونلاي منتقله به انسان از طريق غذا مربوط به مصرف گوشت مرغ و تخم مرغ بود (6). 
 
 
علائم باليني در انسان
سالمونلا تيفي موريوم سبب بيماري تيفوئيد درانسان مي شود كه با تب،سردرد،اسهال واستفراغ شديد توأم است(11).در اغلب اشخاص مبتلا به سالمونلا انتريتيديس پس ازمسموميت غذايي(حدود 128 الي 72 ساعت)اسهال وعلائم فوق مشاهده مي شود.بيماري معمولاً 4 تا 7 روز به طول مي انجامدواغلب افراد، بدون درمان با آنتي بيوتيك بهبود مي يابند. با اين وجود ، اسهال مي تواند به قدري شديد باشد كه شخص را راهي بيمارستان كند . با اين حال وقوع سالمونلوز در افراد سالخورده ، خردسالان و كسانيكه سيستم ايمني ضعيف دارند ، مي تواندآنها را به فرم شديد بيماري دچار كند. در اين بيماران عفونت از طريق روده وارد جريان خون شده و سپس به ساير نقاط بدن منتقل مي شود و سبب مرگ نيز مي شود (12و13و14 ) . در موارد مزمن بيماري درد مفاصل و ادرار درد آور گزارش شده است(11) .
 
كاهش خطر بيماريزا يي سالمونلا انتريتيديس در انسان :
1) تخم مرغها در سرد خانه ها و يخچالها نگهداري شوند .
2) تخم مرغها كثيف يا ترك خورده معدوم شوند .
3) بعد از تماس دستها با تخم مرغهاي خام دستها با آب و صابون شسته شوند .
4) بعداز پخت كامل ، تخم مرغها خورده شوند و تخم مرغها ي گرم بيش از 2 ساعت نگهداري نشوند.
5) موادغذايي محتوي تخم مرغ در سرد خانه نگهداري شوند .
6) از خوردن تخم مرغهاي خام (مانند بستني و مخلوط شير و تخم مرغ خانگي ) و غذاها ي واجد تخم مرغ خام اجتناب شود . عمدتاً در صنعت ، بستني و مخلوط شير و تخم مرغ و غذاها ، توسط تخم مرغهاي پاستوريزه تهيه شوند (12).
 
درمان بيماري در انسان :
آمپي سيلين ، جنتامايسين ، تري متوپريم ، سولفامتوكسازول و سپيروفلوكسازين وكلرامفنيكل داروهاي مؤثر بر سالمونلا هستند . متأسفانه برخي گونه هاي سالمونلا نسبت به آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند (14).

 

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



جيره دام

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام
 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره
    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى
    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف
    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام
 نان خشك
    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج
    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس
    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه
    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه
 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه
 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام
    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 
 

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



خوراک دام-پنبه دانه

منابع مورد استفاده :
1- پنبه
مولف : آر.جی.کهل.سی.اف.لوئیس ترجمه : فرشته ناصری
2- تغذیه دام مکدونالد
تر جمه : دکتر رشید صوفی سیاوش و مهندس حسین جانمحمدی
3- تغذیه طیور
ترجمه : دکتر ابوالقاسم گلیان – دکتر محمد سالار معینی
4- فرهنگ دامپروری انگلیسی_ فارسی
مولف و ویراستار : دکتر مسعود هاشمی
5- پرورش گاو شیری
گردآورنده و تدوین : دکتر محمد جواد ضمیری
6- اصول علمی و عملی پرورش طیور
تالیف : دکتر جواد پور رضا
7- مجموعه مقالات سومین سمینار پژوهشی تغذیه دام و طیور کشور
8- محصول زراعی / صنعتی
( چغندرقند- پنبه – آفتابگردان- نیشکر )
تهیه کننده : اداره کل آمار و اطلاعات وزارت کشاورزی
ناشر : وزارت کشاورزی- معاونت برنامه ریزی و بودجه – اداره کل آمار و اطلاعات
9- ترکیبات ضد مغذی
تالیف : دکتر محمد علی سحری – دکتر فرید شریعتمداری
10- تغذیه دام ، طیور و آبزیان
( خوراک و خوراک دادن و جیره نویسی )
تالیف : دکتر مسعود هاشمی
11- نقش پروتئین در تغذیه طیور
گرد آورندگان : دکتر محسن فرخوی – دکتر بابک صانعی

مقدمه
با توجه به روند فزاينده افزايش جمعيت ، منابع محدود و فقر و گرسنگي پنهان لازم است برنامه اقتصادي همه جانبه اي در بخش کشاورزي و زير مجموعه آن دامپروري تدوين گردد. پرورش دام وطيور يکي از مواردي است که با بهینه سازی زمان و سرمایه ما را به اهداف اقتصادي مي رساند. بدين لحاظ نياز به مديريت چنين واحدهايي است تا با تاکيد بر اصلاح نژاد دام وطيور جهت بالارفتن راندمان توليدبهترين شرايط محيطي را فراهم نمايند. از اين لحاظ که غذا در پرورش دام و طيور بيشترين هزينه را دارد مساله عمده و اساسي است. پنبه دانه می تواند امروزه به دليل کيفيت مناسب و اقتصادي سهم بسزايي در جيره نشخوارکنندگان داشته باشد و در جیره طیوربه صورت کنترل شده مورد استفاده قرارگیرد.کيفيت اسيدهاي آمينه پروتئين هاي حيواني نسبت به گياهي ارجحيت دارد اما اين پروتئين ها هزينه بالاي دارند بنابراين لازم است از پروتئين هاي نباتي استفاده شود . بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است که اهميت اين ماده غذايي را از لحاظ ترکيبات آن بيان شود . به طور کلي مي توان گفت که ترکیبات حاصل از پنبه دانه يک ماده غذايي بهداشتي و اقتصادي است و به لحاظ ترکيبات شيميايي مناسب می تواند در جيره دام و طيور نقش مهمي ايفا کند.
گیاه پنبه :
1- پیشینه :
پیشینه کشت پنبه به منظور تهیه پارچه و لباس به 500 سال قبل می رسد . فرودوت تاریخ نویس یونانی از این محصول به نام درخت یَشم در هندوستان نام برده است. برخی مبدا کشف پنبه را آسیا و گروهی افریقا می دانند. کشت پنبه در ایران پیشینه ای دراز دارد و در تذکره ها وکتاب های کهن ازکشت این محصول در ایران یاد شده است . مارکوپولو نیز در سفرنامه خود از کشت پنبه در ایران نام برده است . بذر الیاف متوسط کنونی در زمان قاجاریه توسط یک کشیش آمریکایی به ایران آورده شده است و قبل از آن ( ورود الیاف متوسط کنونی ) کشت نوعی پنبه بومی با الیاف کوتاه معمول بود که بیشتر مصرف داخلی داشت.
2- طبقه بندی گیاهی :
پنبه گیاهی است گل دار ، دولپه ای از خانواده malvaceae و از جنس gossypium و ریشه آن عمودی است .ارتفاع بوته در تمام رقم ها گوناگون از 6-5/2 سانتیمتر متفاوت است . در آب و هوای معتدل گیاهی است یک ساله ولی در برخی نقاط اگر با زمستان و یخبندان همراه نباشد طول عمر گیاه به چند سال هم می رسد . از نظر گیاهشناسی پنبه به دو گروه بزرگ تقسیم می شود:
* پنبه آسیایی شامل گونه های :
G.arboteum و G.herbaceum
* پنبه امریکایی شامل گونه های :
G.religiusum و G. hirsitum و G.harbadense
3- ترکیبات و کاربرد آن :
پنبه از دو قسمت تارهای سپید رنگ و دانه تشکیل شده است . ویژگی تارهای پنبه این است که قابلیت ریسیده شدن و پس از آن بافت پذیری دارد. این ویژگی ها از همان زمان های دور در بهره گیری از این گیاه بوده است .
پنبه از نظر اندازه تارها به سه دسته تقسیم می شوند:
1- تار کوتاه درازای کمتر از 25 میلیمتر
2- تار متوسط درازای 32-25 میلیمتر
3- تار بلند درازای بیش از 32 میلیمتر
از تارهای پنبه در کارخانه های ریسندگی ، نخ تهیه می کنند. پس از تهیه نخ ، انواع پارچه بافت می شود . دانه پنبه از سه قسمت تشکیل شده است :
· لینتر یا کرکهای که سطح دانه را می پوشانند و 19-2 % وزن دانه را در رقم های گوناگون تشکیل می دهد و از آن نخ ، کاغذ ، پلاستیک ، فیلم ، نمد ، موکت و وسایل بهداشتی تهیه می شود.
· پوسته که مغز را می پوشاند و 45-40 % وزن دانه را تشکیل می دهد و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه دیده می شود . از پوست دانه خوراک دام ، کود ، پلاستیک و لاستیک مصنوعی تهیه می کنند.
· مغز پنبه دانه که به رنگ سفید روشن است و از روغن و پروتئین تشکیل شده است و 55-50 % وزن دانه را تشکیل می دهد . از مغز دانه روغن خوراکی ، صابون ، گلیسیرین و از تفاله آن کود و خوراک دام تهیه می شود. با تولید هر 100 کیلوگرم الیاف پنبه ف حدود 160 کیلوگرم دانه پنبه از گیاه پنبه تولید می شود.
هرچند نزدیک به 5000 سال پنبه را به دلیل استفاده از الیاف آن می کاشته اند ، ولی مصرف دانه آن برای تامین مواد غذایی از قرن نوزدهم رایج شده است . در زمان های قدیم هندی ها و چینی ها روش تهیه روغن از پنبه را ابداع کرده اند و آن را به عنوان سوخت چراغ به کار می بردندو کنجاله آن را به دام می دادند . تولید روغن از پنبه بار اول در سال 1767 در امریکا انجام شد و نیمه اول قرن نوزدهم در اروپا کارخانه های روغن کشی آغاز به کار کردند . اولین کارخانه روغن کشی در ایران از سال 1317 تاسیس شد .
4- ارقام :
انواع گونه های پنبه که در ایران کشت می شوند عبارتند از :
· رقم ساحل که تنها در مازندران و گرگان و گنبد کاشته می شود.
· رقم ورامین که به جز مازندران ، فارس ، گرگان ، و گنبد در سایر مناطق نیز کشت می شود.
· رقم بومی که در استانهای خراسان ، فارس ، سمنان ، کرمان ، اصفهان ، یزد و مرکزی کاشته می شود.
در ایران در دشت گنبد و گرگان بهترین نوع پنبه کاشته می شود.
جایگاه پنبه دانه در طبقه بندی خوراک :
خوراکهاي مورد نياز در تغذيه طيور از موادي مغذي تشکيل شده که پس از جذب و ورود به خون هر يک به طريقي در اعمال حياتي بدن حيوان نقش ايفا مي کنند .مواد مغذي به طور کلي شامل کربوهيدراتها و چربيها ، پروتئين ها ، مواد معدني ، ويتامين ها ، آب و ترکيبات اضافي مي باشند. پروتئين ها از واحدهايي بنام اسيد آمينه تشکيل شده اند و حدود 20 درصد وزن يک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکيب يافته است. بعضي اسيدهاي آمينه به واسطه انتقال گروه آميني ازاسيدهاي آمينه ديگر بوجود مي آيند . ولي تعدادي تحت عنوان اسيدهاي آمينه ضروري به اندازه کافي در بدن حيوان ساخته نمي شوند اين دسته اسيدهاي آمينه عبارتنداز : آرژنين ، متيونين ، لوسين ، ايزولوسين ، گلوتامين ، هستيدين ، فنيل آلانين ، ليزين ، تريپتوفان ، تره ئونين و والين . در تعادل جيره بيشتر به پنج اسيد آمينه آرژنين ، تريپتوفان ، ليزين ، متيونين ، و سيستين را ملاک قرار مي دهند . اصولا پروتئين ها شامل : دو منبع گياهي و حيواني است که بسته به خصوصيات ذکر شده مي توان به نسبت از ترکيب آنها استفاده نمود . معمولا فرآورده هاي با منشا حيواني توازن اسيد آمينه بهتري دارند و قادرند مواد معدني ضروري و ويتامين ها را تامين کنند. در حال حاضر در تهيه خوراک طيور استفاده از مکملهاي پروتئيني حيواني کمتر از سابق است . از جمله مهمترين منابع پروتئيني حيواني مي توان از پودر ماهي ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شير ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنير خشک شده ، باقي مانده کشتارگاههاي طيور و مواد محلول ماهي را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهيه مواد غذاي سرشار از پروتئين از منابع حيواني سعي شده ازمکملهاي پروتئيني نباتي که بيشتر فرآورده هاي فرعي کنجاله دانه هاي روغني هستند اين مساله را حل نمايند پروتئين هاي نباتي از لحاظ توازن اسيدهاي آمينه ، منابع فقيرتري هستند از جمله مهمترين منابع پروتئين هاي نباتي مي توان به غلات تقطير شده خشک ، کنجاله سويا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از ميان آن دسته پروتئين هاي نباتي که به طور معمول در مناطقی که کشت پنبه صورت می گیرد، استفاده مي شوند کنجاله پنبه دانه اهميت بيشتري از نظر اسيد آمينه ليزين دارد. ولي در مجموع درکاربرد پروتئين هاي نباتي بايد ميزان و نوع اسيدهاي آمينه و نيز مواد سمي موجود در آن برآورده شود. تازماني که از هر مکمل جديد تاريخچه مصرف مناسبي در دسترس نيست قبل از استفاده در جيره مي بايست به دقت مورد بررسي قرارگيرد.
فرآورده های پنیه دانه:
1- خوراک تخم پنبه cottonseed feed
نوعی خوراک دام و طیور مرکب از کنجاله پنبه دانه( پس از استخراج قسمت عمده روغن از دانه های روغنی ، تفاله باقیمانده کنجاله خوانده می شود ، برای تغذیه دام استفاده می شود) و پوست پنبه دانه . این خوراک کمتر از 36% پروتئین خام دارد ، ولی میزان پروتئین خام آن نباید از 22% کمتر باشد .
2- آرد پنبه دانه cottonseed flour
نوعی فرآورده غذایی که از تخم پنبه پاک شده از الیاف و پوست کنده ( بدون لینتر ) بدست می آید . تخم پنبه به طور نازک غلتک زده می شود و برای مدت 5/1 ساعت در 225 درجه فارنهایت پخته می شود . با این عمل حالت پلاستیکی پیدا می کند و خارج کردن روغن از آن آسانتر می شود . کنجاله پرس شده سرد می شود و آن را قبل از آرد کردن با آسیاب چکشی به مدت 30 روز ذخیره می کنند ، سپس آرد از یک الک شماره 200 عبور داده می شود . این فرآورده رنگ روشن ، مزه آجیلی دارد و حاوی 5/57 % پروتئین خام می باشد.
3- پوست پنبه دانه cottonseed hull
پوسته خارجی تخم پنبه مد نظر است .28% پنبه دانه پس از فرآوری ،پوست دانه تشکیل می دهد. بخشی از پس مانده حاصل از روغن کشی از تخم پنبه است،که از آن در تغذیه دام استفاده می شود . قابلیت هضم پروتئین پوسته بسیار ناچیز و مجموع مواد غذایی آن 7/43 % است . این خوراک را باخوراک های غنی از پروتئین مثل کنجاله پنبه دانه به دام ها تغذیه می کنند .
4- کنجاله تخم پنبه cottonseed meal
جهت تعيين ميزان هر ماده غذايي در جيره دام و طيور مي بايست به اين نکات توجه داشت که :
1- ماده غذايي اقتصادي و بهداشتي باشد.
2- تمام نيازهاي لازم را تامين کند.
يکي از مواد غذايي مورد مصرف در پرورش دام و طيور ، کنجاله پنبه دانه است که پس از کنجاله سويا و ذرت ، می توان گفت بيشترين اهميت را دارد و فاکتورهاي فوق را در بر مي گيرد بدين ترتيب لازم است شناختي بر آناليز مواد مغذي و ديگر خصوصيات آن داشت. بيشترين اهميت کنجاله پنبه دانه مربوط به پروتئين آن مي گردد اما به همراه پروتئين مواد ترکيبات ديگري نيز در آن وجود دارد .
خوراک تخم پنبه معمولا به عنوان محصولی با 41% پروتئين شناخته مي شود اما به شکل کنجاله با 35% پروتئين قابل دسترسی است. خوراک (کنجاله) تخم پنبه از لحاظ درصد پروتئين بسيار بالا بوده که با کشيدن روغن از تخم پنبه بدست می آيد.
دو روش مختلف برای روغن کشی وجود دارد که ميزان روغن باقيمانده در کنجاله فرق مي کند. ميزان روغن باقيمانده در کنجاله تعيين کننده ميزان انرژی آن است. کنجاله تخم پنبه لذيذ بوده و استفاده ازآن جهت جيره غذايی روزانه احشام متداول است.با داشتن حدود 1% فسفر و 80-70 % مواد غذايی خوراک (کنجاله) تخم پنبه، منبع پروتئين عالی برای طيف وسيعی از احشام مي باشد. خوراک را ميتوان به شکل گلوله ای ( پلت) با اندازه های مختلف برای کاربرد های مختلف
(1/4", 3/8",1/2", 3/4" , 7/8") نيز فرآوری کرد.
کنجاله تخم پنبه دارای ماده گوسيپول مي باشد که ماده ای سمی است. اما در شرايط معمولی حتی پر شير ترين گاوها هم باندازه ای کنجاله تخم پنبه مصرف نمی کنند تا اين موضوع باعث مسموميت آنها شود.
کنجاله تخم پنبه هم مي تواند بعنوان 1- جيره مستقل غذايی و 2- مکمل غذايی پروتئينه با ترکيب ساير غلات مصرف شود. و3- مي تواند جايگزين کنجاله سويا در تمامی جيره غذايی گردد.
نوعی خوراک دام پروتئینی مشهور است که از آسیاب کردن تخم پنبه که قسمت اعظم روغن آن استخراج شده باشد ، بدست می آید. روش جدید استخراج روغن از دانه گیاهان، به طریق شیمیایی و با استفاده از حلال های خاصی می باشد. این روش، محصول بیشتری تولید می کند، با صرفه تر است و سریع تر هم انجام می پذیرد. روشی دیگر برای استخراج روغن از دانه گیاهان، بدون استفاده از حلال صورت می گیرد و به استخراج فیزیکی معروف است. در این روش روغن را با روش های مکانیکی فشردن، استخراج می نمایند. از این روش معمولاً برای تهیه روغن های خوراکی استفاده می شود.
اگر روغن کشی تخم پنبه به روش حلال انجام شود کنجاله تخم پنبه حاصل حدود 41 % پروتئین خام خواهد داشت و اگر روغن کشی به طریق مکانیکی صورت گیرد کنجاله حاصل حدود 36% پروتئین خام خواهد داشت . طبق استاندارد سازمان تغذيه دام آمريکا ميزان پروتئين باقيمانده با روش فرآوری فشاری نبايد کمتر از 36% باشد.
مواد خوراکی باید به طور مداوم مورد بررسی قرار گیرند تا از ثبات ترکیبات آنها و همچنین عدم آلودگی آنها اطمینان حاصل شود.
مقایسه کنجاله پنبه دانه با کنجاله سویا:
1- میزان کمتری پروتئین و مقدار بیشتری فیبر دارد. که بالا بودن میزان فیبر آن موجب پایین آمدن سطح انرژی قابل متابولیسم می گردد.
2- مقدار بسیاری از اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله تخم پنبه کمتر از کنجاله سویا است و قابلیت استفاده آنها برای طیور پایین تر است .
3- در دانه پنبه رنگدانه ای به نام گوسیپول وجود دارد که تاثیرات سوئی بر رشد ، تولید مثل و رنگ زرده تخم مرغ دارد.
*گوسیپول Gossypol:
بعضی از غلات و منابع پروتئین گیاهی دارای سموم طبیعی هستند که می توانند در عملکرد حیوان مصرف کننده موثر باشد . گوسیپول یکی از عناصر بازدارنده و در حقیقت به عنوان ماده سمی برای حیوانات تک معده ای محسوب میگرددکه در رنگدانه های بعضی از منابع گیاهی از جمله مغز تخم پنبه پراکنده و ذخیره شده است . حداقل 15 نوع از این رنگدانه در روغن استخراج شده و یا در کنجاله پنبه دانه شناسای شدهاند ، لیکن مهمترین آنها دارای فرمول شیمیایی است که برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی لانگمور به سال 1886 از بقایای حاصل از روغن پنبه دانه در تصفیه با قلیا جدا گردید. و در سال 1898 مارچلیوسکی آن را به حالت جامد خالص و زرد رنگ تهیه نمود و بدین نام خوانده شد.
کنجاله تخم پنبه حاوی یک ماده سمی به نام گوسیپول Gossypol است که همین ماده میزان مصرف آن را در جیره طیور و خوک محدود می کند.
گوسیپول یک ترکیب آلدئید پلی فنولیک ، آنتی اکسیدان و پلیمریزه کنده است.این ترکیبات به شدت فعالند ، خواص اسیدی داشته ، مثل ترکیبات فنلی و آلدئیدی عمل میکنند ، در قلیای رقیق حل شده و تشکیل نمک می نمایند.گوسیپول به دلیل دلشتن خاصیت پلی مورفیسم دارای نقطه ذوب متفاوت بوده ، همچنین دارای ایزومز نوری می باشد در میان هشت رنگدانه موجود در غدد رنگدانه ای تخم پنبه ، مهمترین رنگدانه است . گوسیپول می تواند به شکل آزاد و فعال در رنگدانه ها و یا به شکل پیوندی در ترکیب با پروتئین و یا مواد دیگر باشد. گوسیپول آزاد با گروه اپسیلون آمین آزاد لیزین و احتمالاَ آرژنین و سیستئین واکنش داده و سبب دناتوراسیون پروتئین می گردد و ارزش تغذیه ای پروتئین و همچنین راندمان استحصال پروتئین را کاهش می دهد.
علاوه بر آن کنجاله تخم پنبه حاوی ترکیبات سیکلوپروپیونید است که این ترکیبات در صورت زیاد بودن در جیره مرغ های تخم گذار موجب کمرنگ شدن زرده تخم مرغ می شود .
گوسیپول در ریشه گیاه پنبه تولید و سپس به دانه منتقل می شود . واریته های از این گیاه وجود د ارد با وجود اینکه گوسیپول در ریشه گیاه ساخته می شود،ولی به دانه منتقل نمی شود، در نتیجه تخم پنبه در چنین سویه های عاری از گوسیپول است. گوسیپول ممکن است یا به شکل ترکیبی و یا به صورت آزاد باشد که در حالت اول برای حیوانات تک معده ای غیرسمی و در حالات دوم در مقادیر بالا سمی است .
در صورتی که گوسیپول کنجاله پنبه دانه گرفته شود ، از آن می توان بدن مشکل در جیره طیور نیز استفاده کرد ، ولی از کنجاله تخم پنبه معمولی نمی توان بیش از 15% کل جیره استفاده نمود .
کنجاله تخم پنبه عموماَ به عنوان یک ماده خوراکی با کیفیت در جیره های طیور مطرح نیست . هر چند که به دلایل اقتصادی ، اغلب آن را در نقاط تولید شده مصرف می کنند . مهمترین محدودیت های کاربرد این کنجاله وجود فیبر بالا و گوسیپول در آن می باشد .
گوسیپول رنگدانه پلی فنولیک ( polyphenolic ) زردی می باشد که در غده های پنبه دانه یافت می شود . در بیشتر کنجاله ها ، مقدار گوسیپول کل حدود 1% است که تنها1/0 % آن به صورت آزاد می باشد . گرچه باقیمانده گوسیپول متصل تقریباَ بی اثر است ، اما متاسفانه می تواند با لیزین کنجاله به هنگام فرآوری آن متصل شود و هر دوقسمت گوسیپول و لیزین متصل را از دسترس پرنده خارج سازد .
Molecular Weight: 518.6
Melting Point: 177-182°C (decomp.)
CAS Number: 303-45-7
کمترین مقدار گوسیپول به صورت آزاد ، در کنجاله تخم پنبه تولید شده ، با فشار حلزونی و روش کاربرد توام فشار و حلال بین 02/0 تا 05/0 درصد و بیشترین مقدار آن در روش استخراج با حلال بین 04/0 تا 4/0 درصد حاصل می شود.
در اسب ونشخوارکنندگان در مقابل مصرف گوسیپول تا حدودی مقاوم هستند . دلیل اصلی مقاومت نشخوارکنندگان به خاطر تشکیل ترکیبات پروتئینی محلول و پیچیده در معده است که در مقابل آنزیم ها مقاوم هستند. گرچه گوسیپول تاثیر چندانی بر عملکرد نشخوارکنندگان ندارد لیکن تاثیر منفی آن می تواند در گوساله های کوچک که هنوز شکمبه آنها توسعه نیافته بروز نماید.
در حیوانات تک معدهای چون مرغ ، گوسیپول به شکل آزاد سبب مسمومیت گردیده و موجب کم اشتهایی و کاهش وزن بدن می گردد.
استفاده از کنجاله پنبه دانه در تغذ یه دام و طیور :
واریته های بدون غده ( GLANDIESS) پنبه دانه فاقد گوسیپول نیز وجود دارند . پرندگان می توانند معمولاَ مقدار نسبتاَ بالای گوسیپول را بدون هیچ گونه تاثیری بر عملکردشان تحمل نمایند و هر چند که حتی مقدار بسیار پایین آن موجبات تغییر رنگ زرده و سفیده را در پرندگان تخم گذار فراهم می کند. تغییر رنگ زرده به صورت های سبز – قهوه ای – سیاه به میزان گوسیپپول جیره و مدت انبار کردن تخم بستگی دارد. افزایش مدت انبار کردن بویژه در هواه خنک 5 درجه سانتیگراد که سبب تغییر سریع در PHزرده می شود ، بر تیرگی زرده می افزاید . با توجه به اینکه گوسیپول با آهن تشکیل کمپلکس می دهد ، از این واکنش می توان به طور موثری در حذف سم یا غیر سمی کردن کنجاله استفاده کرد . فراهم نمودن نسبت 1 به 1 گوسیپول آزاد و آهن می تواند سبب افزایش مقدار مصرف کنجاله درجیره های گوشتی و همچنین مرغ های تخم گذار شود. از آنجا که بیشتر نمونه های کنجاله پنبه دانه دارای 1/0 % گوسیپول آزاد هستند با افزودن 5/0 کیلوگرم سولفات آهن در هر تن خوراک می توان مسمومیت حاصل از آن را برطرف نمود . با افزودن آهن ، جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار بدون هیچ گونه تاثیرمنفی می توانند به ترتیب تا 300 و 30 قسمت در میلیون ( PPM ) گوسیپول آزاد در جیره را تحمل نمایند.
اگر کنجاله پنبه دانه حاوی مقداری روغن باشد ، اسید های چرب سیکلوپروپیونید ممکن است سبب تغییر رنگ تخم مرغ شوند. این اسید های چرب در غشای ویتلین Vitellin Membrane زرده تغییر شده و قابلیت نفوذ پذیری آن را به آهن که تنها در زرده وجود دارد تغییر می دهد. آهن تراوشده با کُن آلبومین Conalbumin در بخش سفیده تشکیل کمپلکس می دهد و رنگ صورتی زرده را باعث می شود ، که تنها راه جلوگیری از آن استفاده از کنجاله های پنبه دانه با مقدار بسیار ناچیز روغن می باشد .
محدودیت های که باعث می شود نتوان به مقدار زیاد در جیره از آن استفاده کرد عبارتند از :
تغییر رنگ زرده تغییر رنگ آلبومن
میزان روغن میزان گوسیپول قابلیت استفاده لیزین
محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان تخمگذار در سنین 0 تا 4 هفتگی: حداکثر 5% جیره
محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان گوشتی در سنین 4 تا 8 هفتگی : حداگثر 10% جیره
مسمومیت دام ها بویژه خوک در اثر مصرف کنجاله پنبه دانه معمولی زیاد حادث می شود . ماده سمی گوسیپول در کنجاله تخم پنبه معمولی موجب سفت شدن و بزرگ شدن شکم در اثر تجمع مایعات و ضعف عمومی می شود . ظاهراَ مرگ در اثز خیز قلب و شش یا جگر رخ خواهد داد.
استفاده از کنجاله تخم پنبه در جیره مرغ های تخم گذار برای متخصصین تغذیه و تولیدکنندگان از دیر باز یک مشکل بوده است . گزارش های اولیه در مورد لکه دار شدن تخم مرغ مرغ های تخمگذار که از کنجاله تخم پنبه تغذیه نموده اند به سالهای 1819 برمی گردد. در دهه 1930 گوسیپول به عنوان ماده موثر در تغییر رنگ زرده در مرغ های تغذیه شده با کنجاله تخم پنبه شناخته شد . بزودی روشن شد که در تغذیه مرغ های تخم گذار با کنجاله پنبه دانه دو مشکل بوجود می آید :
1- سفیده تخم های ذخیره شده به رنگ صورتی تغییر رنگ می دهد و این حالت غیر طبیعی به عنوان سفیده صورتی رنگ شناخته شده است .
2- مشکل دیگر که ممکن است به طوز همزمان رخ دهد ، رنگ قهوه ای یا زیتونی زرده می باشد .
3- مشکل دوم از تداخل گوسیپول حاصل از غدد رنگدانه ای تخم پنبه باآهن موجوددر زرده تخم مرغ حاصل می شود.
اگرچه که رنگ صورتی سفیده به طور خود به خودی رخ می دهد ، اما به طور معمول به هنگام مصرف محصولات حاصل از گیاهان راسته مالوال ها malvales مشاهده می شود. دو اسید چرب حلقوی که به طور طبیعی وجود دارند ، از گیاهانی که سبب مشکلات فوق می شوند ، جدا شده است . این ترکیبات را اسید های مالوالیک malvalic و استر کولیک sterculic می نامند . سال ها قبل آزمایش رنگ سنجی توسط هالپن halpen توسعه یافت که به کم آن می توان روغن پنبه دانه را در مخلوطی از روغن های گیاهی تشخیص داد . نشان داده شده است که این آزمایش برای ترکیبات سیکلوپروپنوییدی ، بویژه اسید های چرب مالوالیک و استر کولیک بسیار اختصاصی می باشد . وضعیت صورتی – سفید که در آلبومن تخم مرغ های انبارشده مشاهده می شود که با مصرف هر یک از اسید های چرب مالوالیک یا استر کولیک بسیار معمول است و حاصل ترکیب کُن آلبومین و پروتئین سفیده تخم مرغ با آهنی است که از قسمت زرده تراوش شده است . این عمل تا حدودی مربوط به تغییر در قابلیت تراوش غشا و افزایشPH زرده می باشد . میزان مصرف این مواد ، شرایط انبار کردن و نژاد مرغ تخمگذار از عواملی هستند که در شدت و بروز این وضعیت دخالت دارند .
تغییر رنگ زرده نیز با مصرف گوسیپول و اسید های چرب مالوالیک یا استر کولیک بوجود می آید. با وجود این ، بروز این وضعیت و شدت تغییر رنگ و لکه دار شدن بسته به دخالت گوسیپول دست نخورده و طبیعی و یا اسیدهای چرب آزاد متفاوت می باشد. تغییر در قابلیت تراوش غشا و PH سفیده و زرده سبب انتقال آب و پروتئین از سفیده به داخل زرده می شود . شدت این عمل بر میزان گوسیپول دریافت شده توسط پرنده بستگی دارد و می تواند باعث خمیری و چسپناک شدن و یا افزایش وسکوزیته زرده شود. این وضعیت در زرده ای که تازه آزاد شده ( Ovulated ) قابل مشاهده است . اما در اثر انبار کردن تخم مرغ شدت می یابد . گزارش های مبنی بر افزایش درصد مرگ و میر جنین در هفته اول انکوباسیون در تخم های حاصل از گله های مادر تغذیه شده با مقادیر زیادی اسیدهای مالوالیک و یا استرکولیک وجود دارد. هر چند که میزان تغذیه از این موادباید به مراتب بالاتر از مقداری باشد که در شرایط طبیعی در جیره مرغ های تخمگذار وجود دارد.
اگر چه واریته های مختلف پنبه دانه بدون گوسیپول پرورش یافته است ، اما پایین بودن میزان محصول در هکتار آن به این معنی است که آنا در کشاورزی به میزان زیادی استفاده نمی شوند . بنابراین بیشتر پنبه دانه های کشت شده در جهان هنوز دارای مقدار قابل ملاحضه ای گوسیپول هستند . با انتخاب روش مناسب استخراج می توان در میزان گوسیپول آزاد کنجاله را تا حداکثر 04/0 % کاهش داد. به علاوه از نمک های آهن محلول می توان در جیره های کنجاله پنبه دانه استفاده نمود . آهن با گوسیپول پیوندی برقرار می کند و سبب کاهش میزان مسمومیت زایی آن می شود. اخیراَ در گزارشی ، در جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های حاوی تا 30% کنجاله پنبه دانه ، به دنبال افزودن آهن محلول ( به نسبت 2 به 1 از آهن و گوسیپول آزاد ) هیچ گونه اثر نامطلوبی در اضافه وزن و یا درصد تلفات آنها مشاهده نشد .
تاثیر سطوح مختلف کنجاله پنبه دانه بر عملکرد جوجه های گوشتی
محمد طغیانی
به منظور بررسی اثرات استفاده از سطوح مختلف کنجاله پنبه دانه در سنین مختلف بر عملکرد جوجه های گوشتی آرین آزمایش به صورت طرح کاملاَ تصادفی با 3 تیمار و 5 تکرار انجام شد . در این تحقیق از 260 قطعه جوجه های گوشتی یک روزه که تا شروع آزمایش( 7 روزه ) به صورت گروهی روی بستر پرورش یافتند ، استفاده شد. در سن 7 روزگی جوجه ها با 20 گروه 13 قطعه ای و به طور تصادفی به هر یک از تیمارها ی آزمایش توزیع شدند . تیمار های مختلف شامل صفر ، 5/3 ، 7 و 5/10 درصد کنجاله پنبه دانه در دوره 21/7 روزگی بود . مقادیرکنجاله پنبه دانه در دوره رشد به ترتیب صفر ، 7 ، 14 و 21 درصد و در دوره پایانی صفر ، 14 ، 21 و 21 درصد بود. جیره های آزمایشی بر اساس NRC متوازن شده و مقادیر پروتئین و انرژی آنها یکسان بود. توزیع بع صورت هفتگی انجام و صفات اضافه وزن ، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی در مراحل مختلف پرورش و کل اندازه گیری شد ند . بررسی عوامل خونی و تجزیه فیزیکی لاشه در پایان دوره آزمایش در سن 56 روزگی انجام شد. استفاده از سطوح مختلف کنجاله پنبه دانه و افزایش آن در دوره های مختلف پرورش بر صفات وزن بدن ، اضافه وزن ، ضریب تبدیل غذایی ، اجزا لاشه و عوامل خونی اثر معنی داری نداشت. افزایش سطح کنجاله پنبه دانه منجر به اختلاف معنی داری در مصرف خوراک در سن 21-7 روزگی شد ( 05/0 = P ) ، به طوریکه با افزایش سطح کنجاله پنبه دانه مصرف خوراک افزایش یافت . به طئر کلی نتایج حاصل از این تحقیق نشان دادکه می توان از کنجاله چنبه دانه به مقادیر 7 ، 14 و 21 درصد در دوره آغازین ، رشد و پایانی بدون تاثیر داشتن تاثیر سوئ بر عملکرد جوجه های گوشتی و به منظور کاهش هزینه خوراک استفاده کرد.
استفاده از پوست تخم پنبه غنی شده با اوره و ملاس در جیره بره های نر پرواری
غلامرضا مختار پور
در این آزمایش اثرات 4 جیره غذایی ، شامل :
1- 20% از پوسته تخم پنبه غنی شده با اروه + ملاس
2- پوسته تخم پنبه غنی نشده
3- پوسته تخم پنبه غنی شده با اوره
4- جیره فاقد پوسته تخم پنبه
بر میزان رشد ، خصوصیات لاشه و میزان ماده خشک مصرفی روزانه 60 بره نر پرواری افشاری با میانگین وزن 1/5 +- 2/36 کیلوگرم مورد بررسی قرار گرفت . بره ها برای دروه 90 روزه در قالب طرح آماری کاملاَ تصادفی با جیره های آزمایشی مورد تغذیه قرار گرفتند . نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که میانگین افزایش وزن روزانه بره ها به ترتیب 4/232 ، 8/223 ، 7/223 ، 3/211 گرم و ماده خشک مصرفی به ترتیب 1/2 ، 3/2 ، 2/2 و 3/2 کیلوگرم در روز و ضریب تبدیل غذایی به ترتیب 5/9 ، 5/10 ، 9/9 . 7/10 بود که اختلاف بین آنها معنی دار نیود . اختلاف بین میانگین های وزن لاشه ، وزن قطعات پرارزش لاشه . نسبت وزن قطعات پر ارزش لاشه به وزن لاشه معنی دار شد ( در سطح معنی داری 5% ) و بین سایر صفات لاشه بره های تغذیه شده با جیره های مختلف تفاوت معنی داری مشاهده نشد. با توجه به اینکه بره های تغذیه شده با جیره یک دارای بازده لاشه بالاتر و ضریب تبدیل غذایی بهتری بودند می توان نتیجه گیری نمود که مناسب تریت جیره برای پروار بندی بره های نر افشاری جیره حاوی پوسته تخم پنبه غنی شده با اوره و ملاس است .
وجود کنجاله تخم پنبه در جیره و استفاده از لیزین در جیره
گروه علمي موسسه اطلاعات مرغداري
تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد که اضافه نمودن لیزین به میزان 2 درصد در جیره های حاوی کنجاله تخم پنبه سبب کاهش اثرات سمی ناشی از گوسیپول موجود در تخم پنبه می گردد.
تحقیقی در همین راستا در دانشگاه جرجیا انجام شد، در این آزمایش عملکرد جوجه ها با جیره حاوی 20 درصد کنجاله تخم پنبه همراه با لیزین و بدون لیزین در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. نتایج در سن 21 روزگی نشان دهنده این موضوع بود که با اضافه نمودن 2 درصد لیزین به جیره می توان از کنجاله تخم پنبه به عنوان منبع جایگزین تأمین کننده پروتئین در جیره های بر پایه ذرت – سویا استفاده نمود.
Poultry digest; poultry science , 80 : 762 – 768

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



درماتيت انگشتي در گاو هاي شيري

بروز جمعيتي لنگش در نسبت هاي اپي دميك معضلي است كه پس از ورم پستان و بيماري هاي توليدمثلي مي تواند در رتبه سوم قرار بگيرد و متاسفانه زيان هاي اقتصادي فراواني را بر جامعه دامپروري وارد مي كند كه از آن جمله مي توان كاهش شير ،كاهش پيشرونده وزن بدن ،عدم باروري و در انتها حذف زود رس گاوان مبتلا را نام برد .
در بين بيماريهاي مربوط به انگشت در گاو شيري ،درماتيت انگشتي (DIGITAL DERMATITIS) به علت اينكه بروز جمعيتي بالايي دارد و نيز به علت داشتن الگوي اپيدميولوژيكي خاص، سالهاست كه به عنوان يكي از عوامل مهم لنگش در ميان دامپروري هاي كشور مطرح مي باشد .
بيماري براي اولين بار در ايران در سال 1979 ميلادي در يكي از دامپروري هاي كوچك در اطراف تهران توسط دكتر ايرج نوروزيان تشخيص داده شد و گزارش گرديد .
بيماري درماتيت انگشتي را مي توان به عنوان يك بيماري التهابي سطحي مسري كه ناحيه اپيدرم و نهايتا درم پوست بالاي نوار تاج سم و ترجيحا در محاذات فضاي بين انگشتي را در بر مي گيرد ،تعريف نمود . تقسيم بندي جراحات از ديد كلاسيك به دو صورت مي باشد 1- به صورت زخم مدور سطحي واكنش دار 2- جراحت پروليفراتيو زگيل مانند . اما به علت وسيع بودن طيف جراحات و مشاهده آن در اپيدمي هاي گوناگون ،اين بيماري را به نام هاي مختلفي همچون درماتيت انگشتي اولسراتيو(ULCERATIVE DIGITAL DERMATITIS) ،درماتيت انگشتي پاپيلوماتوز (PAPILLOMATOUS DIGITAL DERMATITIS)، زگيل مودار (HAIRY WARTS)، زگيل مودار در ناحيه پاشنه (HAIRY HEEL WARTS)، زگيل پا (FOOT WARTS) ، پاشنه توت فرنگي و بيماري MORTELLARO مي نامند .
 
دو اندام حركتي درگير شده و كمتر چهار اندام حركتي به طور همزمان مبتلا مي شوند در اين ميان نقش اندام هاي خلفي نيز بيشتر مي باشد . جراحات اين بيماري بيشتر در ناحيه پوست كف پايي يا كف دستي و عمدتا در محاذات شيار بين انگشتي ديده مي شود و نواحي همچون ناحيه بافت نرم شاخي پاشنه و ناحيه فضاي بين انگشتي و ساختارهاي پوست و بافت شاخي انگشت سوم در گير مي شوند . در اين بيماري در ابتدا اپيدرماتيت محدودي با حاشيه مشخص و قابل تفكيك از ساير قسمت هاي پوست حادث مي گردد پوست ناحيه به رنگ سرخ كه نشاندهنده يك پرخوني موضعي مي باشد در مي آيد البته در اين مواقع در بعضي از گاوان مبتلا به علت احساس خارش در موضع از حركت باز ايستاده و براي تخفيف در ميزان تحريكات شروع به لرزاندن پاي خود مي كنند به دنبال اين حالت هايپرمي اتفاق افتاده و در ادامه جراحات اوليه كه به صورت زخم باز مدور با سطحي صاف و كناره هاي قابل تفكيك مي باشد ظاهر مي گردد .در بعضي از موارد ضايعات از حالت مدور خارج مي شود و به اشكالي همچون بيضوي و يا uشكل و حتي بدون طرح هندسي خاصي قابل مشاهده مي باشد .
در حالت درماتيت انگشتي فعال (kissing lision) جراحت بصورت زوج و در كنار هم با حاشيه قابل تفكيك از يكديگر بروز مي كند رنگ جراحت متغير مي باشد و از حالت خاكستري تا قرمز قابل تغيير است ، سطح آن مرطوب بوده بطوريكه در هنگام لمس محل جراحت علاوه بر درد بسياري كه دام متحمل مي شود در ناحيه خونريزي ايجاد مي گردد در اين حالت نيز حيوان از حركت كردن امتناع كرده و وزن گيري بر روي اندام حركتي ديگر خواهد بود . به دنبال پيشرفت بيماري و تجمع بافت هاي گرانوله منظره جراحت به شكل توت فرنگي در مي آيد كه در اين حالت اپيتليوم كناره زخم بصورت نوار سفيدي قابل مشاهده مي باشد با گذشت زمان اين حالت از جراحت تبديل به شكل پاپيلوماتوز و به دنبال آن تبديل به زگيل گوشتي شده كه سطح برآمده اي دارد بعد از مدتي روي سطح زخم ،نسج شاخي غير طبيعي همراه با ساختار هاي طويل شبيه به مو نمودار مي گردد كه به اين حالت درماتيت انگشتي بالغ يا زگيل مودار پا مي گويند كه باز در اين حالت دام رغبتي براي حركت ندارد و ضعيف و نحيف شده و در انتها زمين گير مي شود البته بايد به اين نكته نيز اشاره نمود كه لنگش شديدي همانند شكل فعال درماتيت انگشتي حادث نمي گردد .
 

به دنبال بروز بيماري در يك دام، بلافاصله بيماري در ميان گاو هاي گله شيوع پيدا مي كند كه ابتلاي آن حتي به 90% هم ميرسد . در تمام سنين امكان ابتلا وجود دارد البته اين احتمال در تليسه هايي كه به اولين دوره شيرواري خود وارد مي شوند بيشتر مي باشد همچنين امكان ابتلا در گله با ورود دام هاي جديد مبتلا بيشترنيز مي شود . شيوع بيماري در فصول بارندگي بخصوص بهار و پاييز بيشتر مي باشد روي اين اصل بستر مرطوب و درجه حرارت نسبتا بالا و استفاده بيش از حد از حمام هاي پيشگيري كنننده نظير حمام عبوري فرمالين يا كات كبود زمينه را براي ايجاد بيماري بيشتر مي نمايد .
ماهيت اصلي بيماري چند عاملي بودن آن است عواملي همچون كاهش مكانيسم دفاعي پوست ميزبان ،رطوبت و درجه حرارت جايگاه و عامل عفوني مثل اجرام اسپيروكت به ويژه اسپيروكت ترپونما كه با حمله به عمق نسج اپيدرم و لايه استراتوم اسپينوزوم شرايط را براي يك درماتيت انگشتي آماده مي كند .
شيوه هاي درماني بسياري براي درمان درماتيت انگشتي پيشنهاد شده است كه در زير به چند مورد از آن اشاره مي شود :
1- برداشتن نسج گرانوله به كمك بيستوري تحت بي حسي موضعي و پانسمان موضع با اسپري و بانداژ نمودن موضع
2- استفاده از اسپري سرمازا و به دنبال آن سرما جراحي
3- اسپري كردن موضع با كلرامفنيكل
4- حمام دادن انفرادي با استفاده از تركيبات غير آنتي بيوتيكي مثل محلول فرمالين %5 و كات كبود %3
5- حمام دادن با محلول تركيبات آمونيوم يا حمام دادن با سولفات مس
6- استفاده از حمام اوكسي تتراسايكلين و لينكومايسين ولينكوسپكتين
7- اسپري كردن محلول تتراسايكلين و محلول دوژان سين (tetracycline gentianviatet)
البته هر يك از روش هاي درماني بالا جواب هاي متغيري را داده اند كه اين باعث شده است كه اجماعي براي استفاده از يك روش وجود نداشته باشد با اين وجود بايد جنبه هاي اقتصادي درمان و به كارگيري آسان شيوه هاي پيشنهادي و التيام زخم در زمان كوتاه و عدم بازگشت جراحات را مد نظر داشت و با توجه به اهميت اين موضوعات روش درماني مناسب را انتخاب نمود مطالعات انجام شده بر روي روشهاي درماني ارائه شده نشان دهنده اين موضوع است كه استفاده از اسپري كردن داروهاي آنتي بيوتيكي و غير آنتي بيوتيكي چه بصورت انفرادي و چه بصورت جمعي نسبت به حمام انفرادي يا جمعي ارجح تر بوده است و در اين ميان استفاده از اسپري كردن داروهاي آنتي بيوتيكي همچون لينكو مايسين هيدروكلرايد بخاطر التيام بخشيدن زخم در زمان كوتاه و عدم عود مجدد جراحات داراي اهميت بيشتري مي باشند .
با توجه به نكات گفته شده در مورد درماتيت انگشتي بايد توجه داشت كه با رعايت بهداشت در دامپروري ها ،به حداقل رساندن ميزان رطوبت جايگاه و بستر ،عدم استفاده از ابزار اصلاح سم از يك دامپروري در يك دامپروري ديگر ،ممانعت از ورود گاوهاي مبتلا به گله سالم ،به كارگيري قرنطينه و انجام تمهيدات ضدعفوني مي توان از بروز و شيوع بيماري جلوگيري كرد و التزام به رعايت اين اصول در ميان دامپروران مي تواند از زيان هاي اقتصادي كه درماتيت انگشتي به جامعه دامپروري وارد مي كند جلوگيري كند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



تعيين جنسيت گوساله پيش از تولد

منابع :
1- D.Niswender, G. 1999. Improving Genetics With Reproductive Biotechnology. Primeda Business Magazines and Media Inc. Available on:
http://beef-mag.com/mag/beef_improving_genetics_reproductive/index.html.
2- Morris, D.G., Diskin, M.G. and Sreenan, J.M. 2001. Biotechnology in Cattle Reproduction. Teagasc, Research centre Athenry,co.Galway. Beef production series. No.39.
3- Oishi, T., Cheong, II-Ch., C.Villar, E., Lee, Sh. and Ch. Vajrabukka.1999. Applied Biotechnology in Animal Reproduction. Regional Survay on applied biotechnology in Animal production. Available on:
http://www.agnet.org/library/article/ac1999d.html.
4- Weaver, T. 1999. New Accuracy in Sex Selection. Agricultural Reseach. Animal Germplasm, Resources, Conservation and Development, an ARS National Program
.

در سالهاي اخير، بيوتكنولوژي به پيشرفتهاي قابل توجهي در توليد محصولات كشاورزي و دامي دست يافته است كه شامل انتقال يك ژن ويژه از يك گونه به گونه ديگر براي توليد ارگانيسم ترانسژن، توليد دامها و گياهان مشابه از نظر ژنتيكي و آميخته كردن انواع مختلف سلولها براي توليد محصولات مفيد دارويي مي باشد. پيشرفتهاي حاصله كاربردهاي زيادي در توليدات دامي از طريق افزايش رشد دام، ظرفيت توليدمثلي، سلامتي دام و توسعه محصولات جديد دامي، داشته اند. اما مبحثي كه طي سالها،توجه مطالعات و آزمايشات تحقيقاتي زيادي را بخود معطوف ساخته است، امكان ايجاد و توسعه تكنيكي است كه بتواند، به منظور پيش بيني جنس گوساله، اسپرم را در ابتداي كار، تعيين جنس كند. توانايي و امكان تعيين جنسيت گوساله، يك هدف قديمي صنعت گاو شيري و گوشتي در دنيا بوده است و در حال حاضر به عنوان يكي از تكنيكهاي توليدمثلي مطلوب شناخته شده است. اين روش، سيستمي است دقيق به منظور جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم كه با امر تلقيح مصنوعي همراه است و اثرات بسياري بر بازده توليد شير و گوشت خواهد داشت. اين تكنولوژي كاربرد زيادي به منظور تغييرات و اصلاح ژنتيكي دام دارد كه يك مثال بارز آن در صنعت گاو شيري است. به عنوان مثال در يك گله گاو شيري، به منظور تأمين 20 درصد جايگزين گله، بايد چيزي بيشتر از نصف گله با نرهاي موردنظر آميزش داده شوند. اما چنانچه تليسه ها با اسپرم از قبل تعيين شده ، آميزش داده شوند، كمتر از يك سوم گله به منظور فراهم كردن جايگزين، نياز خواهد بود.
اولين پيشرفت حاصله در جداسازي كروموزمهاي جنسي در اسپرم از طريق كشف اين موضوع بدست آمد ه اسپرم هاي تعيين كننده افراد ماده (X )، 3-4 درصد DNA بيشتري از اسپرم هاي تعيين كننده افراد نر (Y ) دارند (البته اين ميزان بستگي به گونه موردنظر دارد). در حاليكه اين تفاوت در ميزان DNA بسيار ناچيز به نظر مي رسد، اما براي ايجاد و توسعه روشي به منظور جداسازي اسپرم هاي تعيين كننده جنس نر ( اسپرم هاي داراي كروموزوم Y) و اسپرم هاي تعيين كننده جنس ماده ( اسپرم هاي داراي كروموزوم X ) مورد استفاده قرار مي گيرد. جداسازي اسپرمها به دو گروه اسپرمهاي دراري كروموزوم X و كروموزوم Y، بر اساس تفاوت در ميزان DNA آنها و با استفاده از ميزان رنگ فلورسانتي كه از DNA تابيده مي شود، انجام مي گيرد. زمانيكه پرتو ليزر، به رنگ فلورسانت بر روي DNA تابيده مي شود، آن را روشن مي كند و هر اسپرم نوري را نسبت به ميزان DNA موجود، پراكنده مي سازد. به دنبال آن اسپرمها از يكديگر جدا شده و درون 2 لوله مجزا جمع آوري مي شوند. پس به دليل اينكه اسپرم داراي كروموزوم جنسي X ( تعيين كننده جنس ماده ) حاوي DNA بيشتري است، در نتيجه نور بيشتري را ساطع مي كند و مي تواند از اسپرم داراي كروموزوم Y، با استفاده از روند سيتومتري جدا شود. دقت اين تكنيك بالاست و در نخستين آزمايشات ،بيشتر از 90 درصد گوساله ها، بدنبال استفاده از اين روند، مطابق با جنسي كه قبل تعيين شده بودند، متولد شدند. اما با وجود دقت بالاي كار، استفاده از اشعه ليزر مي تواند قابليت زنده ماندن اسپرمي كه طي اين روند، تعيين جنس شده است را كاهش دهد و در نتيجه، بازده كار پايين آيد.
اين روش به توليدكنندگان گاو شيري، اين امكان را مي دهد تا گاوهاي شيري برتر و پرتوليد را با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه ها، و گاوهاي ماده با توليد پايين تر را با اسپرم داراي كروموزوم Y از نرهاي گوشتي به منظور توليد گوساله هاي نر، تلقيح كند. پس با استفاده از اين روش هميشه مي توان، تليسه جايگزين را از گاوهاي شيري با توليد بالا و گوساله نر آميخته تيپ گوشتي با ارزش بالا را از گاوهايي كه توليد پايين دارند، بدست آورد. در صنعت گاو گوشتي، نيز، ماده ها با عملكرد بالا مي توانند با اسپرم داراي كروموزوم X به منظور توليد تليسه به عنوان جايگزين آميزش داده شوند، كه در نتيجه آن ، سرعت پيشرفت ژنتيكي درون گله نيز افزايش مي يابد. كاربرد ديگر اين روش مي تواند در توسعه و افزايش لاين هاي مادري و آميخته هاي تجارتي باشد. استفاده از اسپرم تعيين جنس شده ، افزايش گاوهاي ماده گله با صفات مادري عالي را ( بازده توليدمثلي بالا، توليد شير خوب و رفتار مادري مناسب ) به منظور آميزش با نرها براي توليد فراهم خواهد ساخت كه اغلب گوساله هايي با صفت پرواري و لاشه خوب، توليد مي كنند. با اجراي اين تكنينك، امكان سازگار كردن گاوهاي ماده با محيط و توليد گوساله‌هاي يكنواخت‌تري كه گوشت با كيفيت بالا توليد مي كنند، نيز وجود خواهد داشت.
در حال حاضر، در حاليكه، اسپرم تعيين جنس شده در مطالعات نامحدودي از توليد جنين در محيط آزمايشگاه استفاده مي شود، هزينه بالا و بازده پايين آن در صورت كاهش قابليت زنده ماندن اسپرم ها، نشان مي دهد كه اسپرم تعيين جنس شذه از طريق اين تكنولوژي، هنوز براي استفاده وسيع در تلقيح مصنوعي، مناسب نمي باشد. اين روش كه بر اساس ميزان DNA انجام مي گيرد، به درجه بالايي از مهارتهاي تكنيكي نياز دارد و دربرگيرنده تعدادي از روش هاي مشخص و اصلاح شده مي باشد.


شكل 1: تعيين جنسيت بر اساس اسپرم، يك هدف درازمدت صنايع شير و گوشت دنيا بوده است. جداكردن و تقسيم اسپرم هاي گاو نر بر اساس ميزان DNA ، به دو گروه توليدكننده جنس نر و جنس ماده، در حال حاضر با 90 درصد دقت كار، انجام مي شود.

با اين وجود، علم جديد پروتئوميكس ، روش ديگري را براي توسعه روش علمي و اقتصادي تعيين جنس اسپرم، پيشنهاد كرده است. به اين ترتيب كه، با استفاده از پروتئينهاي ويژه كروموزوم جنسي (Scsps ) ، كه بر روي سطح اسپرم قرار دارند، به منظور پيشرفت روش جداسازي كروموزومهاي جنسي X و Y در اسپرم ها، اجراي يك روش ايمنولوژيكال را فراهم مي سازد كه براي اسپرم ها كمتر مضر و مخرب خواهد بود. (شكل 3 )
در اين روش، آنتي باديها، اسپرم ها از يك جنس را به يكديگر چسبانده و پيوند مي دهند و اسپرمي كه معلق مانده و تركيب نشده، از جنس مخالف بوده كه مي تواند به راحتي جدا شود و براي امر تلقيح مصنوعي مورد استفاده قرار گيرد.


شكل 2: پروتئينهاي شناخته شده ويژه كروموزوم جنسي بر روي سطح اسپرم، كه يك روش ايمونولوژيكي را براي جداسازي جنس اسپرم فراهم مي كند و اين روند براي اسپرم كمتر مضر و مخرب است.

بطور كلي اين تكنولوژي، به دامداران كمك مي كند تا جنس مطلوب خود را به هر ميزان كه موردنياز است، بدون توليد جنس ديگر، افزايش دهند. به گفته محققين، اين روش جديد، مي تواند، بطور بالقوه سالانه، ميليونها دلار را در صنعت پرورش گاو ذخيره كند.

1- سيتومتري : شمارش سلولها با استفاده از سيتومتر
2- پروتئوميكس : يك زمينه جديد علمي در مطالعات ژنتيكي است كه به بررسي تمامي پروتئينهاي بيان شده توسط يك ژنوم مي پردازد، كه شامل شناسايي پروتئينهاي بدن، تعيين وظايفشان و ... مي باشد. پروتئوميكس بسيار به مطالعه ژنوم پيوسته است.
3- ترمينال – كراس : يك شيوه تلاقي گري است كه در آن همه نتاج حاصل از تلاقي ( آميخته گري ) فروخته و يا كشتار مي شوند و در گله جايگزين مورد استفاده قرار نمي گيرند.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



تغذيه در طول دوره انتقال گاوهاي شيري

دوره انتقال گاوهاي شيري در طول 3 هفته آخر آبستني ( اواخر دوره خشكي ) و در طول 2 هفته اوايل شيردهي انجام مي شود . در طول اين دوره زماني، گاوها از مرحله اي كه نياز به انرژي نگهداري در آنها كم است وارد مرحله اي مي شوند كه عملكرد توليدي آنها افزايش مي يابد . مديريت صحيح در طول دوره انتقال حياتي ترين رمز موفقيت در طول دوره شيردهي است و هدف ازآن دستيابي و حفظ توليد شير بالا در طول 5 تا 6 هفته بعد از زايش است .
فرضيه اي اين موضوع را مطرح مي كند كه با افزايش هر پوند شير اضافي در هر روز ميزان كل توليد شير در طول دوره شيردهي در حدود 250 پوند افزايش دارد .

تغذيه در اواخر دوره خشكي :
مصرف غذا معمولا در قبل از زايش در پاره اي از موارد در حدود 35 % كاهش نشان مي دهد در حاليكه نيازهاي تغذيه اي حيوان به علت افزايش رشد جنين بيشتر مي شود . بنابراين به نظر مي رسد جدا كردن گاوهاي خشك به دو گروه تاثير مطلوب بر عملكرد حيوان داشته باشد . گروه 1 گاوهاي خشكي كه تا 21 روز قبل از زايش قرار دارند .
گروه 2 گاوهاي خشكي كه در اواخر دوره خشكي قرار دارند ( در حدود 40 روز بعد از آغاز دوره خشكي )
وقتي گاوهاي خشك به دو گروه جداگانه تقسيم شدند با اين روش مي توان مقدار انرژي و پروتئين جيره را در طول 3 هفته قبل از زايش گاو براي تامين نيازهاي حياتي حيوان افزايش داد .

تغذيه گاوهاي تازه زا:
مديريت خوب گاوهاي تازه زا به مقدار زيادي به شرايط بدني گاو بستگي دارد . در آغل گاوهاي تازه زا بايد به مقدار زياد غذاهاي حجيم در دسترس باشد تا حيوان را به مصرف غذا تشويق كند و حيوان از نظر سلامتي دقيقا كنترل شود . در آغل گاو تازه زا نبايد حيوانات زيادي را وارد كرد .
اگر هدف افزايش توان توليد شير گاو باشد بايد به جيره گاوهاي خشك توجه ويژه اي كرد . براي گاوهاي تازه زا علوفه با اندازه مناسب ، مخمر ، پروبيوتيك و مكمل هاي معدني باعث افزايش توان توليد مي شود .

مديريت ايده آل تغذيه در دوره انتقال زماني است كه حيوان بتواند تا 2 هفته بعد از زايش در حدود 85 تا 95 % مصرف غذاي طبيعي خود را به دست آورد

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



تكنيك انتقال جنين در گاو

منابع :
1- مقيمي ، علي و احمد رياسي . 1373
باروري و نازازيي در گاوهاي شيري (ترجمه) انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .
2- Hasler , J.F. 1992 . Current status and potential of embryo transfer and reproductive technology in dairy cattle .j. dairy Sci ,75 : 2857 -2879
پي نوشت ها :
1- Embryo transfer
2- Syncronizaition
3- Super ovulation
4- artifical insemination
5- Flushing
6- Freezing
7- Straw
دنياي كشت و صنعت شماره 27
مرکز مقالات کشاورزی کشاورز تنها
محمد آردین

عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاح reciptent مي گويند .

عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .

در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟

پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :

1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .

2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .

همزمان سازي فحلي 2:

براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .

عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .

سوپر اوولاسيون 3 :

با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .

از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .

شستشوي جنين5 :

پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .

سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.

انجماد جنين6:

اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .

هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .

روش هاي انجام عمل ET :

در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .

هدف از انجام عمل ET :

1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)

2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.

3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)

4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .

5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.

بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :

1- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .

2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :

در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .

3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:

روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



تب بی دوام گاوی(Bovine Ephemeral Fever)

- واژه شناسی : (Terminology)
در زبان و ادبيات انگليسی واژة bovine هم اسم و هم صفت است، البته در جمله بيشترجايگاه صفت دارد و به معانی ذيل به کار می آيد :
1- صفت نسبی گاو، يعنی گاو (Pertaining to Bos)
2- گاو مانند- گاو منش- معانی مجازی آن يعنی : کندذهن و آهسته
3- به هر يک از گونه های جنس Bos از نشخوارکنندگان تهی شاخ را Bovine می گويند.
واژة ephemeral در زبان و ادبيات انگليسی دارای چهار معنی تقريباً مرتبط با هم می باشند که عبارتند از :
1- تک روزه - يک روزه
2- موقت - کوته زمان
3- ناپايدار- گذرا- بی دوام
4- چند روزه- کوته زی
5- در حشره شناسی به معنی گونه هايی که از راستة بالداران اِفمروپترا که از چند ساعت تا چند روز بيشتر عمر نمی کنند که به اين حشرات کوته زی همچنين mayfly هم گفته می شود.
پس معادلهای واژه شناسی اين بيماری عبارتند از :
تب بی دوام گاوی- تب سه روزه گاوی- بيماری سه روزه گاوی- تب گذرای گاوی- اما در اين مجموعه، بيشتر از اختصار زبان انگليسی آن يعنی BEF استفاده می شود.

2- تعريف : (Definition)
تب بی دوام گاوی (BEF) يک بيماری ويروسی، بندپابُرد (arthropod- borne) همه گير، غيرواگيردار (non contagious- not transmissible by contact) است که صرفاً در گاو و گاوميش بروز می کند. مشخصة بيماری بروز ناگهانی تب، افسردگی، جمود مفصلی و لنگش است. نکتة بسيار جالب و منحصر به فرد در BEF اين است که، شدت بالينی بيماری با بهبود سريع متعاقب علايم بالينی در اکثر حيوانات تحت تأثير واقع شده (affected animals)، ناسازگار و متناقض است.

3- سبب شناسی : (Etiology)
ويروس BEF ، يک رابدويروس آربوويروسی که از نظر تيپ گونه ای جنس افمروويروس (Ephemerovirus) است. ويروس مذکور يک ويروس RNA دار يگانه، حساس به اتر و دارای پنج ساختمان پروتئينی(G Protein) است. افمروويروس از نظر پادگنی با حداقل سه ويروس غيربيماريزا برای گاو، دارای قرابت است، که اين سه ويروس عبارتند از : کيمبرلی، بيريمه و ويروس رودخانة آدلآيد، و همچنين دو ويروس ديگر که در گاو بيماری شبه تب بی دوام گاوی ايجاد می کنند، که اين دو ويروس کوتون کان در آفريقا و پوچونگ در مالزی است. ارتباط پادگنی ويروس BEF با ساير رابدوويروس هايی که در گاو ايجاد عفونت می نمايند دارای اهميت می باشد، زيرا که اين رابدو ويروس ها موجب افزايش پاسخ پادتنی در گاو متعاقب BEF بالينی می شوند. محافظت زودگذر بر عليه BEF می تواند ناشی از ويروس های آکابان، آينو و ساير آربوويروس ها باشد، بدين معنی که عفونت اين چنين آربوويروسی می تواند دام را بر عليه BEF به صورت موقتی ايمن نمايد. اين پديده در ماکرو اپيدميولوژی بروز تب سه روزه از اهميت خاصی می تواند برخوردار باشد.

4- دامنة ميزبانی : (Host Range)
علايم بالينی بيماری صرفاً در گاو و گاوميش آبی (Water buffaloes) بروز می کند. اگر چه پادتن های خنثی کننده (Neutralizing antibodies) برعليه ويروس BEF در گاوميش دماغة اميد- Syncerus caffer) گاوميش بومی آفريقای جنوبی) ، گونه های گوزن و آنتلوپ آفريقايی و گوزن استراليايی ديده شده است پادتن های BEF می تواند در حيوانات کوچک آزمايشگاهی، متعاقب تزريق وريدی و زيرجلدی هم ايجاد شوند.

5- گسترش جغرافيايی : (Geographic Distribution)
5-1- گسترش جغرافيايی در جهان :
تب سه روزه اولين بار در سال 1906 در آفريقای جنوبی شناخته شد، اگر چه قبل از اين تاريخ در سال 1867 به صورت خلاصه توسط شووين فورث (Schweinfurth) توضيح داده شده بود، بصورتيکه در سال 1895 در مصر تب سه روزه اعلام شده بود. بيماری امروزه در يک کمربند پهنی در مناطق حاره، تحت حاره و معتدله وجود دارد، که در کشورهای سه قارة آسيا، آفريقا و استراليا و همچنين بيماری شبيه به اين، بعنوان تب اپی زئوتيک گاوی در ژاپن بروز می کند. کشورهايی که در دو طرف استوا در دو قارة آسيا و آفريقا قرار دارند و تب سه روزه در آنها گزارش شده است عبارتند از :
سوريه، فلسطين اشغالی، عراق، ايران، پاکستان، هند، بنگلادش، مناطق جنوبی و مرکزی چين، جنوب ژاپن، جنوب شرقی آسيا تا استراليا اين نوار کشيده می شود. تاکنون بيماری از اروپا، آمريکای شمالی و جنوبی، نيوزيلند و جزاير حوزة اقيانوس آرام گزارش نشده است.
5-2- گسترش جغرافيايی در ايران :
تا قبل از پديدة ال نينو و لانينو، تب سه روزه بصورت همه گيری های کانونی (Focal outbreaks) منحصراً در استان های فارس و ايلام گزارش می گرديد. در ساير نقاط کشور بصورت موارد استثنايی و منفرد و يا اينکه در اصل هم تشخيص داده نمی شدند. اصولاً تشخيص موارد انفرادی BEF دشوار است و اولين گام در تشخيص بيماری تب سه روزه، داشتن آگاهی های لازم همه گيری شناسی، بالينی و تشخيص افتراقی توسط کلينيسين ها می باشد (بويژه در مناطق پرخطر BEF ).
اما در سال جاری (فصل تابستان سال 81) علاوه بر استان فارس همه گيری هايی در استانهای تهران، قم، خراسان و يزد و خوزستان بروز کرده است.

6- انتقال : (Transmission)
بيماری تب بی دوام گاوی می تواند به صورت تجربی در گاو و صرفاً از راه تزريق، وريدی ويروس BEF ايجاد شود. چون ويروس ارتباط نزديک با بخش پلاکت- لکوسيت خون دارد، از اين رو تزريق زيرجلدی يا داخل عضلانی در ايجاد تجربی بيماری ناموفق است. شواهد همه گيری شناسی دلالت بر اين امر مهم می کنند که ويروس BEF در طبيعت تنها از طريق نيش حشرات گسترش می يابد. حشرات می توانند عفونت را در طی يک هفته بعد از خونخواری از دام های آلوده منتقل کنند. از نظر مخزن (reservoir) در بين حيوانات، تاکنون غير از گاو، هيچ حيوان ديگری بعنوان مخزن مشخص نشده است بيماری از طريق تماس مستقيم دام با دام، آئروسل، ترشحات بدن دام بيمار، و حتی انتقال و يا تزريق اگزودا و ترشحات دام های بيمار به دام سالم، صورت نمی پذيرد. به عبارت ديگر يک بيماری عفونی غيرواگيردار (non contagious) است و تنها راه انتقال بيماری از طريق نيش ناقلين (Vector's) است. انتقال بيماری عمدتاً مستقل از نقل و انتقالات دامی است. BEF از طريق منی و تلقيح داخل رحمی هم انتقال پيدا نمی کند.گوشت نمی تواند يک منبع خطر برای انتقال بيماری باشد، زيرا ويروس در PH حدود 5 کاملاً غيرفعال می شود. اين درجه اسيديته در لاشة گاو، سريعاً پس از کشتار بوجود می آيد. نکتة مهم ديگر اين است که ضدعفونی (جايگاه، بدن دام و ...) بهيچ وجه نقشی در کنترل انتقال بيماری ندارد.
همه گيری تب سه روزه در تابستان، در مناطق معتدله، سه قاره آفريقا، آسيا و استراليا بروز می کنند و با شروع فصل سرد، اين همه گيری ها کاملاً ناپديد می شوند. در آفريقا، چين و استراليا بيماری تب سه روزه سريعاً در فواصل طولانی منتقل می شود اما هميشه جهت آن بصورت گريز از خط استوا است. اين حرکت ماکرو اپيدميولوژی BEF عمدتاً به جمعيت حشرات ناقل و همچنين نيرو و جهت بادهای بيش ورز (Prevailing winds) بستگی دارد، که در فاصلة کوتاه مدت زمانی، به دليل تبعات پديده های ال نينو و لانينو، توده های حشرات ناقل فواصل مکانی طولانی را طی می کنند. (در شرق آفريقا در فاصلة 24 ساعت تا 700 کيلومتر جابجايی برای ناقلين تب درة ريفت، گزارش شده است.) در شرق آفريقا بويژه کنيا همه گيری های تب سه روزه متعاقب باران های سيل آسا گزارش شده است.
در سالهای اخير، عليرغم اينکه کارهای علمی و پژوهشی در سطح وسيع برروی ناقلين BEF شده است، ليکن هنوز به درستی و به شکل واضح ليست ناقلين تب سه روزه مشخص نشده است. اما احتمالاً پشه های جنس آاِدس، کولکس، آنوفلس و پشه ريز نيش زن، از خانوادة سراتوپو گوينده يعنی جنس کوليکوئيدس (biting midge) بعنوان ناقل بيولوژيکی در استراليا مشخص شده اند. بدين سان که ويروس BEF از پشه های جنس کوليسين و آنوفلين در استراليا و جنس کوليکوئيدس در آفريقا و استراليا جدا شده است. نهايتاً دو دليل عمده که مؤيد اين نکته است، که اين بندپايان بعنوان ناقلين اصلی ويروس BEF مطرح می باشند، عبارتند از :
1- ايجاد بيماری تجربی BEF تنها از طريق تزريق وريدی خون کامل يا بخش لکوسيت خون دام آلوده صورت می پذيرد.
2- عدم وجود ويروس در ابتدای ويرمی در مايع لنفی دام بيمار

7- دورة کمون : (Incubation Period)
دورة کمون بيماری 4-2 روز، اگر چه ممکن است تا 10 روز هم طول بکشد. اين زمان بستگی به سويه و ميزان (dose) ويروس وارد شده به بدن دام دارد. تزايد ويروس به صورت اوليه در سيستم عروقی بدن دام صورت می پذيرد. تحت شرايط همه گيری BEF ، ابتلا يک يا چند مورد شاخص «Index Case(s) » در گلة گاو بروز می کند و متعاقباً بعد از متوسط يک هفته موج اصلی بيماری BEF در گله حادث می شود. اوج زمان ويرمی معمولاً 24 ساعت قبل از بروز علايم تب است.

Index Case(s) main wave of cases in a herd
موج اصلی موارد BEF در گله مورد يا موارد شاخص BEF

8- علايم بالينی : (Clinical Signs)
گوساله ها کمترين تأثير بالينی را از BEF نشان می دهند، بدين سان که کمتر از 6 ماهگی هيچگونه علايم بالينی را نشان نمی دهند. گاوهای شيری، گاوهای نر با شرايط بدنی خوب و مناسب و تليسه ها و گاوهای چاق بيشترين تأثير را از ويروس BEF می پذيرند. در گروه سنی 6 ماهگی تا 2 سالگی بيشترين موارد ابتلا مشاهده می شود. اصولاً در اکثر موارد، بيماری تب سه روزه يک بيماری حاد است. علايم بيماری بسيار آشکار و کاملاً شديد است.
پس از اينکه مورد يا موارد شاخص بروز کرد، متعاقب آن پس از يک هفته، موج اصلی تب سه روزه در گله شايع می شود. اولين علايم بالينی تب ناگهانی C 5/41-40 ، بصورت دو مرحله ای و گاهی هم سه مرحله ای معمولاً 18-12 ساعت طول می کشد. ساير علائم معمولاً متعاقب چند ساعت پس از کاهش و ناپديدشدن تب در اکثر گاوها بروز می کند. قطع اشتها و کاهش شديد شير حادث می گردد. يبوست شديد در بعضی از دام ها و اسهال در ساير دامهای ديگر ديده می شود. افزايش ميزان تنفس و ضربان قلب به همراه ترشحات غليظ و چسبنده در بينی و ترشحات سروزی آبکی از چشم، از علايم بارز BEF است.
ساير علايم عبارت است از :
 لرزش عضلانی و تکان دادن مستمر سر حيوانØ
Ø آماس و تورم در شانه ها، گردن و پشت دام
 علايم عضلانی در روز دوم آشکار می شودØ که با جمود شديد عضلات و مفاصل توأم با ضعف در عضلات اندام های حرکتی
 لنگش درØ چهار اندام حرکتی دام که نظير لامينيت حاد، دام اندام های حرکتی را در زيربدن خود جمع کرده و بصورت متناوب وزن بدن را برروی اين اندام ها جابجا می کند. (به دليل درد در مفاصل اندام های حرکتی)
 حدوداً در روز سوم تب فروکش نموده و دام شروع بهØ خوردن و نشخوارکردن می کند، اما لنگش و ضعف عمومی برای 2-3 روز ديگر ادامه می يابد.
 اکثر دام ها زمين گير شده و وضعيت بدن در اين حالت شباهت بسياری با زمانØ تب شير پيدا می کند، در حقيقت اين تظاهر کلينيکی در ارتباط با کاهش کلسيم خون است.
 بعضی از دام ها آمفيزم ريوی و زيرجلدی از خود نشان می دهند، که احتمالاًØ در ارتباط با کمبود تغذيه ای سلنيوم حاصل از BEF است. در اين زمان امکان دارد در تشخيص بيماری با شاربن علامتی، اشتباهاتی از سوی کلينسين بروز نمايد.
 نهايتاًØ در اکثر موارد بهبودی دام در عرض مدت 5-3 روز حاصل می گردد. اما مواردی هم زمين گيری ادامه می يابد و به دليل شرايط اقليمی و پنومونی استنشاقی ناشی از نوشاندن غلط داروها (به دليل عدم وجود رفلکس بلع در دام بيمار) اين امر ممکن است تا 20 و حتی مواردی تا 45 روز هم طول بکشد و در اين حالت اگر دام آبستن باشد در مواردی سقط جنين هم رخ می دهد. (در اپيدمی اخير منطقة ورامين استان تهران اين موارد زمين گيری طولانی مدت گزارش و مشاهده شده است.)
 در انتهای همه گيری موارد خفيف BEF همØ ممکن است رخ بدهد که علايم آن منحصراً به تب و عدم اشتها محدود می شود.
 تمامیØ علايم ذکر شده در يک دام و يا يک گله رخ نمی دهد و علايم با استرس وادار کردن دام به تحرک و استرس های شرايط اقليمی تشديد می گردد.

9- علايم کالبدگشايی : (Gross lesions)
 مهمترين يافتة ثابت پس از مرگ يا ذبح دام يک پلی سروزيتØ سروفيبرينی (Serofibrinous Polyserositisy) است که حفرات سينوويال، پريکارديال، پلورال و پريتونيال را در برمی گيرد، که مشخصه اين پلی سروزيت حفرات مذکور اين است که نوتروفيل در مايع حفرات مذکور و بافت های اطراف آن تجمع می نمايند.
 تغييراتØ دژنراتيو در غشاء سينوويال و افزايش مايع سينوويالی در اکثر مفاصل مشاهده می شود.
 تورم عقده های لنفاوی و پرخونی و گاهی خونريزی در لايه های سروزی بدنØ دام.
 آمفيزم ريوی و آماس برونکيول ها از يافته های استاندارد کالبدگشايی BEFØ است.
 در دام های زمين گير تغييرات دژنراتيو در نخاع مشاهده می شود.Ø
 نکروزØ کانونی در گروههايی از عضلات در بعضی دام ها هم مشاهده می شود.

10- ابتلا و مرگ و مير : (Morbidity & Mortality)
 در مناطق آترئوتيک ابتلا 10- 5 درصدØ است.
 در مناطقی که بيماری سابقه نداشته و برای بار اول بروز می کند (naiveØ areas) ابتلا 100- 35 درصد است.
 طول دورة بيماری در يک گله يا واحدØ اپيدميولوژيک از 3 تا 6 هفته متغير است، اما موج اصلی BEF ، همانطوريکه قبلاً گفته شده، در اکثر قريب به اتفاق گله ها و واحدهای اپيدميولوژيک يک هفته بعد از مورد شاخص بروز می کند.
 ميزان مرگ و مير يا Case fatality rate کمتر از يک درصدØ است.

11- عوامل خطرزا : (Risk factors)
1- فصل تابستان که کانون های بيماری به صورت خوشه ای و در زمان کوتاه بروز می کند.
2- BEF توسط بادهای بيش ورز (Prevailing wind) در فواصل طولانی گسترش می يابند. بدين سان که جهت و شدت اين بادها برروی جابجايی جمعيت حشرات ناقل تأثير مثبت دارند.
3- چهرة ماکرواپيدميولوژی سالانة BEF به صورت کاهش موارد ابتلا به صورت سيکلی (Cyclical diminution) و سپس موج بازخير و احياء شونده (resurgence) به صورت افزايش موارد ابتلا، در يک منطقه يا يک يا چند واحد اپيدميولوژی، که ايمنی جمعيتی بنا به دلايل مختلف (عمدتا ً خشکسالی ها که موجب کاهش جمعيت ناقلين ويروس می شود.) کاهش می يابد.

-          بروز مجدد يا اوج بازخيز و احياشونده عمدتاً به دو عامل زير بستگی دارند :
1- شرايط محيطی (خشکسالی ها- بارندگی ها- مبارزة بيولوژيک و شيميايی و ...)
2- گسترش حشرات ناقل در واحد زمان و واحد مکان

12- تشخيص : (diagnosis)
12-1- تشخيص صحرايی : (Field Diagnosis)
تشخيص موارد منفرد BEF بسيار دشوار است، اما بروز کانونی در گله يا واحد اپيدميولوژی، زمانی که مراحل مختلف بيماری مورد ارزيابی و تشخيص قرار می گيرد آسانتر است. اصولاً تشخيص براساس مشاهدات بالينی ذکر شده و تاريخچة بروز کانون، صورت می پذيرد.

12-2- تشخيص آزمايشگاهی : (Laboratory diagnosis)
Ø کارآمدترين وسيله برای اثبات موجوديت BEF اين است که خون کامل غيرلخته شده (Uncoagulated whole blood) دام بيمار در مرحلة اوج تب از طريق تزريق وريدی به گاو حساس منتقل شود.
 جداسازی ويروس از طريق بخش لکوسيتی خون دام بيمار در محيط کشتØ يا تخم مرغ جنين دار روش مؤثری نمی باشد، زيرا که به سختی در محيط کشت رشد می کند.
 شمارش تفريقی لکوسيت ها، از طريق فراهم نمودن يک فروتی خون، که معمولاً سريعØ ترين راه جهت تکميل تشخيص صحرايی، بکار برده می شود. در اين حالت افزايش نوتروفيل ها همراه با لنفوپنی در مرحلة حاد بيماری مشاهده می گردد.
 افزايش پلاسماØ فيبرينوژن به مدت يک هفته پس از بيماری، که افزايش بارز کراتينين کيناز مشاهده می شود.
 هيپوکلسمی بارز در موارد طبيعی (نه در مورد تجربی) BEF بروز میØ کند.
 ائوزينوپنی هم در BEF حادث می شود.Ø
 تست های سرولوژی شامل AGID, FAT,Ø SN, CFT و تست blocking ELISA برای BEF وجود دارد. در بين اين روش ها (virus- serum neutralization test) SN به عنوان معمولی ترين تستی که در اکثر آزمايشگاهها انجام می شود، مطرح است. اما اشکال مهم SN اين است که موارد مثبت کاذب اتفاق می افتد. (ويژگی پايين تست) اما تست blocking ELISA يک روش اختصاصی و سريع جهت تشخيص BEF از ساير ويروس هايی که قرابت پادگنی با BEF دارند، مطرح است. نهايتاً اين روش اليزا بعنوان تست مطلوب پاراکلينيکی از اهميت خاصی برخوردار می باشد.
 در شرايط فعلیØ کشور CBC مناسب ترين روش پاراکلينيک است.

12-3- تشخيص افتراقی : (Differential diagnosis)
بيماری های مختلفی هستند که ممکن است موجب اشکال در تشخيص BEF شوند،که عبارتند از :
بوتوليسم- تب شير- بيماری زبان آبی- شاربن علامتی- پنومونی- کاودريوز- بايزيوز

13- درمان : (Treatment)
BEF ازموارد نادر بيماريهای ويروسی است که درمان می تواند مؤثرواقع شود (mitigation effect).
 درمان علامتی تسکين دهنده عضلانی با ترکيبات ضدالتهابی غيراستروئيدیØ منجر به فروکش و بهبودی علايم بيماری می شوند، اما بدون اينکه برروی گسترش سير بيماری تأثير بگذارند. سه نوع ضدالتهاب غيراستروئيدی توصيه شده عبارتند از :
1- فنيل بوتازون (به ميزان 8 ميلی گرم به ازای هر کيلو وزن بدن دام در فواصل 8 ساعت)
2- فلونيکسين مگلوماين (به ميزان 2/2 ميلی گرم به ازای هر کيلو وزن بدن دام در فواصل 24 ساعت)
3- کتوپروفن (به ميزان 3 ميلی گرم به ازای هر کيلو وزن بدن دام در فواصل 24 ساعت)
اين ترکيبات اثر اندکی برروی تظاهرات بالينی تنفسی دارند، اما تأثير اصلی آنها برروی جمود عضلانی، لنگش و قطع اشتها است. اين درمان ها بايستی به مدت سه روز ادامه يابند.
در کانون های اخير استان تهران مشخص شد که فلونيکسين مگلوماين تأثير به مراتب بهتری نسبت به فنيل بوتازون دارد (برخلاف رفرانس vete. Medicine چاپ نهم)، همچنين مشکل ديگری که فنيل بوتازون ايجاد می کند به دليل تزريقات مکرر (حداقل 9 تزريق در طی سه روز) کمتر در سطح گاوداری از سوی کلينيسين و دامداران مورد انتخاب قرار می گيرد.
 درمان با بروگلوکونات کلسيم (به شيوهØ وريدی و زيرجلدی) باعث رفع علايم هيپوکليسمی شده و نهايتاً موجب بلند شدن دام زمين گير می شود. در درمان هيپوکليسمی ناشی از BEF بايستی مقولة ايجاد سميت ناشی از کلسيم در دام هيپرترمی را مدنظر داشت. بدين سان که ابتدا از داروهای ضدالتهابی غيراستروئيدی استفاده نمود و پس از کاهش درجة حرارت به دليل مکانيزم مهاری سنتز پروستاگلندين ها، بروگلوکنات کلسيم را تجويز نمود. ميزان انتخابی درمان با بروگلوکنات کلسيم 100 تا 200 گرم کلسيم در غلظت 18 تا 40 درصد است. معمولاً برای گاو دوز معمول و رايج(usual dose) 400 تا 800 ميلی ليتر با غلظت 25 درصد است. اما به دليل اينکه در گاوهای تاکسميک حساسيت بالايی نسبت به تزريق داخل وريدی کلسيم بروگلوکنات وجود دارد و ممکن است منجر به مرگ دام گردد، از اين رو تزريق زيرجلدی يا داخل پردة صفاقی توصيه می شود. اما اگر تصميم به تزريق داخل وريدی توسط کلينيسين اتخاذ گرديده شد، بايستی مونيتورينگ و نظارت برروی سيستم قلبی- عروقی به صورت دقيق و به فواصل کوتاه مدت انجام پذيرد. اگر در طی زمان تزريق هرگونه آريتمی و تا کی کارد يا بوجود آمد، درمان بايستی متوقف شود. در شرايط نرمال حداقل 10 دقيقه زمان تزريق ميزان دز استاندارد بروگلوکنات کلسيم طول می کشد.

14- کنترل و پيشگيری : (Control & Prevention)
14-1- کنترل :
واکسيناسيون صرفاً بعنوان تنها روش مؤثر کنترل BEF در دنيا مطرح است. اصولاً به دليل ماهيت ايمنی شناسی BEF در گاو، که تقريباً تمامی دام هاييکه دستخوش مواجهه با يک بار ويروسBEF شوند، در مقابل چالش طبيعی و مصنوعی بيماری ايمن می باشند، از اين رو واکسيناسيون با توجه به ايمنی شناسی ويروس افمروويروس و ماکرواپيدميولوژی BEF ، بعنوان تنها روش مؤثر کنترل اعلام شده است. اگر چه تفاوت های پادگنی در سويه های ويروس BEF به کمک پادتن های تک تيره، (monoclonal antibodies) مشخص شده است، اما در دام های ايمن، سويه های مختلف BEF از منشاء مختلف جغرافيايی، ايجاد بيماری نمی کنند. ايمنی ناشی از واکسن و عفونت طبيعی ويروس BEF يک ايمنی استريل است، بدين سان که موارد دفع ويروسی و کارير وجود ندارد. (no shedder- no carrier) بدليل اينکه ويروس به سادگی تخفيف حدت می يابد، واکسن های مختلفی برای BEF ساخته شده است. در حال حاضر سه نوع واکسن در دنيا وجود دارد :
1- واکسن زندة تخفيف يافته : اين واکسن برروی محيط کشت و يا مغز موش تخفيف حدت می يابد و سپس از ياورهای مناسب نظير فروند يا کويل (Fruend's or Quil a adjuuants) استفاده می شود. دو تزريق به فاصلة دو هفته ايمنی لازم و مؤثری برای مدت 12 ماه بوجود می آورد. (اين نکته در همه گيری های کشور ژاپن در مورد مؤثر بودن واکسن به اثبات رسيده است.)
2- واکسن کشته فرمالينه : اين واکسن کارآمدی و تأثير واکسن تخفيف حدت يافته را ندارد و امروزه کمتر از آن استفاده می شود.
3- واکسن سابيونيت : (Subunit Vaccine) اين واکسن از بخش پروتئين G يا گليکوپروتئين پيراگير (envelope glycoprotein) ويروس BEF ساخته شده است و در آزمايشات چالش آزمايشگاهی و صحرايی حيوانات را بر عليه ويروس BEF حفاظت می نمايد، اما تاکنون به شکل تجارتی توليد نشده است.
ايمنی حاصل از واکسن در گاو به صورت بارز و مثبتی با سطح پادتن اختصاصی ناشی از دو تست SN و blocking ELISA ارتباط منطقی و آماری دارد.(Potency test)

14-2- پيشگيری :
همانطوريکه قبلاً گفته شد، گونه های حشرات ناقلی که در گسترش ويروس BEF دخيل هستند، تاکنون مشخص و معلوم نشده اند، از اين رو روش های کنترل ويژه سم پاشی (چه در سطح وسيع و چه در سطح محدود) به هيچ وجه توصيه نمی شوند. در استراليا توصيه می شود که بجای چرای مرتع، از روش تغذيه دستی و در دامداری استفاده شود (Housing method) زيرا موارد بالينی BEF بندرت در دام هاييکه در دامداری محدود شده اند مشاهده می شود. اما اين پروتکل مديريتی بستگی به بيولوژی ناقلين منطقه دارد و نمی تواند در سرتاسر دنيا توصيه شود. به صورتيکه در کشور ما برعکس اين نکته، در دام هايی که در دامداری پرورش می يابند (سيستم بسته) بروز می کند.

نهايتاً :
واکسيناسيون تنها روش مؤثر و مناسب کنترل و پيشگيری بر عليه BEF است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



تشخيص به موقع فحلي و آبستني

توليد مثل عاملي كليدي در تعيين بازده پرورش گاوهاي شيرده مي باشد. در بهترين شرايط هر ماده گاو، سالانه يك گوساله توليد خواهد كرد. از نظر اقتصادي، باروري معمولا با توجه به فاصله زايش پي در پي دو گوساله ارزيابي مي شود. معيارهاي اندازه گيري بازده توليد مثل، شامل تعداد تلقيحات به ازاي آبستني، ميزان آبستني در ازاي اولين تلقيح، تعداد روزهاي باز و فاصله زايش مي باشد. فاصله زايش مطلوب در بيشتر گاوداريها 12-13 ماه است. در بيشتر گاوداريها درصد آبستني با اولين تلقيح بين 50-60 % است و براي 55% آبستني ها به حدود 8/1 تلقيح براي هر آبستني نياز است. يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. اين مقاله ترويجي، كه با همكاري كارشناسان مركز تحقيقات و معاونت امور دام و بخش ترويج استان تهيه شده است، سعي دارد كه دامداران استان را با روشهاي سنتي و علمي تشخيص به موقع قحلي و آبستني متعاقب تلقيح آشنا كند.
مفهوم فحلي:
پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي:
يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي:
مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



بيمه دام

بيمه دام صنعتي ( گاو اصيل شيري )

مورد بيمه :

در حال حاضر تليسه هاي آبستن و گاوهاي شيري حداكثر 8 ساله ، گوساله هاي نر و ماده 3 تا 9 ماهه ، گوساله هاي ماده 9 تا 15 ماهه ( تليسه غير آبستن ) ، گوساله هاي نر پرواري 9 تا 15 ماهه ، گاو نر تخمي رجيستر و گاوهاي نر تخمي غير رجيستر تحت پوشش بيمه قرار مي گيرند.

عوامل خطر تحت پوشش:

·بيمه عمومي دام صنعتي : اغلب بيماريهاي گوارشي ،‌توليد مثلي ، عوارض پستاني ، شكستگيها و در رفتگيها ، بيماريهاي غير واگيردار ، عوامل قهري – طبيعي و غيره.

·گزينه هاي انتخابي : افزون بر عوامل فوق ساير عوامل خطر نيز به صورت گزينه هاي انتخابي قابل بيمه مي باشند نظير : بيماريهاي يون ، تب برفكي ، سل و بروسلوز.

·گزينه تمام خطر : شامل كليه موارد خسارتي غير مديريتي.

مدت قرارداد بيمه نامه:

معادل يكسال شمسي از تاريخ عقد قرارداد.

بيمه گاوهاي بومي و آميخته

مورد بيمه :

گاوهاي بومي و آميخته موجود در واحدهاي واجد شرايط.
 

عوامل خطر تحت پوشش :

·تلف شدن دام ( لاشه غير قابل استفاده ) به هر علت غير مديريتي.

·ذبح اجباري ( لاشه قابل مصرف )به هر علت غير مديريتي.

 مدت قرارداد بيمه نامه:

معادل يكسال شمسي از تاريخ عقد قرارداد.

 

بيمه واحد هاي پرواربندي

 مورد بيمه :

گوساله هاي نر اصيل ، دورگ ، بومي

عوامل خطر تحت پوشش :

تمامي خطرشامل:

·تلف شدن دام ( لاشه غير قابل استفاده ).

·ذبح اجباري ( لاشه قابل مصرف ).

 مدت قرارداد بيمه نامه:

گوساله نر اصيل 250 روز ، گوساله هاي نر بومي و دورگ 180 روز مي باشد.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



ببيماري سل در گاو

ببيماري سل در گاو با ايجاد توبركلهاي پيشرونده در اندامهاي مختلف بدن مشخص مي گردد . علاوه بر گاو ، انسان ، بز و خوك نيز نسبت به آلودگي با عامل مسبب سل گاوي حساس بــوده و گوسفنــــد و اسـب نوعي مقاومت طبيعي را نشان مي دهند . در گاو منشا اصلي آلودگــــي گاوهـاي آلوده مي باشــند . ميكــروب سـل از طـريق هــواي تنفســي ، خلط ، مدفــوع ( هم از طريق جراحـــات روده اي و هم از طريق خلط بلع شده از جراحات ريوي ) ، شــير ، ادرار ، ترشحات رحــمي و واژن و همــچنين از طريق ترشحــات عقــده هاي لنـفي باز شده به محيـط دفع مي شود . گاوهـاي با جراحت پيشـرفته بيماري ( كه باسيلها از طريق اين دســته دامها به نوعي با جـريان هواي تنفسي ، پوست يا لومن روده در ارتباط هستند ) انتشار دهنده هـاي مشخص بيـماري هستند . گاوهائي كه در مرحله اول بيماري هسـتند ممكن است قبل از اينكه هر گونه جراحتي نشان دهند ، مايكو باكترياي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي خود دفع كنند . در شرايط تجربي 90 روز پس از ايجاد آلودگي ، گاوها ميكروب سل را به محيط دفع كرده اند .
بطور معمول راه ورود ميكروب از طريق تنفسي يا گوارشي است . راه تنفسي دروازه هميشگي ورود باكتـري در گاوهائي است كه در جايگاه بسته ( گاوداري ) نگاهــداري مي شوند . اين راه حتي در گاوهاي موجــود در چراگا هها نيز روش انتقال آلودگي است . ايجاد آلودگي از طريق گوارشـي در چراگاهها بعلت اينكه مدفــوع ميتواند غذا و آب آشاميــدني را آلــوده كند ، محتمل تر است . تحت شرايط طبيــعي آبهاي آشاميدني راكد تا 18 روز پس از استفاده آب توسط يك دام مسلول ، ميتواند آلوده باقي بمانند . البته بايد در نظر داشت كه بنظر نميرسد جريانهاي آب جاري منشا مهم آلــودگي براي گاوهاي موجود در گاوداريهــاي مسير باشد . نوشيدن شير آلــوده بوسيله دامهــاي جوان يكي از روشهاي معمـول انتشار بيماري سل است . آلودگي داخل رحمي ( از راه جفتگيري ) و آلودگي داخل پستاني ( با استفاده از سيفونهاي آلوده پستاني يا از طريق فنجانكهاي آلوده ماشينهاي شيردوش ) از راههايي هستند كه كمتر معمول مي باشند .
در دامداريهايي كه دامها بطور متراكم نگهداري مي شوند احتمال انتقال آ لو دگي بيشتر مي باشد . در گاوهاي گوشتي شدت آلودگي كمتر است كه علت آن وضعيت نگهـــداري آنها مي باشد . با وجود اين هر گاه گاوي مبتلا به گله هاي گوشــتي وارد شود و چنانچه گاوهاي گله از بركه هاي آب راكــد آب بنوشـند ( خصوصا در طي فصول خشك ) ممكن است نسبت ابتلاء در گله فوق بالا باشد . گاوهاي زبو ( براهمن ) در مقايسه با گاوهاي اروپائي در برابر بيماري سل مقاوم تر بوده اما در شرايط نگهداري متراكم تا 60 درصد گاوهاي زبو ميتوانند به بيماري مبتلا شوند .
بزها كاملاً نسبت به عامل سل گاوي حســاس بوده و چنانچه در مجاورت گلــه هاي گاو آلوده قرار گيرند بروز بيـــماري ميتواند تا 70 درصد نيز برســد . گوسفنـــدان بعنوان دامــي مقاوم در نظـــر گرفته مي شود اما تحقيقات انجام شده در نيوزلند نشان داده است كه بيماري سل ميتواند در گوسفندان نيز شيوع داشته باشد بطوريكه تا 5 درصد گله ها را آلوده نمايد .
در اسب بيماري سل بندرت حادث شده كه علــت آن مي تواند به اين دليل باشــد كه اسبها كمتر در معرض آلودگي به باكتري سل هستند . البته نقش مقاومت طبيعي نيز بعنوان علتي ديگر ذكر شده است .
همچنين بيماري سل ممكن است در گوزن ، آهو ، گاوميــ ، شتر ، ميمـــون و ساير حيوانات يك منطقه و همچنين پرندگان حادث شود و همه حيوانات فوق ميتوانند بعنوان منشا آلودگي براي گاو محسوب گردند . در كشور انگلســـتان شيوع بيماري ســـل در گور كنها گزارش شده است و اين حيوانات در اپيدميولوژي بيماري سـل در گاو نقش دارند . در نيوزلند نيز پوسومها وضعيت مشابهــي همانند گوركنهــا را داشته اند . پوســومها نسبت به مايكوباكتريوم بســـيار حساس بوده و بعنوان منشا مهم آلودگي براي گاوها مي باشند .
بيماري سل در تمامي كشورهاي دنيا حادث شده و خصوصـاً در گاوهــاي نژاد شيري حائز اهميت فراوان است . صرف نظر از مرگ ومير ناشي از بيماري سل ، در حيوانات آلوده به مايكو باكتريوم بوويس 25-10 درصد از ميزان توليد شير كاهش مي يابد .
بيماري سل گاوي از نقطه نظر بهداشت عمومي در جوامع انساني نيز حائز اهميت است . راحتي و فراواني انتشار عامل مسبب بيمــاري سـل از حيوانات به انســان ، خصوصاً در محيطهايي كه بيماري سـل گاوي تحت كنترل نميباشد ، ميتواند اين بيـماري را به يك بيـماري مشترك مهم تبديل نمايد . آلودگـي به عامل سل در انسانها بواسطه نوشيـــدن شير آلوده در بچه ها ايجاد مي شود . البته انتقال آلودگـي ميتواند از راه تنفسي نيز صورت ميگيرد . با پاستوريزاسيون شير خطر انتقال آلودگي ميتواند تقريباً بطــور كامل از بين برود . همچنين ابتلاء به بيماري سـل در بين حيوانات باغ وحــش اهميت بعد بهداشـت و سلامت عمومي جوامع انســاني را بيشتر مي سازد .
عامل مسببه سل گاوي مايكو باكتريوم بوويس ( راسته اكتينو ميستال ، خانواده مايكو باكترياسه و جنس مايكوباكتريا ) است . باكــتري فوق در برابر حرارت ، خشـكـي واغلب ضد عفوني كننده ها مقاوم مي باشد . تابش مسـتقيم نور خورشيد ميتواند باعث تخريــب باكتري گردد ( مگر در محيطهاي مرطوب ) . مايكو باكتريوم بوويس در گرما ، رطوبت ميتواند به مدت هفته ها زنده باقي بماند .
مايكو باكتريوم بوويس بطور كلي ساختمــان يك باكتــري را داراست . اما اين باكتـري همانند همه مايكو باكتريومها ديواره سلولي بسيار ضخيمي دارد . عموماً يك مايكوباكتريوم در لايه سطحي خود از يك كپســـول منتشــر ، يك ديواره دو لايه اي و غشاء پلاسمائي تشكــيل شده كه احتمالاً بقاء ميكروب را در محيطهاي نامساعد ( چه در محيط و چه در داخل سلول ميزبان )حفظ ميكند . اجزاء ديواره سلولي خصوصاً اسيد مايكو ليك باعث حفظ رنگـــهائي نظير كربول فوشين بوده و همچنين مقاومت باكتري در هنگام رنگ زدائي بوسيله اسيـــدهاي رقيق را سبب ميشوند . اگر چه بايد دانست اسيد فاست بودن پديده اي نيست كه محدود به مايكو باكتريومها باشــد بلكه در گونه هاي ديگــــري همــاننــد نوكارديا ، كورينه باكــتريوم و رودو كوكوس نيز وجود دارد .
ديواره سلولي مايكو باكتريومها از نظر ساختمان شيميائي تركيبي از پپتيدو گليكان ، آرابينو گالاكتان و اسيد مايكـوليك و همــچنين ليپيدهائي همــانند مايكوزيدهـا ، Cord . Factor و سـولفاليپيدها بوده كه اين اجـــزاء ديـــواره سلولــي در پاتوژنز باسيلهاي سلــي نقــش دارند. ( با اينكه پاتوژنيسيته مايـكوباكتريوم توبركولوزيس بوجــود فاكتورهــاي گوناگون ليپيدي وابسته است اما تا به امروز مكانيسمي كه تــوسط آن باسيلهـاي سلي از فعاليت ليتيك فاگو سيتوز فرار مي كنند ، شناخته نشده است . ) پپتيدو گليكان كه اسكلت ديواره سلولــي را شكل مي دهــد شامــل اسيدN گليسرول موراميك وN استيل گلوكز آمين ( اتصال يافته بوسيله اسيدهاي آمينه ) ميباشد . اين ساختمــان شبكه مانند ( پپتيدوگليكان ) بوسيله آنزيم ليززوزيم شكافته شده و در بيشتر ترشحــات ميزبان حضـــور پيدا ميكند و در نهايت دي پپتيـــد موراميل ( M D P ) توليد شده كه فعاليت ايمونولوژيك قوي دارد . ميزان جزء ليپيدي مايكو باكترياها بالا است و احتمالاً در حدت و ايجاد واكنــش ايمونولوژيك در برابر آلودگي نقشي مستقيم بعهــده دارند . البته بعلت پيچيــدگيهــاي اين ليپيــدها هنــوز مفهومــي درست از نقش و ساختمــان آنها بدست نيامده است . خاصيت هيدروفوبيسيتي ( آبگريزي ) ليپيدهاي موجود در ديواره سلولي ممكـن است نقشي مهم را در مقاومت دهيدراتاسيون و بقاء ارگانيسم در شرايط نامســاعد ايفاء نمايد . ليپيدهاي مايكوباكتريال شامل اسيدهاي مايكوليك ، گليكوليپيدها و واريته هاي ديگر ميباشد . اسيدهاي مايكوليك از اسيدهــاي چرب منشـعب شده و در مايكــو باكتريوم ، نوكارديا و كورينه باكتريوم يافت ميشوند . اما وجــود اختلافــات عمده اي كه در الگـــوهاي اين ليپيدها وجود دارد امكان ايجاد يك سيستم تشخيصي ( بشتر براي مايكو باكتريها ) را بر اساس آناليز ليپيدها بوسيله تكنيك كروماتوگرافي لايه نازك فراهم آورده است . گليكو ليپيدهاي مايكوباكتريومها خصوصاً سولفاليپيدها احتمالاً با حدت باكتري ارتباط داشته اما اين ارتباط ،‌ رابطه اي ساده نيست . ممكن است سولفاليپيد ها مانع از تشـكيل ليزوزوم – فاگوزوم شده و يا ليز باكتــــري در فاگوسيتها را ممانعت كننــد . سولفــاليپيدي بنام Cord Factor ( 6 و6 دي مايكول ترهالوز ) از مايكو باكتريوم بوويس و مايكو باكتريوم توبركولوزيس حدت دار جدا شده و اعتقاد بر اين است كه بطور عمــده بعنوان فاكـتور حدت بوده زيرا بروشني داراي خــواص توكسـيك مي باشد اما عاملـي مهم در ايجاد بيماري نميباشد . از ساير ليپيدها ميتوان موم D هترو ژنوس را نام برد كه در مايكو باكتريوم توبركولوزيس شامل پپتيدو گليكــان بوده اما در مايكو باكتريوم بوويس پپتيدو گليكان كمتري داشته و بيشتر محتوي ليپو پلي ساكاريد است . فعــاليت قوي موم D مربوط به حضـــور دي پپتيد موراميل بوده و توانائي ايجاد گرانولوماس را نيز دارد .
آنتي ژنهاي مايكو باكترياها : محدوده وسيعــي از فراكشـنهاي ( Fractions ) مايكوباكترياهــا ميتـوانند واكنشهاي ايمني همورال و وابسته به سلول را ايجاد كنند . فراورده هاي آنتي ژنيـك ( كه معمـولاً بصـورت محلول مي باشند ) شامــل آنتي ژنهاي سيتوپلاسمـي يا ذره اي هسـتند . استانفورد ( Stanford ) بر اســاس مطالعات خود بر روي آنتي ژنهاي محلول ( با استفاده از تكـنيك ايمنو ديفو زيون ) آنها را به چهــار گروه عمده تقسيم نموده است :
گروه1:آنتي ژنهائي كه بطور معمول در همه گونه هاي مايكوباكتريوم وجود دارند .
گروه 2:آنتي ژنهائي كه محدود به مايكوباكتريوم با رشد آهسته ميباشند .
گروه 3:آنتي ژنهاي موجود در مايكوباكتريوم با رشد سريع و نوكارديا .
گروه 4:آنتي ژنهاي ويژه در گونه هاي معين .
نشان داده شده است كه آرابينو گالاكتان در باسيلهاي سلـي ، در ساير مايكــوباكتريومها ، كورينه باكتريوم و نوكارديا حضور داشـته و يكـي از آنتي ژنهاي مشترك محسوب ميشود و پپتيدوگليكان ( C - مايكوزيدها ) فقط در كلني هاي صاف مايكو باكتريا وجود دارند .

پاتوژنز:
بيماري سل در بدن در طي دو مرحله انتشار مي يابد كه شامل كمپلكس اوليه و انشار بعدي ميباشد . كمپلكـس اوليه شامل ايجـاد جراحت در نقطه ورود ميكروب و همچنين در عقـده لنفاوي موضع مي باشد . معمولاً وقتي ميكروب از راه تنفسي وارد ميشود ايجاد جراحت در نقطه ورود معمـول است . و هنگامي كه راه ورود ميكروب گوارشي باشد در اينصـورت ايجاد جراحت در محل ورود ميكـروب امري غير معمـول است . اگر چه ممكن است جراحاتي در لوزه و دستگاه گوارش بوجود آيد . در بيشتر مـوارد فقط جراحات قابل مشـاهده در عقـده لنفاوي مزانتريك يا صـفاقي معمــول است . پس از گذشت زمــان 8 روز از ورود باكـتري ، كانون اوليه قابل مشاهده بوجـود مــي آيد . كلسيفيكاسيون جراحات در حدود دو هفته بعـد آغاذ ميشود . بزودي كانون نكروتيك پيشرفته بوسيله لنفوسيتها احاطه شده و بدينترتيب دانه سلـي مشخص شكل مي گــيرد . باكتري از كانون اوليه ( كه در نود تا نود و پنج درصــد موارد در گاو دستگاه تنفسي است ) به عقده لنفاوي ناحيه عبور ميكند كه سبب ايجاد جراحتي مشابه در عقده لنفي ميگردد . در گوساله هائي كه با شير آلوده به ميكروب سل تغذيه ميشوند احتمالاً كانون اوليه در عقده هاي لنفاوي مزانتريك يا حلقي ايجاد شده و جراحات كبدي عمدتاً بعنوان انتشار بعدي محسوب ميشود .
انتشار بعدي از كمپلكس اوليه ممكن است سل ارزني حاد را تشكيل داده و بدين ترتيب موجب ايجاد جراحات ندولار مجزا در اندامهاي مختلف بدن گرديده و يا ممكــن است موجب بروز سل مزمن در اعضاء بدن شود . در حالت اخير ممكن است در گيري عقده لنفي ناحيه اتفاق نيافتد . بر حسب محلي كه آلودگـي موضعي مي شود علائم باليني نيز متفاوت بوده اما هميشه بيمـاري بصورت پيشرونده مي باشد . البته همواره حالت توكسمـي پايدار بوجـود آمده و سبب ضعف تدريجي و لاغري و بالا خره مرگ دامها مي گـردد . در گاو ، گوسفند ، اسب و بز بيماري حالت پيشـرونده داشته و در گاو بيماري سل بطور تجربي با تزريق داخل وريدي مايكــو باكتريوم توبركولوزيس ايجاد گشته و علائم ايجــاد شده از پنموني سلـي تحت حاد تا سل عمومي مزمن و پيش رفته بوده است .
علائم باليني :
در برخي از گاوهــاي مبتلا به سـل ارزني ( با جراحات وسيع در بدن ) شكل ظاهـري دام عادي بوده اما لاغري تدريجي ( كه البته ربطي به بيماري ديگر نداشته باشد ) جلب نظر مي كند . تغيير در اشتها و دماي بدن و همچنين وضعيت موهاي پوست ( زبر يا صاف است ) ، آرام شدن تدريجي دام ، درخشاني وشفافيت چشمها از علائم عمومي است كه اغلب پس از زايش مشخص تر ميشوند . در آلودگي ريوي سرفه مزمن به علت برونكو پنوموني ( سرفه آهسته ، كوتاه ، مرطوب كه فشار گلو يا پس از فعاليت ايجاد ميـشود ) وجـود داشته كه در هنگام صبح و در هـواي سـرد بيشتر عارض ميشود . در مراحل پيشرفته كه بخش زيادي از ريه درگير است تنگي نفس توام با افزايش تعداد و عمق تنفس وجود دارد . ابتلاء عقده لنفـي ناي و مدياستن و بزرگ شـدن آنها مي تواند به ترتيب موجب دشـواري تنفسـي و جمع شدن گاز در شكمبه گردد . در بيشتر موارد سل رحمي ناشي از سل عمومي ( ورود ميكرب از خون به رحم ) بوده و ممكن است در باروري دام اثرات نامطلوب داشته باشد و يا چنانچه دام بارور گردد چند ماه پس از باروري سقط جنين حادث ميشود و اگر چنانچه گوساله بطور عادي بدنيا بيايد پس از مدت كوتاهي بر اثر سل عمومي تلف خواهد ميگردد . در گاوهاي مبتلا به سل رحمــي كه بارور نميشوند ممكــن است ترشحـات چركي مزمن ( حاوي تعدادزيادي باسيل سل ) از بدن دام ترشح شود كه اين حالت نسبت به هر گونه اقدام درماني مقاوم خواهد بود . در ورم پستان سلي بافت پستاني سفت و بزرگ شده و اين حالت معمولاً از ناحيه بالائي ( بويژه در قطعـات عقبـي )شروع ميشود . همچنين در آغاز شير از نظر ظاهـري تغيري نداشته اما در مـراحل بعدي دانه هاي ريزي در شير ايجـاد كه پس از مدتـي رسوب ميكند و مايع زلال و كهــربائي رنگ باقي ميماند كه پس از مدتي تنها همين مايع بجاي شير از پستان خارج مي شود .

علائم كالبد گشائي :
در گاو ، گوسفند و بز جراحات مشخصي قابل مشاهـده است . ممكن است گرانولوماس سلي در عقده هاي لنفاوي بخصوص در عقـده هاي لنفاوي برونشيال و مدياستينال و ساير اعضــاء بدن يافت شود . در ريه ها ممكن است آبسه هاي ارزنـي توسعه يافته و منجر به برونكـو پنوموني چركي شود . رنگ چرك از كـرم تا نارنجي بوده و غلظت آن از كرم غليظ تا پنير سفت متغير است همچنين ممكن است ندولهاي كوچكــي در پرده هاي جنب و صفاق مشاهده شود .
در تمام جراحات موضعي سلي ايجاد يك كپسول فيبروزي تحريك شده وجود دارد كه درجه كپســول دار شدن با ميزان رشد جراحت تغيير مـي كند . موارد عمومـي سل با حضـور سل ارزنـي ( جراحات كوچك ، شفاف و ساچمه مانند ) در بيشتر اعضاء بدن و يا بوسيله جراحات ريوي كه بخوبي كپسوله ويا پنيري نشده اند ، مشخص مي شوند . وجود برونكوپنوموني ياپرخونـي در اطراف جراحات ريوي بيشتر مربوط به موارد فعال بيمـاري است . در موارد تورم پستان سلي يا متريت سلي مترشحه بايد به انتشار شديد آلودگــي توجه داشت .
جراحات مزمن در بيماري سل بطور مشخص مجزا و ندولار بوده و محتوي ماده غليظ پنيري برنگ زرد نارنجي مي باشند كه اغلب آهكـي شده و بوسيله يك كپســول ضخيم فيبروزي احاطه شده اند . هرچند كه چنين جراحاتـي نسبت به جراحات باز به ميزان كمتري احتمال آلوده نمودن محيط را دارند اما دامهاي مبتلا به چنين جراحاتي از نظر اينكه ميتوانند منشا آلودگي باشند ، مهم ميباشند .

كنترل بيماري سل
كنترل بيماري سل در سطح گله بر پايه موارد زير استوار است :
1-اخراج دامهاي آلوده از گله : جهت انجام اين كار از تست توبركولين استفاده مي شــود كه در ايـران به روش تست مقايسه اي گاوها را تست سل مينمـايند . بايد توجه داشت كه بايد تمام دامهائي كه سنشان از 4 ماه ميگذرد مورد آزمايش قرار گيرند و آنهائي كه واكنش مثبت دارند به كشتارگاه اعزام گردند . در مورد دامهاي مشكوك بايد پس از گذشت 2 ماه از تست اول ، آزمايش مجددي را انجام داد و چنانـچه در مرحله دوم نيز دامي مشكوك بود به كشتارگاه اعــزام گردد . در تست اوليه بايد بدقت ، آزمـايشات باليني بر روي تمام گاوها صورت گيرد تا اطمينان حاصـل نمود كه مــوارد پيشرفته بيماري كه ممكــن است واكنش منفي نشان دهند ، در گله وجود ندارد .
2-رعايت مقررات بهداشتي : بايد آخور و آبشخور دامها را تميز نموده و با محلول پنج در صــد فنل و يا كرزول ضد عفونـي نمود . همچنين لازم است دامهاي مشكــوك را جهت انجام آزمايش مجدد از بقيه دامها جدا نمود . بايد توجه داشت كه پس از اعدام دامهاي مبتلا ، بيماري سل با ورود گاوهاي جديد و جايگزين وارد گله نگردد . و بايد گاوهـاي جايگزين از گلـه هائي خريداري شوند كه داراي گواهــي سلامت هستند و چنانچه چنين گله هائي وجود نداشته باشد بايد گاوهاي فوق را آزمايش سل نموده و بطور مجزا نگاه داشت و سپس 60 روز بعد مجدداً آنها را تست نمود . تغذيه گوساله هاي جايگزين با شير عاري از ميكروب سل ( پس از پاستوريزاسيون ) يا با شير گاوهاي سالم صورت گيرد . همچنين كارگران گاوداري نيز بايد مورد معاينه قرار گيرند زيرا ممكن است در اثر آلودگـي به مايكو باكـتريوم توبركولوزيس ، واكنش مثبت زود گذري در گاوهاي گله ايجاد نمايند . همچنين انسان ممكــن است بعنوان منشا آلودگي مايكو باكتريوم بوويس نيز باشد .
تست توبركولين :
امروزه در دنيا هنوز هم اساس همه طرحهاي ريشكني بيماري سل روش تست و كشتار ( و در كنار آن مراقبتهاي كشتارگاهي ) است . تست توبركولين به چندين روش انجام مي شود كه شامل موارد زير است :
1-تست بين جلدي منفرد ( Single I ntradermal Test )
2-تست Short Termal
3-تست Stormont
4-تست مقايسه اي يا Comparative Test در هنگام وجود بيماري ين يا واكسيناسيون بر عليه بيماري ين و يا وجود سل مرغـــي يا پوستي ( با عامل مايكـوباكتريومهاي ساپروفيت ) از تست مقـايسه اي استفاده ميشود . گاه بعلت وجود گونه باسيل سل انسـاني ( مايكو باكتريوم توبركولوزيس ) در گاو ، حسـاسيتي در هنگام تست ايجاد مي شود ، يعني گاو بوسيله كارگر مسلول واكنش مثبت پيدا مي كند كه با آزمايش فوق نمي توان اين دو نوع مايكـوباكتريوم ( بوويس و توبركولوزيس ) را از هم تشخيص داد . در ايران اساس طرح مبارزه با سل گاوي استفاده از تست مقايسه اي بين جلدي است .
در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد :
در رابطه با دامها ، منشا اصلي ايجاد آلودگي گاوهاي آلوده ميباشند و تمام دامهائي كه در برابر تست توبركــولين واكنش مثبت نشان ميدهند توانائي انتشار بيماري به حيوانات سـالم را دارند . معمولاً حساسيت توبركولين در دامها 6 هفته بعد از آلودگـي اوليه و در انسانها 10-2 هفته بعد از آلـودگـي ظاهر ميشود . البته زمان شكل گيري و بروز پديده حساسيت نسبت به توبركولين در انسان و حيوان بعد از ابتلا به عفونت سلي بستگــي مستقيم به تعداد باسيلهاي وارده به بدن و قدرت تكثير آنهــا دارد ، موقعي كه تعداد زيادي باسيل بيماريزا به يك بدن مستعد وارد شود ممكن است ظرف مدت 7-5 روز واكنش ياد شده مثبت شود .

بطور كلي دو گروه از گاوهاي آلوده مهم هستند :
الف :گاوهاي با جراحت پيشرفته بيمــاري كه باسيلهـا از طريق اين دسته دامهـا به نوعي با جريان هواي تنفسي ، پوست يا مجراي روده در ارتباط هستند و اين دسته از گاوها انتشار دهنده هاي مشخص بيماري هستند و ممكن است نسبت به تست توبركولين واكنش نشان ندهند .
ب :گاوهــاي در مـرحلـه اوليه بيمـاري قبل از اينكـه هر گـونه جراحـتي مشـاهده شود ممكــن است مايكو باكتريومهاي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي دفع كنند .
واين دسته از گاوها تا6 هفته بعد از آلودگي به تست توبركولين واكنش مثبت نشان نمي دهند .

توبركولين :
بطور كلي عصاره ميكرب سل ( انساني ، گاوي ، مرغي ) توبركولين نام دارد. يكنوع توبر كولين بنام P. P. D ( Purifide . Protein . Derivative ) است . P. P. D به شكل زير تهيه ميگردد :
ابتدا باسيل سـل را در محيطهاي شيميائي كشت مـي دهند و سپس محصـول بدست آمده را بوسيله بخار در اتو كلاو ميكشند . در مرحله بعد حاصل را از صافيهاي مخصوص عبور داده و بوسيله اسيد تري كلرواستيك ته نشين مـي كنند . ماده بدست آمده را بطـور مكــرر شستشو داده و حاصـل را در محلولهاي تامپون تعليق مي كنند . آنچـه بدست مي آيد همان P. P. D است كه در تست توبركولين مـورد استفاده قــرار ميگيرد . هر سانتيمتر مكعب توبركولين P. P. D پستانداري محتوي 2 ميلــي گرم و P. P. D مرغي حاوي 0.5 ميلــي گرم پروتئين خالص است .

واكنش تست توبركولين :
در اينجا لازم است در ابتدا مروري اجمالي بر ساختمان پوست داشته باشيم .
ساختمان پوست :
پوست از سـه لايه تشكيــل شده است كه شامل اپيدرم ، درم و هـيپودرم مي باشد . اپيدرم از خارج بداخل شامل طبقه شاخي ( كراتين ) ، طبقه شفاف ( ماده كراتيني داراي سلولهاي پهن و فشرده فاقد هسته ) ، طبقه دانه دار ( 6-2 رديف سلول لوزي شكل وهسته دار ) ، طبقه خاردار ( چندين رديف سلول چندضلعي و بي قاعده وهسته دار ) ، طبقه زايشي ( شامل يك رديف سلول استوانه اي كوتاه ) ميباشد . درم از خارج بداخل شامل طبقه پردي ( شامل بافت همبند سست داراي رشته هاي كلاژن و الا ستيك ، سلولهاي فيبروبلاست و ماكروفاژ و ماست سل ، عروق خوني و اعصاب زياد ) و طبقه مشبك ( شامل بافت همبند سخت غير منظم داراي رشته هـاي كلاژن بيشتر و عروق خونـي كمتر ) است . هيپودرم از بافت همبندي ( داراي رشـته هاي الاستيـك و كلاژن و مقـادير زيادي بافت چربي و همـچنين عــروق خوني و لنفي و اعصاب و غدد عرق ) تشكيل شده است .
تزريق توبركولين بايد در ناحيه درم ( بين جلدي ) صورت گيرد . پس از تزريق در ظرف مدت 24 تا 72 ساعت واكنش ازدياد حساسيت تيپ تاخيري ( نوع 4 ) اتفاق مــي افتد . بدين شكل كه پس از تزريق آنتي ژن ( P . P . D ) در ناحيه بين جلد ( درم ) ، T سلهــاي حسـاس گــردش خـون ( در دام آلـوده ) با P . P . D تزريقي تماس يافته و نوعي واكنشهــاي ايمو نو لوژيك متوالي اتفاق مـي افتد كه هـجوم ( نفوذ ) لنفوسيتها و ماكــروفاژها را به محل تحريك آنتي ژنيـك به اوج خود مي رساند . اين هـجوم در يك دوره زماني 24 تا 72 ساعت اتفاق مي افتد . مراحل مختلف اين واكنشها بشرح زير است :
همانطور كه در ساختمان پوست شرح داده شد در ناحيه درم سلولهــائي بنام ماست سـل و ماكروفاژ وجود دارد كه نقش عمده اي را در تكوين واكنشهاي ايمنو لو ژيك ايفاء مي كنند بدين ترتيب كه پــس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، ماست سلهاي موجود در اطراف محل تزريق ، دانه هاي متاكروميزيا ( موكــوپلي- ساكاريدهاي سولفاته بصورت هپارين ، هيستامين و در برخي حيوانات سروتونين ) خود را آزاد كرده و در نتيجه باعث انبساط عــروق و افـزايش نفـوذ پذيري آنها مي شـوند و در نهايت اين عمــل باعث مي شود تعدادبيشتري T سل از عروق بطرف محل تزريق مهاجرت كنند . همچنين قرمزي و تورم سفت و سخت در محل تزريق ايجاد مي شود . اين عمل 24 تا 48 ساعت بعد از تزريق اتفاق مي افتد .
همچنين پس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، آنتي ژن تحت تاثير پديده فاگو سيتوز ( بيگانه خواري ) ماكروفاژها قرار مي گيرد و توسط اين سلولها هضم وتخريب مي شوند . جهت انجام اين عمل ماكروفاژ در مجاورت آنتي ژن قرار گرفته و به آن مي چسبد . چسبيدن بطــور مستقيم يا غيـــر مستقيم يعني با دخـالت گــيرنده يا رسپتورهاي عامل كمپلـمان و آنتي بادي انجام مي گيرد . به اين ترتيب كه عامل مكمل و پادتن ( I Gg ) موجود در محيــط ، سطح آنتـي ژن را مي پوشانـند و در اين حالت توسـط رسپتورهاي عامـل كمپلمان و آنتــي بادي گــرفتار مي شوند . سپس با پديده آندو سيتوز ، آنتي ژن در داخل فاگــو زوم بدام مي افتد . در مرحله بعد كيسه هاي ليزوزومي اطراف فاگو زوم را گرفته و غشائي ( Fusion ) بين فاگو زوم و ليزوزوم ايجاد شده تا فاگــو ليزوزوم شكـل گيرد . به اين ترتيب آنزيمهـا بر روي آنتي ژن ( يا باكتري ) ريخته شده و آن را متلاشي مي كنند 0
علاوه بر اين ماكروفاژها اولين مرحله از شناخت آنتي ژن را به عهده داشته و بعد از مراحـل ديگر پاسخ ايمني شكل مي گيرد . به اين ترتيب كه ماكــروفاژها آنتي ژن را با تمـاس مستقيم به لنفوسيتهـاي T عرضه مي كنند و پس از آن همه فعاليتها مستقيماً توسط اين سلولها شروع مي شود . جهت عرضه آنتـي ژن توسط ماكــروفاژ ابتدا آنتي ژن توسط ماكــروفاژ بلع شده ( قبلاً در اين ارتباط توضيح داده شـده است ) و سپس ماكروفاژ آن را خرد مي كند و بخشي از اين آنتي ژن را كه شامل 12-6 اسيد آمينه است در جايگاهي بنام شكاف ( Cleft ) در ملكول MHC جاي داده و ماكروفاژ در تماس مستقيم با T . cell قرار مي گـيرد . به اين ترتيب ماكروفاژ آنتي ژن را به T . cell عرضه مي كند . از طرف ديگر در سطح لنفوسيتهاي T نيز گيرنده هاي زيادي وجـود دارد كه يك نوع آن بنام T . C . R ( T . Cell . Receptor ) ، قادر به اتصال با آنتــي ژن عرضه شده است . T . C . R گليكــو پروتئينــي با وزن ملــكــولي 50-40 هــزار دالــتون و از خانــواده ايمنوگلبولينها است و از دو زنجيره ( بتا ، آلفا يا گاما، دلتا ) تشكيل شده و داراي دو بخش Constant يا ثابت ( C ) و Variable ( V ) يا متغير مي باشد . اما T . C . R خــود در كنار ملكـولي بنام CD3 ( كه در سطــح T . Cell است ) و به كمك M . H . C مي تواند آنتي ژن را بشناسد . بنابر اين در مجموع وقتي MHC/Ag به CD3/TCR متصل شود ابتدا آنزيمــي در غشاء بنام فسفـو دي استراز فعال مي شــود . فعال شدن اين آنزيم باعث مي شود فسفاتيديل اينوزيتول دي فسفات تحـريك شود و به دو مجمـوعه بنام دي آسيل گليسـرول و اينوزيتول تري فسفـات ( به اينوزيتول دي و بعد اينوزيتول مـنو فسفـات تبديل شـود ) تبديل مـي شـود فسفاتيديل اينوزيتول باعث مي شود معبر ( يونوفر ) Ca ++ در داخل غشاء باز شـــود و ديگر اينكه كلسيـم موجـود در رتيكـولو آندوپلاسميك را آزاد مـي كند . دي آسيل گليسرول آنزيم پروتئيــن كيناز C را فعـال مي كند كه باعث افزايش ورود كلسيم درداخل سيتوپلاسم مي شود . افزايش ميزان Ca ++ باعث فعال شدن گروهي از پروتئينها مي گردد كه امكـان نسخه برداري ( Transcription ) از روي گروهي از ژنها ( از جملـه ژن گاما ، انترفرون ، اينترلوكينها و … ) را فراهم مـي آورد و بدينترتيب مـواد نامبرده فوق توليد مـي شوند . هر يك از اين واسطه هاي توليد شده به نوبه خـود وارد عمل شده و بدين ترتيب باعث هجوم لنفوسيتها و ماكرو فاژها به محل تزريق مي شوند . تماس سيستم ايمني با آنتي ژن باعث مي شود آزاد شدن اين فراورده هاي حلال ادامه يابد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



بيماری لنگش

Hutjens,M.(2002).Foot health triangle.Feed management
مجله برآیند- ش 15

لنگش پس از ورم پستان دومین بیماری پر هزینه گاوداریها است که به شدت عملکرد اقتصادی واحد را تحت تٲثیر قرار می دهد . هر مورد لنگش باعث کاهش حدود 320 کیلو گرم شیر در هر دوره شیرواری می شود و می تواند در صد بالائی از حذفهای اجباری گله را به خود اختصاص دهد . کمبود مس در گاوها باعث ترک خوردگی سم شده ٬ آبسه ها و عفونت سم را به همراه دارد . 15 قسمت در میلیون (ppm ( مس در جیره غذائی این مشکل را مرتفع مینماید . ید نیز از طریق تاثیر در ساخت هورمون تیروئید می تواند بر سامانه ایمنی بدن دان تٲثیر گذاشته و مانع از ایجاد عفونت سم شود . سطح بالای سلنیوم در خوراک دام باعث بروز لنگش و تغییر شکل سم می گردد .

در شرایطی نیز که PH شکمبه کاهش پیدا کرده و اسیدی می شود ٬احتمال بروز لنگش افزایش  می یابد. به طور کلی گاوهائی که دچار لنگش هستند ٬ علایم فحلی ضعیفی نشان می دهند ٬ البته می توان اثرات منفی حاصله را با سم چینی مناسب و درمان به موقع سم های عفونی به حداقل رساند در گله هائی که سم گاوها دچار مشکل می باشند ٬ پس از سم چینی مناسب علاوه بر بهبود شرایط تولید مثلی ٬ میزان مصرف خوراک گاوها بالا رفته و میزان تولید شیر گاوداری افزایش می یابد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



بیماری بروسلوز در دامها

سایت دام‌آوران

سازمان دامپزشكی كشور وظیفه پیشگیری و مبارزه با بیماریهای دام و حفظ و حراست از سرمایه های دامی كشور را به عهده دارد ( كه هم از نظر اقتصادی و هم نظارت بر فرآورده های خام دامی و حفظ بهداشت عمومی و پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مشترك بین انسان و دام بسیار پر اهمیت است ). سازمان دامپزشكی كشور وظیفه پیشگیری و مبارزه با بیماریهای دام و حفظ و حراست از سرمایه های دامی كشور را به عهده دارد ( كه هم از نظر اقتصادی و هم نظارت بر فرآورده‌های خام دامی و حفظ بهداشت عمومی و پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مشترك بین انسان و دام بسیار پر اهمیت است ). حدود بیش از ۴۰۰ نوع بیماری مشترك بین انسان و دام شناخته شده است كه عمدتاٌ از دام به انسان سرایت می كند . مثل هاری ، سیاه زخم ، سل ، بروسلوز ، كیست هیداتید و... یكی از این بیماری ها كه فوق العاده عفونی و قابل انتقال است بیماری هزار چهره بروسلوز یا تب مالت است كه گروه بسیار زیادی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلا می سازد . این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام ، كاهش تولید شیر ، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزش اقتصادی دامهای مبتلا می شود . علاوه بر بعد اقتصادی به علت ابتلای انسان به این بیماری از بعد بهداشتی هم دارای اهمیت فراوان است . خصوصیت مهم این بیماری قدرت آلودگی شدید آن در تمام حیوانات اهلی و وحشی است . دامهای مبتلا به بروسلوز ، معمولا در اولین دوره آبستنی دچار سقط جنین می شود كه در هنگام بچه اندازی دامها و تا مدتها بعد از آن با دفع ترشحات شدیدا آلوده رحمی ، باعث می شود محیط اطراف ، مزارع و مراتع به شدت آوده شوند كه این عمل زمینه مساعدی برای آلودگی سایر حیوانات و انسان ایجاد می كند . دفع باكتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و ترشحات رحمی و جنین سقط شده مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد . مبارزه با این بیماری و كنترل و ریشه كنی آن به دلایلی كه عنوان خواهم كرد بسیار مشكل و دشوار است شامل : وجود گونه های زیاد باكتری عامل بیماری تعداد زیاد میزبان مثل اكثر پستانداران اهلی و وحشی داشتن دوام نسبتا قابل توجهی در طبیعت عدم كافی بودن برنامه های واكسیناسیون برای ریشه كنی بیماری لزوم شناسایی و حذف دامهای عامل انتشار بیماری و لزوم هزینه سرمایه های سنگین اقتصادی
 ▪ علائم و نشانی‌های بیماری در دام : علائم بیماری بستگی به سطح ایمنی گله ها دارد . در گله هاییكه واكسینه نشده اند سقط جنین در دام و شیوع سقط در گله مهمترین علامت بروز بیماری می باشد . سقط جنین در گاو از ماه پنجم آبستنی به بعد و در گوسفند در ۲ ماه آخر آبستنی اتفاق می افتد . از علائم دیگر آن جفت ماندگی ، تورم دیواره رحم ، تورم بیضه ها ، كاهش تولید شیر ، عقیم شدن و نازایی موقت یا دائمی ، تاخیر فواصل باروری و افزایش فاصله دوره شیرواری است. ▪ علائم بیماری در انسان : ‌حالت كسالت ، تب ، لرز ، عرق و خستگی ، سستی ، بی اشتهایی در حالت شدید ، تورم بیضه و عقیم شدن است .
 ▪ راههای انتقال بروسلوز در حیوانات : ‌خوردن شیر ، حوردن ادرار آلوده یگدیگر ، خوردن گوشت آلوده توسط گوشتخواران ، انتقال از طریق جفت گیری ، انتقال از طریق جفت و انتقال تنفسی
 ▪ راههای انتقال بروسلوز به انسان : ‌عمده ترین راه انتقال از طریق دستگاه گوارشی است . به علاوه از طریق تنفس ، خراش های پوستی ، ملتحمه چشم ، مقاربتی و انتقال خون قابل انتقال است . كانون بروسلوز گوسفند و بز خطرناكترین مخزن بیماری انسان را تشكیل می دهد زیرا بیماریزاترین گونه بروسلوز است و عمدتا از طریق خوردن محصولات آلوده این حیوانات است .
 ▪ روش‌های كنترل بروسلوز دامی : برنامه‌های كنترل و ریشه كنی بروسلوز دامی با هدف كاهش ضایعات اقتصادی ناشی از بیماری و تامین بهداشت عمومی در جهت ممانعت از ابتلای انسان به تب مالت صورت می پذیرد . كنترل بیماری از طریق واكسیناسیون و ریشه كنی آن به روش تست و كشتار است همراه با واكسیناسیون مهمترین ارزش برنامه واكسیناسیون ، محافظت حیوانات در مقابل عوامل بیماریزا می باشد . این برنامه قادر به ریشه كنی بیماری نبوده ولی می تواند سبب فراهم آوردن زمینه مناسب برای ایجاد برنامه های ریشه كنی به روش تست و كشتار گردد . در صورتیكه میزان شیوع بیماری در گله های دامی كمتر از ۲ درصد باشد ، می توان با اجرای برنامه های تست و كشتار و واكسیناسیون بیماری را به مرحله ریشه كنی نزدیك ساخت .
 ▪ مهمترین مشكلات موجود در برنامه های ریشه كنی بروسلوز : وجود دامهای ناقل بیماری كه در آزمایشات مختلف سرولوژیكی منفی تلقی می‌گردند . احتمال وجود بیماری در حیوانات وحشی گستردگی طیف میزبانان حساس و تنوع گونه‌ای عامل بیماریزا و لزوم سرمایه‌گذاری مناسب با سرمایه‌های اقتصادی كلان سیستم دامداری سنتی كشورمان و وجود دامهای كوچرو كمبود اعتبارات و پرسنل كافی جهت انجام برنامه های كنترل و پیشگیری و نهایتا ریشه كنی
 ▪ زیان‌های اقتصادی بروسلوزی حیوانات : در اثر سقط جنین بره‌ها و گوساله‌ها از جمعیت این حیوانات كاسته می‌شود و موجب كاهش شیر و گوشت می گردد . گوساله‌ها و بره‌های نارس كه زنده متولد می‌شوند، در آینده حیوانات ضعیف، كم شیر و كم گوشتی را تشكیل می‌دهند دام‌های آلوده خود دچار كاهش وزن و كاهش شیر می‌گردند كه از بعد اقتصادی حائز اهمیت است . هر چه شیوع بیماری در بین دامها بیشتر باشد، انسانها ی بیشتری را آلوده نموده و از طریق تحمیل مخارج درمان و از كار انداختن نیرو و توان دامداران و كشاورزان زیانهای فراوانی را به بار می‌آورد خوشبختانه اداره كل دامپزشكی با روش كنترل توانسته است سال به سال از میزان شیوع بیماری تب مالت در انسان بكاهد . به طوریكه طبق آمار و بررسیهای لازم در سال ۱۳۵۵ تعداد كل مبتلایان انسان به تب مالت ۲۵۷۴ نفر بوده كه این میزان در سال ۱۳۷۰ به ۱۷۶۸ نفر كاهش یافته است ولی ریشه كنی كامل بیماری نیاز به همت همگانی ارگانهای ذیربط ، پرسنل و امكانات كافی و هزینه كلان ملی دارد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



Feline Immunodeficiency Virus

این بیماری (FIV) اولین بار در سال 1986 درجمعیت گربه های ایالت کالیفرنیا در ایالات متحده کشف گردید.
در این محل بیماری با علایم مشابه "ایدز یا سندرم نقص اکتسابی دستگاه ایمنی " در انسان , در جمعیت گربه ها مشاهده شد . بعد از ان وجود (FIV ) "سندرم نقص دستگاه ایمنی گربه " در بسیاری از کشور گزارش گردید . از ان زمان تا کنون شیوع این بیماری در جمعیت گربه های بسیاری از کشور های جهان در حال افزایش است . درجه الودگی به این ویروس متنوع است و از 1%(در گربه های تندرست) تا 14%( در گربه های بیمار ) در کانادا و امریکا گزارش شده است .
نکته قابل توجه این است که این این بیماری بارها در گربه های که به بیماری"Felv"( feline leukemia virus) مبتلا بودند نیز مشاهده شده است .
این ویروس متغلق به خانواده ویروس "HIV" و دیگر ویروس های دستگاه ایمنی می باشد .
این خانواده از ویروس ها (Lentiviruses) بانیه ایجاد یک بیماری طولانی مدت و در عین حال با پیشروی تدریجی هستند .
البته خوشبختانه همان گونه که " HIV " از انسان به گربه انتقال نمی یابد , "FIV" نیز از گربه به انسان منتقل نمی شود .
این ویروس به داخل خون , مایع بزاقی و مایع مغزی نخاعی گربه بیمار نفوذ می کند.
هرچند که این ویروس خیلی کوچک است اما در بیرون بدن دام زنده نخواهد ماند.
بنا براین اصلی ترین راه انتقال این ویروس , زخم ها و جراحاتی است که در خلال نبرد بین دو گربه در اثر گاز گرفتگی روی می دهد. ویروس به ندرت به صورت اتفاقی از گربه ای به گربه دیگر سرایت می کند .
اما امکان انتقال ویروس توسط گربه ماده در هنگام ابستنی به بچه گربه های متولد نشده وجود دارد.

امکان الودگی گربه ای نر بیش از دو برابر گربه های ماده می باشد .این موضوع از این مسیله ناشی می شود که تمایل گربه های نر (مخصوصا وحشی) برای ولگردی و درگیری و جنگ با گربه ای دیگر خیلی بیشتر از گربه های ماده است .
گربه های ولگرد شانس بیشتری برای الودگی به این ویروس نسبت به گربه های خانگی دارند .
گربه هایی در خانه نگهداری شده اند (امکان برخورد با گربه های ولگرد را نداشته باشند ) و و یا در مناطق روستایی (کلا مکان های که تراکم جمعیت گربه ها کم است ) با خطر کمتری نسبت به الودگی به این ویروس مواجه هستند .
به عنوان مثال : در ژاپن که تعداد زیادی گربه ولگرد وجود دارد شیوع بیماری بیش از سه برابر بیشتر از ایالات متحده است و میانگین سنی الودگی به ویروس 3 تا 5 سالگی می باشد .

زمانی که گربه ای به این ویروس الوده شد , ممکن است برای سالها هیچ نشانه بالینی دال بر الودگی بروز ندهد .
هر چند که ما می دانیم 4 تا 6 هفته پس از الودگی به این ویروس گلبول های سفید خون افت کرده و در بعضی گربه ها در این دوره غده های لنفاوی بزرگ می شود .
همچنین گروه دیگری از گربه ها در این دوره علایمی مانند تب , کم خونی , اسهال را بروز می دهند .
این ویروس گروهی از گلبول های سفید را مورد حمله قرار داده و نابود می کند مانند سلولهای T که این عمل برای سیستم دفاعی بدن خطرناک و ویروس ارام ارام فعالیت سیستم ایمنی را کاهش می دهد .

بسیاری از گربه های "FIV" مثبت دارای عفونت های مزمن در ناحیه دهان و دندان خود می باشند .
البته امکان بروز بیماری های مزمن دیگری نطیر اسهال , ذات الریه , بیماریهای پوستی مزمن , عفونت سینوس ها , بعضی از بیماری های چشم و به علاوه مشکلات دستگاه عصبی وجود دارد .


 
شناسایی بیماری با ازمایش خون و جستجو برای یافت انتی بادی های ضد ویروس در نمونه خونی امکان پذیر است
این ازمایش را می توان حتی قبل از اینکه شکل مزمن بیماری نمایان بشود انجام داد .
انجمن دامپزشکان امریکا به سبب جلوگیری از وجود گربه الوده در بین گربه هایی که برای نگهداری در منزل فروحته می شوند انجام این ازمایش را توصیه نموده است .
البته این امکان وجود دارد که بچه گربه های زیر 6 ماه حامل انتی بادی های "FIV" باشند که از مادر به انها منتقل شده است در حالی که خود به ویروس الوده نیستند
بنابراین تمام گربه های زیر این سن که نتیجه ازمایش انها مثبت ارز یابی شده است باید بار دیگر بعد از 6 ماهگی ازمایش شوند

گربه های "FIV" مثبت , ماهها و حتی سالها زنده می مانند .
با مرقبت و پرستاری این دسته از بیماران نیز می توانند زندگی خوبی را پشت سر بگزارند و از زندگی خود لذت ببرند .
توجه : حیوان را از خطر مجروح شدن و یا الودگی به بیماری دیگری محافظت نماییم
این بهترین راه برای نگهداری گربه بیمار در منزل و در عین حال جلوگیری از انتشار ویروس در محیط است .

اولین واکسن اسن بیماری در سال 2—2 و با نامهای
Fort Dodge
Fel-O-Vax FIV®
در ایالات متحده ساخته شد
این واکسن برای حفاظت گربه هایی که در خطر الودگی شدید هستند مفید است

این بیماری تا کنون یکی از مرگ اور ترین و گسترده ترین بیماری های گربه به شمار می امد اما خوشبختانه هم اکنون با استفاده از واکسن می توان از گربه ها در برابر این بیماری محافطت کرد و ما امروز شاهد تعداد کمتری گریه الوده به این ویروس مهلک هستیم .
اما هنوز یکی از بزرگترین عوامل مرگ گربه ها به شمار می رود .
"Leukemia" یعنی سرطان گلبول های سفید خون . این یکی از اولین بیماری هایی است که در اثر ویروس" FeLV" ایجاد می گردد و به دینگونه به نام نامیده شده است .
باید توجه داشت که بیماری ایجاد شده توسط این ویروس به سرطان خون محدود نمی شود و این ویروس می تواند عامل انواع متعددی از بیماری های کشنده علاوه بر سرطان در گربه گردد .
این ویروس به خانواده "رتروویروس ها" تعلق دارد .
اعضای این خانواده اهمیت فوق العاده دارند زیرا این توانی را دارند که خود را در ماده وراثتی و یا DNA میزبان بگنجانند .
به همین علت گاهی رتروویروس ها را " اخرین انگل های وراثتی " می نامند .

عوامل خطر
گربه هایی که در منزل نگهداری شده و از تماس انها با گربه های دیگر و مخصوصا ولگرد جلوگیری به عمل می اید در خطر کمتری قرار دارند .
جنگ و درگیری میان گربه ها یکی از عوامل موثر شیوع این بیماریست چون ویروس به داخل بزاق وارد گردیده و از طریق گاز گرفتگی وایجاد زخم در گربه دیگر انتقال می یابد .
امکان انتقال ویروس از مادر به بچه گربه در هنگام بارداری وجود دارد .

شیوع
شیوع این بیماری در جمعیت گربه ها چیزی در حدود 1 تا 2 % می باشد .
اما شیوع این این بیماری می تواند خیلی گسترده تر از این ارقام باشد به عنوان مثال در مناطق الوده ویا مراکز نگهداری که گربه (FeLV) مثبت در میان گربه های دیگر زندگی می کند در صورت انجام ازمایش جواب , 30 الی 100 % ازمایشهای به عمل امده مثبت خواهد بود.

علایم بالینی

3 گروه بیماری خطرناک وابسته به (FeLV) تاکنون شناسایی شده است :

1- Leukemia یا سرطان گلبول های سفید خون
2- Lymphosarcoma ( که معمولا لنفوما نامیده می شود) که سرطان قسمت های مختلف بدن می باشد اما همیشه از بافت لنفاوی نشیات می گیرد , از قبیل گره های لنفاوی و معمولا هر بافتی را می تواند تحت تاثیر قرار دهد از قبیل : تمام اندام های که در انها گره لنفاوی وجود دارد , مجاری روده ای , کلیه , کبد , نخاع , مغز , مغز استخوان و خون .
در گربه های جوان , بارزترین نشانه لنفوما ایجاد یک توده در قفسه صدری است , که به ان "mediastinal lymphoma " می گویند .
3- بیماری های غیر سرطانی که شامل بیماری های متنوع که هیچ گونه رابطه ای با هم ندارند , کم خونی , سقط جنین , ورم مفاصل , سرکوب سیستم ایمنی و بیماری های خفیف از قبیل عفونت دستگاه تنفسی که البته ممکن است در بعضی موارد مرگ بار باشد .

انتقال
راه اصلی ورود ویروس به بدن حیوان زخم ها و جراحاتی است که حیوان در خلال درگیری و جنگ با گربه الوده متحمل می شود . چون حجم عظیمی از ویروس توسط اب دهان به داخل زخم ایجاد شده وارد شده و نتیجه ان الودگی به این ویروس می باشد .
لازم به توجه است که مقدار ویروس در ترشحات دستگاه تنفسی حیوان الوده زیاد می باشد.
البته احتمال انتقال بیماری از طریق اب و غذا , هنگام تمیز کردن گربه ها , انتقال از مادر به بچه گربه قبل از تولد وجود دارد اما متداول نیست تشخیص
برای شناسایی گربه ناقل می توان از ازمایش لوکمیا استفاده نمود. هر کدام از این 3 ازمایش مختلف برای شناسایی پروتیین های ویروس در بدن گربه به کار می روند.
1- ازمایش (ELISA) که به راحتی بر روی نمونه خون صورت می گیرد و ویروس را در هر مرحله که باشد شناسایی می کند . نتیجه این ازمایش پس از گذشت مدت زمان کمی از الودگی به ویروس مثبت می شود .
اما در بعضی از بیماران این امکان وجود دارد که پس از گذشت مدت زمانی , جواب اين ازمایش منفی گردد این امر به این علت رخ می نماید که سیستم ایمنی گربه ممکن است نسبت به عفونت حساس شده و در صدد رفع الودگی بر امده باشد .
2- ازمایش (IFA) که بر روی گسترش خونی (اسمیر ) انجام می گیرد و نتیجه ازمایش تنها در زمانی مثبت می گردد که بیماری در حال پیشرفت و ورود به اخرین مرحله است . از نتیجه مثبت ازمایش الودگی گربه قطعی به این ویروس محرز می شود و گربه ای که در این ازمایش جواب مثبت داد به ندرت قادر به مقاومت در برابر بیماری است و در اصطلاح به گربه های (IFA ) مثبت , “persistently positive” و یا persistently viremic گفته می شود .
3- ازمایش الایزا , اشک / بزاق که بر روی نمونه اشک و یا بزاق صورت می گیرد و تنها در بیمارانی که در مرحله پایانی بیماری هستند جواب مثبت می دهد و جواب ازمایش برای نمونه هایی که در مراحل ابتدایی از بیماری هستند شاید منفی باشد . بعلاوه امكان دارد جواب اين ازمايش در بعضي موارد به اشتباه مثبت باشد كه دليل ان اشتباه در ازمايش است زيرا ازمايش بزاق و اشك به طور معمول و انجام نمي گيرد .

پي امد الودگي به اين ويروس-در گربه هاي + FeLV

زماني كه ما در معرض ويروس قرار مي گيريم (به عنوان مثال انفولانزا ) اين الودگي دو پي امد دارد .
يا سيستم ايمني بدن به الودگي پاسخ صحيح داده و با ان مبارزه كرده و در نتيجه از بدن محافظت مي كند و يا اينكه توانايي پاسخ صحيح ندارد و بنابراين انفولانزا در بدن گسترش مي يابد.
تعدادي از عوامل كه تعيين كننده پي امد الودگي مي باشند در زير درج شده اند :
1- ميزان ويروس وارد شده
2- نوع ويروس
3- وضعيت سيستم ايمني
4- سن ( كم سنسالان و كهن سالان شانس بيشتري براي بيماري دارند )
5- وجود بيماري ديگر در بدن

رفتار FeLV در بدن گربه فابل پيش بيني نيست
در مثال فوق ذكر مي توان گفت تنها دو پيامد دارد يا ما احساس سلامتي مي كنيم و يا مريض مي شويم !
اما در مورد FeLV در گربه هاي الوده امكان بروز چهار پي امد وجود دارد .

پي امد 1 – ايمني - ايچاد ايمني در گربه و پاسخ دستگاه ايمني براي از بين بردن الودگي
اين مطلوب ترين پي امدي است كه امكان رخ دادن دارد زيرا بدين معني است كه گربه دچار يك عفونت شديد نشده است . در طول اين دوره مبارزه با ويروس , دقيقا در حال گسترش يك بيماري خفيف در بدن گربه است.
تب , كم استهايي , پژمردگي , تورم غدد لنفاوي زير گردن ممكن است براي 3 تا 10 روز رخ دهد .
اين پيامد در 40% از گربه هاي الوده رخ مي دهد . شانس گربه هاي بالغ براي ايمن شدن نسبت به ويروس خيلي بيشتر از بچه گربه ها مي باشد .

پي امد 2- عفونت – شكسته شدن سد دفاعي بدن گربه توسط ويروس

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



قانقاريا ( Gangrenous Dermatitis ) بيماري خطرناك در طيور

منبع : Poultry International , vol . 43 , No . 7 , PP . 34 - 36

GD از جمله بيماري هاي طيور مي باشد كه ضرر فراواني به اقتصاد دامپروري مي زند . اين بيماري بال هاي حيوان را مورد حمله قرار مي دهد ، بال ها كبود شده ، توليد گاز كرده و در آنها عفونت پوستي ايجاد مي شود .
اين بيماري همراه ابتلاي حيوان به بيماري هايي كه سيستم ايمني را تضعيف مي كند مانند بورس عفوني ، مارك ، هپاتيت و مسموميتهاي آفلاتوكسيني ديده مي شود و همچنين به همراه بيماريهاي ناشي از كلستريديوم ، استافيلوكوك و اشرشياكلي ديده مي شود .
GD خود را به صورت نكروز پوستي و عفوني شدن بافت ها نشان مي دهد و معمولا منجر به مرگ مي شود . صدمات پوستي اين بيماري به علت اثرات ثانويه باكتريايي از نوع كلستريديوم پرفرنژز تيپ A مي باشد .
شيوع اين بيماري در بين جوجه هاي 17 روزه تا 20 هفته اي گزارش شده است كه اكثر آنها جوجه هاي گوشتي 4 تا 8 هفته اي بوده اند


GD معمولا به طور ناگهاني بعد از واكسن بورس نيز ديده مي شود چون ايمني طيور پايين مي آيد .
افزايش تراكم ، ضعيف بودن سيستم تهويه ، بالا بودن رطوبت ، رعايت نكردن مسايل بهداشتي و كاني باليسم فاكتورهايي هستند كه ميزان ابتلا به اين بيماري را افزايش مي دهند .
مرگ ناگهاني در طيور اولين نشانه اين بيماري است . در مراحل اوليه اين بيماري طيور ، بدون هيچ نشانه اي بر روي پوست مي ميرند ولي گاهي در بين انگشتان آنها رطوبت ديده مي شود . در زير بال ها قرمزي و تورم به چشم مي خورد كه به كبودي مي زند و گاهي آب ميان بافتي از زير پوست خارج مي شود .
در برخي مواقع هنگام ابتلا به اين بيماري سلول هاي خوني كاهش پيدا مي كند و در برخي موارد هايپر گلاسمي و به دنبال آن در مرحله آخر بيماري هيپرگلاسمي بروز مي كند .
اگر بيماري بر اثر كلستريديا باشد سرعت تخريب بافتي سريع است و بعد از مرگ لاشه حيوان سبز رنگ مي شود و مايع ژلاتيني از بافت خارج مي گردد . پاها متورم شده و عفونت ماهيچه همراه با گاز ديده مي شود . ديگر اندام ها از جمله قلب ، ريه ، مفصل زانو نيز آسيب مي بينند . ريه ها متورم و ترشح دار مي شود و در مواردي مغز استخوان زرد مي شود .


درمان :
براي درمان اين بيماري مي توان از پمادهاي آنتي بيوتيك بر روي پوست استفاده كرد و از داروهاي كلرامفنيكل ، جنتامايسين ... استفاده كرد .
پيشگيري و كنترل :
وجود دانخوري و آبخوري كافي مي تواند از برخي استرس ها بكاهد كه در كاهش و جلوگيري از اين بيماري موثر است . كاهش تعداد بازديد كنندگان از فارم ، اطمينان از بالانس بودن جيره و داراي مواد معدني لازم مي تواند از ابتلا به اين بيماري بكاهد .
روي ( Zn ) به كاهش عفونت هاي پوستي كمك مي كند پس جيره بايد مقدار كافي روي داشته باشد . مكمل هاي ويتامين E نيز بايد به جيره يا آب افزوده شود و جيره از نظر كپك و آفلاتوكسين كنترل شود .
مواد ضد عفوني كننده مناسب و رعايت نكات بهداشتي نيز كمك بزرگي به كاهش بيماري GD مي كند .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



مرغ عشق lovebird

دانش پژوهان دامپزشکی
وبلاگ تخصصی دامپزشکی

معرفي
مرغ‌ عشق‌ (Budgerigar) يكي‌ از اعضا كوچك‌ خانواده‌ طوطي‌ها محسوب‌ مي‌شود. مهد اين‌ پرنده‌ زيبا استراليا مي‌باشد.در طول‌ قرن‌ 19 و 20 هزاران‌ جفت‌ از اين‌ پرنده‌ به‌ ساير قاره‌ها آورده‌ شد و خيلي‌ زود توانست‌ جاي‌ خود را به‌ عنوان‌ يك‌حيوان‌ خانگي‌ محبوب‌ باز كند. رنگهاي‌ زيبا، صداي‌ دلنشين‌، توانايي‌ تقليد صدا، طبيعت‌ اجتماعي‌، نگهداري‌ آسان‌ وقيمت‌ ارزان‌، مرغ‌ عشق‌ را به‌ يكي‌ از محبوب‌ترين‌ پرندگان‌ تبديل‌ كرده‌ است‌.

خصوصيات‌
مرغ‌ عشق‌ در رنگهاي‌ متنوعي‌ وجود دارد كه‌ از جمله‌ آنها سبز، زرد، آبي‌ و شيري‌ مي‌باشد. در طبيعت‌ به‌ كمك‌ منقارقوي‌ و شكل‌ انگشتان‌ پاهايش‌، دو انگشت‌ رو به‌ جلو و دو تا رو به‌ عقب‌ به‌ راحتي‌ از شاخه‌ها بالا مي‌رود.

مرغ‌ عشق‌ حدودا در 3 ماهگي‌ بالغ‌ مي‌شود. برجستگي‌ روي‌ قاعده‌ منقار در غالب‌ پرندگان‌ نر بالغ‌ آبي‌ روشن‌ يا بنفش‌و در ماده‌ بالغ‌ قهوه‌اي‌ است‌. البته‌ اين‌ رنگ‌ در نابالغين‌ كاملا مشخص‌ نيست‌ ضمن‌ اينكه‌ هنگام‌ بيماري‌ يا پيري‌ رنگ‌بتدريج‌ كم‌ مي‌شود.

مرغ‌ عشق‌ ماده‌ در هر نوبت‌ به‌ طور متوسط 4-6 تخم‌ مي‌گذارد. جوجه‌ها 16-18 روز بعد از تخم‌ بيرون‌ آمده‌ و24-28 روز در لانه‌ مي‌مانند. در طول‌ اين‌ مدت‌ جوجه‌ها به‌ شدت‌ وابسته‌ به‌ مادر هستند.


ساير مشخصات‌
طول‌ عمر: 7-8 سال‌
وزن‌: 40-45 گرم‌
طول‌ بدن‌ پرنده‌ نر: 18 سانتيمتر

خريداري‌
بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ مرغ‌ عشق‌ (مانند ساير حيوانات‌ خانگي‌) حتما بايد از جاي‌ مطمئن‌ خريداري‌ شود. سن‌ مناسب‌براي‌ خريد 6-7 هفتگي‌ است‌. هنگام‌ خريد به‌ وضعيت‌ پرها دقت‌ كنيد چرا كه‌ نشانه‌ خوبي‌ از وضعيت‌ كلي‌ پرنده‌ است‌.در پرنده‌ سالم‌ پرها صاف‌، شفاف‌ و درخشان‌ مي‌باشند در حاليكه‌ پرنده‌ بيمار كسل‌ بوده‌ و پرهاي‌ ژوليده‌اي‌ دارد. چشم‌هابايد شفاف‌، درخشان‌ و فاقد تورم‌ باشند. پاها به‌ راحتي‌ ميله‌ قفس‌ را بگيرند و پرنده‌ در حالت‌ ايستاده‌ زاويه‌ 30 نسبت‌ به‌خط قائم‌ داشته‌ باشد. اطراف‌ مخرج‌ طبيعي‌ و پرنده‌ شاداب‌ باشد.


رابطه‌ با انسان‌ و حيوانات‌ خانگي‌
مرغ‌ عشق‌ خيلي‌ زود اهلي‌ شده‌ و به‌ خانه‌ خو مي‌گيرد. مي‌توان‌ به‌ آن‌ ياد داد كه‌ روي‌ انگشت‌ بنشيند (شكل‌ 2). حضورسگ‌ و گربه‌ موجب‌ ناراحتي‌ پرنده‌ مي‌شود حتي‌ اگر به‌ آن‌ دسترسي‌ نداشته‌ باشند.

پرنده‌ جديد را بايد بتدريج‌ وارد كرد حتي‌ اگر جفت‌ پرنده‌ شما باشد. بهتر است‌ ابتدا در قفسهاي‌ مجزا ولي‌ كنار هم‌باشند (بدون‌ تماس‌) تا به‌ هم‌ عادت‌ كنند.

نگهداري‌
قفس‌: بايد فضاي‌ كافي‌ براي‌ تحرك‌ پرنده‌ داشته‌ باشد. اندازه‌ توصيه‌ شده‌ براي‌ يك‌ جفت‌ مرغ‌ عشق‌ 75‚60‚100سانتيمتر مي‌باشد. داشتن‌ ميله‌هاي‌ افقي‌ (نسبت‌ به‌ عمودي‌) ارجح‌ است‌ چرا كه‌ پرنده‌ مي‌تواند براي‌ بالا رفتن‌ از آن‌استفاده‌ كند.

مكان‌ قفس‌: قفس‌ بايد در اتاقي‌ روشن‌، با هواي‌ مناسب‌ و در جريان‌ (با دماي‌ 1-26 سانتيگراد بدون‌ تغييرات‌ ناگهاني‌)،بدون‌ دود سيگار و در گوشه‌اي‌ از اتاق‌ قرار داد تا پرنده‌ احساس‌ امنيت‌ كند. پرنده‌ نبايد در معرض‌ تابش‌ مستقيم‌ خورشيدباشد همچنين‌ آشپزخانه‌ محل‌ مناسبي‌ براي‌ قفس‌ نمي‌باشد چون‌ داراي‌ بخارات‌ مضر است‌. ارتفاع‌ قفس‌ بهتر است‌طوري‌ باشد كه‌ پرنده‌ حدودا هم‌ سطح‌ چشمان‌ شما باشد تا كنترل‌ و اهلي‌ كردن‌ آن‌ ساده‌تر شود.
با توجه‌ به‌ اينكه‌ مرغ‌ عشق‌ در شب‌ ساعاتي‌ را مي‌خوابد در صورتيكه‌ برق‌ روشن‌ است‌ بهتر است‌ روي‌ قفس‌ با پارچه‌پوشانده‌ شود.

وسايل‌ داخل‌ قفس‌: وسايل‌ لازم‌ براي‌ قفس‌ شامل‌ ظروف‌ آب‌، غذا و سنگريزه‌ و قالب‌ معدني‌ (يا كف‌ دريا) مي‌باشد.اسباب‌ بازي‌ نيز بويژه‌ براي‌ يك‌ پرنده‌ تنها لازم‌ است‌.
كف‌ قفس‌ را مي‌توان‌ با روزنامه‌ (رنگي‌ نباشد) يا روزنامه‌ كه‌ روي‌ آن‌ ماسه‌ ريخته‌ شده‌ است‌، پوشاند. آبخوري‌ لوله‌اي‌،براي‌ مرغ‌ عشق‌ مناسب‌ است‌. جلوي‌ ظروف‌ آب‌ و غذا بايد ميله‌ باشد تا پرنده‌ بتواند بر روي‌ آن‌ بنشيند ضمن‌ اينكه‌ظروف‌ آب‌ و غذا نبايد زير ميله‌هاي‌ بالايي‌ قفس‌ باشند چر كه‌ با مدفوع‌ پرنده‌ آلوده‌ مي‌شوند. آب‌ هميشه‌ تازه‌ و تميز بايددر اختيار پرنده‌ باشد. كف‌ قفس‌ بايد هر روز و كل‌ قفس‌ 3-4 روز يك‌ بار تميز شوند.

ميله‌ داخل‌ قفس‌: ميله‌هاي‌ چوبي‌ نسبت‌ به‌ پلاستيكي‌ ارجح‌ هستند ضمن‌ اينكه‌ بهتر است‌ قطر ميله‌ها متفاوت‌ باشد. به‌طور كلي‌ قراردادن‌ شاخه‌ درخت‌ بويژه‌ به‌ جاي‌ ميله‌هاي‌ بالايي‌ قفس‌ مناسبتر است‌ چرا كه‌ پرنده‌ مي‌تواند از آن‌ بالا رفته‌ضمنا ناخن‌هايش‌ نيز ساييده‌ مي‌شود. براي‌ اين‌ كار مي‌توان‌ يك‌ ساقه‌ به‌ قطر 1-1/5 سانتيمتر پيدا كرده‌ كه‌ عاري‌ ازسمپاشي‌، قارچ‌ و مدفوع‌ پرندگان‌ وحشي‌ باشد سپس‌ برگ‌ و شاخه‌هاي‌ اضافي‌ آن‌ را قطع‌ كرده‌ و داخل‌ قفس‌ قرار داد.


اسباب‌ بازي‌: مرغ‌ عشق‌ آينه‌ را دوست‌ دارد. مي‌توان‌ يك‌ آينه‌ كوچك‌ را داخل‌ قفس‌ قرار داد يا بهتر است‌ يك‌ آينه‌ديواري‌ كنار قفس‌ باشد تا پرنده‌ خود را ببيند. اسباب‌ بازيهاي‌ ديگر مورد علاقه‌ مرغ‌ عشق‌ شامل‌ نردبان‌، تاب‌، توپ‌پينگ‌پنگ‌ آويزان‌ و زنگ‌ مي‌باشند.


تمرين‌ و ورزش‌
مرغ‌ عشق‌ نياز به‌ پرواز آزاد دارد. در صورتيكه‌ پرنده‌ شما به‌ قفس‌ عادت‌ كرده‌، مي‌تواند هر روز بيرون‌ بيايد و در اتاق‌پرواز كند. براي‌ اين‌ كار ابتدا بايد شرايط اتاق‌ كاملا مناسب‌ باشد. در و پنجره‌ها بسته‌، بخاري‌ها خاموش‌ و سگ‌ و گربه‌ دراتاق‌ نباشد. آنگاه‌ مي‌توان‌ در قفس‌ را باز كرده‌ تا پرنده‌ 20-30 دقيقه‌ بازي‌ كند. پرنده‌اي‌ كه‌ به‌ قفس‌ خود عادت‌ كرده‌ پس‌ ازاين‌ مدت‌ باز خواهد گشت‌ بويژه‌ اگر به‌ طور منظم‌ براي‌ بازي‌ بيرون‌ آورده‌ شود.


صحبت‌ كردن‌
مرغ‌ عشق‌ تا حدي‌ قادر است‌ صحبت‌ كردن‌ را بياموزد. بهترين‌ زمان‌ براي‌ ياد دادن‌ از حدود 5-6 هفتگي‌ است‌. پرنده‌نر از نظر يادگيري‌ بهتر از ماده‌ مي‌باشد. براي‌ ياد دادن‌ بايد توجه‌ كرد كه‌ كلمه‌ بدقت‌ و بارها تكرار شود. با توجه‌ به‌ اينكه‌پرنده‌ معني‌ كلمه‌ را نمي‌فهمد بايد كلمه‌ به‌ يك‌ شكل‌ تكرار گردد.


تغذيه‌
غذاي‌ اصلي‌ مرغ‌ عشق‌ در اسارت‌ و آزادي‌ دانه‌ است‌. دانه‌ها شمال‌ 2 گروه‌ مهم‌ هستند:

1ـ دانه‌ غلات‌: كربوهيدرات‌ زياد و چربي‌ كم‌ دارند; مانند ارزن‌ و ذرت‌.

2ـ دانه‌هاي‌ روغني‌: چربي‌ زياد و كربوهيدرات‌ كم‌ دارند; مانند تخم‌ آفتابگردان‌ يا تخم‌ كتان‌.
غذاي‌ مناسب‌ مرغ‌ عشق‌ شامل‌ دانه‌ قناري‌ و ارزن‌ مي‌باشد ولي‌ اين‌ تركيب‌ غذاي‌ كاملي‌ نيست‌ بويژه‌ هنگام‌ توليد مثل‌و براي‌ بالانس‌ كردن‌ آن‌ اضافه‌ كردن‌ يك‌ دانه‌ روغني‌ (مانند تخم‌ كتان‌) لازم‌ است‌. علاوه‌ بر اينها سبزيجات‌ (مانند هويج‌،كلم‌)، ميوه‌هاي‌ تازه‌ (مانند سيب‌، انگور) و نيز مكمل‌ توصيه‌ مي‌شوند. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ هر نوع‌ تغيير جيره‌ به‌ تدريج‌انجام‌ شود.

مكمل‌: دو مكمل‌ مهم‌ براي‌ مرغ‌ عشق‌ سنگريزه‌ (يا شن‌) و كف‌ دريا مي‌باشند. پرندگان‌ دانه‌خوار از جمله‌ مرغ‌ عشق‌اغلب‌ قبل‌ از خوردن‌ دانه‌ اقدام‌ به‌ خوردن‌ سنگريزه‌ مي‌كنند. سنگريزه‌ در سنگدان‌ پرنده‌ كمك‌ به‌ شكستن‌ دانه‌ كرده‌ ونقش‌ مهمي‌ در هضم‌ آن‌ دارد. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ سنگريزه‌ آلوده‌ نباشد. كف‌ دريا يك‌ منبع‌ با ارزش‌ كلسيم‌ است‌ ضمناپرنده‌ جوان‌ از آن‌ براي‌ اصلاح‌ منقارش‌ نيز استفاده‌ مي‌كند. بهتر است‌ در جايي‌ فيكس‌ باشد تا توسط پرنده‌ جابجا نشود.


آب‌ (براي‌ نوشيدن‌ و استحمام‌)

مرغ‌ عشق‌ به‌ آب‌ كمي‌ نياز دارد ولي‌ آب‌ تازه‌ در ظرف‌ تميز بايد هميشه‌ در دسترس‌ باشد. بهتر است‌ آب‌ هر روزعوض‌ شود.
پرنده‌ براي‌ آراستن‌ پرهاي‌ خود نيز نياز به‌ آب‌ دارد. برخي‌ پرنده‌ها براي‌ استحمام‌ ظرف‌ آب‌ را دوست‌ دارند و برخي‌ديگر را مي‌توان‌ به‌ آرامي‌ اسپري‌ زد. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ اين‌ كار در يك‌ روز خوب‌ و گرم‌ انجام‌ شود و پرنده‌ قبل‌ ازخوابيدن‌ خود زمان‌ مناسب‌ براي‌ خشك‌ شدن‌ داشته‌ باشد.


توليد مثل‌
براي‌ موفقيت‌ در جوجه‌ گرفتن‌ بايد به‌ موارد زير توجه‌ شود:
1ـ فراهم‌ آوردن‌ شرايط مناسب‌ نگهداري‌ و تغذيه‌
2ـ قرار دادن‌ جعبه‌ آشيانه‌ (شكل‌ 3): يك‌ محرك‌ براي‌ توليد مثل‌ محسوب‌ مي‌شود. براي‌ مرغ‌ عشق‌ جعبه‌ آشيانه‌ به‌ اندازه‌23‚17‚17 سانتيمتر و ورودي‌ به‌ قطر 4-5 سانتيمتر مناسب‌ است‌. وجود يك‌ ميله‌ جلوي‌ سوراخ‌ ورودي‌ كمك‌ مي‌كندپرنده‌ نر جفت‌ خود را هنگام‌ خوابيدن‌ روي‌ تخم‌ها بهتر تغذيه‌ كند. بهتر است‌ كف‌ جعبه‌ آشيانه‌ كشويي‌ باشد (مانندشكل‌) تا تميز كردن‌ آن‌ به‌ سادگي‌ صورت‌ گيرد. ضمنا مرغ‌ عشق‌ تخم‌ را مستقيما روي‌ چوب‌ مي‌گذارد و نياز به‌ ماده‌ديگري‌ نيست‌.
3ـ استرس‌: استرس‌ را بايد به‌ حداقل‌ رساند. صاحبان‌ وسواسي‌ يا فضول‌ كه‌ بطور متناوب‌ داخل‌ جعبه‌ آشيانه‌ را نگاه‌مي‌كنند و نيز ظاهر شدن‌ شكارچيان‌ مانند گربه‌ اطراف‌ قفس‌ از عوامل‌ مهم‌ استرس‌ محسوب‌ مي‌شوند.
4ـ نقش‌ تحريك‌ ساير پرندگان‌: مي‌توان‌ 2 جفت‌ مرغ‌ عشق‌ را در قفس‌هاي‌ مجزا ولي‌ در كنار يكديگر قرار داد. صداي‌ هرجفت‌ مي‌تواند جفت‌ مقابل‌ را به‌ نشان‌ دادن‌ رفتار توليد مثلي‌ تشويق‌ كند.
5ـ تأثير نور: افزايش‌ تدريجي‌ مدت‌ زمان‌ وجود نور تحريك‌ مناسبي‌ است‌. فصل‌ جفت‌گيري‌ مرغ‌ عشق‌ >معمولا< بهار وتابستان‌ است‌.


بيماريهاي‌ مهم‌
رشد بيش‌ از حد ناخن‌ها و منقار: در صورت‌ بروز اين‌ پديده‌ بايد از محلي‌ كه‌ فاقد عروق‌ خوني‌ هستند كوتاه‌ شوند. اگرانجام‌ آن‌ مشكل‌ است‌ به‌ دامپزشك‌ مراجعه‌ كنيد.

سرماخوردگي‌: نشانه‌هاي‌ اين‌ بيماري‌ تب‌، كاهش‌ اشتها و حركات‌ مداوم‌ دم‌ است‌. بيماري‌ در صورت‌ پيشرفت‌ به‌ذات‌الريه‌ منتهي‌ مي‌شود. علاوه‌ بر درمان‌ دارويي‌ بايد دماي‌ اتاق‌ را تا 27 درجه‌ سانتيگراد بالا برده‌ و ثابت‌ نگه‌ داشت‌. به‌اشتها آمدن‌ پرنده‌ تأثير زيادي‌ در بهبودي‌ دارد بنابراين‌ بايد غذاهاي‌ مورد علاقه‌ پرنده‌ به‌ همراه‌ ويتامين‌ B به‌ آن‌ داده‌ شود.

بيماري‌ پسيتاكوز: اهميت‌ اين‌ بيماري‌ در قابليت‌ انتقال‌ آن‌ از مرغ‌ عشق‌ (و ساير طوطي‌ها) به‌ انسان‌ مي‌باشد. براي‌جلوگيري‌ از اين‌ امر، مرغ‌ عشق‌ را از جاهاي‌ كاملا مطمئن‌ خريداري‌ كرده‌ و در صورت‌ مشاهده‌ علائمي‌ چون‌ لاغري‌،كسالت‌، ريزش‌ از بيني‌ و اسهال‌ سبز ضمن‌ قطع‌ تماس‌ با پرنده‌ به‌ دامپزشك‌ مراجعه‌ كنيد

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



همستر Hamster

رفتار شناسی همستر  
در طبیعت ، همستر ها در دالان های عمیقی که در زمین حفر می شود زندگی می کنند که امکان ذخیره مواد غذایی در آنها وجود دارد. همستر ها بندرت به انسان حالت تهاجمی پیدا می کنند و اگر هم چنین رفتاری رخ بدهد ، اغلب بواسطه ایجاد ترس و اعمال خشونت هنگام حمل و گرفتن حیوان است. حتی همستر هایی که در طبیعت به دام می افتند ، اغلب اهلی و رام هستند. همستر در هر حال برای یافتن راه فرار  هیچگاه از جویدن قفس دریغ نمی کند. همستر هایی که از قفس خود فرار می کنند ، بر نمی گردند. همستر ها در شب فعالیت بیشتری دارند و از دویدن داخل چرخهای اسباب بازی لذت می برند. در گزارشها اذعان شده است که ماده آبستن می تواند با سرعت 8 کیلومتر در ساعت بدود.

همسترهای ماده معمولا به جز چند ساعت طی دوران حرارت جنسی، تحمل حیوان نر را ندارند و به نر تازه وارد حمله ور می شوند. برای حمل و نقل نیز لازم است تا همسترهای نر و ماده را از هم جدا کرد. البته احتمال درگیر شدن دو جنس مخالف ، در صورتی که از بچگی و قبل از سن بلوغ جنسی در کنار هم نگهداری شده باشند به مراتب کمتر است. حیوانات ماده ممکن است با همجنسان خود نیز درگیر شوند اما احتمال جنگ متقابل بین نرها به مراتب کمتر است.

همستر ماده، هنگام احساس خطر گاهی نوزادان خود را در جیب های گونه ای خود پنهان می کند و پس از رفع خطر بچه ها را به داخل لانه بر می گرداند؛ در این بین گاهی بچه ها خفه می شوند. از جیب های گونه ای برای جابجا کردن بچه ها ، غذا، مواد سازنده بستر و اشیا نیز استفاده می شود. ممکنست صاحب حیوان متوجه شود که نوزادان همستر گاهی مفقود می شوند و بعد از مدتی دوباره بر می گردند.در واقع مادر به هنگام احساس خطر یا جهت انجام جابجایی، نوزادان خود را داخل جیب های گونه ای خود مخفی نموده است. در این موقع صاحب حیوان بایستی توجه داشته باشد که ممکنست طرز رفتار وی با حیوان خصوصا در دوران پس از بارداری نوعی احساس نا امنی را در حیوان ایجاد می کند.

 
انتخاب همستر:
دو نوع همستر به عنوان حیوان خانگی نگهداری می شود.همستر طلائی یا سوری و همستر کوتوله. همستر کوتوله تقریبا به اندازه نصف همستر طلائی می باشد. همستر طلائی در تنهایی نیز زندگی شادی خواهد داشت و اغلب اگر بصورت گروهی نگهداری شوند با هم در گیر می شوند.همستر کوتوله اجتماعی تر بوده و شاید برای نگهداری آنهابصورت دوتایی (از یک جنس) بهتر باشد.از بقیه جهات نگهداری آنها شبیه به هم می باشد.

موقع انتخاب همستر به رفتار و شرایط آنها دقت کنید. از خرید همسترهایی که بی حال و ساکت می باشند اجتناب ورزید. آنها باید گوش بزنگ ، کنجکاو و فعال باشند. پوشش بدنی باید صاف و چشم ها تمییز باشند. نفس کشیدن حیوان نباید صدا دار و با زحمت باشد. پوشش بدن باید تمییز بوده و به آن مدفوع حیوان نچسبیده باشد. اگر متوجه شدید درون قفس یک از همسترها به اسهال یا بیماری تنفسی دچار شده است، آگاه باشد که همه همسترها در درون قفس در معرض یک بیماری واگیر دار قرار گرفته اند.


خانه همستر:
سه نوع خانه برای همستر رایج می باشد. قفس های سیمی، قفس پلاستیکی و آکواریوم. یک قفس سیمی با میله های افقی با فاصله 0.5 تا 0.75 اینچ برای نگهداری مناسب می باشد چرا که همستربه بالا رفتن علاقه دارد و از میله ها برای بالا رفتن از دیواره ها استفاده می کند. از قفس هایی که کف آنها به صورت شبکه ای و سوراخدار است اجتناب کنید چرا که حیوان در این قفس راحت نمی باشد بعلاوه تمییز کردن این قفس ها نیز مشکل است.

آکواریوم نیز در دسترس بوده و تمییز کردن آن نیز راحت است. اما گردش هوا در آن کمتر بوده و این فرصت را به حیوان نمی دهد که ازدیواره ها بالا رود. یک پوشش نیز برای ممانعت از خروج همستر از آکواریوم و همچنین جلوگیری از دسترسی دیگر حیوانات خانگی به همستر نیاز می باشد.

محل سکونت از پیش ساخته شده پلاستیکی با چند تونل و خوابگاه نیز مناسب می باشد و حیوان  می تواند از آن برای ورزش و تفریح استفاده کند ولی تهویه هوا و نظافت آن مشکل است. بعلاوه بسیاری از همسترهای طلائی بزرگتر از آن هستند که در تونلها جاگیرند. هرچند برای همسترهای کوتوله مشکلی پیش نخواهد آمد. به این نکته نیز توجه داشته باشید که محل سکونت این حیوان باید آنقدر محکم باشد که در مقابل جویدن های این حیوان بتواند مقاومت کند و بعضا لانه های پلاستیکی به راحتی توسط آنها جویده خواهند شد.
 

بستر سازی:
اغلب صاحبان همستر از تراشه چوب برای پوشاندن کف قفس همستر استفاده می کنند، ولی بايد از تراشه سرو اجتناب نمود. درخت اشنگ يا ديگر درختان جنگلی برای استفاده در کف قفس بهتر است. درخت کاج نيز بدليل امکان ترشح مواد تحريک کننده و معطر از آن مناسب نمی باشد. کف قفس هر هفته بايد عوض شود. از آنجا که همسترها معمولا از يک گوشه از قفس برای اجابت مزاج استفاده می کنند، تمييز کردن آن قسمت از قفس بصورت مداوم به تمييز ماندن محل زندگی آنها کمک می کند. همسترها دوست دارند در زمين تونل حفر کنند.بنابراين عمق پوشش کف بايد آنقدر باشد که حيوان بتواند درون آن تونل حفر کند.


مکان قفس در خانه بايد با دقت انتخاب گردد.از آنجا که همسترها شبگرد هستند محل زندگيشان در روز بايد کاملا ساکت باشد. با اين حال آنها نبايد آنقدر دور از دسترس باشند که فرصتی برای برقراری ارتباط با انسان در هنگام شروع فعاليت (عصرها)نداشته باشند.

قفس آنها بايد دور از تابش مستقيم خورشيد و منابع گرما باشد و بايد بالاتر از سطح زمين بر روی تاقچه يا يک ميز باشد.

 

لوازم زندگی:
یک جعبه کوچک به عنوان آشیانه در گوشه ای از قفس برای همستر مورد نیاز می باشد که می توان از یک جعبه مقوایی برای اینکار استفاده نمود که این جعبه باید هر چند وقت یک بار عوض شود. کف جعبه را می توانید با چیزی نرم مثل دستمال کاغذی بپوشانید. مواد کف این جعبه باید ماهی یک تا دوبار عوض شود.عوض نمودن بیش از این باعث برهم زدن آرامش همستر خواهد شد. هر چند چک نمودن منظم جعبه و برداشتن مواد غذائی که حیوان ذخیره نموده پیشنهاد می شود.

به همستر باید فرصت جویدن ،نقب زن و ورزش نمودن داده شود. تقریبا تمام همسترها با شوق و ذوق از یک چرخ و فلک مخصوص همستر(با یک سطح یک دست و محکم)  استقبال می کنند. مقداری تونل و لوله (مثل لوله دستمال توالت ) نیز لازم است. شاخه های تازه درخت مانند بید و درختهای میوه که برای آنها از سموم ضد آفت استفاه نشده، جعبه های کوچک مقوائی و بلوکهای چوبی برای جویدن و بالا رفتن مناسب است.

برای آبخوری حیوان نیز می توان از یک بطری با سری که بتواند حیوان به راحتی از آن آب بخورد استفاده نمود.بدینوسیله آب حیوان تمییز مانده و حیوان نمی تواند ظرف آب را سرازیر نماید.یک ظرف غذای کم عمق از سرامیک یا چینی بهترین انتخاب برای ظرف غذای همستر می باشد تا حیوان نتواند ظرف را برگردانده علاوه بر این تمییز نمودن چنین ظرفی راحت تر است.

 
رژيم غذايی همستر:
برای رژيم همستر  بهتر است از غذاهای آماده موجود در بازار استفاده نمود که معمولا بصورت مخلوطی از دانه گياهان يا بصورت يک جيره غذايی به شکل گلوله های کوچک و يکدست درون بسته بندی آماده می باشد. جيره آماده گلوله ای از نظر مواد غذائی متعادل بوده و همستر نمی تواند دانه های مورد علاقه خود را دست چين کند به همين دليل اين غذا در بعضی مواقع حيوان را دلزده کرده و بعضی از همسترها اصلا آنرا نمی خورند. دانه های مخلوط آماده برای همستر معمولا از طرف حيوان بهتر پذيرفته می شوند و پايه خوبی برای رژيم همستر می باشد. ولی مواظب باشيد از غذايی که تنها شامل دانه گياهان است اجتناب کنيد بلکه غذا بايد شامل مواد مختلفی مثل سبزيجات خشک باشد. از اين غذای آماده برای حيوان بيش از اندازه نريزيد چرا که با اين کار حيوان دانه های مورد علاقه اش را دست چين نموده و باقيمانده غذا را نمی خورد. اين ايده خوبی است که در هر زمان مقدار کمی غذا بريزيم و اجازه دهيم همستر تقريبا ظرف غذای خود را قبل از اينکه دوباره غذا بريزيد خالی کند. علاوه بر اين ، به غذای حيوان بايد تکه های کوچکی از سبزيجات و ميوه های تازه بعنوان مکمل غذايی افزوده شود. همچنين خوب است بعضی مواقع يک غذای سفارشی مثل کرم ، جيرجيرک يا يونجه خشک به همستر داده شود. همچنين بعضی مواقع می توان مقداری ماست تازه يا تکه ای مرغ پخته به حيوان داد. از دادن لوبيای نپخته ، چشم سيب زمينی، سيب زمينی سبز ، گوجه فرنگی ، سير ، شکلات و هر غذای حاوی شکر و نمک خودداری ورزيد.
 

دست آموز کردن و لمس همستر:
اين امکان وجود دارد که همستر دست انسان را گاز گيرد ولی گاز گرفتن معمولا نتيجه اضطراب و ترس می باشد. چنانچه حيوان را با آرامی و ملايمت همراه با مقداری باج دهی (به حيوان موقع در دست گرفتن غذايی را که دوست دارد بدهيد) معمولا بر کمرويی و تمايل گزندگی آن غلبه می کنيد. همچنين همستری که بدليل محيط نامناسب زندگی و يا صداهای اضافی تحت فشار قرار دارد اغلب اوقات آشفته بوده و تمايل گاز گرفتن در او بيشتر است. کار کردن بر روی حيوان برای اهلی و دست آموز کردن او را فقط در هنگاميکه حيوان از لانه خود بيرون می آيد انجام دهيد. بيدار نمودن همستر مطمئنا باعث عصبانيت و بدخلقی حيوان خواهد شد.


اهلی نمودن به زمان و بردباری نياز دارد. ابتدا به همستر اجازه دهيد به محيط جديد خو بگيرد. زمانی که همستر آرام به نظر رسيد ،شروع به گذراندن وقت خود در اطراف قفس نمائيد و به آرامی با حيوان صحبت نمائيد تا همستر به صدای شما عادت نمايد. هنگامی که همستر در حضور شما احساس راحتی نمود ،با دست خود شروع به دادن مقداری غذای خوشمزه( مثل تخم آفتابگردان- کشمش يا هر خشکبار ديگر) به حيوان نمائيد. هنگاميکه همستر غذا را با خوشی از دست شما گرفت ، شما می توانيد تلاش خود را برای گرفتن همستر شروع کنيد. اجازه دهيد همستر کف دست شما راه برود. زمان برای اين پيشرفت متغيير است و مخصوصا به سن حيوان بستگی دارد. همستر شما ممکن است براحتی بپذيرد که شما او را در دست گيريد و يا ممکن است يک ماه يا بيشتر طول بکشد.
 

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



بيماری های طيور

مکانیسم عملکرد سیستم ایمنی طیور:

فصلنامه چکاوک – شماره 27 – دکترمهران حائری

در صنعت طیور ناگزیر ازمحافظت پرندگان علیه طیف وسیعی از بیماریها می باشیم پاسخگویی به این سوال که چرا پرندگان قادر به محافظت از خود نیستند؟ آسان نبوده وباید ابتدا از پیچیدگی سیستم ایمنی طیور آگاهی یابیم .سیستم ایمنی جوجه شامل بوریس فابریسیوس ، تیموس ، مغز استخوان ، طحال  ،غده هاردین ، لوزه های سکومی ، گره های لنفاوی اولیه می باشد اعمال اصلی سیستم ایمنی به وسیله سلولهای تخصص یافته یعنی لنفوسیت ها که به وسیله سیستم رتیکولواندوتلیال حمایت می شوند انجام می شود سیستم ایمنی با سلولهای دودمان لنفوسیت ها که در خلال اولین هفته انکوباسیون کیسه زرده جنین منشا می گیرند اغاز می گردد سلولهای دودمان به تیموس و بورس فابریسیون مهاجرت میکنند این سلولها در تیموس به صورت سلولهای T و در بورس فابریسیوس به صورت سلولهای B بالغ میگردند تیموس وبورس فابریسیوس به عنوان بافتهای لنفاوی مرکزی تلقی شده و فراهم اوردنده سلولهای B و T برای سایر ساختمانهای لنفاوی می باشند 2 یا 3 روز قبل از خروج جوجه ازتخم سلولهای T  شروع به ترک تیموس می کنند ازاد شدن سلولهای T از تیموس تا مرحله بلوغ جنسی ادامه می یابد سلولهای B تقریبا از روز پانزدهم انکوباسیون مهاجرت از بورس را آغاز می کنند مهاجرت اصلی سلولهای B قبل از سن 9 هفتگی به وقوع می پیوندد وفعالیت بورس قبل از بلوغ جنسی از بین می رود متعاقب فرایند بلوغ سلولهای T و B در تیموس وبورس ازهر یک از دونوع سلولهای فوق الذکر در سایر اعضا لنفاوی بذرافشانی می گردد علاوه براین هرکدام ازاین دونوع سلول در جریان خون به گردش در می ایند مقدار لنفوسیت های T و B در جریان خون به ترتیب 70 و 30 درصد می باشد .

ایمنی سلولی
سلولهای T بالغ یک سیستم شناسایی آنتی ژن رابوجود آورده و همچنین دارای توانایی ژن رابوجود آورده و همچنین دارای توانایی تولیدبرخی مواد می باشند که در ایمنی سلولی نقش مهمی ایفا می کنند درضمن ، لنفوسیت های T درفعال ساختن لنفوسیت های B دخیل هستند به دنبال عفونت سلولهای T با تولید مواد زیر به آن پاسخ میدهند :
1- سلولهای خاطره ای
2- سلولهای عمل کننده اختصاصی
3- سلولهای مهار کننده
سلولهای B بالغ تا حدود سن 8 هفتگی به مهاجرت خود از بورس به سایراعضا لنفاوی ادامه می دهند سطح سلول B در زمان خروج از بورس با آنتی بادیهای غیر اختصاصی پوشیده شده است پاسخ این
سلولها در برابر عفونت تولید دونوع سلول می باشد :
1- سلولهای خاطره ای
2- سلولهای تولید کننده آنتی بادی

آنتی بادی تولیدشده در پاسخ اولیه علیه عفونت از نوع Igm می باشد و به دنبال آن IgG تولید می شود در صورت تکرار عفونت توسط عامل عفونی مشابه عمده ترین آنتی بادی تولید شده از نوع IgG می باشد پلاسموسیت های واقع در مناطق زیرین بافتهای پوششی تولید نوع سومی از انتی بادی به نام IgA را به عهده دارند این نوع آنتی بادی درپیشگیری ازتهاجم سطحی موثر می باشد .

 پاسخ ایمنی
مکانیسم پاسخهای ایمنی فقط هنگامی فعال می گردد که بافتهای میزبان توسط یک انتی ژن خارجی نظیر عفونت ویروسی یا باکتریایی مورد تهاجم واقع شود سرعت پاسخ ایمنی به تعداد دفعات مواجه شدن با انتی ژن بستگی داشته درحالی که شدت پاسخ ایمنی به کفایت ایمنی جوجه ارتباط دارد با این حال کفایت ایمنی خود به موارد زیر بستگی دارد :

1- تکامل سیستم ایمنی
2- وجود عوامل تضعیف کننده ایمنی
3- شدت عفونت
4- وضعیت تغذیه ای
5- عفونتهای مختلط
6- عفونتهای اضافه شده
7- سایر موارد

در شرایط تجارتی درگله هایی که در معرض عفونتهای درمانگاهی یا تحت درمانگاهی ناشی ازموارد ذیل می باشند پاسخ ایمنی کمتراز حد مطلوب به دفعات مشاهده می گردد

1- بیماری بورس عفونی
2- سندرم سوجذب
3- عفونتهای ناشی از رئوویروس ها
4- عفونتهای ناشی از آدنوویروس ها
5- عفونت ناشی از ویروس رتیکولواندوتلیوز
6- مسمومیت با سموم قارچی
7- کوکسیدیوز

تحت شرایط ایجاد کننده استرس از قبیل گرما، سرمای شدید ، تراکم زیاد گله ، غلظت زیاد آمونیاک و نوسانات شدید جوی نیز پاسخ ایمنی کمتراز میزان مطلوب می باشد

عفونتهای مختلط رایج:
تحت شرایط تجاری ، بروز عفونت های مختلط بیش از ان که یک استثنا باشد معمولا به عنوان یک قاعده مطرح است در برخی از موارد عوامل استرس زا از طریق ممانعت نمودن از بروز پاسخ ایمنی ، قادر به مستعد نمودن از بروز پاسخ ایمنی قادر به مستعد کردن جوجه نسبت به عفونت هستند متداولترین دلائل پذیرفته شده برای بروز پاسخ ایمنی کمتر از حد مطلوب عبارتند از :

1- تخریب نسبی یاکامل سیستم ایمنی
2- هضم ضعیف مواد مغذی
3- جذب ضعیف مواد مغذی
4- اجرای بیش از حد برنامه های واکسیناسیون
5- عفونت های مختلط یا اضافه شده
6- عدم کفایت ایمنی
7- عفونتهای مزمن
8- برخی ترکیبات داروئی

برخی از بیماریهایی که از نظر اقتصادی حائز اهمیت زیاد می باشند در میان گله های طیور تجارتی حالت آندمیک دارند عوامل ایجاد کننده این بیماری ها به طور شایع در محیط مزرعه یافت می شوند و به اسانی بین گله ها انتقال می یابند بعضی ویروسها و باکتریها از طریق تخم مرغ به جوجه تازه خارج شده از تخم انتقال می یابند بعضی از عوامل عفونی ، جدا از ایجاد واگیری و مرگ و میر، به علت گرایش به سیستم ایمنی ، تضعیف کننده این سیستم می باشند .

برنامه های واکسیناسیون:
به منظور کنترل موثر بیماریهای عفونی ، انواع برنامه های واکسیناسیون اجرا می گردند با بکار بردن واکسن حاوی ویروس زنده ، عفونتی خفیف آغاز می شود که واکنش ایمنی و تولید آنتی بادی های اختصاصی را به دنبال دارد تجویز واکسنهای زنده به جوجه هایی که در دوره کمون بیماری به سر می برند و یا مبتلا به بیماری تحت درمانگاهی هستند با بروز یک واکنش شدید همراه می باشد گله هایی که بدین ترتیب تحت تاثیر قرار میگیرند نشانه های درمانگاهی اختصاصی برای نوع ویروس واکسن را بروز می دهند علاوه براین دوره عفونت به طول خواهد انجامید موفقیت یک برنامه واکسیناسیون به سطح انتی بادی مادری ، کفایت ایمنی ، عفونتهای همراه و عوامل استرس زا بستگی دارد .


رديابي عوامل وازدگي وتلفات اوليه درگله گوشتي:
 
مقدمه :
نحوه برخورد باتلفات اوليه مرغداريها ، ازمعضلات جـدي اين حرفه است كه بعضا“ باتبعـات ونتـايج حقوقي ودرگيريهاي مربوط بدان نيـز همراه مي شود . متأسفانه ، عليـرغم اهميت اين مقوله ، تاكنون كار مدون ومنظمي دراين زمينه،صورت نگرفته است.به دليل ضرورت وجوديك راهنماي عملي ، براي قضاوت صحيح درمورد منشأ وعوامل تلفات ، مقاله حاضـربه عنـوان ورودومقدمه اي دراين موضوع ، تقديم مي گردد بدان اميدكه جزئيات فني اين مباحث به كمك اهل نظر،تفصيل وتعميق بيشتري پيدا كند .

روش شناسي :
بيش ازهرچيزبايدمتدلوژي مناسبي براي تحقيق وبررسي موردنظرمان داشته باشيم.اين متدلوژي بـايدبـه گونه اي تنظيم شـودكه حتي الامكان ، كليه عـوامل دخيل درتلفات اوليه راپوشش دهـد.روش برگزيده  اين مقاله تبارشناسي(دودمان پژوهي)خواهدبود. اين متدلوژي منسوب به“نيچه” وبخصوص “ ميشل فوكو ” فيلسوف معروف ومعاصرفرانسوي است . تفاوت اين روش با روش تاريخ شناسانه آن است كه درروش تـاريخي ، سابقه تـاريخي مسئله ازابتـدا به انتـها  مـرورمي شودحـال آنكه درروش تبارشناسي جستجو ازحال به گذشته سيرمي كند.يعني ما گزارشي ازوضعيت موجود(ودراين مـورد از تلفات غيرعادي اوليه درگله اي معين ) داريم  . درمحل حضورمي يابيم وباروش تبارشناسانه ازوضعيت حال حاضر گله گوشتي گزارشي تهيه مي كنيم .اگرصحت گزارش،دال برتلفات غيرعادي موردتأييدمان قرارگرفت ،آنگاه به رديابي عوامل آن ازحـال به گـذشته مي پردازيم وقدم به قدم به حـذف عوامل غيرمؤثربـرتلفات اقـدام مي كنيم .هدف آن است كه بتدريج حلقه محاصرة عامل يـا عـوامل اصلي را تنگتر ونهايتا“ آنها راشناسايي نمائيم .

گام اول :  بررسي صحت وسقم گزارش
پس ازحضوردرمحل،اولين كار،تحقيق صحت وسقم اصل گزارش است.بارها اتفاق افتاده كه مرغدار  بدليل عدم اطلاع كافي ازطبيعي بـودن درصدي ازتلفات اوليه ، يـا بدلايل ديگـر ، دروخـامت وضع گله  دانسته ياندانسته مبالغه كـرده است . ميزان استاندارد يـا طبيعي تلفات اوليه ووازدگي گله دركشور ما تاسقف 3% تعيين شـده است .البته اين رقم سالياني طولاني است كه مبناي قضاوت وداوري قرارگرفته وظاهرا“ بيش ازآنكه نوعي اتكـا بردلايل علمي داشته باشد، عمـدتا“ بديل جنبه بخشنامه اي آن ملاك عمل قـرارمي گيرد. بـاتوجه به ارتقاء وضعيت بهداشتي مـرغـداريها وسـوادوآگـاهي مـرغـداران و توليـدكنندگان جوجه ، شابسته است مقدمـات تجديد نظـرعلمي دراين رقم بـاتوجه به واقعيات جديد صنعت مرغداري فراهم گردد. نخستين گام دراين زمينه مي تواند برآوردي واقعي ازآمار تلفات اوليه جوجه هاي توليد شده درسراسركشورباشد.علي ايحال تاآنزمان،ناچاريم رقم 3% رامبناي كارقراردهيم
 مشكل ديگـر عدم توافق درمحـدوده زماني تلفات است كه اغلب 7 روز ذكـرشده ولي بعضـا“ ده روز راواقعي ترمي دانند وبندرت هم تا15 روز راملاك قرارمي دهند.دربخشنامه هاي اداري  تـأكيد برتلفات هفته اول است ولي به نظرنگارنده اگرمنشأوازدگي وتلفات عواملي غيراز بيماريهاي eggborn
( عفونت نـاف ـ سالمونلا وآسپرژيلوس ) بـاشد.محاسبه تلفـات هفتـه اول عــادلانه است چـون دراين شـرايط منحني تلفات بين روزهـاي 3و6 به اوج مي رسدوسپس دفعتا“سقـوط مي نمـايد.امـادرمورد بيماريهاي egg born  داوري بايد باتوجه به دوره كمون ودوره خودبيماري صورت گيرد.مثلا“درعفونت ناف ناشي ازآلودگي هجري اين مدت تا10 روزاول ادامه داردودرموردسالمونلوز باتوجه به اينكه اوج تلفات درهفته دوم است حـداقل 15 روز بـايدملاك محاسبه باشد. درمـوردآسپرژيلوس هاي مادري هم درست است كه اوج تلفـات درهفته اول متمـركزاست ولي تلفات مراحل غيرحاد بيماري هم تا 15 و20 روزگي وبعضا“ بيشتر مي تواند طول بكشدكه طبعا“ بايستي دربرآورد خسارات وارده، موردتوجه   قرارگيرد.
     نكته مهم ديگرآن است كه دراين برآورد صرفا“نبايد تلفات اوليه لحاظ گرددبلكه بايدوضع عمومي  گله، ميزان جوجه هاي وازده،روند بهبودي وتلفات احتمالي گله درآينده هم موردنظر قرارگيرد ودر محاسبه نهايي اعمال گردد.
 
گام  دوم : بررسي مشكلات مديريتي
 چنانچه درگـام اول اصل وجودمشكل منتفي نگرديد وموردتائيدواقع گشت،درگام دوم بايدوضعيت
مديريتي گله بررسي شود.
مهمترين عامل سوء مديريت منتهي بـه تلفات ووازدگي ،آمـاده نبودن سالن درزمان تخليه جوجه
مي باشدكه خود شامل سردي سالن وتشنگي است.عـدم تامين حـرارت هفتـه اول فاكتـور بسيـارمهم تلفات اوليه است كه به سرماخوردگي جوجه ها(باعلائم پژمردگي وتجمع،رسوب اورات وعفونت ناف) منجرخواهدشد.تشنگي دادن به جوجه ها نيزبه دهيدرا تاسيون ووازدگي مي انجامدوهرچه مدت آن طولاني تـرشـود،وضع عمـومي گله وخيم تـر مي شـود.مشكل تشخيص اين عـوامل درعـدم همكاري
احتمالي مـرغـداردر دادن اطلاعـات است كه مي تـوان كمـابيش آنها را ازكالبـدگشايي تلفات ــ وضع موجودمديريت ــ روندومنحني تلفات وبررسي اطلاعات ثبت شده توسط خود مرغدار،بدست آورد.
عامل مهم سـوء مديريتي ديگرمسئله تغذيه است . عدم بالانس جيره حداقل درمراحل اوليه نمود
محسوسي در تلفـات نـدارد ولي مسموم بـودن دان و TVN بالاي آن مي تـواندبه افـزايش غيرعادي تلفات اوليه منجرشود.استاندارد TVN  براي دان كامل               وبراي پودرماهي                مي باشد.
 آلودگي ثانويه دان وبسترباآسپرژيلوس هم ازمواردمشكل آفرين است كه به افزايش تلفات ازروز 5و6بخصوص درهفته دوم منجرمي شود.دراين حال ندول هاي قارچي ازمواردegg born آسپرژيلوس  درشت ترواوج تلفات متمركزدرهفته دوم است .دراين مواردبرداشت نمونه ازدان وبستر وارسال به آزمايشگاه براي رديابي مسئله ، وتفريق ازدرگيريهاي مادري ضرورت دارد.
سايرمواردسوءمديريت ازقبيل مشكلات تهويه، مشكلات بهداشتي وعـدم بالانس نسبي جيـره تأثيـر  خاصي بـرتلفات اوليه ندارندهرچندقطعا“ درسنين بـالاتـرعوارض وعواقب سوء آنها وضع عمومي گله رامتأثرخواهدكرد.نكته مهم دراين موردآن است كه شدت وحدت وضعيت گله بـايدبا نـوع عاملي كه براي آن قائل مي شويم ، متناسب بـاشدوميزان تلفات وحدت مسئله بتواندعلي الاصول ازعامل مورد نظرما ناشي گردد.
 
گام سوم : بررسي نحوه حمل
چنانچه دروضعيت مديريتي گله عاملي راكـه بتـواندوضع موجودراتوضيح دهـد نيافتيم ، درمرحله بعدي بايدپروسه حمل از بارگيري تاتخليه جوجه بررسي شود .
مشكلات ناشي ازحمل درگله دونموداساسي دارد: يكي تلفات غيرعادي داخل كارتن هـاي جوجه و ديگــربيحالي جوجه هاي تخليه شده ، طوري كه جوجه ها سينه مي زنندوتمايلي به تحرك وجستجوي آب ودان ندارند.
درحمل ، مدت حمل ، نوع بسته بندي ، توقف توي راه وتجهيزات وسيله حمل مؤ ثرند.
افزايش مدت حمل به بالاي 24ـ 18 ساعت بـاعث دهيـدراته شدن جوجه ها مي شود.هرچه جوجه ازمادرجوانتري توليدشده باشد ، نسبت به افزايش اين مــدت آسيب پذيرمي شـود.دراين حـال براي كنترل ابعادضايعه جوجه بايد سريعا“ به آب ودان رسانده شود وازالكتروليت بـراي جبران آب ازدست رفته استفاده شود . مدت حمل به سادگي ازتفاضل زمان تخليه وبارگيري بدست مي آيد .
توقف ميان راهي بدليل خرابي فني وسيله نقليه يا استراحت راننده ،باعث واردشدن شوك حرارتي وتهويه اي به جوجه ها ،مي شود،كه تحقيق وقوع يــا عـدم وقـوع آن راه وروش متعــارفي نداردوبه ميزان همكاري راننده دردادن اطلاعات بستگي دارد.
حمل ونقل جوجه ها درفصول گرم وخاصه براي مسافت هاي دوربايدحتما“ دربسته بنــديهاي 80 قطعه اي وحتي درصورت لزوم كمترازآن صورت مي گيرد تامشكل گرمازدگي وخفگي عارض نگردد. جوجه خفه شده دركالبدگشايي داراي ريه پرخون ونوك تيره( بدليل آنوكسي ) مي باشد. ضمنا“ تعداد كارتن هايي كه بـرروي هم چيده مي شودنبايداز4 تجاوزكندچــراكه درغيراين صـورت تهـويه كابين وتوزيع هوا دچارمشكل جدي مي شود.بعلاوه مشكل مكانيكي روي كارتن هاي زيري ممكن است باعث فشاربه جوجه ها شود.
ماشين حمل بـايد ازتجهيزات مناسب گــرمـايشي وســرمـايشي وتهويه اي برخوردارباشد.درعمل اكثريت قريب به اتفاق وسايل حمل دركشور، فـاقداين تجهيزات مي باشند وازتهويه طبيعي ( بازكردن دريچه هاي هوا ) وبعضـا“ روشن كردن گـاز پيك نيكي بـراي تأمين گرما استفاده مي كنندكه خوداين گاز بامصرف اكسيژن هوا وتوزيع غيريكنواخت گرما ، مسئله سازخواهد بود .

گام چهارم : بررسي ميزان دهيدراتاسيون درسالن انتظار
چنانچه تلفات غيرعادي وبيحالي درجوجه هاي تخليه شده وجودنداشت واين عامل هم ازمجموعه عوامل مؤثربرضايعات اوليه ووازدگي ، حذف گرديد،رديابي واردفازجديدي مي شود وآن خودجوجه كشي است .بررسي پروسه توليد جوجه را نيز بـراساس متـدلـوژي تبـارشنـاسـانه ازروز 21 شــروع مي كنيم .
نكته مهم روز21 آن است كه جوجه به چه مدت درداخل سالن انتظار جوجه كشي مانده است ؟ مدت قابل قبول دراين مورد نبايداز15ـ12 ساعت تجاوز نمايدوگرنه جوجه دچاردهيدراتاسيون نسبي مي شود.اگـراين جـوجـه بيشتراز24 سـاعت درسالن باقي بماندوبعـدازآن هم به نزديكتـرين مقصـد بارگيري نشود،امكان تلفات اوليه بشدت افزايش مي يـابـد.علي ايحال مجموع مـدت انتظار درسـالن و مـدت حمل نبايد از36 سـاعت تجاوزنمايدوگرنه بروز مشكل حتمي است وطبيعتا“ هرچه براين مدت افزوده شود ، ابعاد مشكل افزايش خواهد يافت .
يكي ديگرازعوامل دهيدراتاسيون درسالن انتظار، فقـدان رطوبت كافي اين سـالن وگـرماي زيادآن است .ميزان رطوبت لازم 75ـ70 درصدوحرارت مناسب24ـ 22   درجه است .فقدان شرايط اپتي موم باعث ناراحتي وسروصـداي غيـرعـادي جـوجـه ها مي شود كـه هنگام ورودبه سـالن مي تـوان آن را تشخيص داد.
علي ايحال  كنترل شـرايط فيـزيكي سـالن انتظارومـدت انتظار ـ بخصـوص بـراي دست اندركاران جوجه كشي ـ كارساده اي است كه درردگيري مشكل مؤثراست .
 
گام پنجم : بررسي كيفيت جوجه توليدي
بخشي ازمشكلات كيفي جوجه به گله مادروبخشي به جوجه كشي برمي گردد.
درجوجه كشي حذف جوجه هاي درجه 2 ( ريزـ زمين گيرـ دهيدراته ـ فقدان چشم ـ منقـارمتقاطع وتورم وزخم ناف . . .) مهم است درمراجع ، ميزان استاندارد جوجه هاي درجه 2 حدود1% عنوان شده ولي عملا“ ودركشورما اين درصدبيشتراست ودرگله هاي جونيـور ونيـزگله هاي پير2% وبعضـا“ هم تا 3% مي رسد.
عامل اصلي وجود جوجه هاي دهيدراته ، پرت رطوبتي زياد تخم مرغ در جريـان انكوباسيون است. دوروش براي محاسبه اين افت وجوددارد .يكي محاسبه ميزان Humdityloose  (رطوبت ازدست رفته)
باتوزين تخم مرغ هاي معين درسنين 1 و18 ، كه اين ميزان درشرايط نرمال ومتعارف 13ـ12% است .
افزايش اين درصد ،باعث دهيدراتاسيون ووازدگي،و كاهش آن موجب هيدراتاسيون وپـرآبي جـوجـه مي شود كه بنوبه خودباعث بسته نشدن نـاف وافزايش احتمال عفـونت نـاف مي گردد .درهردوحـال تلفات اوليه ووازدگي گله افزايش مي يابد.
روش ديگر،محاسبه وزن تخم مرغ قبل ازست كـردن وجـوجـه توليدي حاصل ازآن است درحالت استاندارد وزن جوجه بـايـد حـدودا“ 66%  وزن تخم مـرغ بـاشـد . درغيـراين صـورت بـاز يـا مشكل  دهيدراتاسيون داريم ياهيدراتاسيون .
براي كنترل رطوبت ازدست رفته ،دردامنه استـاندارد ومتعـارف آن ، بايدمجموعه شرايط فيزيكي سيستم جوجه كشي ،ازسالن نگهداري تخم مرغ تاسـالن گـريد جـوجـه، تحت كنترل باشد . اين شرايط براي قسمتهاي مختلف سيستم درجدول زيرآمده است .
مكان سالن گريد تخم مرغ
ذخيره تخم مرغ
اتاق گاز
سالن ستر 
ستر
سالن هچر 
هچر سالن گريد جوجه سالن نگهداري جوجه
ماشين حمل
حرارت  18 27ـ20 24ـ22 5/37
(F5/99) 24ـ22 37    (5/98) 22  25ـ22
رطوبت 80ـ70 80ـ70 80ـ60 60ـ50 60ـ58
(86) 70ـ60 70
(87)  

نهايتا“ ضمن گام پنجم اگرديديم مشكلي درسيستم جـوجـه كشي نداشته ايم و ميزان حذف جوجه هاي وازده وميـزان افت رطـوبت ووزن تخم مـرغ هم عـادي است ، مشكل بـايـد درشـرايط بهـــداشتي وبيماريهاي egg born  باشد كه ازطريق تخمدان مرغ هاي مادر ياآلودگي ثانويه سالن ها ودستگاههاي
جوجه كشي عارض شده باشند .دراين موردسه بيماري اهميت ويژه دارند :
     سالمونلوز كه منشأ آن گله مادراست .درسطح باليني علائم خاصي درگله مادرديده نمي شود. ( نه افت توليد ونه تلفات ) بيماري عمدتا“ ازطريق تخمدان ودرسالمونلاهاي گروه تيفي موريوم ازطــريق آلودگي موادغذايي بوسيله جوندگـان وبخصـوص موش ،انتقـال مي يابد .ولي درگله گــوشتي پس از گذشت دوره كمـون كه 6ـ 5 روزاست ، آغــازودرهفته دوم با علائم اسهـال سفيدوپژمردگي به اوج مي رسد . افت هچ بدليل تلفات جنين هاي آلوده مي تواند اتفاق بيافتد.تشخيص قطعي پس ازمشاهده علائم فوق وتأييد آن از طريق آزمايشات باكتريولوژيك وسرولوژيك امكان پذيراست .
     آسپرژيلوس هم بيماري egg born است ولي ازطريق تخمـدان منتقل نمي شود، بلكه ازراه آلودگي ثانويه پوسته تخم مرغ باقارچ اتفاق مي افتد.آلـودگي تخم مـرغ هم مي تواند ازبستـر وپوشــال ودان آلوده درگله مـادرناشي شـده بـاشد وهم ازنقص وضعف سيستم بهـداشتي درجوجه كشي . بهـرحـال ‌آسپرژيلوس هم به بيمـاري حـادتنفسي جوجه هاي جـوان وتلفات شـديد بخصوص درهفته اول منجر  مي گردد.
     عفونت بند ناف هم مي تواند ازنقص سيستم بهداشتي جوجه كشي بوجودآيد . دراين حال عفونت كلي باسيلي ازطريق ناف،جوجه ها را آلوده ومنجربه تلفات10روز اول مي شود كه اوج آن درروزهاي  6 ـ3 قرار دارد.
بنابراين معمولا“ منشأآلودگي سالمونلايي درگله مادر وآلودگي ناف درجوجه كشي است ولي آلودگي قارچي مي تواند ازهــردوجا ناشي شـده باشد .دراين صورت اگــر مشكل فقط درجوجه هاي توليدي حاصل ازيك گله خاص باشد وسايرگله هايي كه تخم مرغشان درهمان جوجه كشي چيده مي شودفاقد مشكل باشند، مشكل ازدستگاههاست .ضمن اينكه آزمايشات وكشت قارچي وميكروبي درهرسه بيماري مي توانندمارا درشناسايي وردگيري سرچشمه مشكل ياري رسانند.شكستن تخم مرغ هاي هچ نشده و مشاهده تلفات جنيني ناشي از رشدقارچ دراطاقك هوايي هم به حدكافي روشنگرريشه آلودگي است . اگراين آلودگي درتخم مرغ هاي فارم خاصي باشد، طبعا“ جوجه كشي سرمنشأ مشكل نيست وآلودگي ازفارم به جوجه كشي منتقل شده است ولي اگـرآلودگي درتخم مرغ هاي فـارم هاي مختلف باشد يا مشكل ازجوجه كشي است يـاجوجه كشي بطـريق ثـانويه ا زطريق فـارم آلوده شـده وبه نوبه خود به آلودگي جوچه هاي فـارم هاي ديگر كمك كـرده است .درموردآلودگي ثانويه جوجه كشي، درصورت رعايت ضدعفوني ونكات بهداشتي بايد قضيه فيصله يابد ولي اگر آلودگي ازگله مادرشروع شده باشد ، ضدعفوني جوجه كشي دركنترل آن تأثيري نخواهدداشت .
      خلاصه مراحل بررسي وردگيري وازدگي جوجه هاي گوشتي :
     1 ـ تحقيق صحت وسقم اصل گزارش
     2 ـ بررسي مسائل مديريتي شامل :
احتمال سرما خوردگي ـ احتمال تشنگي كشيدن ـ بررسي جيره به لحاظ بالانس وميزان TVN ـ مسائل بهداشتي بخصوص دررابطه با بستر
     3 ـ بررسي مسائل حمل شامل :
تلفات ضمن حمل + ميزان شادابي جوجه پس از تخليه ـ مدت حمل ومسافت آن ـ نحوه بسته بندي وچيدن كارتن ها ـ تجهيزات حمل
     4 ـ بررسي مدت انتظار شامل :
مدت نگهداري درسالن انتظار ـ رطوبت وحرارت سالن انتظار
     5 ـ بررسي مسائل جوجه كشي شامل :
ميزان جوجه هاي حذفي وعوامل حذف ـ ميزان افت رطوبت تخم مرغ ـ ميزان افت وزن تخم مرغ ـ نتايج كشت هاي ميكربي وقارچي ـ كنترل وضعيت بهداشتي
    6 ـ بررسي گله مادر شامل :
بيماي هاي گله ـ بررسي جيره ـ بررسي وضعيت بهداشتي گله ـ نتايج كشت ها وآزمايشات سرولوژيك
                                                                         سياهكل ـ  11/ 5 / 82   


روشهایی برای جلوگیری از ورود بیماریها به داخل مزارع پرورش طیور:

نویسنده :June deGraft – Hanson
تهیه ، تنظیم و ترجمه :علیرضا گائینی

¨   به هیچ عنوان حیوانات اهلی را در مزارع پرورش طیور نگهداری نکنید . بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، سگها و گربه ها توانایی حمل باکتریهایی مانند سالمونلا و پاسترولا را دارند . این باکتریها برای طیور بیماریزا می باشند .

¨   شما بایستی از یک بستر مناسب و به دور از هرگونه آلودگی استفاده کنید . استفاده از بستر دوره قبل ، برای دوره جدید به هیچ عنوان پیشنهاد نمیشود ، مگر در شرایط خاص .

¨   در مواردی که شما در یک دوره شیوع یک بیماری خاص را تجربه کرده اید ، از نوعی ضدعفونی کننده اختصاصی برای ضدعفونی ثانویه سالنها استفاده کنید . برای تهیه مواد ضدعفونی کننده اختصاصی با دامپزشکان و یا مسئولین خرید ، مشاوره کنید .

¨     همیشه سعی کنید که تمامی تجهیزات ( مانند آبخوریها ، دانخوریها ) را در بهترین شرایط بهداشتی نگه دارید .

¨   وضعیت گله را به شدت تحت نظر داشته باشید . در صورتیکه نشانه ایی غیرعادی در گله مشاهده کردید ، آن را سریع به دامپزشک مزرعه خود اطلاع دهید . در واقع ، زمانی که شما نشانه ایی را در گله مشاهده می کنید ، بیماری به حالتی رسیده  که از نظر دامپزشک ، تثبیت شده است . بنابراین در اینگونه موارد بدون فوت وقت به دامپزشک مراجعه کنید .

¨   تلفات سالنها را به سرعت از سالنها خارج کرده و آنها را با روشهای مناسب منهدم کنید . توجه داشته باشید که وجود اینگونه تلفات در سالنها سبب آلودگی سالن و در نتیجه ، بیمار شدن سایر پرندگان می شود .

¨     به خاطر داشته باشید که یک رفتار موثر سبب می شود که در آینده یک بیماری خاص به راحتی وارد مزرعه شما نشود .

¨   بستر را در آخر هر دوره ( بخصوص اگر مزرعه دچار بیماری خاصی بوده است ) جمع کرده و دپو کنید . این کار سبب میشود که بیماری در داخل مزرعه پخش نشود و همچنین سایر مزارع نیز آلوده نشوند .

¨   آفات و حشرات را در مزرعه بایستی با مدیریت مناسب نابود کنید . استفاده های مکرر از تله و درزگیری مناسب سالنها از روشهای پیشنهادی است .

¨     در بازدیدهای روزانه ، ابتدا پرندگان جوانتر و یا سالم تر را ویزیت کنید .

¨   برای تمامی بازدیدکنندگان وضعیت خاص مزارع پرورش طیور را شرح داده و از آنها بخواهید که شما را در اجرای صحیح این اصول کمک کنند . دو راقع ، تنها راهی که شما میتوانید از اجرای صحیح برنامه های امنیت زیستی اطمینان یابید ، همین روش است .

در پایان این مقاله بد نیست که یک اصل را به شما گوشزد کنم :
اصول مانند فانوس دریایی اند  تکان نمیخورند.  نمیتوانیم آنها را بشکنیم.  با کوشش برای شکستن آنها، خود را میشکنیم.  اما می‌توانیم آنها را بیاموزیم، بکار بندیم و بابت آنها شکرگذار باشیم .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٥
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



بوقلمون

مترجم : مهندس محمد حسامی
وبلاگ irantoyoor

پرورش بوقلمون بخصوص بصورت واحدهای کوچک يکی از سرگرم کننده ترين کارها در امر پرورش طيور است . بوقلمون را بسادگی ميتوان در واحد های کوچک پرورش داد. بشرطی که امکانات و شرايط لازم برای اين پرنده جالب تامين شود . عليرغم جاذبه ای که پرورش بوقلمون دارد طبيعت خاص اين پرنده دشواری هائی در کار بوجودمياورد که خود خالی از لطف و جذابيت نيست.

بوقلمون نسبت به بعضی بیماریها بیش از سایر انواع طیور حساس است و بهتر آنست که پرورش بوقلمون همیشه جدا از پرورش سایر انواع طیور انجام شود .

تاکید میشود نگهداری بوقلمون با سایر پرندگان کار صحیحی نیست و همچنین نگهداری بوقلمون های با سنین متفاوت با یکدیگر نیز کاری نادرست میباشد . حتی بوقلمون ها را در جائی باید نگهداری کرد که لا اقل تا سه ماه اخیر طیوری در آن نگهداری نشده باشد . زمینی که قبلا چرا گاه طیور دیگر و حتی دسته ای دیگر از بوقلمون ها بوده است که از سابقه بهداشتی آنها اطلاعی در دست نیست نباید برای پرورش بوقلمون بکار رود مگر آنکه لا اقل یک سال از آخرین بار نگهداری این حیوانات در ان گذشته باشد . این اقدامات احتیاطی برای حفظ بوقلمون از بیماریهای واگیر ضروری است(در امر پرورش صنعتی این احتیاط ضروری و اجباری است).

قبل از اقدام به پرورش بوقلمون باید بدانیم که جوجه یک روزه بوقلمون بسیار گران تر از جوجه یک روزه سایر انواع طیور بخصوص مرغ میباشد  و ضمناً بوقلمون بیشتر از مرغ دان میخورد و یک بوقلمون گوشتی را در سن 5 تا 6 ماهگی میتوان به بازار عرضه کرد .

 در واحدهای کوچک پرورش بوقلمون علیرغم گران تمام شدن دان این حسن وجود دارد که هزینه نیروی کار و سود سرمایه و استهلاک و.... رقم مهمی را تشکیل نمیدهد .

(تاریخچه پیدایش بوقلمون) :

نخستین بار بوقلمون در مکزیک توسط جهان گردان اروپايی مشاهده شد و آنرا با خود به اروپا بردند پس از آن تا سال 1500 میلادی در ایتالیا فرانسه و انگلستان بوقلمون پرورش داده میشد با کشف آمریکا مهاجران به خوبی با این پرنده و مزه آن آشنائی داشتند لذا به سرعت پرورش و مصرف بوقلمون در آمریکا گسترش یافت به طوری که هم اکنون ایالات متحده و اتحادیه از اروپا به ترتیب اولین و دومین تولید کننده  و نیز مصرف کننده گوشت بوقلمون در دنیا میباشند در ایران نیز تا پیش از دوره صفویه بوقلمون یافت نمیشد اولین بار ارامنه ای که برای تجارت از ایران به اروپا رفتند بوقلمون اهلی را به ایران آوردند و آن را به شاه عباس تقدیم کردند چون شاه خیلی خوشش آمد دستور داد تا تخم بوقلمون را در خانه های ارامنه تقسیم کنند زیرا آنها بهتر از جوجه ها مراقبت میکردند در عوض میبایست سالی یک عدد بوقلمون به شاه تقدیم میکردند . ارامنه چون دیدند قبول پرورش بوقلمون ماند پرورش خروس اخته (که بیشتر به پرورش و تکثیر آن پرداخته بودند )برای آنها مالیات جدیدی خواهد داشت لذا در پرورش آن مسامحه کردند و بدین ترتیب مقدار زیادی از آنها تلف شدند . پیشرفت علوم ژنتیک ,تغذیه و مدیریت و تاثیر آنها بر پرورش بوقلمون سبب شد تا پرورش بوقلمون از حالت سنتی خارج شده جدیدی از بوقلمون های صنعتی بو جود آید که گوشت آن حاوی پروتئین زیاد و چربی و کلسترول کمی میباشد.

بوقلمون را میتوان در کره ماه نیز صرف کرد وقتی که آرمسترانگ و آلدرین دو فضانورد آمریکایی بر روی کره ماه پا گذارند اولین غذائی که در آنجا خوردند گوشت سوخاری بوقلمون بود .

مقدمه ای بر بوقلمون

منشع اصلی بوقلمون از آمريكاي لاتین و مكزيك بوده و در حال حاضر نیز بوقلمونهاي وحشی كه قادر به پرواز هستند در مناطق جنگلی وجود دارند . اصلاح نژاد بوقلمون از چندین دهه گذشته در کشورهای صاحب نام صورت گرفته و در حال حاضر به اسامی تجاری مختلفی در نقاط مختلف دنیا عرضه میگردد كه هر کدام دارای خصوصیات جداگانه میباشد و عموما به سه دسته متوسط ،نیم سنگین و سنگین تقسیم میشوند .

پرورش بوقلمونهاي گوشتی و رسانيدن به وزن ایده ال در زمان مقرر مستلزم ارائه مدیریت صحیح،جیره بالانس شده از حیث سطح انرژی و پروتئین و مکمل های ویتامین و معدنی متناسب با سن پرنده میباشد .
 

(بوقلمون در طبقه بندی حیوانات): 

بوقلمون در طبقه بندی حیوانات از خانواده مله اگرینه (melegrine )و جنس مله اگریس ( meleagrinae ) میباشد در این جنس سه گونه وجود دارد که عبارتند از مکزیکی آمریکایی و هندو راسی دو گونه اول اجداد بوقلمون های فعلی بوده ولی گونه سوم هنوز به صورت وحشی باقیمانده است .

بوقلمون از کشور مکزیک به تمام جهان راه یافته در حالی که از نام آن اینگونه به نظر میرسد که منشا آن کشور ترکیه ( turkey  ) است .  

(اندام شناسی) :

بوقلمون پرنده ایست که دارای جثه ای نسبتا درشت میباشد . بطور معمول وزن متوسط این پرنده در سنین بلوغ در نژاد درشت جثه نر حدود 10 تا 14 کیلوگرم و ماده این نژاد بین 7 تا 8 کیلوگرم و در نژادهای ریز جثه نر حدود 8 کیلوگرم و ماده حدود 5 کیلوگرم است . چنانکه ملاحظه میشود وزن جنس ماده در هر دو نژاد بمقدار قابل ملاحظه ای کمتر از نرهای همان نژاد است و شکل جنس ماده نیز ظریف تر و باریک تر از پرنده نر است .

سر حیوان نسبت به جثه ، در مقام مقایسه با سایر پرندگان ، کمتر از متوسط است و پوشیده از پوستی چین و کرکدار میباشد . در عقب سوراخ های بینی در جنس نر زائده ای گوشتی شکل وجود دارد که در حال عادی قریب به 5سانتی متر و در مواقع تظاهرات و تمایلات جنسی به 10 سانتی متر میرسد . معتقدند که این زائده و سایر زوائد ریز و درشت گوشتی که در قسمت های بدون پر یا کم پر حیوان وجود دارد نوعی وسیله حسی و مظهر واکنشهای حسی حیوان است . زیر گردن بوقلمون نیز پرده ای گوشتی شبیه به غبغب مشاهده میشود . پوست پشت سر حیوان از جمله زائده بزرگ در مواقع ابراز تمایلات حسی بخصوص جنسی، رنگهای مختلف به خود میگیرد ولی در حالت عادی قرمز گلی رنگ است .

در روی سینه بوقلمون ها دسته ای موی سخت وجود دارد که رشته های آن مانند سیم های فولادی نازک به نظر میرسد . این موها در سنین 2 تا 3 سالگی بدین شکل ظاهر میشوند  . در جنس نر پرهای دم به علت داشتن عضلات نسبتا قوی میتواند بصورت چتر ( بخصوص در مواقع ابراز تمایلات جنسی ) درآید که بوقلمون نیز مانند طاووس از این نظر شهرت دارد .                                           
 

 (ویژگیهای ژنتیکی بوقلمون صنعتی) :

تخم بوقلمون به رنگ قهوهای مایل به زرد با لکه های قهوه ای و بزرگتر از تخم مرغ میباشد . دوره انکو باسیون تخم ( تبدیل تخم به جوجه ) در بوقلمون 28 روز است . وزن یک بوقلمون گوشتی ظرف مدت یک هفته به دوبرابر میرسد و در سن 4 هفتگی 40 بار سنگین تر از روز اول است هر جوجه بوقلمون نر گوشتی 40 کیلوگرم غذا میخورد تا به وزن 16 کیلو گرم برسد امروزه بکار گیری روشهای مدرن پرورش بوقلمون گوشتی زمان بهره دهی و ضریب تبدیل غذایی را در آنها کاهش داده است بوقلمون های ماده را معمولا تا سن 14 هفتگی و رسیدن به وزن 5/7 کیلو گرم پرورش میدهند . در حالیکه بوقلمون های نر تا سن 20 هفتگی و رسیدن به وزن 16 کیلوگرم نگه داشته میشوند .

بوقلمون ماده معمولا به صورت لاشه کامل به فروش میرسد در حالیکه بوقلمون های نر اغلب به صورت فراورده های گوشتی نظیر سوسیس ، کالباس ، ژامبون ، همبرگر و .... نیز عرضه میگردد یک بوقلمون ماده 5/7 کیلویی حدود 60% گوشت سفید ( عمدتا در قسمت سینه ) و 40 % گوشت قرمز دارد . هر دو لاشه نر و ماده بصورت قطعات کوچکتر بسته بندی شده ، تازه یا منجمد تهیه و توزیع میگردند .  

مساحت کف آشیانه:تا 8 هفتگی برای هر 10جوجه بوقلمون یک متر مربع کافی است . از هشت هفتگی تا دوازده هفتگی برای هر 10 جوجه بوقلمون 2 متر مربع و از دوازده هفتگی تا شانزده هفتگی برای هر 10 بوقلمون جوان 5/2 متر مربع باید در نظر گرفته شود . برای بوقلمون های جوان ( نروماده ) در حال رشد در محیط محدود هر بوقلمون 4/0متر مربع لازم است . اگر افراد گله تماما نر باشند برای هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه تماما ماده باشند برای هر بوقلمون 3/0 متر مربع کافی خواهد بود . برای بوقلمون های سبک وزن و بوقلمون هایی که در سیستم بسته ( با شرایط تحت کنترل ) پرورش میشوند مساحت کف لانه باید چیزی کمتر از ارقام بالا باشد .
 

نور رسانی: در دو هفته اول زندگی نور باید بقدر کفایت در آشیانه وجود داشته باشد تا جوجه ها غذا و آب را ببینند و دچار عدم تغذیه نشوند . 10 الی15 شمع چراغ باید شبانه روز روشن باشد ، بدین معنی که لامپ های 200 واتی با فواصلی حدود 3متر مستقر شوند . یک چراغ 5/7 تا15 واتی باید در داخل و زیر هر دستگاه مادر قرار داده شود . پس از دو هفته اول در آشیانه های پنجره دار شب ها لامپ های نیم شمعی کافی خواهد بود . نورهای ضعیف در این سن از ترس ، روی هم ریختن و اضطراب جلوگیری میکند .

 وسایل دان خوری : از سه هفتگی تا عرضه به بازار باید دان خوری های بزرگ برای بوقلمون های جوان تهیه نمود ، بطوری که عمق دانخوری 10 سانتی متر و طول دانخوری 7 الی 8 سانتی متر برای هر قطعه بوقلمون باشد . از دانخوری لوله ای آویزان نیز میتوان استفاده نمود . در سیستم دانخوری لوله ای برای اینکه میزان طول متناسب آن چیست قطر دانخوری را در 43/4 ضرب میکنیم . اگر دانخوری آنقدر عریض ساخته شده باشد که جوجه ها از هر دو طرف دانخوری بتوانند استفاده کنند ، در این صورت طول واقعی دانخوری دو برابر طول ظاهری آن باید به شمار آید . بدین ترتیب یک متر از این نوع دانخوری دو متر محسوب خواهد شد .

 

آبخوری : آب آشامیدنی جوجه بوقلمون ها  را میتوان هم با آبخوری های شیشه ای و هم با آبخوری های اتو ماتیک تامین نمود . از روز اول تا سه هفتگی ، هر یکصد قطعه بوقلمون باید به سه آبخوری 5 تا 10 لیتری چشمه ای دسترسی داشته باشند . از سه هفتگی تا عرضه به بازار برای هر یکصد قطعه بوقلمون دو آبخوری چشمه ای 15 تا 20 لیتری لازم است . برای هر یکصد قطعه بوقلمون جوان باید 10 سانتی متر آبخوری اتوماتیک در نظر گرفت . تغییر در کیفی و کمی آبخوری و دانخوری باید بسیار تدریجی باشد ، بطوری که بوقلمون را از خوردن آب و دان نسازد .


 ( تغذیه 1 ) :
یکی از مهمترین توصیه هائی که باید به پرورش دهندگان بوقلمون بشود انتخاب غذای مناسب میباشد . برای پرورش بوقلمون دو برنامه غذایی اساسی باید در نظر گرفته شود . یکی غذای تمام آردی و دیگری غذای دانه ای که بدان یک مکمل پروتئینی افزوده شده باشد . نیازهای تغذیه ای بوقلمون بر حسب سن متغیر است . همچنانکه بر سن بوقلمون افزوده میشود نیازهای پروتئینی ، ویتامینی و مواد معدنی بدن این حیوان کاهش میابد و بر نیازهای آن به مواد انرژی زا  افزوده میشود .


مواد غیر قابل حلی مانند سنگ ریزه ( خارا یا گرا نیت ) باید در سنین 8 تا 10 هفتگی به غذای بوقلمون افزوده شود . وقتی بوقلمون ها با غذاهای دانه ای و یا در چراگاه و گردشگاه تغذیه میکنند باید حتما به غذای آنها سنگ ریزه افزوده شود تا بتوانند از آن برای خرد کردن مواد دانه ای و فیبری غذا استفاده کنند .

 

توصیه ها و برنامه های متعددی برای تغذیه بوقلمون ارائه شده است . یکی از ساده ترین و عملی ترین توصیه ها بمنظور تهیه فرمول غذائی برای بوقلمون دانی با 28% پروتئین برای جوجه بوقلمون ها ( پیش دانه ) ، 21 % پروتئین برای بوقلمون های در حال رشد ( رشد دانه ) و 16 درصد پروتئین برای بوقلمون های بالغ میباشد . 

( تغذیه 2 ) :
در اغلب موارد، بخصوص در مناطقی که بیماری کوکسیدیوز ( اسهال خونی ) در طیور دیده شده باشد ، دان بوقلمون باید حتما حاوی یک ماده مقابله کننده با کوکسیدیوز  باشد . همچنین وجود یک ماده پیشگیری کننده بیماری سیاه سر نیز در غذای بوقلمون ضروری است .

غذا و آب باید همیشه در دانخوری و آبخوری وجود داشته باشد . غذای غیر نرم یعنی با ذرات درشت ) pellet )  را ، میتوان پس از هفته چهارم زندگی برای جوجه بوقلمون در نظر گرفت .

 

غذای جوجه بوقلمون ها ( استار تر ) ، یعنی پیش دانه را میتوان از موسسات تولید کننده دان خرید و یا برابر فرمول های موجود خود تهیه نمود . همچنین میتوان کنستانتره خریداری و با موادی نظیر کنجاله سویا ، ذرت آسیاب شده و مشابه آنها مخلوط نمود و دان مناسبی ساخت .

 

غذای جوجه بوقلمون های در حال رشد ( رشد دانه ) را از سن هشت هفتگی تا عرضه به بازار باید در اختیار بوقلمون های جوان قرار داد . این جیره در حقیقت پلت های نرمی است که به دانه های خرد شده اضافه میشود . کنستانتره مخصوص را نیز میتوان با دانه های آسیاب شده یا آرد سویا ذرت آسیاب شده به نسبتی که کارخانه سازنده کنستانتره توصیه میکند مخلوط نمود و در اختیار بوقلمون قرار داد .

پروتئین موجود در آرد سویای پوست کنده برای بوقلمون های بالغ بسیار قابل هضم است ولی مواد هیدرو کربنه موجود در ان چندان قابل جذب نیست .

خصوصیات بوقلمون های تجاری

صنعت بوقلمون تجاری از اهمیت خاصی برخوردار است و نسبت به اینکه گوشت استحصالي در کدام مسیر مورد قرار گيرد . زمان کشتار مشخص و معين ميشود بوقلمون هاي نر گوشتي در مدت زمان 18 هفته به وزن معادل 16 كيلوگرمي وبوقلمون هاي ماده گوشتي در پايان 14 هفتگي به وزن معادل 8 كيلوگرمي ميرسند . لاشه گوشت بوقلمون از 60 درصد گوشت سفيد و 40 درصد گوشت قرمز تشكيل يافته است مزه گوشت سفيد يا قرمز لاشه بخاطر تركيبات و عوامل مختلف از يكديگر متمايز بوده و بسيار لذيذ و خوشمزه ميباشد .

گوشت بوقلمون از نظر تركيبات داراي پروتئين بالا،كمترين كلسترول املاح و اسيد امينه هاي ضروري ميباشد . لذا يك منبع مناسب پروتئين جهت پخت و تهيه انواع خوراكها و غذاهاي مختلف و همچنين براي افراد مسن ،كودكان در حال رشد ،مبتلايان به امراض قلبي و عروقي ساير احاد جامعه ميتوانند نيز از گوشت بوقلمون به عنوان منبع پروتئين مناسب استفاده نمايد .گوشت بوقلمون از نظرميزان كلسترول در درجه دوم اهميت بعد از ماهي قرار ميگيرد لذا كساني كه ميزان كلسترول و چربي خون بالا دارند براحتي ميتوانند از آن بهره مند گردند . در صنايع جانبي بدليل وزن بالا لاشه و كمي ضايعات براحتي مورد مصرف قرار ميگيرد ، موارد مطرح شده خود گواه توجه ساير كشورها به گوشت بوقلمون به عنوان يك منبع پروتئين مناسب تلقي ميشود .

شايان ذكر است ميزان تلفات جوجه بوقلمون 5/4 تا 5% و عموما در سه هفته اول سن بوده كه از نظر اقتصادي و مصرف دان ، بيشتر اذهان را به خود جلب مينمايد .

نكات مهم در جوجه ريزي بوقلمون تجاري

·   بستر با ضخامت 8 سانتي متر از تراشه و چوبهاي تميز اشباع ، خشك و عاري از آلودگي هاي خارجي و گرد و خاك .

·   مادر مصنوعي با 38 درجه سانتي گراد و حرارت سالن 22 تا 26 درجه سانتي گراد و گارد محافظ  بقطر 4 متر جهت 250 قطعه جوجه يكروزه بمدت يك هفته تعداد 4 عدد آبخوري داخل گارد .

·   يك ساعت استراحت در صورت انتقال از يك سايت طولاني و سپس جوجه ريزي و دادن آب و دادن خوراك يك ساعت بعد از جوجه ريزي .

·        دادن خوراك يك ساعت بعد از جوجه ريزي

·   برنامه نوري بمدت 5/2 ساعت روشنايي و 5/3 ساعت تاريكي در 24 ساعت اول سپس 14 ساعت روشنايي و 10 ساعت تاريكي تا پايان دوره پرورشي با شدت 100 لوكس

·    توجه خاص به درجه ها و معرفي منابع حرارتي ، آب و خوراك ،جلوگيري از ورود موش و ساير پرندگان وحشي

·   ساختمان اداري و مسكوني داخل مزرعه احداث شود ،ايجاد حوضچه ضد عفوني به ابعاد و عمق مناسب در مدخل درب ورودي سالن ها استفاده از چكمه و لباس مناسب

·   فضاي مورد نياز جوجه يك روزه تا 8 هفته ،8قطعه در هر متر مربع و از 8 هفته تا پايان دوره پرورشي ،4 قطعه در هر مترمربع

 

واكسيناسيون:

علي رغم مقاومت نسبي در مقابل عوامل بيماري زا ، به منظور اطمينان از حصول نتيجه بهتر انجام واكسيناسيون در مورد بوقلمونهاي تجاري به شرح ذيل ميباشد .

3روزگي برونشيت          12 روزگي نيوكاسل            17 روزگي گامبرو         27 روزگي نيوكاسل لاسوتا روغني            36 روزگي ياداوري نيوكاسل

تغذیه بوقلمونها

اصول کلی تغذیه بوقلمونها مشابه تغذیه مرغان بوده تفاوتهای اصلی به سطوح پروتئین مورد نیاز و اهمیت ویتامینهای بیوتین و پیریدوکسین در جیره بوقلمون مربوط می باشد .

تغذیه جوجه بوقلمونها : جوجه بوقلمونها (poults) را باید سریعا پس از سر از تخم درآوردن به اب و غذا رساند . وقتی تغذیه و اب دادن تاخیری 36 ساعته داشته باشد،جوجه بوقلمونها به سختی غذاخوردن را یاد میگیرند و شاید تغذیه اجباری برای شروع به غذا خوردن انها نیاز باشد به غذایی که جوجه بوقلمونها در ابتدا مصرف مینماید،جیره استار تر گویند . پروتئین این جیره باید در حدود 28% باشد . جیره استار تر را جیره آغازگر یا شروع کننده نیز میگویند که تنها تا سن یک هفتگی استفاده میشود . این جیره حاوی بیشترین سطوح انتی بیوتیک ها،ویتامین ها،اسیدهای امینه و انرژی میباشد . جیره شروع کننده بخصوص در زمانی که جوجه بوقلمون تحت شرایط استرس قرار دارد بسیار مورد نیاز است . از سن 4 تا 8 هفتگی،درصد پروتئین جیره 26% و سطح انرژی باید بالاتر باشد .

 

تغذیه بوقلمون های درحال رشد : بوقلمون های درحال رشد را میتوان بر روی مرتع یا در محوطه بسته تغذیه نمود . سن در حال رشد برای بوقلمون ها 8 تا 10 هفتگی میباشد . تغذیه در محوطه بسته باعث رشد سریعتر حیوان میشود . معهذا تغذیه بر روی مرتع نیز سبب ذخیره بیش از 10% غذا ذخیره و کاهش هدر رفتن غذا میشود . یک مرتع خوب حاوی علوفه یا محصولات غله ای و دانه ای است . تعداد گله بوقلمون که در مرتع پرورش داده میشوند بین 100 تا 250 بوقلمون در هر ایکر ( واحد سطح معادل 4047 مترمربع )  میباشد . بوقلمونهای درحال رشد را باید براساس جنس جدا نمود زیرا بوقلمونهای نر نسبت به ماده،به پروتئین بیشتری بناز دارد . بوقلمونها عموما وقتیکه جیره های کامل مصرف مینمایند ضریب تبدیل غذایی بهتری دارند . تغذیه جیره پلت شده بهترین نتایج رادربردارد . هرچه سن بوقلمون بالاتر میرود ،سطح انرژی جیره افزایش و سطح پروتئین کاهش میابد . اب و هوای گرم سبب افزایش مصرف اب میشود همچنین مصرف اب در بوقلمونها در اب هوای معتدل ( 20 تا 25 درجه سانتی گراد ) در سن یک هفتگی در نر و ماده به ترتیب به ازای هر 1000 راس در هر روز 55 لیتر و تا سن 17 هفتگی در نر و ماده به ترتیب 3/994 لیتر و 680 لیتر میباشد . جیره بوقلمونهای نر در سن 8 تا 12 هفتگی و ماده 8 تا 11 هفتگی حاوی 22% پروتئین ،جیره نر 12 تا 16 هفتگی و ماده 11 تا 14 هفتگی حاوی 19%پروتئین،جیره نر 16 تا 20 هفتگی و ماده 14 تا 17 هفتگی حاوی 5/16% پروتئین و جیره نر 20 تا 24 هفتگی و ماده 17 تا 20 هفتگی باید حاوی 14% پروتئین باشد . بوقلمونهای نر در حدود 24 هفتگی و بوقلمونهای ماده در حدود 20 هفتگی سن از خود به بازار عرضه میشوند .

 

تغذیه بوقلمونهای اصلاح نژادی : بوقلمونها باید درسن 16هفتگی برای گله داشتی انتخاب شوند . جیره نگهداری حاوی 12% پروتئین و سطح انرژی متوسط می باشد و این جیره را بوقلمون ماده از سن 16 تا 30 هفتگی و بوقلمون نر از سن 16 تا 26 هفتگی مصرف مینماید .جیره گله داشتی برای اصلاح نژاد حاوی 14% پروتئین میباشد (12% جیره نگهداری و 14% جیره جفت گیری برای اصلاح نژاد). نرهای گله اصلاح نژادی باید از سن 26 هفتگی مصرف جیره جفت گیری برای اصلاح نژاد خود را شروع نماید جهت کنترل وزن در گله بهتر است نرها با جیره محدود تغذیه شوند،ولی ماده های گله به طور عادی تغذیه می شوند .

آشنايي با دو نوع بوقلمون : برنز آمريكاي شمالي و سفيد هلندي

بوقلمون برنز:

بوقلمون برنز از نژاد بوقلمون هاي اهلي است . اگرچه رشد به مراتب بيشتري دارد ولي از نظر ظاهر بسيار شبيه بوقلمون وحشي آمريكاي شمالي است .

با وجود اينكه نژاد اين دسته از ماكيان در سالهاي اخير رو به نقضان گذاشته است ولي باز مي توان از آنها به عنوان موجودات خوب و مولد خانگي ياد كرد.گزارشات حاكي از اين است كه بوقلمون هاي برنز در مقايسه با ساير گونه هاي بوقلمون اندكي آرام تر هستند و اين باعث مي شود كه به راحتي بتوان آنها را در كنار خود نگهداري نمود.پرورش دهندگان اين حيوان مي گويند زماني كه شما وارد محل زندگي بوقلمونهاي برنز بشويد آنها به راحتي براي دريافت غذا به شما نزديك مي شوند .مثل بيشتر بوقلمونها ، بوقلمونهاي برنز نسبت به سرما و تغييرات آن بسيار حساس مي باشند و بايستي در قبال چنين شرايطي محفوظ نگه داشته شوند .اغلب خانواده هاي بوقلمون برنز به عنوان حيوانات خانگي به فروش مي رسند.در مرحله بلوغ بوقلمونهاي برنز معمولاُ وزني بين 25 تا 40 پوند دارند ، اين در حالي است كه وزن بوقلمونهاي ماده بين 14 الي 26 پوند متغيير است .پرهاي آنها رنگ سياه مات دارد و لكه هاي قهوه اي متمايل به سبز بر روي آنها در زير نور خورشيد مثل رنگهاي متاليكي مي درخشد .كفل اين نوع بوقلمون رنگ برنز خاصي دارد در حالي كه پرهاي ناحيه جلوي بدن او بيشتر قرمز و سبز رنگ است . لبه دم بوقلمون برنز ،دور تا دور نوار سفيد رنگي دارد . در حال حاضر دو نوع از بوقلمونهاي برنز وحشي و سينه پهن بيشتر با مقاصد تجاري توليد ميشوند و دليل آن اين است كه سينه آنها گوشت نسبتاً زيادي دارد .بوقلمونهاي برنز به آمريكاي شمالي تعلق دارند .از حدود 500 سال قبل قوم  آز تك آنها را به عنوان حيوان خانگي مورد استفاده قرار مي دادند.اگرچه هر دو نوع بوقلمونهاي برنز در آمريكا كمياب شده اند وليكن بوقلمون سينه پهن بيشتر مورد استفاده عموم قرار دارد . اين نكته را نيز بايد افزود كه پرورش سينه پهن ها بسيار مشكل تر از نوع وحشي آنها مي باشد و دليل آن اين است كه آنها به دليل سينه پهنشان نمي توانند جفت گيري كنند و تكثير آنها به صورت تلقيح مصنوعي صورت مي گيرد . تا سال 1960 بوقلمونهاي برنز عمده ترين بوقلمونهاي بودند كه در ايالات متحده پرورش داده مي شدند.

پرورش و تكثير :

بوقلمونهاي برنز نر را مي توان با زايده گوشت زير گردنشان از بوقلمونهاي ماده تشخيص داد .برخلاف نوع وحشي بوقلمونهاي برنز كه به طور طبيعي جفت گيري مي كنند بوقلمونهاي سينه پهن به دليل سينه پهن خود ، نمي توانند به طور طبيعي جفت گيري كنند . تلقيح مصنوعي روشي است كه در اين مورد به كار گرفته مي شود.

بوقلمون سفيد:

امروزه اختلالاتي در مورد نژاد بوقلمون ((وايت هلند)) به وجود آمده است . اگرچه اغلب بوقلمونهاي سفيد را به نام ((وايت هلند)) مي شناسند ولي همه آنها استانداردهاي نژاد مزبور را دارا نمي باشند .نژاد بوقلمونهاي واقعي ((وايت هلند)) روز به روز كمياب تر مي شود . بنابراين اقدامات حمايني جهت حفاظت آنها بايد صورت گيرد .بوقلمونهاي ((وايت هلند)) ديگر به طور گروهي پرورش داده نمي شوند .پرورش دهندگان نژاد اصيل بسيار كم هستند و آنها بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه بوقلمونهاي مذكور با استاندارهايي مورد ارزيابي قرار مي گيرند كه به مرور زمان از استانداردهاي نژاد اصيل فاصله گرفته است . اين نوع بوقلمونها تنها توسط علاقه مندان پرورش داده مي شوند و پرورش آنها بسيار محدود مي باشد

در حال حاضر نوعي از بوقلمون ((وايت هلند)) به طور تجاري پرورش داده مي شوند .

اگرچه امروزه بيشتر گونه هاي بوقلمون سفيد هلندي كه به منظور مقاوم بودن با نژادهاي ديگر آميخته شده است داراي چشمهاي قهوه اي رنگ مي باشند وليكن نژاد اصيل اين دسته از بوقلمونها داراي چشمان آبي بوده است.برخي از انواع نر اين بوقلمونها هنوز هم داراي غبغب سياه هستند.رنگ گردن و زير گردن بوقلمونها مثل ساق پا و انگشتان پاي آنها ، سفيد متمايل به صورتي مي باشد.منقار آنها هم رنگ صورتي دارد و هم مي تواند رنگ استخواني داشته باشد .در روي سر بوقلمونهاي مزبور نشانه اي از رنگ سرخ آبي وجود دارد.بقيه اندام بوقلمون وايت هلند را پرهاي شاداب سفيد رنگ پوشانده است . امروزه ، گونه هاي از بوقلمونهاي سفيد هلندي كه با بوقلمونهاي ((لارج وايت)) آميخته شده است داراي سينه اي پهن و پاهاي كوتاه تر در مقايسه با گونه هاي اصيل مي باشند.بوقلمونهاي نر اصيل معمولا  حدود 33 پوند و نوع ماده حدود 18 پوند وزن دارند.اگر چه نمي توان به طور قطعي اظهار نظر نمود ولي باور بر اين است كه بوقلمونهاي ((وايت هلند)) در كشور هلند پرورش يافته و نژاد آنها گسترش يافته است .ذر اين ميان بوقلمونهاي وحشي نيز از آمريكا به اروپا صادر شده اند ولي هلند و اتريش به گونه هاي سفيد كه يكي از آنها همين نوع است علاقه مند بوده اند.

اولين بار ، بوقلمون در اوائل قرن 18 وارد ايالات متحده و بريتانيا گرديد و تا سال 1847 نژاد استاندارد اين حيوان محفوط بوده است .امروزه گونه هاي وايت هلند كه به طور تجاري هم پرورس داده مي شوند از مشهورترين گونه هايي هستند كه در تعطيلات زمستاني در ايالات متحده به فروش مي رسند وليكن بيشتر آنها اصيل نيستند و يا به عبارت ديگر گونه هاي اصيل بوقلمون مذكور نسبتاً كمياب است .

اطلاعات ويژه مراقبتي :

مراقبت از بوقلمونهاي وايت هلند شبيه ساير بوقلمونها مي باشد . و به خاطر جثه بزرگشان براي اين حيوانات بايد به حد كافي فضاي لازم براي حركت وجود داشته باشد.

پرورش و تكثير

بوقلمونهاي اصيل ((وايت هلند)) را به سختي مي توان پيدا كرد و نژاد آنها به ندرت پرورش داده مي شود . برخلاف گونه هاي تجاري اين نوع واقعي آن براي پرورش و تكثير نياز به تلقيح مصنوعي وجود ندارد.

مديريت پرورش جوجه بوقلمون
                                                                                     
نگهداري بوقلمون در سنين جوجگي، يكي از مشكلترين مراحل پرورش بوقلمون است . بوقلمون هاي جوان نيز در مقابل عوامل بيماري زا كاملا حساسند از اينرو بايد توجه فراواني به آنها مبذول داشت . امروزه در اغلب كشورها بوقلمون را بصورت تجارتي و به تعداد زيادي نگه داري ميكنند وتعداد معدودي از شركتهاي اصلاح نژادي ، سويه هاي تجارتي مخصوص به خود را ارائه ميدهند كه از ضريب تبديل و قدرت رشد بسيار بهتري نسبت به ديگر نژادها برخوردارند .

در طريقه پرورش به صورت صنعتي، بايد با تحت نظر گرفتن شرايط محيطي تمامي نيازهاي بوقلمون را در نظر گرفت تا با تنظيم حرارت ، تهويه ، بهداشت و بالاخره جايگاه حداكثر نتيجه مطلوب حائز شود . 

حرارت : حرارت در هفته هاي مختلف بايد به قرار زير باشد :

اواخر هفته اول 32 درجه – اواخر هفته دوم 29 درجه – اواخر هفته سوم 26 درجه – در اواخر هفته چهارم 24 درجه ( در تمام اين مدت حرارت سالن نبايد از 24 درجه سانتي گراد كمتر گردد ) اواخر هفته پنجم 21 درجه و اواخر هفته ششم 18 درجه سانتي گراد .

در روزهاي اول جوجه ها نبايد از منبع حرارتي دور شوند چون ممكن است سرما بخورند . اگر از دستگاه مادر مصنوعي استفاده ميشود بايد دور دستگاه مادر حصاري كشيد تا از آن دور نشوند و يا اگر از هيتر استفاده ميشود بايد تمامي سالن حرارت يكنواخت و مناسب ( 32 درجه سانتي گراد ) داشته باشد .

تهويه و رطوبت: براي رشد معمولي جوجه بوقلمون هواي تازه و تميز ضرورت دارد . به وسيله استفاده از پنجره هاي تهويه اي و همچنين هواكشهاي برقي ميتوان تهويه را كنترل كرده كه البته تهويه نبايد سبب سرد شدن سالن گردد . هنگام ورود به سالن ميتوان وضعيت تهويه را بخوبي تشخيص داد  ، زيرا وجود هرگونه بوي نامناسب دليل عدم و نقص تهويه است . تهويه نامناسب از طرفي سبب كم كردن رطوبت ميشود ، وجود رطوبت در داخل سالن نيز يكي از نشانه هاي نقص تهويه است . سالن نگهداري جوجه ها هميشه بايد خشك نگهداري شود و اگر خشكي هوا بيش از حد لازم باشد رشد پرها كم شده و وضعيت پرها نامناسب ميگردد .

بهداشت و بهسازي: جلوگيري و پيش گيري از بيماري مستلزم رعايت اصول بهسازي و بهداشت است . از اينرو بايد لانه و همچنين وسائل را قبل از ورود و پايان هر دوره به خوبي شست و ضد عفوني نمود .

فضاي لازم : فضايي كه بايد در اختيار جوجه بوقلمون باشد : در هفته اول 30 جوجه در هر متر مربع ، در هفته 2~4 تعداد 20 جوجه ، در هفته 5 ~6 تعداد 10 جوجه ، در هفته 7 ~8 تعداد 8 جوجه ، در هفته 9~ 12 تعداد 5 عدد و در هفته 13 ~20 تعداد 2~3 بوقلمون در هر متر مربع.

وسائل نگهداري جوجه بوقلمون : وسائلي كه براي پرورش و نگهداري جوجه بوقلمون به كار ميرود تقريبا كاملا شبيه به ان چيزي است كه در پرورش جوجه هاي مرغ به كار ميرود .

استفاده از نور براي پرورش بوقلمون : در 48 ساعت اول بايد در تمام مدت شبانه روز از روشنايي در سالن نگهداري جوجه بوقلمونها استفاده كرد . بعد از اينكه جوجه بوقلمون ها به خوردن و آشاميدن عادت كردند بايد به مرور نور را كم كرد به طوري كه در سن 2 هفتگي به حداقل مقدار روشنايي رساند . معمولا مقدار 13- 14 ساعت نور در شبانه روز براي بوقلمون ها از سن 2 هفتگي به بعد كافي است . شدت نور نيز مهم است معمولا در 48 ساعت اول بايد از نور شديد تر و سپس از نور ضعيف تر استفاده نمود . طبق ازمايشي كه در انگليس انجام شده ، نور قرمز و سبز هر دو اثر خوبي از نظر رشد نسبت به نور سفيد در بوقلمونها دارند . ولي وقتي كه شدت انوار مذكور به اندازه شدت نور سفيد است اختلافي از نظر ميزان رشد در بوقلمون ها ديده نشده است ، از اينرو به نظر ميرسد مسئله شدت نور مهمتر از رنگ آن است . بوقلمونها نيز مانند مرغها در نور آبي قادر به ديدن نيستند از اينرو هنگام گرفتن آنها ميتوان از نور آبي استفتده كرد . به هر حال استفاده از نور ، به مدت 24 ساعت اثر بدي بر بوقلمون دارد . طرز استفاده كردن از نور در پرورش بوقلمونها بستگي به نژاد و طرز نگهداري  و بالاخره سن فرستادن آنها به كشتارگاه دارد ولي از نظر راهنمايي از نور ميتوان به طريقه زير استفتده كرد:

0~6  هفتگي : در 48 ساعت اول به طور دائمي از نور استفاده ميشود ،سپس ميزان روشنايي را به مرور به 14 الي 18 ساعت ميرسانند (كم كردن نور بايد به طور آهسته وتدريجي صورت گيرد ) .

6~22 هفتگي : از 14 ساعت نور باشدت كم استفاده ميشود .

22~30 هفتگي : مدت روشنايي روز را به 10~12 ساعت ميرسانند .

پرورش جوجه بوقلمونها : براي نگهداري جوجه بوقلمون بايد عمليات زير انجام داد :

قبل از ورود جوجه ها بايد تمام وسائل نگهداري لانه را شستشو و ضد عفوني كرد و سپس وسائل را بدقت چيد ماشين مادر را گرم و يا هيتر را روشن كرد و تهويه را در وضع مناسبي قرار داد. از ريختن جوجه ها تعداد بيش از حد استاندارد در متر مربع بايد خودداري كرد . به مسئله تغذيه جوجه بوقلمونها نيز بايد در روزهاي اول توجه فراواني نمود .

در روش پرورش در روي بستر حتما بايد از بستر مناسب استفاده كرد . در روزهاي اول بايد بستر را با پارچه و يا كاغذ پوشاند تا جوجه بوقلمون ها از مواد بستر نخورند ( البته ميتوان از جعبه هايي كه براي حمل و نقل جوجه ها استفاده ميشود نيز استفاده كرد ) همينكه طرز غذا خوردن را ياد گرفتند ميتوان كاغذ هارا برداشت . در بعضي از سالن هاي پيشرفته بوقلمون از كف هاي توري يا نرده اي (wire floor) نيز استفاده ميكنند اين كفها ،بسيار بهداشتي است ولي گران تمام ميشود و جوجه بوقلمونها نيز نميتوانند براحتي روي آنها راه بروند و اغلب ممكن است دچار ناراحتي و ضعف پا و پنجه گردند .

جوجه بوقلمونها برعكس جوجه مرغها خوردن و آشاميدن را به خودي خود ياد نميگيرند . ازاينرو بايد به انها اموخت . آموختن طرز آشاميدن و خوردن يكي از اشكالات پرورش بوقلمون است . براي اينكه جوجه بوقلمون ها را به خوردن ترغيب كنند ، عده اي از جو خورد شده ، عده اي از شير و برخي از تخم مرغ پخته و خرد شده و يا غذاي سبز استفاده ميكنند . برخي از توليد كنندگان تعدادي جوجه بوقلمون مسن را بين جوجه بوقلمون هاي يكروزه رها ميكنند تا توسط انها خوردن و آشاميدن را فراگيرند ( كه البته اين روش به خاطر ريسك بالاي ابتلا به بيماري در جوجه ها امروزه منسوخ شده است و فقط در شرايط روستايي گاهي از ان استفاده ميكنند ) زيرا به طور كلي بوقلمونها نسبت به مرغها ، بسيار كودن هستند به طوري كه در نگهداري بوقلمون به طور طبيعي مرغ مادر بخوبي از جوجه هاي خود مراغبت نميكند  و اغلب جوجه هاي خود را تلف ميكند و يا در مقابل پرندگان ديگر از جوجه هاي خود دفاع نميكند . همچنين اگر در روي تخم خوابيده باشد ممكن است چند روز بدون غذا بخوابد و اگراو را  بزور جهت خوردن خوراك از روي تخم بلند كنند ممكن است پس از سير شدن فراموش كند كه بايد دوباره در روي تخم ها بخوابد از اين جهت ممكن است با اندك غفلتي تخمها خراب شوند ( البته در محيط روستايي و غير صنعتي ) .

جوجه بوقلمون ها نيز بسيار كم هوش و بي استعداد است و از اين رو يكي از اشكالات اوليه پرورش بوقلمون عدم فراگرفتن طرز غذا خوردن و آشاميدن است . بايد در روزهاي اول نهايت دقت و توجه و حوصله را نمود تا جوجه ها طرز خوردن و آشاميدن را فرا بگيرند وگرنه در طي روزهاي اول شاهد تلفات بسيار بالايي خواهيم بود .

در پرورش جوجه بوقلمونها بايد دقت نمود كه سالن تا مرز امكان داراي گوشه يا زاويه نباشد چون ممكن است كه با جمع شدن جوجه ها در يك گوشه روي هم شاهد تلفات ناشي از خفگي در انها باشيم . پس بهتر است سالن ما حالت بيضي مانند داشته باشد .

بوقلمون ها معمولا در بين 20 ~28 هفتگي به سن بلوغ ميرسند كه البته اين امر بستگي به نوع و سويه و بالاخره جنس دارد . معمولا نژادهاي سبك كمي زود تر از نژادهاي سنگين به سن بلوغ ميرسند . فصل جوجه كشي و همچنين طرز نگهداري نيز كم و بيش در تسريع يا تاخير بلوغ اثر دارد . مسئله تشخيص رسيدن به سن بلوغ بسيار مهم است زيرا وقتي كه  پرنده به سن بلوغ ميرسد گوشت از نظر كيفيت به حداكثر مرغوبيت خود ميرسد و بعد از آن با چربي گرفتن بدن از كيفيت ان كاسته ميشود .

اكنون سعي ميشود كه بوقلمون ها را از نظر بلوغ زود رس كنند به اين معني كه زودتر يه سن بلوغ برسند . به اين ترتيب تاريخ فرستادن بوقلمونها به كشتارگاه به جلو خواهد افتاد ، در ايران معمولا بوقلمون هاي ماده را  در 16 هفتگي به بازار ميفرستند  زيرا پس از ان ديگر رشد نميكند ولي بوقلمون نر را تا 26 هفتگي نگاه ميدارند . وزن زنده بوقلمون هاي ماده 5/7 ~8 kg و وزن نرها در حدود 12~13kg است ( كه البته اين مقادير براي نژادهاي مختلف متفاوت است و اين اعداد فقط به صورت ميانگين ذكر شده اند ) . راندمان غذايي بوقلمون به طور متوسط معمولا 5 به 1 است يعني به ازا هر 5 kg غذا 1kg وزن زنده به دست مي ايد . امروزه موسسات اصلاح نژادي توانسته اند اين مقدار را با روشهاي اصلاحي بهبود بخشند .

 

منابع : ملجائي ، دكتر سيد حسن – كتاب پرورش بوقلمون و بيماريهاي آن

زهري‌، دكتر مراد علي – كتاب پرورش طيور گوشتي -1382-انتشارات دانشگاه تهران .

تهيه جوجه بوقلمون:

●جوجه بوقلمون را مي توان مانند جوجه مرغ به وسيله جوجه كشي طبيعي يا جوجه كشي مصنوعي تهيه كرد در پرورش صنعتي بوقلمون معمولااز جوجه كشي مصنوعي استفاده ميشود

●تخم ها بايد داراي اندازه مناسب براي جوجه كشي باشد .

●حرارت نا مناسب ،نگهداري طولاني وبالاخره دستكاري وتكان شديد تخم باعث نابودي جنين  داخل تخم ميشود .

●مدت جوجه دراوري در بوقلمون 28 روز است . معمولا جوجه ها از روز 27 شروع به نوك زدن و      درآمدن از تخم ميكنند .

●تشكيلات جوجه كشي بايد از سطح بهداشتي بالايي برخوردار باشد .

●ضدعفوني دستگاه وتخم ها بايد قبل و بعد از هربار جوجه كشي انجام شود

●حرارت لازم براي جوجه كشي 37-38 درجه سانتيگراد ميباشد

●رطوبت نسبي بايد در حدود 60درصد در 24 روز اول و 70 درصد در 4 روز آخر باشد .

●عمل چرخاندن و تهويه نيز بايد بصورت مطلوب انجام شود .

 نكات مهم در جوجه ريزي

●بستر با ضخامت 8 سانتي متر از تراشه و چوبهاي تميز اشباع ، خشك و عاري از آلودگي هاي خارجي و گرد و خاك .

●مادر مصنوعي با 38 درجه سانتي گراد و حرارت سالن 22 تا 26 درجه سانتي گراد و گارد محافظ  بقطر 4 متر جهت 250 قطعه جوجه يكروزه بمدت يك هفته تعداد 4 عدد آبخوري داخل گارد .

●يك ساعت استراحت در صورت انتقال از يك سايت طولاني و سپس جوجه ريزي و دادن آب و دادن خوراك يك ساعت بعد از جوجه ريزي .

●دادن خوراك يك ساعت بعد از جوجه ريزي

●توجه خاص به درجه ها و معرفي منابع حرارتي ، آب و خوراك ،جلوگيري از ورود موش و ساير پرندگان وحشي

●ساختمان اداري و مسكوني داخل مزرعه احداث شود ،ايجاد حوضچه ضد عفوني به ابعاد و عمق مناسب در مدخل درب ورودي سالن ها استفاده از چكمه و لباس مناسب


    فضاي مورد نياز جوجه يك روزه تا 8 هفته ،8قطعه در هر متر مربع و از 8 هفته تا پايان دوره پرورشي ، حد اكثر تا4 قطعه در هر مترمربع.

ناهنجاريهاي پا در طيور گوشتي و بوقلمونها
ناهنجاريهاي پا در نژاد هاي با رشد سريع در طيور گوشتي و بوقلمون ها ميتواند رخ دهد . اين اختلالات نه تنها منحصر به گله هاي كوچك نيست بلكه در گله هاي بزرگ تجاري طيور گوشتي و بوقلمونها نيز اتفاق مي افتد . براورد ها حاكي از آن است كه مشكلات پا دامنه اي در حدود 5/0 تا 4 درصد از كل طيور گوشتي بالغ را در بر ميگيرد .


ناهنجاريهاي پا چيست ؟
تعدادي از پرنده ها ممكن است با پاها ، پنجه ها و يا چنگال هاي كج پرورش يابند همچنين پاهاي قوس دار ، پيچ خوردگي و يا تورم مفصل هاي خرگوشي كه مابين استخوان ران و ساق قرار دارد نيز در گله ها ديده ميشوند كه اكثر آنها تحت تاثير شديد قرار نگرفته و ميتوانند به طور كاملا عادي رشد كنند . اما بعضي ديگر نيز وجود دارند كه تاثيرات شديدي از مشكلات پا را دريافت كرده اند و حتي نميتوانند روي پاي خود بايستند و ممكن است پنجه هاي آنها كج شده و از حالت عادي خارج شوند . پرندگاني كه از مشكلات شديد و دردناك پا رنج ميبرند و نميتوانند غذاي خود را بدست بياورند بزودي خواهند مرد . عوامل زيادي موجب به وجود آمدن اين مشكلات خواهند بود . انتخاب براي سريع تر شدن رشد ممكن است باعث بروز اين مشكل شود . زيرا استرس هايي كه در نتيجه اين عمل بوجود مي آيد بر روي اسكلت ، ماهيچه ها و بافت هاي زرد پي پرندگان تاثيرات سويي برجاي خواهد گذاشت .

چه عواملي باعث بوجود آمدن ناهنجاريهاي پا ميشوند؟
ميانگين وزن بدس آمده معادل 25/4 پوند ( 1928 گرم ) در هفت هفته ، نسبت زياد ماهيچه هاي سفيد به سياه ، استرس و مديريت نا مناسب ممكن است منجر به مشكلات پا شود . معمولا نرهاي بزرگ و با رشد سريع يكي از آنهايي هستند كه در گله ها تحت تاثير قرار ميگيرند . اگر چه ممكن است درصد كمي از پرندگان مستعد مشكلات پا باشند اما به علت كاركرد عالي ،و صرفه جويي در هزينه غذا و زمان و سنگين تر بودن نسبت به پرندگان تلف شده استفاده از نژادهاي با رشد سريع توصيه ميگردد.تعدادي عوامل عفوني نيز شناخته شده اند كه به طور غير مستقيم موجب اختلالات پايي ميشوند . استافيلوكوك ها و اورام مفاصل دو عامل معمول هستند . اختلالات پايي كه توسط اين عوامل ايجاد شوند ميتوانند به سادگي با عوامل تغذيه اي اشتباه شوند . در صورتي كه عمليات جوجه كشي را خودتان انجام ميدهيد ، از داشتن ظاهري قوي و مستحكم و استوار براي جوجه هايتان مطمئن شويد . بعد از سر از تخم در آوردن جوجه ها به آنها براي به كارگيري از ماهيچه هاي پايشان چند ساعت فرصت دهيد . همچنين دقت كنيد كه سطوح ليز مي تواند به مشكلات پا منتهي شود . تعداد زيادي از اختلالات پا در طيور گوشتي ايالت كانزاس از كمبود هاي غذايي ناشي ميشوند . طيور گوشتي به يك جيره آغازگر خوب و كامل با 22 تا 24 درصد پروتئين نياز دارند . اگر جيره آغازگري داريم كه پروتئين آن پائين و در حدود 20 درصد ميباشد بايد آن را تنظيم كنيم . بطوريكه با مخلوط كردن قسمتهاي مساوي از يك جيره آغازگر جوجه حاوي 20 درصر پروتئين با يك جيره جوجه بوقلمون با 28 درصد پروتئين ميتوان جيره اي با 24 درصد پروتئين تهيه نمود  اگر اين كار انجام شدني نيست ، ميتوان از مكمل هاي پروتئيني مانند پودر گوشت و پودر ماهي براي تقويت جيره هاي آغازگر با پروتئين پايين سود جست . از ديگر عوامل وابسته به تغذيه كه به اختلالات پايي منجر ميشود . ميتوان به سويچ كردن زودتر از موعد جيره هاي آغازگر به جيره رشد آور و يا تضعيف كردن جيره آغازگر توسط دانه هاي غلات اشاره نمود . هرگز جيره هاي كامل و آماده را توسط دانه هاي غلاط رقيق نكنيد مگر اينكه بر روي برچسب محصول ذكر شده باشد . نتايج هر يك از اين اعمال در تضعيف مواد غذايي موجود در جيره ، ميتواند به اختلالات پايي ناشي از كمبودهاي غذايي منتج شود .


ريكتز ( نرمي استخوان )
ريكتز وضعيتي است كه در صورت فقدان مواد معدني كلسيم و يا فسفر و يا ويتامين D براي اسخوان ها بوجود مي آيد . كمبود ويتامين D احتمالي ترين علت است و ميتواند بعلت مخلوط كردن نا صحيح مواد غذايي ، كمبود مواد مقوي و يا حتي حضور سموم قارچي باشد . كه ميتواند در متابوليسم عادي تداخل ايجاد كند . ريكتز ممكن است از نتيجه كمبود فسفر و يا ناكافي بودن ميزان دسترسي به فسفر در جيره باشد . هنگامي كه از مواد استاندارد در جيره استفاده ميكنيم كمبود كلسيم اتفاق نمي افتد .


Perosis
نشانه هاي آن شامل تورم مفاصل خرگوشي و زرد پي ها و نرم شدن استخوان هاي بلند ميباشد . كمبود مواد معدني كم نياز مانند  منگنز و روي ، ويتامين هاي كولين ، نياسين ، اسيد فوليك ، بيوتين و پيروكسيدين ميتوانند نوعي از پروسيس را ايجاد كنند البته پرنده هايي كه از يك جيره غذايي كامل با يك پيش مخلوط معدني استفاده ميكنند ، بندرت به پروسيس دچار ميشوند .

 
Tybial Dyschondroplasia
بيشتر پرندگان با رشد سريع ممكن است به اين بيماري (TD ) دچار شوند . در نژادهاي با رشد سريع اين مشكل با رشد سريع استخوان ها بوجود مي آيد بطوريكه ظرفيت سيستماتيك پرنده قادر به جايگزيني كلسيم در استخوان ها نميباشد . و با سنگين تر شدن پرنده احتمال پيچيدن و يا حتي شكستن صفحه رشد استخوان هاي بلند دور از ذهن نميباشد . اگر نسبت كلسيم به فسفر قابل جذب صحيح نباشد اين وضعيت بدتر نيز ميشود . نسبت صحيح كلسيم به فسفر شامل 2 قسمت كلسيم به يك قسمت فسفر قابل جذب ميباشد .

رشد كند و سريع
اخيرا علاقه مندي زيادي براي پرورش نژادهاي با سرعت رشد كند بوجود آمده است . تحقيقات نشان ميدهد كه اغلب پرنده هاي با رشد كند مشكلات پاي كمتري دارند . براي بعضي از توليد كنندگان تنها مشكل طولاني تر بودن زمان رسيدن به وزن مطلوب ميباشد . نژادهاي با رشد سريع نياز به 6 تا 8 هفته براي رسيدن به وزن مطلوب دارد در حالي كه نژادهاي با رشد كند نياز به 12 تا 15 هفته براي رسيدن به همان وزن دارند . پرندگان با رشد كند قابليت بيشري براي مردن توسط ديگر عوامل دارند ،همچنين براي پرورش آنها به زمان و كار بيشتري نيز نياز است .

چه بايد كرد ؟
اكثر معالجات مشكل را به طور كامل رفع نميكنند . اما استثنايي نيز وجود دارد و آن استفاده از يك مخلوط ويتاميني قابل حل در آب آشاميدني و نيز افزودن مخلوط معدني به جيره خوراكي است . اين تيمار اگر در ابتداي شروع آزارها به كار برده شود سودمند خواهد بود . اگر از جيره كامل استفاده كنيم واكنش مثبتي از خود نشان ميدهند . جيره هاي كاملي كه توسط توليد كنندگان تجاري ساخته ميشوند نيازي به افزودن مكمل هاي ويتامينه و معدني ندارند .اختلالات پا را مي توان توسط مديريت خوب ، به كاربردن راهنمائي هاي بهداشتي ، استفاده از جيره مرغوب و كاهش استرس ها به حداقل رساند پيشنهاد ديگر اينست كه از نژادهاي با رشد سريع استفاده كنيد كاري كنيد كه رشد آنها به آهستگي صورت گيرد . اين كار را ميتوان توسط كاهش غلظت پروتئين جيره و يا با محدود كردن دسترسي به غذا انجام داد . بيشتر نژادهاي با رشد سريع نياز به24 ساعت نور كامل دارند . خاموش كردن چراغها براي مدت چند ساعت باعث كاهش قابليت دسترسي به غذا ميشود . در محل هايي كه جوجه هايتان را ميخريد از نژادي كه توليد ميكنند مطمئن شده و استراتژي مديريتي مناسبي براي آن انتخاب كنيد . اگر براي كاهش وقوع مشكلات پا قدم هايي را برداشته ايد از اينكه در گله شما تعداد كمي از پرندگان تحت تاثير قرار بگيرند نگران نشويد . بيشتر اين پرندگان ميتوانند به رشد خود ادامه دهند و پروار شوند . اما اگر مشكل ادامه پيدا كرد نياز داريد تا آزمايشگاه وضعيت را تشخيص بدهد زيرا تمايز قائل شدن بين علت هاي عفوني و غذايي در گله مشكل است .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



نمونه سوالات داخلي دامهاي كوچك

۱) گربه‌هايي كه منحصراً از غذاي سگها تغذيه ميكنند، دچار كمبود كداميك از ويتامينهاي زير خواهند شد؟

الف- ويتامين B12
ب- كاروتن
ج- تورين
د- تيامين
ه- تمام موارد


2) چه تفاوتي بين احتياجات غذائي گربه‌ها با سگها وجود دارد؟؟

الف- گربه‌ها هم به اسيد لينولئيك و هم به اسيد آراشيدونيك احتياج دارند كه تنها در چربي حيواني موجود است در حاليكه سگها فقط به اسيد لينولئيك نياز دارند كه هم در چربي حيواني و هم چربي گياهي موجود است.
ب- گربه‌ها نمي‌توانند تريپتوفان را به نياسين تبديل كنند.
ج- گربه‌ها نمي‌توانند بتاكاروتن را به ويتامين A تبديل كنند.
د- گربه‌ها احتياج به آرژنين دارند در حاليكه سگها نيازي به آن ندارند.
ه- تمام موارد بالا


3) گربه‌ها نبايستي صرفاً با ماهي تغذيه شوند چرا كه :

الف- ماهي ممكن است توليد اسيدهاي چرب غير اشباع بيش از حد و كمبود نسبي ويتامين E را سبب شود.
ب- گربه‌ها در خوردن غذا مشكل پسند هستند و ممكن است ميل به خوردن ماهي سبب شود كه هيچ غذاي ديگري را نخورند.
ج- ماهي خام حاوي تياميناز است و موجب از بين رفتن تيامين مي‌گردد.
د- ماهي، حاوي آن مقدار پروتئين بالا كه براي جيره غذائي گربه‌ها لازم مي‌باشد نيست.
ه- الف و ج

4) افزايش ميزان كالري جيره غذائي سگ براي دوره‌هاي كوتاه مدت با كداميك از روشهاي زير قابل دستيابي است؟

الف- اضافه كردن 3-2 قاشق سوپ خوري از مكمل‌هاي تجاري به جيره غذائي
ب- افزايش دو برابر ميزان پروتئين جيره غذائي
ج- تغذيه دو برابر حيوان از آن مقدار غذائي كه بطور طبيعي به سگ داده مي‌شود.
د- اضافه كردن 6-3 قاشق سوپ خوري چربي به ازاي هر پوند غذائي كه به طور طبيعي به حيوان داده مي‌شود.
ه- دادن مكملهاي غذائي با شير كامل يا فراورده‌هاي لبني

5) زمانيكه توله‌ها بطور دستي تغذيه مي‌شوند شير گاو معمولي يك جانشين خوب براي شير سگ نمي‌باشد چرا كه:

الف- شير گاو پروتئن كمتري از شير سگ دارد.
ب- شير گاو حاوي مقدار زيادي كربوهيدرات است.
ج- شير گاو حاوي چربي به اندازه كافي نيست.
د- شير گاو انرژي كافي بر حسب Kcal/ml را فراهم نمي‌كند.
ه- تمام موارد بالا

6)  جهت اطمينان از يك جيره غذائي بالانس شده با پروتئين بالا و كيفيت خوب در سگهاي آبستن كه به مراقبت ويژه نياز دارند كداميك از روشهاي زير مطلوبتر است؟

الف- افزايش تغذيه حيوان آبستن، تا دو برابر مقدار غذائي كه بطور طبيعي داده مي‌شود.
ب- ميزان پروتئين جيره غذائي در طي هفته آخر آبستني افزايش يابد.
ج- بهبود تركيب پروتئين جيره غذائي كه با اضافه شدن تخم مرغ، جگر و پنير در طي سه هفته آخر آبستني انجام مي‌گردد.
د- در مراحل اوليه آبستني ميزان غذاي حيوان تا دو برابر مقدار عذائي كه بطور طبيعي به حيوان داده مي‌شود افزايش مييابد، سپس همچنانكه شكم حيوان بزرگتر ميشود مقدار كل غذا كاهش مي‌يابد، چرا كه جاي كمتري براي معده وجود دارد.
ه- حداقل 5/1 ليتر شير، روزانه به غذاي حيوان افزوده مي‌شود تا كلسيم و چربي اضافي مورد نياز را جبران كند.

7)  چرا به سگ يا گربه نبايستي تخم مرغ خام داده شود ؟

الف- آلبومين با بيوتين باند ميشود و موجب كمبود نسبي بيوتين ميگردد.
ب-سفيده تخم مرغ خام، نسبتا بي‌ثبات و ناپايدار است و به سرعت دناتوره ميشود و موجب اختلال گوارشي ميگردد.
ج- زرده تخم مرغ حاوي اسيدهاي چرب غير اشباع است و زمانيكه در معرض اسيد معده قرار گيرد فاسد ميشود.
د- تمام موارد بالا
ه- هيچكدام

8)  دسترسي سگها و گربه‌ها به آب تازه چگونه بايد باشد؟

الف- هميشه
ب - چندين بار در روز
ج - بعد از خوردن غذا و قبل از استراحت حيوان
د- بستگي به شرايط و درجه حرارت محيط دارد.
ه- دو بار در روز، يكبار صبح و يكبار شب

9) سن مناسب براي دادن مكملهاي غذائي، در توله‌هائي كه براي از شير گرفتن از مادر آماده مي‌شوند:

الف- به محض آنكه چشمهاي حيوان باز مي‌شود.
ب-4-3 هفتگي
ج- 8-6 هفتگي
د- تا زمانيكه مادر به توله‌هايش شير ميدهد نبايستي مكمل داده شود.
ه – مكملهاي غذائي از بدو تولد بايد در جيره غذائي گنجانده شود.


10)  به منظور نگهداشتن يك جيره غذائي بالانس شده مكملهاي افزودني نبايستي بيش ازچند در درصد جيره باشد؟

الف- 5%
ب - 15%
ج- 25%
د- 33%
ه- 50%

11) توله‌ها و بچه گربه‌هاي تازه متولد شده كه جهت پرورش دستي آماده مي‌شوند با كداميك از روشهاي زير ميتوان تغذيه نمود؟

الف- شيشه‌هاي شير كوچك
ب- لوله‌هاي معدي
ج- قطره چكانهاي چشمي
د- سرنگهاي كوچك
ه- موارد الف و ب


12) وجود علائمي نظير رشد كم ، خشك شدن چشم (xerophthalmia)، بيماري عفوني پوست و آسيب در رشد استخوان ناشي از كمبود كدام ويتامين زير ميباشد؟

الف - vitamin A
ب- vitamin D
ج- vitamin E
د- vitamin C
ه- vitamin K

13) بيماري ريكتز در حيوانات جوان و استئومالاسي در بالغين به همراه لوردوزيس، بد شكلي قفسه سينه و تاخير در خروج دندانهاي دائمي علائم كمبود كدام ويتامين ميباشد؟

الف- vitamin A
ب- vitamin D
ج- vitamin E
د- vitamin C
ه- vitamin K

14) نارسائي توليد مثلي به همراه تولد جنين مرده يا ضعيف، ديستروفي عضلاني تغذيه‌اي در كمبود كدام ويتامين ديده ميشود؟

الف- vitamin A
ب- vitamin D
ج- vitamin C
د – vitamin E
ه - vitamin K

15) تأخير در التيام زخم و افزايش حساسيت به بيماري ناشي از كمبود كدام ويتامين زير است؟

الف- vitamin A
ب- vitamin D
ج - vitamin C
د – vitamin E
ه- vitamin K

16) ويتامينهاي محلول در چربي شامل:

الف- vit.B12vit.c; vit A; vit E and vit.K
ب- اسيد پانتوتنيك، vit B1; vit E; vit D; vit A
ج- vit C; vit E; vit D; vit A
د- vit k; vit E; vit D; vit A
ه- vit C; vit B12; vit B1; vit B2 ; B6

17) كداميك از ويتامينهاي زير، به عنوان يك نياز غذائي سگهاي سالم مطرح نميباشد؟

الف- vitamin A
ب- vitamin B12
ج- vitamin C
د – vitamin D
ه- vitamin E

18) بي اشتهائي، توقف رشد و ضعف ماهيچه‌اي در ارتباط با كمبود كدام ويتامين مي‌باشد؟

الف- ريبوفلاوين
ب- نياسين
ج- بيوتين
د- كوبالامين
ه- تيامين

19) كمبود كداميك از ويتامينهاي زير موجب آنميميكروسيتيك، هيپوكروميك ميشود ؟

الف- ريبوفلاوين و تيامين
ب – اسيد فوليك و پيريدوكسين
ج – ويتامين K و اسيد فوليك
د - ويتامين E و ويتامين B12
ه – ويتامين K و بيوتين

20) علا ئمي نظير بي اشتهائي، كاهش وزن، دكلسيفيه شدن استخوان، افزايش حساسيت و بيماري مفا صل ناشي از ازدياد حساسيت به كدام ويتامين است ؟

الف- vitamin A
ب- vitamin B6
ج- vitamin B12
د – vitamin C
ه- vitamin D

21)  بي اشتهائي، كاهش وزن، اسهال، كم خوني، قرمزي و اولسر غشاهاي مخاط دهان و زبان همگي علائمي‌ از كمبود كدام ويتامين هستند ؟

الف – vitamin A
ب – نياسين
ج – تيامين
د – اسيد پانتوتنيك
ه – اسيد فوليك

22)  تمام موارد زير در ارتباط با هيپرويتامينوزD ميباشند به‌ جز :

الف – كلسيفيكاسيون بافت نرم
ب – آسيب كليوي
ج – هيپوپاراتيروئيديسم ثانوي
د – هيپركلسمي
ه – مرگ

23)  يك منبع غني از اسيد فوليك:

الف – ماهي
ب – تخم مرغ
ج – كبد
د –شير
ه – كليه

24)  به جيره غذائي سگهائي كه از كمبود كدام ويتامين رنج ميبرند، مخمر آبجو بايستي افزوده شود؟

الف- vitamin A
ب- vitamins B
ج - vitamin C
د – vitamin E
ه- vitamin K

25)  كداميك از اندامهاي بدن، حاوي بالاترين مقدار ويتامين K ميباشد ؟

الف – كبد
ب – كليه
ج – طحال
د – قلب
ه – پانكراس

26)  هنگاميكه كه يك حيوان تب دارد، ميزان دريافت كالري بايستي:

الف – تا Kcal/Ib 3 وزن بدن افزايش يابد.
ب – كاهش يابد.
ج – با دكستروز 5 % همراه با سالين حيوان را نگهداشت، زيرا در اين وضعيت نبايستي چيزي خورانده شود.
د – هيچكدام از موارد بالا
ه – گزينه ب و ج

27) جهت التيام شكستگي استخوان ران در يك گربه 2.5 ساله جيره غذائي چگونه بايد باشد؟

الف- مكملهاي غذائي به همراه فسفر
ب - مكملهاي غذائي به همراه كلسيم
ج – مكملهاي غذائي به همراه كلرور منيزيم
د – الف و ب
ه – استفاده از مينرالهاي كلسيم و فسفر در جيره غذائي سبب بر هم خوردن نسبت Ca/P شده و روند ترميم شكستگي را طولاني مينمايد

28) مديريت جيره غذائي در حيوانات مبتلا به نارسائي مزمن كليه (CRF) چگونه بايد باشد؟

الف – پروتئينها بايستي محدود شوند تا فراوردههاي ازته متابوليك و علائم اورمي‌ ناشي از آن كاهش يابد.
ب – پتاسيم بايستي به كمتر از 5 % جيره غذائي كاهش يابد.
ج – در موارديكه نارسائي كليه پيشرفته است، مقدار نمك تا 3 % جيره غذائي افزايش يابد.
د - گزينه الف و ب صحيح است.
ه – تمام موارد

29)  درمان طولاني مدت با آنتي بيوتيكهاي خوراكي موجب كمبود كدام ويتامين ميشود ؟

الف- vitamin A
ب- vitamins B
ج - vitamin C
د – vitamin D
ه- vitamin E

30)  مديريت جيره غذائي در سگهاي مبتلا به هيپوتيروئيديسم شامل :

الف – اضافه كردن تركيبات آنزيميبه غذاي طبيعي حيوان
ب – تغيير جيره غذائي حيوان با گوشت گوساله و پنير كم چرب
ج – نگهداشتن حيوان با غذاهاي حاوي كالري پائين
د – كاهش مقدار پروتئين، چربي و كربوهيدرات جيره غذائي
ه – تمام موارد بالا


--------------------------------------------------------------------------------

پاسخهاي صحيح:
1 ) لف
2 ) ه
3 ) ه
4 ) د
5 ) ه
6 ) ج
7 ) الف
8 ) الف
9 ) ب
10) ب

 11) ه
12) الف
13) ب
14) د
15) ج
16) د
17) ج
18) ه
19) ب
20) الف

 21) ب
22) الف
23) ج
24) ب
25) الف
26) الف
27) ه
28) ه
29) ب
30) ج

وبلاگ مرجع دامپزشکی

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



نمونه سوالات امتحان ورودي دوره تخصصي دامهاي کوچک

۱ـ در عفونت‌هاي‌ قارچي‌ دهان‌ ممكن‌ است‌ چه‌ بوئي‌ از دهان‌ استشمام‌ شود؟
1) بوي‌ ماهي‌ گنديده
‌2) بوي‌ ميوه‌
3) بوي‌ خمير ترشيده
‌4) بوي‌ گازهاي‌ آندول‌ و اسكاتل‌


2ـ مكانيسم‌ تشكيل‌ سنگ‌هاي‌ دنداني‌ (Dental calculus) در دام‌هاي‌ كوچك‌ :
1) با تغيير PH بزاق‌ ارتباط ندارد
2) با تغيير PH بزاق‌ ارتباط دارد
3) با رسوب‌ كلسيم‌ روي‌ دندان‌ها ربطي‌ ندارد
4) با رژيم‌ غذايي‌ سفت‌ و سخت‌ و يا نرم‌ ارتباط ندارد


3ـ آكالاژيا:
1) اختلال‌ عصبي‌ كاردياست
‌2) به‌ علت‌ اجسام‌ خارجي‌ بروز مي‌كند
3) همان‌ كارديواسپاسم‌ است‌
4) يكي‌ از عوامل‌ انسداد مري‌ است‌


4ـ تجويز آپومرفرمين‌ بلافاصله‌ پس‌ از بلع‌ سموم‌ :
1) باعث‌ جلوگيري‌ از استفراغ‌ مي‌شود
2) در صورت‌ تزريق‌ داخل‌ وريدي‌ بمقدار 10 ميلي‌گرم‌ به‌ ازاي‌ هر كيلو وزن‌ بدن‌ مفيد است‌
3) مضر است‌
4) مفيد است‌
5ـ كمبود كدام‌ ويتامين‌ زمينه‌ بروز آنتريت‌ را فراهم‌ مي‌كند؟
1) نياسين
‌2) ويتامين‌ C
۳) ويتامين‌ E
۴) ويتامين‌K


6ـ آنتريت‌ ائوزينوفيلي‌ بيشتر در كدام‌ نژاد و جنس‌ مشاهده‌ شده‌ است‌؟
1) پودل‌هاي‌ جنس‌ نر
2) داشهوند و جنس‌ ماده‌
3) كاكراسپانيل‌ و جنس‌ نر
4) كاكراسپانيل‌ و جنس‌ ماده‌


7ـ مهمترين‌ مسئله‌ در درمان‌ پانكراتيت‌ چيست‌؟
1) اصلاح‌ الكتروليت‌
2) آنتي‌ كلينرژيك‌
3) تزريق‌ كورتيكوستروئيد
4) منع‌ تجويز خواركي‌ غذا و دارو


8ـ رنگ‌ آميزي‌ مدفوع‌ با رنگ‌ سودان‌ و آزمايش‌ هضمي‌ فيلم‌ راديوگرافي‌ بترتيب‌ براي‌ تشخيص‌ كمبود كدام‌ آنزيم‌ انجام‌مي‌شود؟
1) آميلاز ـ ليپاز
2) آميلاز ـ پروتئاز
3) پروتئاز ـ آميلاز
4) ليپاز ـ پروتئاز


9ـ در نارسايي‌ اگزوكرين‌ پانكراس‌ كدام‌ حالت‌ رخ‌ نمي‌دهد؟
1) افزايش‌ وزن‌
2) كمبود ويتامين‌ B12
3) كمبود ويتامين‌هاي‌ محلول‌ در چربي
‌4) مدفوع‌ بدبو


10ـ آنزيم‌ مهاري‌ سرمي‌ پانكراس‌ كدام‌ است‌؟
1) آلفا يك‌ ـ Pi
۲) آلفا ـ M
3) DSTI
۴) هيچكدام‌


11ـ در عفونتهاي‌ حاد مجاري‌ صفراوي‌ كدام‌ آنتي‌ بيوتيك‌ ارجح‌ است‌؟
1) استرپتومايسين
‌2) پني‌سيلين‌
3) تتراسيكلين
‌4) نئومايسين‌


12ـ كدام‌ آنزيم‌ پيتد ازهاي‌ فعال‌ را به‌ طور موقت‌ در مجراي‌ پانكراس‌ مهار مي‌كند؟
1) 2PSTI) آلفا ـ M
3) آلفا يك‌ ـ 4Pi) Catepsin . B


13ـ كداميك‌ از داروهاي‌ زير مهار كننده‌ سيستم‌ ميكروزومي‌ كبد مي‌باشند؟
1) پنتوباربيتال
‌2) فني‌ توئين‌
3) كلرا مفنيكول
‌4) گريزئوفولوين‌


14ـ كداميك‌ از موارد زير از اختلالات‌ (Portosystemic shunt) PSS محسوب‌ نمي‌شود؟
1) Hyperammonemia
۲) Hypoalbuminemia
3) 4Reduction of BSP retention time) Amorphos urate crystals


15ـ كداميك‌ از عوامل‌ زير در بروز كماي‌ كبدي‌ (Hepatic coma) داراي‌ نقش‌ بيشتري‌ مي‌باشد؟
1) ايزولوسين
‌2) تريپتوفان
‌3) لوسين
‌4) والين‌


16ـ كداميك‌ از عوامل‌ عفوني‌ زير در بروز بيماري‌هاي‌ كبد كمتر نقش‌ دارند؟
1) آدنوويروس‌ تيپ‌ دو
2) كروناويروس‌
3) لپتوسپيروز
4) هرپس‌ ويروس‌


17ـ برونكوديلاتورهاي‌ گزانتيني‌ از چه‌ طريق‌ عمل‌ مي‌كنند؟
1) افزايش‌ ورود سديم‌ به‌ سلول‌ها
2) اثر برآدنوزين‌ منوفسفات‌ حلقوي‌
3) تحريك‌ ورود كلسيم‌ به‌ سلول‌ها
4) مهار كولين‌ استراز


18ـ در كداميك‌ از بيماري‌هاي‌ زير مصرف‌ داروهاي‌ ضدسرفه‌ توصيه‌ مي‌شود؟
1) برونشكتازي
‌2) برونشيت‌ مزمن
‌3) پنوموني
‌4) لارنژيت‌


19ـ كداميك‌ علت‌ بروز آسم‌ گربه‌ است‌؟
1) آلودگي‌ انگلي‌ ريه
‌2) دود سيگار
3) عفونت‌ ويروسي‌
4) گوشت‌ اسب‌


20ـ كداميك‌ از جملات‌ زير در مورد برونشيكتازي‌ صحيح‌ است‌؟
1) برونشكيتازي‌ از علل‌ بروز برونشيت‌ مزمن‌ است‌
2) برونشيكتازي‌ در گربه‌ها بيشتر رخ‌ مي‌دهد
3) برونشكيتازي‌ به‌ شكل‌ موضعي‌ و سيلندري‌ ايجاد مي‌شود
4) مصرف‌ كورتيكوستروئيدها در برونشكيتازي‌ توصيه‌ مي‌شود


21ـ بهترين‌ روش‌ تشخيصي‌ كلاپس‌ ناي‌ كدام‌ است‌؟
1) برونكوگرافي
‌2) برونكوسكوپي‌
3) راديوگرافي
‌4) فلوروسكوپي‌


22ـ آريتمي‌ سينوسي‌ داراي‌ چه‌ خصوصياتي‌ است‌؟
1) موج‌هاي‌ P - QRS به‌ فواصل‌ منظم‌ ايجاد نمي‌شود
2) موج‌هاي‌ P - QRS ايجاد شده‌ با هم‌ تفاوت‌ دارند
3) موج‌هاي‌ P - QRS به‌ فواصل‌ منظم‌ ايجاد مي‌شود
4) موج‌هاي‌ P - QRS داراي‌ ولتاژ پايين‌ هستند


23ـ P - pulmonalوP - mitral به‌ ترتيب‌ نشانگر چيست‌؟
1) بزرگ‌ شدگي‌ بطن‌ راست‌ و بطن‌ چپ
‌2) بزرگ‌ شدگي‌ دهليز چپ‌ و دهليز راست‌
3) بزرگ‌ شدگي‌ بطن‌ چپ‌ و بطن‌ راست
‌4) بزرگ‌ شدگي‌ دهليز راست‌ و دهليز چپ‌


24ـ P.A.C. چيست‌؟
1) به‌ انقباض‌ زودرس‌ بطن‌ گفته‌ مي‌شود
2) به‌ باز بودن‌ ديواره‌ بين‌ دو بطن‌ گفته‌ مي‌شود
3) به‌ انقباض‌ زودرس‌ دهليزي‌ گفته‌ مي‌شود
4) به‌ باز بودن‌ مجراي‌ شرياني‌ گفته‌ مي‌شود


25ـ موج‌ Q در الكتروكارديوگراف‌ نماينده‌ چيست‌؟
1) موج‌ Q نشان‌دهنده‌ دپولاريزاسيون‌ در انتهاي‌ آزاد بطن‌ها مي‌باشد
2) موج‌ Qنشان‌دهنده‌ دپولاريزاسيون‌ در ديواره‌ بين‌ دو بطن‌ مي‌باشد
3) موج‌ Q نشان‌دهنده‌ دپولاريزاسيون‌ در بطن‌ها مي‌باشد
4) هيچكدام‌


26ـ براي‌ تعيين‌ محور الكتريكي‌ در سگ‌ چه‌ بايد انجام‌ داد؟
1) ايزوالكتريك‌ترين‌ اشتقاق‌ را پيدا كرده‌، اشتقاق‌ موازي‌ بر اين‌ اشتقاق‌ ايزوالكتريك‌ محورالكتريكي‌ قلب‌ را نشان‌ مي‌دهد
2) ايزوالكتريك‌ترين‌ اشتقاق‌ را پيدا كرده‌، اشتقاق‌ عمود بر اين‌ اشتقاق‌ ايزوالكتريك‌ محورالكتريكي‌ قلب‌ را نشان‌ مي‌دهد
3) اشتقاقي‌ كه‌ داراي‌ بزرگ‌ترين‌ ولتاژ موج‌ P باشد محور الكتريكي‌ قلب‌ را نشان‌ مي‌دهد
4) اشتقاقي‌ كه‌ داراي‌ موج‌ Q عميق‌ باشد محور الكتريكي‌ قلب‌ را نشان‌ مي‌دهد


27ـ كاهش‌ ولتاژ QRS ناشي‌ از چيست‌؟
1) در خونريزي‌ها كاهش‌ ولتاژ QSR مشاهده‌ مي‌شود
2) در نژادهاي‌ بزرگ‌ كاهش‌ ولتاژ QSRمشاهده‌ مي‌شود
3) در نژادهاي‌ كوچك‌ كاهش‌ ولتاژ QSR مشاهده‌ مي‌شود
4) وجودپريكارديت‌ يا هيدروتوراكسي‌ باعث‌ كاهش‌ ولتاژ QRSمي‌شود


28ـ محور طبيعي‌ الكتريكي‌ در سگ‌ چند درجه‌ است‌؟
1) 30 تا 2100ـ) 40 تا 80ـ
3) 40 تا 4100ـ) 50 تا 80ـ


29ـ مسير عصبي‌ رفلكس‌ نوري‌ مردمك‌ كدام‌ است‌؟
1) راه‌ بينايي‌ ـ كياسما اپتيك‌ ـ تشعشع‌ بينايي‌ ـ هسته‌هاي‌ پاراسمپاتيك‌ ـ عضلات‌ شعاعي‌
2) راه‌ بينايي‌ ـ كياسما اپتيك‌ ـ عصب‌ بينايي‌ ـ هسته‌هاي‌ سمپاتيك‌ ـ عضلات‌ شعاعي‌
3) عصب‌ بينايي‌ ـ كياسما اپتيك‌ ـ تشعشع‌ بينايي‌ ـ هسته‌هاي‌ سمپاتيك‌ ـ عضلات‌ اسفتگتري‌
4) عصب‌ بينايي‌ ـ كياسما اپتيك‌ ـ راه‌ بينايي‌ ـ هسته‌هاي‌ پاراسمپاتيك‌ ـ عضلات‌ اسفتگتري‌


30ـ نيستاگموس‌ افقي‌ نشانه‌ عارضه‌ كدام‌ ساختمان‌ عصبي‌ است‌؟
1) نيمدايره‌هاي‌ گوش‌ داخلي
‌2) وستيبول‌ (دهليز) مركزي‌
3) هسته‌هاي‌ اعصاب‌ حركتي‌ چشم
‌4) هسته‌هاي‌ عصب‌ زوج‌ هشتم‌ در تنه‌ مغزي‌


31ـ مهمترين‌ رفلكس‌ عصبي‌ اندام‌هاي‌ حركتي‌ كدام‌ است‌؟
1) رفلكس‌ دو سر باز
2) رفلكس‌ كشك‌ زانو
3) رفلكس‌ چهار سر ران
‌4) رفلكس‌ بازكننده‌ مچ‌


32ـ رفلكس‌ تصحيح‌ كننده‌ (Righting Reflex) كدام‌ سيستم‌ عصبي‌ را بررسي‌ مي‌كند؟
1) اعصاب‌ مغزي
‌2) بصل‌ النخاع‌
3) حس‌ عمقي‌
4) گيرنده‌هاي‌ مارپيچي‌ تاندون‌ها


33ـ پلك‌ سوم‌ با كداميك‌ از تغييرات‌ زير حركت‌ مي‌كند؟
1) انقباض‌ عضله‌ مولر پلك‌
2) انقباض‌ عضله‌ عقب‌ كشنده‌ كره‌ چشم‌
3) تحريك‌ عصب‌ حركتي‌ چشم‌ (زوج‌ سوم‌)
4) تحريك‌ عصب‌ قرقره‌اي‌ چشم‌ (زوج‌ چهارم‌)


34ـ كراتركنجنكتيويت‌ خشك‌ (KCS) از عوارض‌ كدام‌ بيماري‌ است‌؟
1) انترپيون‌ Entropion
۲)رويش‌ مژه‌ در محل‌ غير طبيعي‌ (Distichiasis)
3) اكتروپيون‌ Ectropion
۴)رويش‌ مژه‌ در جهت‌ غير طبيعي‌ (Trichiasis)


35ـ در كنجنكتيويت‌ آلرژيك‌، فوليكول‌هاي‌ لنفاوي‌ در كدام‌ لايه‌ ملتحمه‌ ديده‌ مي‌شوند؟
1) قشر مخاطي‌ غده‌اي
‌2) قشر سلول‌هاي‌ جامي‌ (گابلت‌)
3) لايه‌ فيبروزي
‌4) لايه‌ اپيتليوم‌


36ـ بهترين‌ روش‌ درماني‌ كراتيت‌ سطحي‌ مزمن‌ (پانوس‌) كدام‌ است‌؟
1) اشعه‌ x به‌ همراه‌ كوتراسيد كربوليك‌
2) تجويز كورتيكوستروئيد به‌ همراه‌ آنتي‌بيوتيك‌
3) كوتراسيد كربوليك‌ همراه‌ با اشعه‌ بتا
4) كراتوتومي‌ و درمان‌ كورتيكو ستروئيد طولاني‌


37ـ كدام‌ روند بروز كاتاراكت‌ ديابتي‌ را بهتر توضيح‌ مي‌دهد؟
1) افزايش‌ سوربيتول‌ در عدسي‌ باعث‌ تورم‌ و پارگي‌ فيبرهاي‌ عدسي‌ مي‌شود
2) تورم‌ عدسي‌ و رسوب‌ مواد آبدوست‌ در آن‌ باعث‌ كدورت‌ قابل‌ برگشت‌ در عدسي‌ مي‌گردد
3) عدم‌ ورود گلوكز به‌ سلولهاي‌ عدسي‌ باعث‌ كمبود انرژي‌ سولها و مرگ‌ آنها مي‌شود
4) هيپرگليسمي‌ و رسوب‌ تركيبات‌ حاصل‌ از متابوليزم‌ گلوكز در عدسي‌ باعث‌ كدورت‌ آن‌مي‌گردد


38ـ از آتروپين‌ در درمان‌ كدام‌ نوع‌ كاتاراكت‌ استفاده‌ مي‌شود؟
1) كاتاراكت‌ پيري
‌2) كاتاراكت‌ مادرزادي‌
3) كاتاراكت‌ محوري
‌4) كاتاراكت‌ كپسول‌ خارجي‌


39ـ در رفتگي‌ عدسي‌ با كدام‌ نشانه‌ها شناخته‌ مي‌شود؟
1) انقباض‌ مردمك‌، فقدان‌ رفلكس‌ نوري‌ مردمك‌، التهاب‌ عنبيه‌
2) حركت‌ غير طبيعي‌ عنبيه‌، افزايش‌ فشارداخل‌چشم‌، مايع‌شدن‌ زجاجيه‌
3) حضور كمان‌ آفاك‌، كوري‌، كاهش‌ عمق‌ اتاق‌ قدامي‌ چشم‌
4) كراتيت‌ عمقي‌، اتساع‌ مردمك‌، افزايش‌ عمق‌ اتاق‌ قدامي‌ چشم‌


40ـ كدام‌ داروها در اكثر موارد گلوكوم‌ منع‌ مصرف‌ دارند؟
1) داروهاي‌ ديورتيك
‌2) داروهاي‌ قبض‌ عروق‌ دهنده‌
3) مهار كننده‌هاي‌ انيدراز كربنيك
‌4) مهار كننده‌هاي‌ پاراسمپاتيك‌


41ـ كدام‌ يك‌ از اعصاب‌ نام‌ برده‌ در زير ممكن‌ است‌ در عفونت‌هاي‌ گوش‌ مياني‌ و داخلي‌ بيشتر دچارآسيب‌ گردند؟
1) اعصاب‌ مغزي‌ زوج‌ هفتم
‌2) اعصاب‌ مغزي‌ زوج‌ هشتم‌
3) اعصاب‌ مغزي‌ زوج‌ پنجم
‌4) اعصاب‌ مغزي‌ زوج‌ ششم‌


42ـ كدام‌ يك‌ از اجرام‌ باكتريايي‌ نامبرده‌ در زير در موارد عفونت‌هاي‌ گوش‌ مياني‌، كمتر نقش‌ دارد؟
1)2Actinomycetales )Staphylococcus spp
3) 4Escherichia coli) Streptococcus spp


43ـ كدام‌ يك‌ از نژادهاي‌ نام‌ برده‌ در زير بيشتر ممكن‌ است‌ دچار عفونت‌هاي‌ گوش‌ خارجي‌ يا مياني‌گردند؟
1) 2Maltese)Spitze
3)4Cocker spaniel ) Yorkshire terrier


44ـ كدام‌ يك‌ از آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ زير، اتوتوكسيك‌ (ototoxic) به‌ شمار مي‌روند؟
1) 2Benzathin Penicillin G)Chloramphenicol
3) 4Cephalexin) Neomycin


45ـ كدام‌ يك‌ از علامت‌هاي‌ نام‌ برده‌ در زير جزو نشاني‌هاي‌ سندرم‌ هورنر (Horner's syndrome) به‌شمار مي‌رود؟
1) 2Miosis)Mydriasis
3)4Keratitis )Head tilt


46ـ كدام‌ يك‌ از تعاريف‌ نام‌ برده‌ در زير، معرف‌ بيماري‌ Impetigo مي‌باشد؟
1) درماتيت‌ پوستولي‌ سطحي
‌2) درماتيت‌ باكتريايي‌ عميق‌
3) درماتيت‌ چين‌هاي‌ لب
‌4) درماتيت‌ حاد مرطوب‌


47ـ در كدام‌ يك‌ از آلودگي‌هاي‌ انگلي‌ نام‌ برده‌ در زير، مصرف‌ كورتيكوستروييدها ممنوع‌ است‌؟
1) 2Notoedric Infestation) Otodectic Infestation
3) 4Demodectic Infestation) Sarcoptic Infestation


48ـ لارو كدام‌ يك‌ از كرم‌ها مي‌تواند در پي‌ نفوذ از پوست‌ موجب‌ درماتيت‌ در حيوانات‌ كوچك‌گردد؟
1) 2Toxascara leonina)Ancylostoma caninum
3) 4Dypilidium caninum)Toxacara canis


49ـ بهترين‌ روش‌ تأييد آتوپي‌ (ATOPY) چيست‌؟
1) 2ELISA)Patch test
3) 4Intradermal skin test)Skin biopsy


50ـ كدام‌ يك‌ از بيماري‌هاي‌ نام‌ برده‌ در زير جزو بيماري‌هاي‌ خودايمن‌ (Autoimmune) به‌ شمارمي‌رود؟
1) 2Pemphigus)Contact Allergic Dermatitis
3)4Acanthosis nigricans )Atopy


51ـ توله‌اي‌ 3 ماهه‌ با جراحاتي‌ همچون‌ ريختگي‌ موهاي‌ اطراف‌ هر دو چشم‌ و اطراف‌ پنجه‌ها و بدون‌هر گونه‌ خارش‌ به‌ كلينيك‌ ارجاع‌ مي‌شود. با توجه‌ به‌ نشاني‌هاي‌ باليني‌ به‌ كدام‌ يك‌ از بيماري‌هاي‌زير بيشتر شك‌ مي‌نماييد؟
1) لوپوس‌ اريتماتوز ديسكوييد
2) دموديكوز موضعي‌
3) درماتيت‌ ناشي‌ از جرب‌ ساركوپتس‌ اسكابيئي
‌4) ليشمانيازيس‌ جلدي‌


52ـ در بيماري‌ آديسون‌ كداميك‌ از عوارض‌ زير بيشتر قابل‌ ملاحظه‌ مي‌باشد؟
1) آلكالوزمتابوليك
‌2) هيپرناترمي‌
3) هيپرگليسمي
‌4) هيپركالمي‌


53ـ در هيپرتيروئيديسم‌ كداميك‌ از علائم‌ قلبي‌ زير مشاهده‌ نمي‌شود؟
1) مرمورهاي‌ سيستوليك
‌2) تاكيكاردي‌ سينوسي‌
3) تاكيكاردي‌ دهليزي
‌4) كاهش‌ ارتفاع‌ موج‌ R


54ـ در تابلوي‌ خوني‌ حيوانات‌ مبتلا به‌ كوشينگ‌ كداميك‌ از علائم‌ زير ديده‌ مي‌شود؟
1) آنمي
‌2) لنفوسيتوز
3) منوسيتوز
4) نوتروپني‌


55ـ در تجزيه‌ ادرار حيوانات‌ مبتلا به‌ كوشينگ‌ احتمال‌ حضور كداميك‌ از موارد زير كمتر است‌؟
1) باكتري‌ اوري
‌2) پيوري‌
3) وزن‌ مخصوص‌ كمتر از 1/013
۴)هماتوري‌


56ـ كداميك‌ از عوارض‌ زير در بيماران‌ ديابتي‌ ديده‌ نمي‌شود؟
1) آلكالوزمتابوليك‌2) رتينوپاتي‌
3) كاتاراكت‌4) گلومرولونفروپاتي‌


57ـ كداميك‌ از موارد زير از علائم‌ پوستي‌ بيماران‌ مبتلا به‌ هيپرآدرنوكورتيسيزم‌ محسوب‌ نمي‌شود؟
1) آلوپسي‌2) پيودرم‌3) دموديكوز4) وزيكول‌


58ـ در درمان‌ ديابت‌ كتواسيدوزي‌ كداميك‌ از سرم‌هاي‌ زير در درجه‌ اول‌ قابل‌ توصيه‌ است‌؟
1) رينگرلاكتات‌2) رينگر3) گلوكز4) سالين‌


59ـ جهت‌ درمان‌ ديابت‌ كتواسيدوزي‌ كدام‌ انسولين‌ و به‌ چه‌ شكل‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد؟
1) انسولين‌ NPH به‌ شكل‌ زير جلدي‌
2) انسولين‌ كريستاله‌ به‌ شكل‌ داخل‌ عضلاني‌
3) انسولين‌ PZI به‌ شكل‌ داخل‌ عضلاني‌
4) تمام‌ اشكال‌ انسولين‌ در اين‌ بيماري‌ به‌ شكل‌ عضلاني‌ و زير جلدي‌ مورد استفاده‌ قرارمي‌گيرند.


60ـ احتمال‌ تشكيل‌ كداميك‌ از سنگ‌هاي‌ ادراري‌ زير در ادرار قليايي‌ بيشتر است‌؟
1) استروويت‌2) اكسالات‌ كلسيم‌3) سيستين‌4) همه‌ موارد فوق‌


61ـ در عفونت‌هاي‌ ادراري‌ غيرپيچيده‌ ناشي‌ از باكتري‌هاي‌ گرم‌ مثبت‌ كداميك‌ از آنتي‌بيوتيك‌هاي‌ زيررا انتخاب‌ مي‌نماييد؟
1) آمپي‌سيلين‌2) تري‌متوپريم‌ سولفاناميد
3) تتراسيكلين‌4) كلرامفنيكل‌


62ـ شايعترين‌ عامل‌ باكتريايي‌ در التهاب‌ پروستات‌ چيست‌؟
1) استرپتوكوك‌ها2) ايشيريشياكولي‌
3) پزودوموناس‌4) كلستريديوم‌ها


63ـ فيموزيس‌ چه‌ بيماري‌ مي‌باشد؟
1) تورم‌ آلت‌ تناسلي‌ همراه‌ با پروياپيسم‌
2) فيموزيس‌ به‌ خارج‌ شدن‌ چرك‌ از مجراي‌ غلاف‌ آلت‌ تناسلي‌ گفته‌ مي‌شود.
3) فيموزيس‌ به‌ كوچك‌ شدن‌ مجراي‌ غلاف‌ آلت‌ تناسلي‌ به‌ طور غيرمعمول‌ گفته‌ مي‌شود.
4) فيموزيس‌ به‌ التهاب‌ آلت‌ تناسلي‌ و غلاف‌ گفته‌ مي‌شود.


64ـ عقيم‌ شدن‌ در سگ‌ ماده‌ مي‌تواند ناشي‌ از كمبود ترشح‌ چه‌ هورموني‌ باشد؟
1) استروژن‌2) پروژسترون‌3) 4F.S.H)L.H


65ـ شايعترين‌ تومور پروستات‌ چيست‌؟
1) آدنوكارسينوما2) ساركوما
3) ليوميوساركوما4) لنفوساركوما


66ـ بي‌اختياري‌ يا عدم‌ كنترل‌ ادرار در سگهاي‌ ماده‌ عقيم‌ شده‌ ناشي‌ از كمبود چه‌ هورموني‌ مي‌باشد؟
1) 2L.H)3F.S.H ) پروژسترون‌4) استروژن‌


67ـ كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير در مورد ديستمپر (Distemper) سگها صدق‌ مي‌كند؟
1) ويروس‌ ديستمپر (CDV) در محيط خارج‌ مقاومت‌ زيادي‌ دارد و سالها قادر به‌ ادامه‌ زندگي‌است‌.
2) تست‌هاي‌ سرولوژيك‌ قطعي‌ترين‌ راه‌ تشخيص‌ اين‌ بيماري‌ به‌ شمار مي‌روند.
3) بيماري‌ از راه‌ واكسيناسيون‌ با واكسن‌هاي‌ زنده‌ تخفيف‌ حدت‌ يافته‌ قابل‌ پيشگيري‌ است‌.
4) انتقال‌ عفونت‌ معمولا از راه‌ نوشيدن‌ آب‌ آلوده‌ صورت‌ مي‌گيرد.


68ـ پديده‌ Blue eye چيست‌ و در كدام‌يك‌ از موارد زير ديده‌ مي‌شود؟
1) آبي‌رنگ‌ شدن‌ چشم‌ توله‌ها به‌ علت‌ خيزقرنيه‌ ناشي‌ از واكنش‌هاي‌ ايمني‌ در موارد بهبودي‌ ازهپاتيت‌ عفوني‌ است‌.
2) آبي‌رنگ‌ شدن‌ چشم‌ توله‌ها به‌ علت‌ خيزقرنيه‌ و ناشي‌ از ديستمپر سگهاست‌.
3) آبي‌رنگ‌ شدن‌ چشم‌ توله‌ها به‌ علت‌ خيزقرنيه‌ و ناشي‌ از واكسيناسيون‌ عليه‌ پاروو ويروس‌است‌.
4) آبي‌رنگ‌ شدن‌ چشم‌ گربه‌ها به‌ علت‌ خيزقرنيه‌ و ناشي‌ از واكنش‌هاي‌ ايمني‌ در عفونت‌هاي‌كليسي‌ ويروسي‌ است‌.


69ـ كداميك‌ از يافته‌هاي‌ هماتولوژيك‌ زير نشانگر مرحله‌ اوليه‌ و فرم‌ حاد بيماري‌ پاروو ويروس‌ (CPV)سگهاست‌؟
1) لكوسيتوز نوتروفيليك‌ همراه‌ با انحراف‌ به‌ چپ‌2) لكوپني‌ و نوتروپني‌
3) لكوپني‌، نوتروفيلي‌ و ترومبوسيتوپني‌ 4) لنفوسيتوز شديد


70ـ اگر سگي‌ كه‌ به‌ تازگي‌ عليه‌ هاري‌ واكسينه‌ شده‌ باشد، مورد گزش‌ حيوانات‌ وحشي‌ قرار گيرد:
1) نبايد مجددٹ واكسينه‌ شود بلكه‌ بايد تا 10 روز محبوس‌ شده‌ و زيرنظر باشد.
2) نبايد مجددٹ واكسينه‌ شود بلكه‌ بايد تا 6 ماه‌ زيرنظر و در پايان‌ ماه‌ ششم‌ مورد واكسيناسيون‌قرار گيرد.
3) بايد بي‌درنگ‌ مجددٹ عليه‌ هاري‌ واكسينه‌ شود و مدت‌ 90 روز زيرنظر باشد.
4) بايد بي‌درنگ‌ معدوم‌ شود.


71ـ در كم‌خوني‌ ناشي‌ از فقر آهن‌، گلبول‌هاي‌ قرمز:
1) كوچكتر و كم‌رنگتر مي‌شوند.2) بزرگتر و پررنگتر مي‌شوند.
3) از نظر اندازه‌ تغيير نمي‌كنند.4) از نظر رنگ‌ تغيير مي‌كنند ولي‌ اندازه‌ آنها تغييري‌نمي‌كند.


72ـ پان‌سيتوپني‌ در علم‌ خون‌شناسي‌ به‌ حالتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌:
1) تمام‌ سلول‌هاي‌ خوني‌ دچار نقصان‌ شده‌اند.
2) گلبول‌هاي‌ قرمز دچار نقصان‌ شده‌اند.
3) گلبول‌هاي‌ سفيد دچار نقصان‌ شده‌اند.
4) گلبول‌هاي‌ قرمز و پلاكت‌ها نقصان‌ پيدا كرده‌است‌.


73ـ در اثر آشفتگي‌ متابوليسم‌ پروتئين‌ها كداميك‌ از بلورهاي‌ زير در ادرار ديده‌ مي‌شود؟
1) اگزالات‌ كلسيم‌ 2) تيروزين‌
3) سيستين‌4) فنيل‌آلانين‌


74ـ در آزمايش‌ تحمل‌ گلوكز خوراكي‌ (OGTT) به‌ ازاي‌ هر كيلوگرم‌ وزن‌ بدن‌ دام‌ چه‌ مقدار گلوكز را درآب‌ حل‌ كرده‌ و به‌ دام‌ مي‌خورانند؟
1) يك‌ ميلي‌گرم‌ 2) يكصد ميلي‌گرم‌ 3) يك‌ گرم‌ 4) ده‌ گرم‌


75ـ تريپانوزوما اكي‌پردم‌ از چه‌ راهي‌ به‌ ميزبان‌ اصلي‌ و حساس‌ منتقل‌ مي‌شود؟
1) از راه‌ خوردن‌ آب‌ آلوده‌ انتقال‌ صورت‌ مي‌گيرد.
2) از راه‌ بزاق‌ پشه‌ خاكي‌ انتقال‌ صورت‌ مي‌گيرد.
3) از راه‌ مدفوع‌ مگس‌هاي‌ تابانيده‌ انتقال‌ صورت‌ مي‌گيرد.
4) از راه‌ جفتگيري‌ انتقال‌ صورت‌ مي‌گيرد.


76ـ تك‌ياخته‌ توكسوپلاسما گونده‌اي‌ در چه‌ سلول‌هائي‌ از ميزبان‌هاي‌ مختلف‌ و حساس‌ رشدمي‌نمايد؟
1) صرفٹ در سلول‌هاي‌ پوششي‌ رشد مي‌نمايد.
2) صرفٹ در سلول‌هاي‌ ماهيچه‌اي‌ رشد مي‌نمايد.
3) صرفٹ در سلول‌هاي‌ عصبي‌ رشد مي‌نمايد.
4) تك‌ياخته‌ توكسوپلاسما گونده‌اي‌ در كليه‌ سلول‌ها رشد مي‌نمايد ولي‌ گرايش‌ بيشتري‌ به‌سلول‌هاي‌ عصبي‌ دارند.


77ـ عامل‌ ليشمانيوز دروني‌ سگها در ايران‌ چه‌ گونه‌اي‌ از ليشمنيا مي‌باشد؟
1) ليشمانيا ماژور2) ليشمانيا تروپيكا
3) ليشمانيا دونوواني‌ انفانتوم‌4) ليشمانيا دونوواني‌ دونوواني‌


78ـ عامل‌ Head shaking در گربه‌ كدام‌ بندپاست‌؟
1) 2Sarcoptes scabeii)Otodectes cynotis
3) 4Notoedress cati) Chorioptes cati


79ـ در مورد ترشحات‌ بزاقي‌ كك‌ كدام‌ توضيح‌ صحيح‌ است‌؟
1) بي‌اثرند.2) توكسيك‌ هستند.
3) ساپرسيو هستند.4) آلرژيك‌ هستند.


80ـ كداميك‌ از قارچها غالبٹ در زير نور اولتراويوله‌ در اطاق‌ تاريك‌ رنگ‌ فلورسانس‌ (سبز درخشان‌)ايجاد مي‌كند؟
1) ميكروسپوروم‌ جيپسيوم‌ 2) ميكروسپوروم‌ كانيس‌
3) تريكوفيتون‌ منتاگروفيتس‌ 4) اسپوروتريكس‌ شنكي‌اي‌


81ـ تنظيم‌ سيستم‌ ايمني‌ بدن‌ در رابطه‌ با بيماري‌هاي‌ پوست‌ در دام‌هاي‌ كوچك‌ از طريق‌ كدام‌ سلول‌هاانجام‌ مي‌شود؟
1) پوست‌ نقشي‌ در ايمني‌ سلول‌ ندارد.2) سلول‌هاي‌ لانگرهانس‌
3) سلول‌هاي‌ مركل‌4) سلول‌هاي‌ بازال‌


82ـ ويروس‌هاي‌ آبله‌ گاوي‌ (Cow pox) و آبله‌ گربه‌ (Cat pox) از چه‌ نظر با همديگر مشابهند؟
1) از نظر ايجاد عوارض‌ پوستي‌ متفاوتند. 2) از نظر آنتي‌ژني‌ خواص‌ مشترك‌ ندارند.
3) هيچگونه‌ شباهتي‌ باهم‌ ندارند.4) از نظر ريخت‌شناسي‌ با همديگر مشابهند.


83ـ برخي‌ پژوهشگران‌ انتقال‌ مستقيم‌ يا انتقال‌ مكانيكي‌ ليشمنيوزرا از سگ‌ به‌ سگ‌ يا از سگ‌ به‌انسان‌ :
1) محتمل‌ دانسته‌اند2) مورد تأييد قرار داده‌اند
3) غيرممكن‌ دانسته‌اند4) غيرعملي‌ دانسته‌اند


84ـ مناسبترين‌ دارو براي‌ درمان‌ RMSF پوستي‌ سگها كدام‌ است‌؟
1) استرپتومايسين‌
2) تتراسيكلن‌
3) پني‌سيلين‌
4) سگ‌ها به‌ Rocky mountain spotted fever(RMSF) مبتلا نمي‌شوند.


85ـ نشانه‌هاي‌ مهم‌ كالبدگشايي‌ در سگ‌هاي‌ مبتلا به‌ مسموميت‌ حاد با سموم‌ ارگانوفسفاته‌ (OP):
1) به‌ صورت‌ آسيت‌ ظاهر مي‌شود.
2) بسيار اختصاصي‌ است‌.
3) تقريبٹ اختصاصي‌ است‌ و به‌ صورت‌ گاستروآنترين‌ هموراژيك‌ بروز مي‌كند.
4) معمولا اختصاصي‌ نيست‌.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۸
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



پرورش کبوتر

منابع:
 Poultry meat production by Dr moradali zohaly پرورش طیور گوشتی از دکتر مراد علی زهلی (انتشارات دانشگاه تهران) ٌٌRaising useful birds by kambiz nazeradl پرورش پرندگان مفید (تالیف دکتر کامبیز ناظر عدل) The incubation book by Dr.A.F Anderson کتاب جوجه کشی مترجمان دکتر جواد پوررضا مهندس احمد کریمی Comer cialpoultry nutrition s.leesen D-summers تغذیه طیور : ترجمه دکتر عبدالقاسم گلیان- مهندس محمد سالار معینی Poultry disease fiwjordan mpattison بیماریهای طیور : جمعی از مترجمان Avian physiology P.D Starkie فیزیولوژی پرندگان: جمعی از مترجمان اصول پرورش طیور (وزارت آموزش و پرورش) ژنتیک و مسائل آن: ترجمه دکتر هوشنگ خاوری خراسانی ودکتر صدر الله سیاه منصور (رها خدایاری,دانشجوی کارشناسی پرورش طیور)
موسسه مرغداری ایران

منشاء کبوترهای خانگی یا اهلی Columba livia domestika را از کبوترهای چای columba liuia liuia می دانند که در تمام اروپا شمال آفریقا تا قفقاز و بسیاری از نقاط آسیا پراکنده هستند کبوترهای اهلی از ۳۰۰۰ هزار سال قبل از میلاد در منطقه خاورمیانه وجود داشته اند . 
●منشاء و اهلی شدن منشاء کبوترهای خانگی یا اهلی Columba livia domestika را از کبوترهای چای columba liuia liuia می دانند که در تمام اروپا شمال آفریقا تا قفقاز و بسیاری از نقاط آسیا پراکنده هستند کبوترهای اهلی از ۳۰۰۰ هزار سال قبل از میلاد در منطقه خاورمیانه وجود داشته اند . کبوترهای اهلی را مخصوصا در دین مبین اسلام سمبل دوستی و صلح می دانند . در مصر باستان ، یونان و روم قدیم از کبوتر به عنوان یک منبع غذایی استفاده می شود . کبوترهای روم و امروز کبوترهای بزرگ جثه والنسیا که جزو سنگین ترین کبوتران محسوب می شوند از اعقاب آنها به شمار رفته و زمان اهلی شدنشان کاملا مشخص نیست .
●نژادها از تعداد نژادهای بیشمار کبوتران با رنگهای متنوع و فرمهای به عنوان گوشتی مورد استفاده قرار می گیرند از مشخصات کبوتران گوشتی می توان وزن زیاد (حداقل ۸۰۰ – ۶۰۰) گرم سینه عمیق و فراخ ، قدرت باروری وبنیه خوب را نام برد مختلف فقط تعداد کمی. در حالیکه در اروپا و آسیا انتخاب بیشتر بر اساس رنگ و فرم صورت می گیرد در آمریکا کبوترها در جهت تولید گوشت پرورش داده می شوند . کشورهای اروپایی انواع کبوترهای گوشتی را از آمریکا واردکرده و بر روی آنها کار کرده اند . از آنها می توان کبوترهای شاهی سفید ، شاهی شناساو کارینه – مون داین ،‌ کبوتر نامه رسان، کبوترهای شناسای تکزاس را نام برد . کبوتر شاهی سفید در آمریکا از سفید رومی ، سفید مالتز (Maltese) و سفید داکس (Duches )به وجود آمده است . این کبوتر در دو تیپ مختلف ظاهر می شود . تیپ مصرفی شاهی سفید که از باروری مناسبی برخوردار می باشد ، با وزنی در حدود ۸۵۰ – ۷۵۰ گرم از تیپ کاملا گوشتی آن سبک وزنتر است. کبوترهای جوان آماده به ذبح; آنها به وزن ۵۵۰ گرم می رسند از هر جفت می توان تعداد ۱۶ قطعه در سال تولید نسل داشت آنها سینه ای عمیق و پر گوشت دارند . کبوتر شاهی نقره ای نیز در تلاقی جابجائی داکسی با موند این بوجود آمده و جثه ای بزرگتر و حالتی بزرگتر و آرامتر از شاهی سفید دارد . کبوتر شاهی شناسا نیز در سال ۱۹۴۰ در آمریکا پرورش داده شدند از محسنات این نژاد تشخیص دوجنس نرو ماده آن از یکدیگر می باشد که به علت وجود تفاوت رنگ پرها در دو جنس امکان پذیر می گردد . کبوترهای کارنیه (Carneau) از کبوتر جنوب بلژیک وشمال فرانسه به وجود آمده و در اوائل قرن بیستم در آمریکا بر روی آنها کار شده است این کبوتران به وزنی در حدود ۷۵۰ – ۶۰۰ گرم می رسند . در کبوترهای جوان آماده ذبح آنها وزن در حدود ۵۰۰ گرم فرم سینه طویلتر بدون دم و بال و پهن تر بودن سر ، این نژاد را از شاهی سفید متمایز می کند . کبوترهای موند این Mondain یکی از قدیمی ترین کبوترهای فرانسه به شمار آمده و وزنی در حدود ۹۰۰ – ۷۵۰ گرم پیدا می کنند . کبوتر جوان آماده ذبح آن در حدود ۶۰۰ گرم وزن دارد این نژاد در رنگهای مختلف ظاهر می شود . کبوترهای نامه بر که بیشتر در اروپا و خاورمیانه گسترش دارد با وزنی بین ۴۸۰ – ۴۲۰ گرم بسیار مقاوم بر تولید بوده و ‌ندرتا تخم های خود را می شکنند آنها از جوجه های خود با کمال دقت مواظبت می کنند . کبوتران نامه بر قادرند مسافتهای طولانی بین ۱۲۰ – ۱۰۰ کیلومتر را طی کنند زمان بازگشت آنها را می توان در رابطه با سرعت پروازشان دقیقا پیش بینی نمود جهت یابی ، این کبوتران هنوز جزو مسائل پیچیده به شمار می رود .
●نگهداری بر عکس سایر طیور کبوتران زندگی کاملا, منوگام‌ داشته و در سن ۷ – ۵ ماهگی به سن بلوغ می رسند هر قدر وزن آنها سنگین تر باشد به همان نسبت دیرتر بالغ می شوند بعد از اینکه کبوتر ماده ای نری را به عنوان جفت برگزیند و اعلام آمادگی جنسی و همزیستی نمود اووسیت ها در تخمدان شروع به رشد کرده و پس از تقریبا۴.۵روز اولاسیون انجام گرفته و مدت کوتاهی بعد از ان هم جفت گیری و انتقال اسپرم صورت می گیرد . تقریبا ۴۰-۴۴ ساعت پس از زمان جفتگیری چند ساعت بعدازظهر اولین تخم را می گذارد و , برعکس سایر طیور گذاشتن فقط دو تخم از لحاظ ژنتیکی تثبیت شده است و هیچگاه افزایش و کاهش ندارد . تخم کبوترها حدود ۲۰ گرم وزن و ۴ سانتی متر طول و ۵/۲ سانتی متر پهنا و رنگ سفید دارند . نسبت زرده به وزن تخم با ۱۹ درصد بین سایر طیور در کمترین حد است ولی پوسته آهکی با ۱۰% درصدی اختلافی با دیگر طیور ندارند . لانه سازی با همکاری هر دو جنس ۳-۲ روز قبل از گذاشتن تخم آغاز گشته و حتی پس ازآن نیز ادامه می یابد . پس از ۱۷ – ۱۸ روز جوجه ها از تخم خارج شده و به ندرت هر دو جوجه با هم متولد می گردند . فاصله زمان تولد دو جوجه اغلب ۲۴ – ۱۲ ساعت است.کبوتردر بین طیور تنها پرنده ای است که جوجه آشیانه نشین دارد سایر ماکیان در موقع تولد کاملا لخت هستند و حدودا پس از یک هفته پرهایشان جوانه می زند . جوجه ها در حدود ۶ هفتگی توسط مادران تغذیه شوند, در ۵-۴ روز اول تولد غذای جوجه ها را شیرابه چینه دان تشکیل می دهد. این شیرا به بسیار مغذی بوده و توسط سلولهای چین خورده چینه دان ترشح می شود. چینه دان در تعدادی از گونه های پرندگان خصوصا, در خانواده کبوترها مولد شیر مخصوص چینه دان است و تکثیر سلولهای مخاطی و کنده شدن و تولید شیر توسط آنها به وسیله هورمون پرولاکتین, صورت گرفته و کنترل می شود این پرندگان شیر ایجاد شده در چینه دان را به دهان بازگردانده و پرندگان را به وسیله آن غذا می دهند. ساختمان میکروسکوپیک چینه دان مشابه به ساختمان در مری است . ترشح شیرا به تا ۸ روز پس از تولد جوجه ها نیز می تواند ادامه یابد. معمولا از روز پنجم به بعد تغذیه جوجه ها با غذایی که خود پدر و مادر می خورند آغاز می گردد جیره اکثر پرندگان زینتی, به صورت دانه های کامل و نه به صورت خوراک کامل پلیت شده می باشد . تغذیه پرندگان طبق راهنمایی های ارائه شد بسیار منطقی می باشد . اما به نظر نمی رسد که تغذیه صرفا عامل عمده ای جهت انتخاب غذا توسط صاحب پرنده باشد . استفاده از خوراکهای کامل پلت, شده با مقاومت صاحبان پرنده روبرو شده و در ضمن همه گونه های پرندگام نیز چنین خوراک هایی را براحتی نمی پذیرند . اما با استفاده از پلت های اکسترود شده (اکسترودینگ) (Extruded) و افزودنیها که پرنده را با استفاده از خوراک کامل تشویق کند مشخص نشده است .
  دوره نگهداری کبوتران پرورشی به طور متوسط ۵ سال بوده و معمولا در سالهای دوم و سوم بیشترین تولید را داشته که از سال پنجم در حد چشمگیری کاهش می یابد. از یک جفت کبوتر, حداقل ۱۲ قطعه کبوتر جوان در سال به وجود آید. تولید ۱۵-۱۲ قطعه جوجه, را مناسب و بین ۲۰-۱۶ قطعه را جزو بسیار خوب به شمار می آورند . موفقیت در این امر بستگی به تعداد تخم گذاشته شده جوجه های متولد شده و سرزندگی و سلامت جوجه ها دارد . و بسته به شرایط اقلیمی متفاوت است. اکثر گونه های غیر اهلی که در مناطق معتدل سرد سیر زندگی می کنند. دارای سیکل تولید مثل سالیانه هستند. در حالی که گونه هایی که با آب و هوای گرمسیری و صحرائی عادت پیدا کرده اند ممکن است دارای سیکل های تولید مثل ,کمتر از یک سال با فواصل شش ماه باشند . و یا زمانی که شرایط مطلوبی فراهم است جفت گیری انجام می دهند که اصولا به این نژاد فرصت طلب می گویند . معمولا کبوترها در هر فاز فعال تخمگذاری دو عدد تخم می گذارند و در هر سال دارای هشت فاز فعال تخمگذاری می باشند . فاصله بین فازهای فعال تخمگذاری در پاییز و زمستان تقریبا ۴۵ روز و در بهار و اوایل تابستان ۳۰-۳۲ می باشد . در کبوتر سیکل تخمک گذاری رها سازی تخمک و میزان تخمگذاری موفق در بین کبوترها ۴۰ تا ۴۴ ساعت گزارش شده است .
●تولک رفتن تولک رفتن از نظر ظاهری همراه با پرریزی و جایگزینی پرها و آغاز سیرقهقرای ارگان های تولید مثلی و قطع تخمگذاری می باشد. در گونه های غیر اهلی پریزی قبل از جفت گیری ممکن است قبل از آغاز فصل جفت گیری اتفاق افتد در حالی که پریزی پس از جفت گیری بین پایان فصل تولید مثل و آغاز پائیز یا مهاجرت پائیزه اتفاق می افتد تاکنون مکانیزم فیزیولوژی که باعث پریزی می شوند شناخته نشده اند. به هر حال در این پدیده غده هیپوفیز ,تیروئید, تخمدان و فوق کلیه به عنوان واسطه عمل می کنند .
●رفتار کرچی و لانه گزینی رفتار کرچی عبارت است از; خاتمه تولید تخم خوابیدن بر روی تخمها و مراقبت از جوجه های جوان می باشد . درصد باروری ۹۶ – ۸۵ درصد و میزان جوجه درآوری ۸۵ –۸۰ درصد است رفتار خوابیدن روی تخم در کبوتر موجب تحریک رشد و توسعه کیسه چینه دان می گردد به نظر می رسد که رشد و تزایداین غده تحت کنترل مستقیم پرولاکتین باشد تصور می شود که در قمری تولید استروژن, آندروژن که با ترشح FSH تحریک می شود موجب رفتار لانه سازی در جنس ماده می گردد در مقابل آغاز فعالیت لانه سازی در جنس نر بستگی به شرایط هورمونی و رفتار جنسی ماده دارد. در پرندگان رفتار لانه سازی به طور وسیعی در تخمک گذاری مرتبط می باشد .۱۰۰% از تخمک گذاری ۲۴ ساعت پس از رفتار لانه سازی و ۹۹% لانه سازی قبل از تخمک گذاری انجام می شود با این حال تنها ۹۵ – ۶۰% از تخمک گذاری پس از یک سیکل تخمگذاری انجام می شود . تخمهای شکسته ناشی از مبارزات بر سر لانه نیز در حدود ۶ درصد برآورد می گردد . تلفات در بین جوجه ها تقریبا ۹% و گاهی بیشتر می باشد . برای افزایش راندمان تخمگذاری تعدادی از کبوتران را فقط مخصوص گذاشتن تخم انتخاب می کنند . بدین ترتیب که پس از گذشت ۱۰ روز از تاریخ تخمگذاری تخمها را از زیر کبوتران برداشته ودر نتیجه پرنده در عرض ۲-۱ هفته مجددا تخم خواهد گذاشت با این روش می توان تا ۶۰ درصدبه راندمان تخمگذاری افزود . در ایتالیا به مجرد تخمهای گذاشته شده جمع آوری می گردد, درچنین متدی تخمها را به طور متوسط از ۱۵ عدد در سال به ۴۷ عدد فزونی می بخشد . تخمهای برداشته شده را یا به کمک ماشین جوجه کشی به جوجه تبدیل کرده و تحویل کبوترهای مادر که در همان روز جوجه هایشان متولد شده می دهند و یا هر تخم را به عنوان تخم سوم زیر کبوترهای دیگر می گذارند هم سن بودن این سه تخم کاملا ضروری است .کبوترها قادرند تا سه نوزاد را نگهداری کنند ولی اکثرا از عهده تغذیه و رسیدگی ۴ جوجه عاجزند و فشار کاری زیادی را باید تحمل کنند . در جوجه کشی مصنوعی کبوترهانسبت به مرغها به درجه حرارت کمتر ۷/۳۶ – ۱/۳۶ درجه سانتی گراد و رطوبت بیشتری نیاز است . رکوردهای نمودارهای فوق واقعی هستند و از یک گیرنده حساسی که در جلوی سینی حاوی تخمهای کبوتر قرار داده شده بود به دست آمده اند هر سی دقیقه سینی به اندازه ۹۰درجه به سمت جلو و عقب چرخانده می شود به طوری که در دوره نیم ساعته بعدی گیرنده حساسی قبل از اینکه بر روی تخمها قرار بگیرند در معرض جریان هوا قرار می گیرند و سپس بر روی آنها قرار می گیرند. پس از عبور از روی تخم مرغهای تازه درجه حرارت هوا زیاد نمی شود ولی در تخمهای نزدیک جوجه کشی دما ۷۵/۱فارینهات افزایش پیدا می کند . تفاوتهای گوناگونی در درجه حرارت مطلوب وجود دارد که شامل حرارت داخل بدن پرنده بالغ ، اندازه تخمها و تناسب آنها با بدن پرنده ، خلل و فرج پوسته و طول دوره جوجه کشی می باشد . هنوز جزیات زیادی در رابطه با ایجاد شرایط مناسب جوجه کشی برای پرندگان دیگر وجود دارد که باید مورد مطالعه قرار گیرد . تحقیقات پایه ای بسیاری بر روی شرایط مطلوب مورد نیاز برای جوجه کشی کبوتر انجام گرفته است همچنان که در نمودار مشاهده می شود تخم کبوترها را می توان در دمای بین ۹۷ –۲/۹۷ درجه فارنهایت (۱/۳۶ – ۷/۳۶)سانتی گراد در صورت تعدیل رطوبت و جریان هوا به طور مطلوب جوجه کشی کرد حداکثر جوجه کشی با امکان ۱۰۰%تنها در دمای F ۲/۹۷ F ۹۷ حاصل می شود .که این درجه حرارت بر روی تخمهای شتر مرغ آمریکایی ، غاز و اردک – به ترتیب در دمای F ۹۷ (c ۱/۳۶ ، c ۲/۳۷ F ۲/۹۹ c ۳/۳۷( می باشد . برای به گزینی در جهت تولید مناسبتر باید به موارد زیر توجه نمود.
تولید تخم زیادتر زودرس چون به تولید بیشتر تخم منتج می گردد . عبا رتند از: ۱طول عمر و قدرت مقاومت بیشتر ۲تولید تخم حتی در زمان تولک ۳باروری مناسب و کاهش تلفات زمان جنینی ۴روحیه آرام ، وزن زیاد بدن در صورتی که تولید گوشت هدف باشد. بدن فشرده با عضلاتی بیشتر به عبارتی گوشت بیشتر . بوسیله هیبریداسیون می توان راندمان تولید را افزایش داد . هیبرید و یا آمیخته Hybrid این اصلاح را در مورد موجودات هتروزیگوت به کار می برند . اگر والدین از نظر یک جفت صفت خالص با یکدیگر اختلاف داشته باشند . از منوهیبرید گفتگو به میان می آید و بلعکس اگر والدین از نظر چندین صفت خالص با یکدیگر متفاوت باشند پلی هیرید گفتگو به میان خواهد آمد . برای به وجود آوردن گله های گوشتی توصیه می شود از تجربیات کشورهایی مانند ایتالیا و فرانسه سود برد. کبوترهای گوشتی در سنین ۳-۲ ماهگی و اغلب در ۴ ماهگی تحویل می گردند .که این کبوترها را می توان بعد از ذبح به صورت لاشه کامل –سینه کامل- ران کامل –لاشه به صورت قطعه قطعه شده به صورت تازه و منجمد در اختیار مصرف کنندگان قرار داد. افت پس از کشتار در کبوتر در حدود ۲۰-۲۵ درصد وزن زنده می باشد. در گوشت آماده برای طبخ نیز افت استخوان کبوتر کمتر از گوشت سایر ما کیان دیگر می باشد. بدین ترتیب از یک کیلو وزن زنده کبوتر گوشت و در نتیجه پروتئین بیشتری در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد. از گوشت کبوتر تقریبا هیچ گونه بیماری به انسان منتقل نمی شود تنها بیماری قابل انتقال بیماری سالمونلوز , که اغلب گوشت انواع پرندگان دیگر در مرحله آماده سازی با آن آلوده می گردد و از این رو چنانچه پس از سر بریدن کبوتر پرکنی و تهیه گوشت و ذخیره آن به طور بهداشتی صورت گیرد هیچگونه خطری از نظر انتقال بیماریهای مشترک بین انسان وجود ندارد. سرعت رشد در کبوتر نسبتا بالا و در حدود ۶۰-۹۰ روزگی به وزن مناسب کشتار خواهد رسید و هیچ گونه از طیور صنعتی شاید قابل مقایسه با کبوتر نباشند. زیرا کبوترها قادرند به علت سهولت تغذیه دوباره به لانه خود بازگردند و در واقع می توانند از مواقع وسیع طبیعی و یا کشتزارهای اطراف به عنوان منبع تهیه خوراک استفاده کنند . صرفه جویی در جایگاه و زمین به منظور تامین بخشی از پروتئین حیوانی از کبوترها نیازی به احداث سالنهای آن چنانی نیست . و می توان با احداث جایگاه و آشیانه ای که فقط پرنده را از گرما نور و حرارت و سرما در واقع عوامل محیطی و بعضی دیگر محافظت کندنسبت به تهیه جایگاه اقدام کرده که این جایگاه به دلیل آنکه در اغلب موارد در مرتفع ترین قسمت ساختمان یعنی پشت بام احداث می شود می تواند بازده اقتصاد فراوانی را به همراه داشته باشد . زیرا در واقع از سطح بام (منازل ، کارخانجات ، و . . .) می توان به عنوان یک مجتمع تامین احتیاجات غذایی سبد خانوار استفاده کرد و بخشی از احتیاجات خانوار شهری و روستایی را از منابع پروتئین حیوانی بر طرف کند . گوشت کبوتر از لحاظ محصولات طیور می تواند در ردیف و هم تراز با گوشت جوجه ، قرار گیرد زیرا وزن این فرآورده در حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ گرم است و بسته به نژاد در سن بین ۴-۵ هفتگی به بازار ارسال می شود که این نوع گوشت می تواند به علت سهولت هضم ، بودن گوشت و فرم بودن استخوان اغلب برای تغذیه کودکان و بیماران سالمند که احتیاج به غذای مغذی و سهل الهضم و مغذی و سبک دارند مورد استفاده قرار گیرد .
●●نتیجه شایان ذکر است به دلیل نوسانات قیمت گوشت مرغ و سایر فرآورده های گوشتی کشور به جایگزینی گوشت سایر ماکیان نظیر بوقلمون, غاز, اردک, بلدرچین و کبوتر بتوان کمک شایانی به امنیت غذایی این مرزو بوم کرده و مصرف سرانه گوشت نیز به این طریق بتوان سیر صعودی به آن داد .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



لیست برخی از واكسن‌های دام

سایت دام‌آوران

● واكسن غانغرایای كبد:
▪ تركیب و توضیح: این واكسن محتوی كشت خالص و فرمالیزه شده Clostridium oedematiens تیپ B جذب شده روی ژل هیدروكسید آلومینیوم می باشد. واكسن غانغرایای كبد مطابق با فرمولهای استانداردساخته شده است. این واكسن به منظور تعیین بی ضرری، سترون بودن و ایمنی زایی مطابق با دستورالعملهای British Pharmacopoeia روی گوسفند و خرگوش مورد آزمایش قرار گرفته است.
▪ موارد مصرف: جهت ایمن سازی فعال علیه بیماری غانغریای كبد در گوسفند و بز. دز و نحوه مصرف: دو تزریق زیر جلدی(۲ میلی لیتر برای حیوانات تا وزن ۲۰ كیلوگرم و ۳ میلی لیتر برای حیوانات با وزن بالاتر از ۲۰ كیلوگرم) به فاصله زمانی دو هفته، مصونیتی به مدت تقریبی ۱۰ الی ۱۲ ماه در دامها به وجود می‌آورد.
▪ موارد منع مصرف: در دو هفته آخر آبستنی استفاده نشود.
▪ اثرات جانبی: اغلب برجستگی كوچكی در محل تزریق ظاهر شده اما بتدریج ناپدید می‌گردد.
▪ شرایط نگهداری: در دمای +۴ الی +۸ درجه سانتی گراد و دور از نور خورشید شود.

● وكسن تیلریوز گوسفندی:
▪ تركیب و توضیح: واكسن تیلریوز گوسفندی محتوی ماكروشیزونت Theileria Lestoquardi كشت شده در سلول و تخفیف حدت داده شده می باشد. واكسن تغلیظ شده و در ازت مایع به حالت انجماد در می آید. واكسن غلیظ شده و منجمد دارای ۹% گلیسیرول به عنوان Cryoprotective است. پس از ذوب و رقیق شدن، هر دز واكسن محتوی ۱۰۵ تا ۲×۱۰۵ ماكروشیزونت معلق در محلول نمك فیزیولوژیك می باشد.
▪ موارد مصرف: جهت ایمن سازی فعال علیه تیلیوز ناشی از T. Lestoquardi در گوسفندان.
▪ دز و نحوه مصرف: توجه داشته باشید كه همیشه جابجا كردن موادی كه در ظرفهای شیشه ای و درون ازت مایع نگهداری می شوند باید در نهایت دقت و با استفاده از لباس و تجهیزات محافظ صورت گیرد. پس از خارج كردن شیشه از ازت مایع چند دقیقه آن را در قسمت بخار ازت نگه دارید، سپس از ظرف خارج كنید. پس از خارج كردن از ظرف ازت مایع، ویال واكسن را در ظرف آب ولرم (۳۷ درجه) قرار دهید و صبر كنید تا واكسن ذوب شود. نیم ساعت پس از ذوب شدن كامل واكسن، با استفاده از یك سرنگ و سوزن استریل به هر شیشه مقدار ۱۰ میلی لیتر محلول رقیق كننده بیفزایید. ویال را به آرامی و با ملایمت تكان داده تا محتویات آن به حالت یكنواختی درآید. اجازه دهید واكسن مدت نیم ساعت در شرایط و دمای اطاق باقی بماند سپس واكسن را به نسبت ۱:۵۰ در محلول رقیق كننده رقیق كنید(با استفاده از سرنگ استریل واكسن كنسانتره را به مقدار ۵ میلی لیتر درون هر شیشه محتوی ۲۵۰ میلی لیتر محلول رقیق كننده تزریق نمایید). واكسن رقیق و آماده شده را می توان به مدت ۴۸ ساعت در دمای +۴ الی +۸ درجه سانتی گراد نگهداری كرد. این واكسن را می توان در شرایط جوی نرمال به شرط آنكه در معرض تابش مستقیم آفتاب یا نزدیك كانون مولد حرارت نباشد به محل واكسیناسیون حمل و ظرف مدت ۱۲ ساعت به مصرف رساند. هر دز واكسن، یك میلی لیتر، بدون توجه به سن گوسفند باید از طریق زیر جلدی تزریق شود.
▪ موارد منع مصرف: ندارد
▪ شرایط نگهداری: واكسن باید در ازت مایع نگهداری شود.

● واكسن تیلریوز گاوی:
▪ تركیب و توضیح: واكسن زنده تیلریوز گاوی از كشت معلق سلول های لنفوئیدی كه حاوی شیزونت سویه های تخفیف حدت یافته Theileria annulata می‌باشد تهیه و در سرمای هفتاد درجه سانتی گراد زیر صفر منجمد شده است و تا موقع مصرف در همین دما نگهداری می شود.
▪ موارد مصرف: جهت ایمن سازی فعال علیه تیلریوز ناشی از Theileria annulata در گاوهای نر و گاوهای شیری، تلیسه ها و گوساله های بالاتر از دو ماه.
▪ دز و نحوه مصرف: دز تزریقی برای هر راس حیوان یك میلی لیتر در نظر گرفته شده است. در موقع مصرف باید شیشه مایه را در ظرف محتوی آب ۳۷ درجه سانتی گراد قرار داده تا محتویات آن ذوب شود و پس از تكان دادن با سرنگ كشیده و بلافاصله تزریق نمود. نوع تزریق زیر جلدی است و محل تزریق در ناحیه گردن نزدیك به غده لنفاوی پیش كتفی می‌باشد
▪ موارد منع مصرف: به گاوهای آبستن بیش از چهار ماه، حیوانات تب دار و گوساله های كمتر از سن دو ماهگی مایه تیلیوز تزریق نشود. به گاوهایی كه وضع حمل كرده اند تا ده روز پس از زایمان واكسن تزریق نگردد. در فصول وفور كنه های ناقل بیماری، بهتر است مایه تیلریوز تزریق نشود.
▪ شرایط نگهداری: واكسن باید در ازت مایع نگهداری شود. ‌

● واكسن غیر فعال لپتوسپیرا:
▪ سویه های مورد استفاده عبارتند از: ۱- لپتوسپیرا گریپوتیوفوزا – مسكو ۲- لپتوسپیرا كانیكولا هونداوترش IV ۳- لپتوسپیرا سیروهاجو تراكم باكتری ۷×۱۰۹/ml فرمالدئید آلومینیوم هیدروكسید این واكسن به صورت غیر فعال بوده و از نظر Safety, Potency و sterility بر اساس استانداردهای USDA مورد آزمایش قرار گرفته است.
▪ موارد استعمال: جهت ایمن سازی فعال بر علیه بیماری لپتوسپیروز در گاو و گوسفند به كار می رود. به صورت زیر پوستی و یا داخل عضلانی به میزان ۲ml برای گاو ۱ml برای گوسفند تزریق می‌گردد. ایمنی به مدت یكسال باقی خواهد ماند.
▪ موارد عدم استعمال: - ۲۱ روز قبل از كشتار استفاده نگردد. - از فریز كردن نمونه خودداری شود.
▪ اثرات جانبی: گاهی ایجاد واكنش های آنافیلاكتیك می كند كه با تزریق اپی نفرین بر طرف می گردد.
▪ شرایط نگهداری: در دمای +۴ الی +۸ درجه سانتی گراد و دور از نور خورشید شود.

● (واكسن تزریقی) Biocan DHppi + LR ** : واكسن موثر بر علیه دیستمپر (CDV) – هپاتیت عفونی (CAV۱) – لارنگوتراكئیت عفونی (CAV۲) – هاری – لپتوسپیروز (Leptospira icterohaemrrhagia Leptospira canicola) دستور مصرف: - اولین واكسیناسیون در سگ ها ۱۲ هفتگی (یا بالاتر) - دومین واكسیناسیون ۲ – ۳ هفته بعد - تكرار سالیانه - واكسن لیوفیلیزه باید در مایع واكسن biocan رقیق شود. - بلافاصله پس از رقیق كردن، باید واكسن مصرف شود - ۲ سی سی واكسن (بدون در نظر گرفتن سن و وزن) باید به صورت زیر جلدی تزریق شود.
▪ موارد احتیاط: متعاقب واكسیناسیون حیوان دچار تب خواهد شد. در حیوانات آبستن نباید مصرف شود و واكسیناسیون باید فقط در حیوانات سالم و بدون آلودگی انگلی و دارای تغذیه مناسب انجام شود. تا ۳ روز پس از واكسیناسیون حیوان نباید فعالیت زیاد داشته باشد.
▪ واكسیناسیون حتما باید زیر نظر دكتر دامپزشك انجام شود.
▪ شرایط نگهداری: در محیط خشك و خنك و در درجه حرارت ۲-۸ درجه سانتی گراد نگهداری شود. در صورت عدم نگهداری در شرایط فوق، كیفیت واكسن تضمین نمی‌شود. مدت نگهداری: ۲۴ ماه پس از تولید

● (واكسن ضد اسهال گوساله ها) Kolibin-Re * : Rotavirus + Corona virus + E. Coli این واكسن از ویروس‌های بی اثر شده Corona virusو Rotavirus و نیز از سلی سویه E. Coli بیماری زای غیر فعال (SEROTYPES ۰۸:K۳۵/۰۹:K۹۹-۰۱۰۱:K۳۵/K۹۹) تهیه گردیده كه با تزریق به گاوهای آبستن، پادتن لازم در آغوز آنها بوجود آمده و این آغوز، گوساله‌های شیرخوار را در برابر اسهال كشنده روزهای اول تولد محافظت می‌نماید. قابل ذكر است كه نتایج بدست آمده از تحقیقات انجام شده در موسسه تحقیقات دامی در Compton در انگلستان نشان می‌دهد كه از میان عوامل بیماریزای فوق (Rotavirus و Corona virus, E Coli) نقش عمده بر عهده روتاویروس بوده و كروناویروس در مرحله دوم اهمیت و عامل اسهال‌های آبكی چند روز اول تولد گوساله ها عمدتا E. Coli می‌باشد.
▪ دستور مصرف: مقدار ۵cc از این واكسن به صورت زیر جلدی در فاصله زمانی ۲۸ ال ۶۰ روز مانده به زایمان به گاوهای آبستن تزریق می شود(البته بهتر است كه به كلیه گاوهای آبستن واجد شرایط زمانی فوق كه در گله موجود است تزریق شود). در گله‌هایی كه آلودگی خیلی شدید است توصیه گردیده است تا دو تزریق به فاصله ۲۸ روز (یكی در فاصله ۵-۶ هفته مانده به زایمان و دیگری ۲-۳ هفته مانده به زایمان) تزریق شود.
▪ نحوه اثر: پس از تزریق، بالترین سطح آنتی بادی در خون و شیر گاوهای واكسینه شده ۲۸ تا دو ماه بعد از تزریق بوجود می آید و این آنتی بادی كه از طریق آغوز به گوساله های نوزاد خورانده می شود آنها را در روزهای اول زندگی به خصوص یك هفته اول در مقابل عوامل بیماری زا مهلك فوق محافظت می نماید. بر اساس یك تحقیق علمی توصیه شده است به منظور حفظ كامل گوساله‌ها در مقابل اسهال ترتیبی داده شود تا گوساله ها به مدت دو هفته اول زندگی از آغوز گاوهای واكسینه شده استفاده كنند؛ مگر اینكه دامدار متوجه شود كه تغذیه آغوز در هفته اول كافی می‌باشد. شرایط نگهداری: در محیط خشك و خنك و در درجه حرارت ۲-۸ درجه سانتی گراد نگهداری شود.

● Duramune DA۲LP+PV: این واكسن حاوی ویروس زنده Canine distemper, Adenovirus type ۲ , Parainfluenza , Parvovirus و باكتری كشته Leptospira (Bacterin) می باشد. همچنین در این واكسن از جنتامایسین، تیمروزال و آمفوتریسین B به عنوان نگهدارنده استفاده شده است.
▪ موارد مصرف: جهت واكسیناسیون سگهای سالم برای پیشگیری از بیماری های Infetions canine hepatits , Canine distemper ، بیماری های تنفسی حاصل از, Canoine parinfluenza, canine parvovirus Canine adenovirus type ۲و Leptospira Canicola & Icterohaemorrhagiae مقدار و روش مصرف: واكسن DA۲LP+PV به صورت لیوفیلیزه می باشد كه باید با رعایت شرایط بهداشتی با ویال حاوی باكترین لپتوسپیرا مخلوط شود؛ سپس یك میلی لیتر (برابر با یك دوز) را به صورت زیر جلدی (S.C) یا داخل عضلانی (IM) تزریق كنید.
▪ برنامه واكسیناسیون: اولین نوبت واكسیناسیون باید در ۶ هفتگی انجام شود تا به كمك ایمنی مادر، ایمنی فعال (active immunity) حاصل شود سپس توله سگ ها تا سن ۱۶ هفتگی هر ۲ – ۳ هفته یكبار واكسینه شوند. سگ هایی كه تا سن ۱۲ هفتگی واكسینه نشده اند باید بعد از دریافت نوبت اول، ۲-۳ هفته بعد واكسیناسیون نوبت دوم را نیز دریافت كنند. ادامه واكسیناسیون نوبت دوم را نیز دریافت كنند. ادامه واكسیناسیون برای سگ ها هر سال یك بار با یك دوز واكسن توصیه می گردد. توجه: در صورت مشاهده شوك آنافیلاكتیك، جهت برطرف كردن علائم، از اپی نفرین اتفاده شود. تمام ویال های خالی و محتویات باقی مانده سوزانده شود. شرایط نگهداری: در دمای ۲ – ۷ درجه سانتی گراد و دور از نور نگهداری شود. از یخ زدگی محافظت شود.

● Decivac FMD
▪ واكسن كشته بر علیه بیماری تب برفكی این واكسن توسط انستیتوی مركزی دامپزشكی در شهر لیسناد هلند طراحی و تولید می شود. اساس كار ویروسهای تب برفكی تولید شده در سوسپانسیون كشت سلولی سلول BH است. ویروس ها توسط اتیل آمین مضاعف غیر فعال شده، تغلیظ گشته و در یك سیستم بسته توسط پروپیلن گلیكول رسوب داده می شوند. متعاقبا آنتی ژن ها شامل ۱۴۶ ذره در محیط بالای ازت مایع نگهداری می شوند تا برای تولید نهایی و فرموله كردن بصورت بصورت واكسن امولسیون دوبل روغنی یا واكسن حامل آلومینیوم هیدروكساید / ساپونین مصرف شوند. در تمامی مراحل تولید GMP حاكم بوده و واكسن مطابق با اصول فارماكوپه اروپا در رابطه با ایمنی، قابلیت و استریل بودن تولید می شود. واكسن ها می توانند بصورت مونووالان یا مولتی والان و شامل پادتن های A, O, C, Asia۱, SAT ۱, SAT ۲, SAT ۳ باشند. قدرت پادتن واكسن توسط تست PD۵۰ اندازه گیری می شود كه شامل درگیر كردن سه گروه دام هدف در سه دوز مختلف(۱، ۴/۱، ۱۶/۱ دوز) است. مطابق با فارماكوپه اروپا اروپا هر دوز واكسن باید حاوی حداقل ۳PD۵۰ باشد. حداقل استاندارد مورد قبول برای دسی واك تب برفكی ۶PD۵۰ در هر دوز است. این مقدار مطابق با توصیه جدید اروپای متحد جهت حصول به محافظت كامل حتی در شرایط آندومیك بیماری است.

● واكسن‌های DECI-VAC FMD-DOE: این واكسن در امولسیون دوبل فرموله شده اند كه شامل امولسیفیكاسیون اولیه(آنتی ژن رقیق شده با آب در روغن مصرفی سبك) و بدنبال آن امولسیفیكاسیون ثانویه (امولسیون اولیه برابر حجمی دوباره در آب امولسیون می شود) است. این امولسیون آب/روغن/آب دارای سیلان پایین بوده و به آسانی قابل تزریق است. اگر جداشدگی در امولسیون روغن رخ داد به آسانی می توان با تكان دادن، یكنواختی مجدد واكسن را فراهم ساخت. مزایای DOE بشرح ذیل است - سیلان زیاد - ایمنیت طولانی با تیتر سرمی بالا - اثرات جنبی قابل اغماض در محل تزریق - مناسب برای تمام گونه های دامی
▪ میزان تزریق: ۲ میلی لیتر واكسن DECI-VAC FMD-AlSA: این واكسن ها با آلومینیوم هیدروكساید و ساپونین بعنوان حامل فرموله شده اند واكسینه های ALSA مدت های مدیدی است كه در سرتاسر دنیا استفاده می شوند. میزان تزریق: ۲ میلی لیتر تعاریف: واكسن های منووالان یا مولتی والان برای ایجاد ایمنی فعال در گاو، گاومیش، گوسفند و بز استفاده می شود. واكسن های بطور معمول جهت واكسیناسیون عادی در مناطق آندمیك بكار می روند اما در موارد اضطراری نیز مورد مصرف دارند. باید توجه داشت امكان ایجاد تداخل بین پادتن های مادری و پاسخ ایمنی وجود دارد. اگر ایمنی مادری وجود دارد دامهای بزرگ را باید از چهار ماهگی و دامهای كوچكی را از دو ماهگی واكسینه كرد.

● برنامه واكسیناسیون:
▪ گاو، گاومیش: دامهای جوان بدون داشتن پادتن های مادری، واكسیناسیون اولیه از دو هفتگی به بعد و تكرار واكسیناسیون هر ۶ ماه یكبار دامهای جوان با داشتن پادتن های مادری، واكسیناسیون اولیه از چهار هفتگی به بعد و تكرار واكسیناسیون هر ۶ ماه یكبار دامهای مسن هر ۶ ماه یكبار
▪ گوسفند، بز: دامهای جوان بدون داشتن پادتن های مادری، واكسیناسیون اولیه از دو هفتگی به بعد و تكرار واكسیناسیون هر ۶ ماه یكبار دامهای جوان با داشتن پادتن های مادری، واكسیناسیون اولیه از دو هفتگی به بعد و تكرار واكسیناسیون هر ۶ ماه یك بار. دام‌های مسن هر ۶ ماه یكبار

● مقدار و طریقه مصرف:
▪ واكسن‌های DOE: گاو و گوساله و گاومیش – دو میلی لیتر زیر جلدی یا داخل عضلانی گوسفند و بز – یك میلی لیتر زیر جلدی یا داخل عضلانی
▪ واكسن‌های ALSA: گاو و گوساله و گاومیش – دو میلی لیتر زیر جلدی یا داخل عضلانی گوسفند و بز – یك میلی لیتر زیر جلدی یا داخل عضلانی
▪ شرح و دوام ایمنی: برای هر دو واكسن فرمول DEO و ALSA، ایمنی طی ده روز ایجاد شده و حداقل ۶ ماه دوام خواهد داشت.
●واكسن تب برفكی سه تائی ( ضد تیپ های O,A,ASIA۱): این واكسن از كشت روی ویروس روی سلول با در نظر گرفتن شرایط لازمه تهیه و روی ژل دالومینیوم جذب گردیده است. این واكن از سه تیپ ویروس تب برفكی O,A,ASIA ۱ تهیه شده است.
▪ طریقه استعمال: قبل از مصرف شیشه را محكم تكان دهید
▪ محل تزریق: تزریق باید منحصرا زیر جلدی و در محل‌های تعیین شده زیر انجام گیرد.
▪ گاو: ناحیه غبغب یا دو طرف گردن
▪ گوسفند و بز: یكی از دو طرف گردن دامهایی كه از مادر ایمن واكسن خورده بدنیا می‌آیند عیار پادتن حاصل از ایمنی مادری تا ۳ ماه در بدن دام باقی می ماند و نیاز به تزریق واكسن تا قبل از ۳ ماهگی نیست ولی در صورتیكه مادر، ایمن نباشد یا دام نوزاد آغوز دریافت نكرده باشد باید در ۱ ماهگی واكسن دریافت كند. در دامهایی‌كه برای اولین بار واكسن تب برفكی تزریق می‌شوند تجدید واكسیناسیون بعد از ۴ هفته ضروری است و واكسن باید به دامهای سالم و غیر آلوده تزریق شده و هر ۶ ماه یك بار تجدید گردد.
▪ طرز نگهداری: واكسن باید تا موقع تزریق در حرارت +۴ درجه سانتی گراد حفظ شود. واكنشهای بعد از تزریق : پس از تزریق واكسن ورمی در محل مایع كوبی ایجاد می‌شود كه به فاصله چند روز جذب می‌گردد و برآمدگی كوچك و سفت و سختی برای مدت نسبتا طولانی باقی می‌ماند در صورتی كه سوزن استریل و محل تزریق ضد عفونی شود هرگز دمل چركی دیده نخواهد شد. ‌

● مقدار تزریق:
▪ گاو نژاد خارجی و دو رگه: ۵ سانتی متر مكعب
▪ گاو ایرانی: ۵/۲ سانتی متر مكعب
▪ گوسفند و بز: ۱ سانتی متر مكعب

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



دلفین ها

تالیف و ترجمه مهندس: هانیه همایونی
پایگاه اطلاع رسانی شیلات ایران

آشنایی با خانواده دلفین ها مطالب این مقاله مجموعه ای از اطلاعات در زمینه خانواده دلفین ها می باشد و در بر گیرنده كلیاتی پیرامون رده بندی ، فیزیولوژی ، بیولوژی ، رقتارهای آنها و معرفی بعضی گونه های این خانواده و بخصوص كونه هایی كه در خلیج فارس یافت می شوند و افسانه ها و اسطوره های مربوط به دلفین ها ارائه گردیده است.

●مقدمه: در اولین نگاه یك دلفین بسیار شبیه یك ماهی می‌باشد. اما دلفین‌ها همانند ما پستاندار هستند، خونگرم (homoeothermic) بوده و به بچه‌های خود شیر می‌دهند. فیلسوف بزرگ یونانی ارسطو ۲۴۰۰ سال قبل وال‌ها را جزء پستانداران معرف كرد، ارسطو حتی دریافته بود كه وال‌ها به بچه‌های خود شیر می‌دهند و از هوا تنفس می‌كنند اجداد دلفین ها و بطور كلی والها پستاندارانی شبیه كفتار بنام mesonychids ( از دسته زوج ثمان ) بودند ، آنها مصب ها را تحت تسلط خود درآوردند. شباهت زیادی بین جمجمه كشف شده از: Prosqualodon dovidi كه ۲۵ میلیون سال پیش زندگی می‌كرده و با جمجمه یك دلفین امروزی وجود دارد. سوراخ بینی davidi در بالای سرشان می باشد وجود دندان (homodont) هستند. Order: cetacea Sub order: odontoceti Family: delphinidae مانند؛ نهنگ قاتل (orca)، نهنگ خلبان (pilet whale) و دلفین‌ها.

●Dolphins: گروه معینی از cetaceas نام‌شان از لغت یونانی Ketos به معنی هیولاهای دریایی گرفته شده شامل دلفین‌ها و یورپویزها می‌باشند. خانواده دلفین‌ها با ۱۷ جنس و ۳۶ گونه بزرگترین خانواده وال‌ها بوده كه در همه اقیانوس‌ها به جز آبهای سرد اقیانوس منجمد شمالی و جنوبی زندگی می‌كنند. یك جفت اندام پیشین پارویی (Flipper) داشته اما فاقد اندام‌های عقبی‌اند. دلفین‌ها شناگران پر قدرتی هستند، بدن دوكی و دم لنگری قوی كه با حركات رو به بالا و پایین دم خود شنا می‌كنند. این حركات نیرویی را تولید كرده كه به یك باره شتاب زیادی می‌یابند و سرعت آنها گاهی به km/h۴۰ می‌رسد در میان وال‌ها دلفین‌ها باله پشتی كاملاً مشخصی دارند و در این میان دلفین‌های رودخانه‌ای به جای باله پوششی كوژ دارند تفاوت جالب؛ شاید در فاصله دور دلفین‌ها و كوسه‌ها تقریباً مشابه هم باشند اما شكل دم دلفین‌ها و به طوركلی نهنگ‌ها مسطح بوده و حركت دم رو به بالا و پایین است در حالی كه دم كوسه ماهی‌ها عمودی و مانند سایر ماهی‌ها حركت باله دمی آنها به صورت جانبی است. در جمجمه دلفین‌ها منقار كاملاً مشخص می‌باشد و همه دلفین‌ها به استثنای Risso’s منقار دارند. استخوان بینی پیش فكی و فكی تا حدودی نامتقارن هستند و در هر فك تعداد زیادی دندان كوچك و نوك تیز وجود دارد كه تعداد آنها در هر نیمه فك ۴۰ تا ۵۰ عدد می‌باشد و در فك بالا معمولاً تعداد دندان‌ها بیشتر است و در بعضی گونه‌ها تعداد دندان‌ها به ۲۶۰ عدد نیز می‌رسد. فاقد مینا است و به آنها جور دندان یا همودونت می گویند. تعداد دندان‌ها و تیزی آنها دلفین‌ها را برای تغذیه از ماهی‌ها سازگار ساخته و دندان‌های دلفین‌ها برای جویدن طراحی نشده‌اند و آنها با ضربه زبان خود ماهی را درسته قورت می‌دهند. دلفین‌ها گروهی زندگی می‌كنند و گله‌های بزرگی از آنها برای شكار ماهی دور از ساحل و گاهی در نزدیكی ساحل دیده می‌شود. مراسم شكارشان بسیار دیدنی است. دلفین‌ها در مسیر امواج به دور گله‌های ساردین حلقه زده و یكی از آنها ماهی‌ها را به طرف بقیه می‌فرستند و سپس جای خود را با دیگری عوض می‌كند. ماهی‌ها به هوا پریده و درست به دهان دلفین‌ها می‌افتند مراسم شكار در پایان مد خاتمه می‌یابد. پوست دلفین‌ها صاف و برهنه است و البته شاید تعداد كمی مورد ناحیه اطراف دهان باشد غدد پوستی ندارند. اپیدرمشان چند لایه بود و در زیر درم لایه هیپودرم قرار دارد كه blubber یا لایه چربی در همین قسمت است ضخامت این لایه گاهی تا cm۵۰ هم می رسد این لایه به حفظ گرما و شناوری آنها كمك می‌كند. سوراخ بینی (blow hole) دلفین‌ها و وال‌ها در بالای سرشان قرار گرفته كه وال‌های دندان‌دار فقط یك سوراخ بینی دارند اما وال‌های فیلتر كننده دو سوراخ بینی دارند. هوا از بینی وارده ریه‌های آنها می‌شود و قفسه سینه ارتجاعی آنها امكان تنفس‌های عمیق را می‌دهد. سوراخ بینی دلفین‌ها به صورت هلالی بوده و تا زمانی كه در حال نفس‌گیری است باز و زمانی كه به داخل آب شیرجه می‌روند به وسیله نیروی ماهیچه‌ای بسته می‌شود در واقع نفس خود را حبس كرده و حدود ۲ ساعت نیز می‌توانند زیر آب بمانند و هنگامی كه دوباره برای نفس‌گیری به سطح می‌آیند به علت برخورد هوای گرم درون شش‌ها و هوای سرد خارج فواره‌هایی ایجاد می‌شود كه از فاصله دور نیز دیده می‌شود.

●دلفین‌ها هم مـی رقصند! قبل از جفت‌گیری دلفین‌ها مرحله‌ای برای ابراز عشق در بین آنها وجود دارد. آنها ساعت‌ها همدیگر را دنبال كرده و به نوازش هم می‌پردازند به صورتی كه شكم‌هایشان در تماس با هم می‌باشد در واقع می‌توان گفت كه دلفین‌ها حیوانات بی‌بند و باری هستند آنها با هم جفت نمی‌شوند و در عوض هر دلفین در دفعات زیاد با یكی بعد از دیگری جفت‌گیری می‌كنند. جفت‌گیری معمولاً در تابستان و یا پاییز صورت می‌گیرد و دوره آبستنی تقریباً حدود ۱۰ ماه می‌باشد. بیضه‌ها به صورت كشیده و در محوطه شكمی قرار دارند. آلت تناسلی نر در جیب پوستی مخصوصی قرار دارد كه در هنگام تحریك خارج می‌شوند. توله‌ها از دم متولد می‌شوند و بلافاصله بعد از قطع بند ناف نوزاد باید برای اولین نفس كشیدن به سطح‌‌ آب بیاید. توله‌های متولد شده نمی‌دانند چه كاری باید انجام دهند،اما مادران به توله‌های خود كمك كرده و آنها را به طرف سطح هل می‌دهند. توله‌ها كه بعد از تولد ۹۵cm طول دارند و می‌توانند شنا كنند به همراه مادر خود به هر جایی می‌روند و از شیر پرچرب مادر خود كه ۱۰ برابر شیر یك گاو ارزش كالریك دارد می‌نوشند و در عرض ۱ هفته دو برابر می‌شوند. گاهی تا ۱ سال و ۶ ماه به توله خود شیر می‌دهد. توله‌ها زمانی كه مادر شنا می‌كند شیر می‌خورند البته در این هنگام مادر آهسته حركت می‌كند پستان‌های مادر ۱ جفت بوده و در ناحیه شكمی در نزدیكی مهبل در داخل جیب پوستی (pauch) قرار دارد. تنها در زمان شیردهی نوك پستان‌ها خارج می‌شود و مادر برای اینكه زمان شیردهی كوتاهتر شود به مخزن مخصوص ذخیره شیر خود فشار وارد می‌كند ، تا توله سریعتر برای تنفس به سطح آب باز ‌گردد. دلفین‌ها دیگر زمانی كه توله‌ای به گله اضافه می‌شود به دقت از آن محافظت می‌كنند و زمانی كه مادر توله به جستجوی غذا می‌رود دور بچه دیوار دفاعی تشكیل می‌دهند تا از گزند حمله كوسه‌ها در امان باشند حتی این حس فراتر رفته و سعی در نجات توله‌ها از تورهای ماهیگیری نیز می ‌كنند. سوراخ گوش دلفین‌ها به فاصله كمی در پشت چشمانشان قرار گرفته و این قسمت در پایین محل اتصال آرواره به جمجمه می‌باشد. گوش میانی دارای سه استخوانچه چكشی، سندانی و ركابی است. (در دوزیستان خزندگان، پرندگان ۱ عدد به نام كلوملا) دلفین‌ها فركانس‌هایی حدود ۵ تا ۱۵۰ كیلوهرتز را تولید كرده و فركانس‌های تا ۸۰ كیلوهرتر را می‌شنوند و در واقع قدرت شنوایی آنها ۴ برابر انسان است آنها با ایجاد اصوات و دریافت انعكاس آنها دقیقاً همه چیز را بررسی می‌كنند به این عمل Echo- location می‌گویند. صدای آنها همانند وزوز كردن و گاهی غژغژ كردن در می‌باشد این صداها در حفره بینی در زیر سوراخ بینی و بخشی هم توسط جنجره تولید می‌شود و در حنجره‌ ماهیچه‌های ظریفی برای كنترل امواج عبوری از آن وجود دارد. Echo- locati حس فوق‌العاده قوی می‌باشد به طوری كه دلفین‌ها به راحتی با چشم بسته فرق میان دو توپ را كمی اندازه آنها با هم فرق داشته باشد تشخیص می‌دهند و با استفاده از این حس قوی مكان دقیق ماهی‌ها را تعیین می‌كنند دلفین‌ها برای دریافت صدا از آرواره تحتانی خود استفاده می‌كنند و اعتقاد دانشمندان بر این است كه آرواره تحتانی دلفین‌ها و نهنگهای دنداندار توخالی و شامل پوسته استخوانی بسیار نازك است در اطراف حفره ای پر از روغن قرار دارد كه برای انتقال صوت مناسب است. بخش عقبی آرواره پایینی به گوش میانی خیلی نزدیك است. وزن مغز دلفین‌ها تقریباً برابر وزن مغز انسان می‌باشد البته این تشابه به معنی هوش برابر با انسان نیست اما در این كه دلفین‌ها حیوانات باهوشی هستند شكی وجود ندارد. دلفین‌ها از آموختن لذت می‌برند و برای آنها آموختن سرگرم كننده و جالب است.

●Propoising پریدن برای بازیگوشی قرن‌هاست كه انسان توسط مناظر سحرانگیز و بی‌نظیر دلفین‌های در حال پریدن و شنا كردن مجذوب گشته. به این پرش‌ها زمان شنا كردن Porpoising می‌گویند. دلفین‌ها به صرف شوخی و بازی به هوا می‌پرند و اغلب كشتی‌ها را تعقیب می‌كنند و ممكن است تا عمق m۷۰ هم به داخل آب شیرجه بزنند. یكی از راه‌های تعیین سرعت دلفین‌ها اندازه‌گیری بلندی پرش آنهاست برای مثال: در پرش ۵/۵ متری سرعتی معادل k/h۳۶ را دارند. آنها برای افزایش سرعت نمی‌پرند آنها به قصد بازی و سرگرمی این كار را انجام می‌دهند. جامعه دلفین‌ها بسیار پیچیده است هر كدام از آنها نامی دارند و همدیگر را با نام‌های خود صدا می‌زنند. دلفین‌ها به هم احترام ‌گذاشته و با هم تصمیم‌گیری می‌كنند. مانند هر حیوان اجتماعی دلفین‌ها نیز اختلافاتی پیدا می‌كنند و برای حل آن رو‌به‌روی هم با دهان‌های باز به نوبت جیغ می‌زنند و تصمیم می‌گیرند. این اختلافات به ندرت به درگیرهای فیزیكی ختم می‌شود.

●دلفین‌ها آب نمی‌نوشند! پستانداران دریایی از جمله دلفین‌ها آب موردنیاز خود را از غذا و از رطوبت هوایی كه تنفس می‌كنند بدست می‌آورند آنها كلیه‌های پر قدرتی برای خلاصی از نمكی كه به‌طور اجتناب‌ناپذیر همراه غذا وارد بدنشان می‌شود دارند.

●دلفین ها هم می خوابند! دلفین ها بطور گروهی و غوطه ور در زمان های كوتاه می خوابند بطوریكه در هر دفعه نیمی از مغز آنها خوابیده ، به عبارت دیگر نیمكره های مغز آنها به نوبت استراحت می كند.

●تعیین سن والهای دندان دار مانند دلفین ها بر روی دندانهای شان حلقه های طولی درست شبیه حلقه های تنه درخت وجود دارد ، بطوریكه حلقه های جدید در جلوی حلقه های قدیمی می باشد. با برش طولی دندان و شمارش دندان سن دلفین ها را تعیین كرده از روی ظاهر حلقه ها به درجه كیفیت غذا و سلامتی وال ها در طول زندگی شان پی می برند.
●خطر دوستی در بخشی از شرق اقیانوس آرام تن ماهیان و دلفین ها با هم شنا می كنند. برای صید تن ها صیادان از تورهای گوش گیر استفاده كرده كه در طول ۳۰ سال گذشته حدود شش میلیون دلفین با این تورها كشته شده اند . بطور كلی میزان صید جهانی دلفین ها هر ساله پانصد هزار راس می باشد كه ده درصد آن توسط ژاپنی ها صورت می گیرد. به نظر می رسد اقدام جهانی بر علیه ژاپن ضروری می باشد. زیرا ژاپنی ها به هر بهانه ای مثل نجات ماهیها و در هر فرصتی مثل به گل نشستن وال ها آنها را می كشند.
●دلفین تراپی دلفین تراپی برای اولین بار در سال ۱۹۷۸ توسط یك روانپزشك به نام nathanson توسعه یافت و در چند سال اخیر در میان مردم جایگاه خاصی باز كرده است. این روش در ارتباط با تراپی های بین المللی مثل فیزیوتراپی و خواب تراپی استفاده می گردد. دلفین تراپی بهترین روش اصلاح رفتار بوده و برای بهبود بچه هایی با مشكلات معلولیت ، سندرم دان ، عقب ماندگی ذهنی و اوتیسم بكار می رود. محققین ادعا می كنند كه صداهای دلفین ها می تواند امواج مغزی انسان را تغییر داده و باعث تقویت سیستم عصبی می شود.
●●معرفی بعضی گونه‌ها:
●دلفین معمولی 1- Common dolphin Delphinus delphis( linnaeus ۱۷۵۸) دلفین معمولی نهنگی است با جثه كوچك به اندازه آن به ندرت به ۵/۲ m می‌رسد. این دلفین‌ها زیبا و بازیگوش بوده و در گله‌های بزرگ ۱۰۰ تایی یا بیشتر با هم مسافرت می‌كنند و به ۲ نوع باله پشتی آنها به طرف عقب خمیدگی دارد. این دلفین‌ها دارای پوزه باریك و منقاری، منقار بلند و منقار كوتاه تقسیم می‌شوند. دلفین معمولی در خلیج فارس وجود دارد. دوره آبستنی این دلفین‌ها ۱۱ـ۱۰ ماه می‌باشد.

●دلفین پوزه بطری ۲- Bottlenose dolphin Tursiops truncates صمیمی‌ترین دلفین‌ با انسان می باشد دلفین پوزه بطری بزرگتر از دلفین معمولی می‌باشد و طول آن به m۵/۳ می‌رسد این دلفین‌ها رابطه بسیار صمیمانه‌ای با انسان داشته و فوق‌العاده باهوش هستند و در اغلب باغ وحش‌ها و پارك‌های دریایی نگهداری می‌شوند. دلفین‌های پوزه بطری در دسته‌های كوچك سفر می‌كنند و به ۲ نوع ساحلی كوچكتر و دور از ساحل بزرگتر (تا طول m۴) یافت می‌شود این دلفین در خلیج‌فارس وجود دارد. دوره آبستنی آنها ۱۳ـ۱۲ ماه است.

●دلفین سربی ۳- Dusky dolphin Sousa plumbea (cuvier ۱۸۲۹) قهرمان پرش در بین دلفین‌ها این دلفین‌های كوچك كه اندازه آنها در زمان بلوغ m۵/۲ می‌باشد بلندترین پرش‌ها را در بین دلفین‌ها انجام می‌دهند. رنگ بدن آنها به طور یكنواخت خاكستری سربی است و فقط زیر فك پایین سفید است این دلفین‌ها گله‌های ۴ تا ۶ راستی تشكیل می‌دهند و زیستگاه آنها در آبهای ساحلی می‌باشند. در خلیج‌فارس نیز دلفین‌های سربی یافت می‌شوند و دوره آبستنی آنها ۹ـ۸ ماه است.

●Dolphin Spotted Sousa Lentiginosa ( owen ۱۸۶۶) این دلفین‌ها شبیه به دلفین‌های سربی بوده ولی رنگ آنها خاكستری مایل به آبی است و خالهای كوچك قهوه‌ای یا سربی دارند البته بعضی خال‌های روی پوزه و باله‌ها سفید می‌باشند. در خلیج‌فارس به وسیله Robaae - A در سال ۱۹۷۰ گزارش شدند.
●دلفین ساعت شنی ۵-Hour glass dolphin Lagenorhynchus cruciger علت نام این دلفین الگوی رنگی سفید و سیاه كناره‌های بدنش می‌باشد با آنكه این دلفین ها خجالتی نیستند ولی اطلاعات زیادی راجع به آنها بدست نیامده و در آبهای دور دست اقیانوس‌های جنوبی زندگی می‌كنند.

●دلفین شامی ۶-Risso’s dolphin Grampus griseus تنها گروه دلفین‌ها كه فاقد منقار هستند. آنها در گله‌های بزرگ زندگی می‌كنند و دائماً توسط دیگران خراشیده و گاز گرفته می‌شوند. حیوانات مسن‌تر سفید به‌نظر می‌آیند كه در واقع هزاران نشانه و خطوط متقاطع می‌باشند.

●دلفین‌های رودخانه‌ای ۷-River dolphins این دلفین‌ها در رودخانه‌های بزرگ آسیا و جنوب آمریكا یافت می‌شوند ، مثل: Boto در اُرینوكو، آمازون و جنوب آمریكا Baiji در یانگ‌تسه و چندگونه كه در ایندوس و گانگ (platanista gangetica ) هستند این دلفین‌ها همه كوچك‌اند و آهسته شنا كرده و منقار باریك و بلندی دارند ، فاقد باله پشتی بوده و به جای آن كوژ دارند و تقریباً كور هستند. ۷-۱ Amazon river ddphin (Boro) Inia geoffrensis این دلفین‌ها به‌طور كامل صورتی هستند و آنها یك منقار دراز با تعداد زیادی دندان دارند. ولی چشم‌های دلفین‌های رودخانه بسیار كوچك و بعضی كاملاً كور هستند. و توسط echo – location ماهی‌ها را ردیابی كرده و شكار می‌كنند. دلفین‌های رودخانه فاقد باله پشتی هستند و به جای آن كوژ دارند. همچنین دارای تعدادی مو روی پوزه و آرواره پایینی هستند. ۷-۲ Baiji یكی از نادرترین مخلوقات روی زمین دلفین رودخانه‌ای در چین بنام Baiji دومین مورد در لیست گونه‌های در معرض خطر انقراض IUCN می‌باشند. آنها حیوانات بسیار خجالتی بوده و فقط حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ رأس از Baiji باقی مانده‌اند و در رودخانه‌ Yangsize زندگی می‌كنند.

●خویشاوندان نزدیك Orca, killer whale Orcinus orca علیرغم نام و جثه بزرگ با طولی حدود m۱۰ـ۷ در نرها (ماده‌ها حدود m۶ـ۴) و وزن ۲ تن و ظاهر درنده نهنگ‌های قاتل بسیار باهوش و بازیگوش هستند و در اسارت كاملاً رام می‌باشند آنها رابطه صمیمی با انسان پیدا می‌كند. اما در حیات‌وحش orca تقریباً هر چیزی را كه شنا می‌كد از ماهی، پنگوئن، فك تا كوسه‌ها حتی وال‌ها بزرگتر مانند bluga را شكار می‌كنند باله پشتی بسیار بلند و برافراشته آنها در نرها به m۸/۱ می‌رسد با وجود این هیكل بزرگ orcas سرعت بالایی در حدود km/h۵۵ دارند و می‌توانند به طور كامل از آب بیرون بپرند. Orca مهاجرت واقعی انجام نمی‌دهند ولی مسافرت‌هایی را برای جستجوی غذا انجام می‌دهند. سیاه كهربای و سفید براق آنها را در زمان حركت استتار می‌كند. orca برای شكار شیرهای دریایی گاهی تا ساحل نیز می‌آیند آنها با شكار خود بازی می‌كنند مانند گربه‌ای كه با موش بازی می‌كند و شیرهای دریایی را درحالی كه هنوز زنده‌اند با ضربه دم به هوا پرت می‌كنند و از این كار لذت می‌برند واقعاً علت این رفتار وحشیانه آنها چیست؟ هنوز پاسخ این سؤالات مشخص نشده است ولی orca از این كار لذت می‌برند. دوره بارداری orcas ۱۲ ماه می‌باشد آنها همدیگر را صدا می‌زنند ولی در زمان شكار صدایی از خود در نمی‌آورند.

●نهنگ خلبان باله بلند Long – Finned pilor whale Globicephala melas or G. malaena زیستگاه این والها آبهای دور از ساحل همه اقیانوس‌ها به جز بخش شمالی اقیانوس آرام است . این والها برای تغذیه به آبهای ساحلی و كم عمق می‌آیند. وال‌های خلبان در واقع شامل گونه‌های باله بلند و گونه‌های باله كوتاه می‌باشند هر دوی این گونه‌ها دارای برآمدگی در پیشانی هستند كه در نرهای مسن‌ تر بسیار بزرگ می‌باشد. گونه‌های باله بلند ، بلند ترین فواره را وقتی نفس‌ می‌كشند بوجود آورده كه ارتفاع آن تا m۱ هم می‌رسد و تا اعماق m۶۰۰ نیز می‌توانند شیرجه روند.

●افسانه‌ها و اسطوره‌ها ـ ناجی انسان در افسانه ها دلفین‌های تنها در اطراف جهان در جستجوی انسان‌ها هستند در میان داستان‌های تاریخی قصه‌های زیادی از نجات انسان‌های در حال غرق شدن به وسیله دلفین‌ها گفته شده كه احتمالاً از حقیقت منشاء می‌گیرند. ـ دوست نپتون در یك صفالینه باستانی تصویر یك دلفین در حال حمل كردن نیزه سه سر نپتون خدای دریاها دیده می‌شود. در این صفالینه نپتون به صورت انسانی با پاهای اسب و دم‌ ماهی نشان داده شده است. ـ orion در یك اسطوره یونانی خدای اریون سوار بر پشت یك دلفین در آسمان حمل می‌شود و خدایان به او سه ستاره می‌دهند كه صورت فلكی اریون اینگونه ایجاد می‌شود. ـ لقب Le dauphin پسر ارشد لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه ملقب به Le dauphin بود. او به‌خاطر تصویر ۳ دلفین بر روی بازوی كت اش به dauphin ملقب گشت این لقب برای كردهای فرانسه استفاده می‌شود ـ ماهی‌های سلطنتی در قرن چهاردهم میلادی همه وال‌های به گل نشسته در بریتانیا رسماً به شاه و ملكه تعلق داشتند كه ماهی‌های سلطنتی نامیده می‌شدند.

 دلفين درماني براي مقابله با افسردگي 
ايسکانيوز ـ محققان دريافتند که شناکردن همراه با دلفين‌ها افسردگي را کاهش مي‌دهد. به گزارش سرويس علمي پژوهشي ايسکانيوز به نقل از مجله پزشکي بريتانيا، يک تيم دانشگاهي Leicester جلسات مداوم شنا با دلفين ها را بر روي 15 بيمار افسرده در يک مطالعه که در Honduras صورت گرفت بررسي کردند و دريافتند که نشانه‌هاي بهبودي در بين اين افراد از 15 نفري که در همان مکان بدون حضوردلفين‌ها شنا کرده بودند بيشتر مشاهده شده است. به گزارش دانشمندان حيوانات بخصوص پستانداران به طور مساعدي مي‌توانند جنبش‌هاي معاشرتي انسان‌ها را افزايش دهند. همه داوطباني که در اين‌ آزمايش شرکت کرده بودند حداقل از چهار هفته قبل استفاده از داروهاي ضد افسردگي را قطع کرده بودند سپس طي اين آزمايشات نيمي از داوطلبان روزي يک ساعت در طول هفته با استفاده از لوله‌هاي تنفسي به زير آب مي‌رفتند و با دلفين‌ها شنا مي‌کردند و بقيه افراد نيز با همان شرايط در آزمايش شرکت کردند با اين تفاوت که در اطراف آنها دلفيني وجود نداشت. پس از دو هفته مشکلات رواني هر دو گروه بهبود يافت اما گروهي که در اطراف دلفين‌ها شنا کرده بودند نتيجه بهتري از خود نشان دادند. محققان معتقدند ارزش‌هاي حسنه دلفين‌ها و عواطف افزوده شده در نتيجه برقراري ارتباط با آن ممکن است خواص درماني بي‌نظيري داشته باشد، آنها علت اين امر را امواج ساطع شده توسط دلفين‌ها اعلام کرده‌اند. پيش از اين نيز از دلفين‌ها براي توان بخشي کودکان استفاده مي‌شده است. دلفين‌ها موجودات باهوشي هستند که قادر به برقراري ارتباط چندگانه با انسان‌ها هستند. علت اين امر وجود قسمت مشترکي در مغز آنها است که نقش اساسي در تنظيم بسياري از فرآيندهاي احساسي و رواني بدن دارد است.

با دلفين‌ها شنا كنيد تا افسرده نشويد!

پزشكان معتقدند شنا كردن به همراه دلفين‌ها شيوه‌اي مناسبي جهت غلبه بر افسردگي و يا حتي انواع حاد آن است.

به گزارش ايسنا، دانشمندان علوم پزشكي اعلام كردند كه از دهه 1980 ميلادي تا به حال بسياري از پزشكان در سراسر جهان شنا كردن با دلفين‌ها را راه مناسبي جهت كاهش افسردگي در افراد و به خصوص كودكان دانسته‌اند.

به گفته آنها، اين راه جالب جهت مقابله با افسردگي تبديل به يك شيوه درماني جديد شده است.

اين شيوه جالب زماني مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است كه با توجه به تبعات منفي مصرف داروهاي ضد افسردگي بسياري از دانشمندان علوم پزشكي جهان به دنبال يافتن راههاي جديد جهت مقابله با افسردگي بوده‌اند.

دانشمندان جهت اطمينان حاصل كردن از اين شيوه جديد درماني از 30 بيمار افسرده استفاده كرده‌اند.

بدين ترتيب نيمي از آنها تنها در آب شنا مي‌كردند در حالي كه نيمي ديگر به همراه دلفين‌ها شنا مي‌كردند.

نتايج اين بررسي نشان داد كه علائم افسردگي در بيماراني كه به همراه دلفين‌ها شنا مي‌كردند كاهش قابل توجهي داشته است.

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس