بيماری های طيور

مکانیسم عملکرد سیستم ایمنی طیور:

فصلنامه چکاوک – شماره 27 – دکترمهران حائری

در صنعت طیور ناگزیر ازمحافظت پرندگان علیه طیف وسیعی از بیماریها می باشیم پاسخگویی به این سوال که چرا پرندگان قادر به محافظت از خود نیستند؟ آسان نبوده وباید ابتدا از پیچیدگی سیستم ایمنی طیور آگاهی یابیم .سیستم ایمنی جوجه شامل بوریس فابریسیوس ، تیموس ، مغز استخوان ، طحال  ،غده هاردین ، لوزه های سکومی ، گره های لنفاوی اولیه می باشد اعمال اصلی سیستم ایمنی به وسیله سلولهای تخصص یافته یعنی لنفوسیت ها که به وسیله سیستم رتیکولواندوتلیال حمایت می شوند انجام می شود سیستم ایمنی با سلولهای دودمان لنفوسیت ها که در خلال اولین هفته انکوباسیون کیسه زرده جنین منشا می گیرند اغاز می گردد سلولهای دودمان به تیموس و بورس فابریسیون مهاجرت میکنند این سلولها در تیموس به صورت سلولهای T و در بورس فابریسیوس به صورت سلولهای B بالغ میگردند تیموس وبورس فابریسیوس به عنوان بافتهای لنفاوی مرکزی تلقی شده و فراهم اوردنده سلولهای B و T برای سایر ساختمانهای لنفاوی می باشند 2 یا 3 روز قبل از خروج جوجه ازتخم سلولهای T  شروع به ترک تیموس می کنند ازاد شدن سلولهای T از تیموس تا مرحله بلوغ جنسی ادامه می یابد سلولهای B تقریبا از روز پانزدهم انکوباسیون مهاجرت از بورس را آغاز می کنند مهاجرت اصلی سلولهای B قبل از سن 9 هفتگی به وقوع می پیوندد وفعالیت بورس قبل از بلوغ جنسی از بین می رود متعاقب فرایند بلوغ سلولهای T و B در تیموس وبورس ازهر یک از دونوع سلولهای فوق الذکر در سایر اعضا لنفاوی بذرافشانی می گردد علاوه براین هرکدام ازاین دونوع سلول در جریان خون به گردش در می ایند مقدار لنفوسیت های T و B در جریان خون به ترتیب 70 و 30 درصد می باشد .

ایمنی سلولی
سلولهای T بالغ یک سیستم شناسایی آنتی ژن رابوجود آورده و همچنین دارای توانایی ژن رابوجود آورده و همچنین دارای توانایی تولیدبرخی مواد می باشند که در ایمنی سلولی نقش مهمی ایفا می کنند درضمن ، لنفوسیت های T درفعال ساختن لنفوسیت های B دخیل هستند به دنبال عفونت سلولهای T با تولید مواد زیر به آن پاسخ میدهند :
1- سلولهای خاطره ای
2- سلولهای عمل کننده اختصاصی
3- سلولهای مهار کننده
سلولهای B بالغ تا حدود سن 8 هفتگی به مهاجرت خود از بورس به سایراعضا لنفاوی ادامه می دهند سطح سلول B در زمان خروج از بورس با آنتی بادیهای غیر اختصاصی پوشیده شده است پاسخ این
سلولها در برابر عفونت تولید دونوع سلول می باشد :
1- سلولهای خاطره ای
2- سلولهای تولید کننده آنتی بادی

آنتی بادی تولیدشده در پاسخ اولیه علیه عفونت از نوع Igm می باشد و به دنبال آن IgG تولید می شود در صورت تکرار عفونت توسط عامل عفونی مشابه عمده ترین آنتی بادی تولید شده از نوع IgG می باشد پلاسموسیت های واقع در مناطق زیرین بافتهای پوششی تولید نوع سومی از انتی بادی به نام IgA را به عهده دارند این نوع آنتی بادی درپیشگیری ازتهاجم سطحی موثر می باشد .

 پاسخ ایمنی
مکانیسم پاسخهای ایمنی فقط هنگامی فعال می گردد که بافتهای میزبان توسط یک انتی ژن خارجی نظیر عفونت ویروسی یا باکتریایی مورد تهاجم واقع شود سرعت پاسخ ایمنی به تعداد دفعات مواجه شدن با انتی ژن بستگی داشته درحالی که شدت پاسخ ایمنی به کفایت ایمنی جوجه ارتباط دارد با این حال کفایت ایمنی خود به موارد زیر بستگی دارد :

1- تکامل سیستم ایمنی
2- وجود عوامل تضعیف کننده ایمنی
3- شدت عفونت
4- وضعیت تغذیه ای
5- عفونتهای مختلط
6- عفونتهای اضافه شده
7- سایر موارد

در شرایط تجارتی درگله هایی که در معرض عفونتهای درمانگاهی یا تحت درمانگاهی ناشی ازموارد ذیل می باشند پاسخ ایمنی کمتراز حد مطلوب به دفعات مشاهده می گردد

1- بیماری بورس عفونی
2- سندرم سوجذب
3- عفونتهای ناشی از رئوویروس ها
4- عفونتهای ناشی از آدنوویروس ها
5- عفونت ناشی از ویروس رتیکولواندوتلیوز
6- مسمومیت با سموم قارچی
7- کوکسیدیوز

تحت شرایط ایجاد کننده استرس از قبیل گرما، سرمای شدید ، تراکم زیاد گله ، غلظت زیاد آمونیاک و نوسانات شدید جوی نیز پاسخ ایمنی کمتراز میزان مطلوب می باشد

عفونتهای مختلط رایج:
تحت شرایط تجاری ، بروز عفونت های مختلط بیش از ان که یک استثنا باشد معمولا به عنوان یک قاعده مطرح است در برخی از موارد عوامل استرس زا از طریق ممانعت نمودن از بروز پاسخ ایمنی ، قادر به مستعد نمودن از بروز پاسخ ایمنی قادر به مستعد کردن جوجه نسبت به عفونت هستند متداولترین دلائل پذیرفته شده برای بروز پاسخ ایمنی کمتر از حد مطلوب عبارتند از :

1- تخریب نسبی یاکامل سیستم ایمنی
2- هضم ضعیف مواد مغذی
3- جذب ضعیف مواد مغذی
4- اجرای بیش از حد برنامه های واکسیناسیون
5- عفونت های مختلط یا اضافه شده
6- عدم کفایت ایمنی
7- عفونتهای مزمن
8- برخی ترکیبات داروئی

برخی از بیماریهایی که از نظر اقتصادی حائز اهمیت زیاد می باشند در میان گله های طیور تجارتی حالت آندمیک دارند عوامل ایجاد کننده این بیماری ها به طور شایع در محیط مزرعه یافت می شوند و به اسانی بین گله ها انتقال می یابند بعضی ویروسها و باکتریها از طریق تخم مرغ به جوجه تازه خارج شده از تخم انتقال می یابند بعضی از عوامل عفونی ، جدا از ایجاد واگیری و مرگ و میر، به علت گرایش به سیستم ایمنی ، تضعیف کننده این سیستم می باشند .

برنامه های واکسیناسیون:
به منظور کنترل موثر بیماریهای عفونی ، انواع برنامه های واکسیناسیون اجرا می گردند با بکار بردن واکسن حاوی ویروس زنده ، عفونتی خفیف آغاز می شود که واکنش ایمنی و تولید آنتی بادی های اختصاصی را به دنبال دارد تجویز واکسنهای زنده به جوجه هایی که در دوره کمون بیماری به سر می برند و یا مبتلا به بیماری تحت درمانگاهی هستند با بروز یک واکنش شدید همراه می باشد گله هایی که بدین ترتیب تحت تاثیر قرار میگیرند نشانه های درمانگاهی اختصاصی برای نوع ویروس واکسن را بروز می دهند علاوه براین دوره عفونت به طول خواهد انجامید موفقیت یک برنامه واکسیناسیون به سطح انتی بادی مادری ، کفایت ایمنی ، عفونتهای همراه و عوامل استرس زا بستگی دارد .


رديابي عوامل وازدگي وتلفات اوليه درگله گوشتي:
 
مقدمه :
نحوه برخورد باتلفات اوليه مرغداريها ، ازمعضلات جـدي اين حرفه است كه بعضا“ باتبعـات ونتـايج حقوقي ودرگيريهاي مربوط بدان نيـز همراه مي شود . متأسفانه ، عليـرغم اهميت اين مقوله ، تاكنون كار مدون ومنظمي دراين زمينه،صورت نگرفته است.به دليل ضرورت وجوديك راهنماي عملي ، براي قضاوت صحيح درمورد منشأ وعوامل تلفات ، مقاله حاضـربه عنـوان ورودومقدمه اي دراين موضوع ، تقديم مي گردد بدان اميدكه جزئيات فني اين مباحث به كمك اهل نظر،تفصيل وتعميق بيشتري پيدا كند .

روش شناسي :
بيش ازهرچيزبايدمتدلوژي مناسبي براي تحقيق وبررسي موردنظرمان داشته باشيم.اين متدلوژي بـايدبـه گونه اي تنظيم شـودكه حتي الامكان ، كليه عـوامل دخيل درتلفات اوليه راپوشش دهـد.روش برگزيده  اين مقاله تبارشناسي(دودمان پژوهي)خواهدبود. اين متدلوژي منسوب به“نيچه” وبخصوص “ ميشل فوكو ” فيلسوف معروف ومعاصرفرانسوي است . تفاوت اين روش با روش تاريخ شناسانه آن است كه درروش تـاريخي ، سابقه تـاريخي مسئله ازابتـدا به انتـها  مـرورمي شودحـال آنكه درروش تبارشناسي جستجو ازحال به گذشته سيرمي كند.يعني ما گزارشي ازوضعيت موجود(ودراين مـورد از تلفات غيرعادي اوليه درگله اي معين ) داريم  . درمحل حضورمي يابيم وباروش تبارشناسانه ازوضعيت حال حاضر گله گوشتي گزارشي تهيه مي كنيم .اگرصحت گزارش،دال برتلفات غيرعادي موردتأييدمان قرارگرفت ،آنگاه به رديابي عوامل آن ازحـال به گـذشته مي پردازيم وقدم به قدم به حـذف عوامل غيرمؤثربـرتلفات اقـدام مي كنيم .هدف آن است كه بتدريج حلقه محاصرة عامل يـا عـوامل اصلي را تنگتر ونهايتا“ آنها راشناسايي نمائيم .

گام اول :  بررسي صحت وسقم گزارش
پس ازحضوردرمحل،اولين كار،تحقيق صحت وسقم اصل گزارش است.بارها اتفاق افتاده كه مرغدار  بدليل عدم اطلاع كافي ازطبيعي بـودن درصدي ازتلفات اوليه ، يـا بدلايل ديگـر ، دروخـامت وضع گله  دانسته ياندانسته مبالغه كـرده است . ميزان استاندارد يـا طبيعي تلفات اوليه ووازدگي گله دركشور ما تاسقف 3% تعيين شـده است .البته اين رقم سالياني طولاني است كه مبناي قضاوت وداوري قرارگرفته وظاهرا“ بيش ازآنكه نوعي اتكـا بردلايل علمي داشته باشد، عمـدتا“ بديل جنبه بخشنامه اي آن ملاك عمل قـرارمي گيرد. بـاتوجه به ارتقاء وضعيت بهداشتي مـرغـداريها وسـوادوآگـاهي مـرغـداران و توليـدكنندگان جوجه ، شابسته است مقدمـات تجديد نظـرعلمي دراين رقم بـاتوجه به واقعيات جديد صنعت مرغداري فراهم گردد. نخستين گام دراين زمينه مي تواند برآوردي واقعي ازآمار تلفات اوليه جوجه هاي توليد شده درسراسركشورباشد.علي ايحال تاآنزمان،ناچاريم رقم 3% رامبناي كارقراردهيم
 مشكل ديگـر عدم توافق درمحـدوده زماني تلفات است كه اغلب 7 روز ذكـرشده ولي بعضـا“ ده روز راواقعي ترمي دانند وبندرت هم تا15 روز راملاك قرارمي دهند.دربخشنامه هاي اداري  تـأكيد برتلفات هفته اول است ولي به نظرنگارنده اگرمنشأوازدگي وتلفات عواملي غيراز بيماريهاي eggborn
( عفونت نـاف ـ سالمونلا وآسپرژيلوس ) بـاشد.محاسبه تلفـات هفتـه اول عــادلانه است چـون دراين شـرايط منحني تلفات بين روزهـاي 3و6 به اوج مي رسدوسپس دفعتا“سقـوط مي نمـايد.امـادرمورد بيماريهاي egg born  داوري بايد باتوجه به دوره كمون ودوره خودبيماري صورت گيرد.مثلا“درعفونت ناف ناشي ازآلودگي هجري اين مدت تا10 روزاول ادامه داردودرموردسالمونلوز باتوجه به اينكه اوج تلفات درهفته دوم است حـداقل 15 روز بـايدملاك محاسبه باشد. درمـوردآسپرژيلوس هاي مادري هم درست است كه اوج تلفـات درهفته اول متمـركزاست ولي تلفات مراحل غيرحاد بيماري هم تا 15 و20 روزگي وبعضا“ بيشتر مي تواند طول بكشدكه طبعا“ بايستي دربرآورد خسارات وارده، موردتوجه   قرارگيرد.
     نكته مهم ديگرآن است كه دراين برآورد صرفا“نبايد تلفات اوليه لحاظ گرددبلكه بايدوضع عمومي  گله، ميزان جوجه هاي وازده،روند بهبودي وتلفات احتمالي گله درآينده هم موردنظر قرارگيرد ودر محاسبه نهايي اعمال گردد.
 
گام  دوم : بررسي مشكلات مديريتي
 چنانچه درگـام اول اصل وجودمشكل منتفي نگرديد وموردتائيدواقع گشت،درگام دوم بايدوضعيت
مديريتي گله بررسي شود.
مهمترين عامل سوء مديريت منتهي بـه تلفات ووازدگي ،آمـاده نبودن سالن درزمان تخليه جوجه
مي باشدكه خود شامل سردي سالن وتشنگي است.عـدم تامين حـرارت هفتـه اول فاكتـور بسيـارمهم تلفات اوليه است كه به سرماخوردگي جوجه ها(باعلائم پژمردگي وتجمع،رسوب اورات وعفونت ناف) منجرخواهدشد.تشنگي دادن به جوجه ها نيزبه دهيدرا تاسيون ووازدگي مي انجامدوهرچه مدت آن طولاني تـرشـود،وضع عمـومي گله وخيم تـر مي شـود.مشكل تشخيص اين عـوامل درعـدم همكاري
احتمالي مـرغـداردر دادن اطلاعـات است كه مي تـوان كمـابيش آنها را ازكالبـدگشايي تلفات ــ وضع موجودمديريت ــ روندومنحني تلفات وبررسي اطلاعات ثبت شده توسط خود مرغدار،بدست آورد.
عامل مهم سـوء مديريتي ديگرمسئله تغذيه است . عدم بالانس جيره حداقل درمراحل اوليه نمود
محسوسي در تلفـات نـدارد ولي مسموم بـودن دان و TVN بالاي آن مي تـواندبه افـزايش غيرعادي تلفات اوليه منجرشود.استاندارد TVN  براي دان كامل               وبراي پودرماهي                مي باشد.
 آلودگي ثانويه دان وبسترباآسپرژيلوس هم ازمواردمشكل آفرين است كه به افزايش تلفات ازروز 5و6بخصوص درهفته دوم منجرمي شود.دراين حال ندول هاي قارچي ازمواردegg born آسپرژيلوس  درشت ترواوج تلفات متمركزدرهفته دوم است .دراين مواردبرداشت نمونه ازدان وبستر وارسال به آزمايشگاه براي رديابي مسئله ، وتفريق ازدرگيريهاي مادري ضرورت دارد.
سايرمواردسوءمديريت ازقبيل مشكلات تهويه، مشكلات بهداشتي وعـدم بالانس نسبي جيـره تأثيـر  خاصي بـرتلفات اوليه ندارندهرچندقطعا“ درسنين بـالاتـرعوارض وعواقب سوء آنها وضع عمومي گله رامتأثرخواهدكرد.نكته مهم دراين موردآن است كه شدت وحدت وضعيت گله بـايدبا نـوع عاملي كه براي آن قائل مي شويم ، متناسب بـاشدوميزان تلفات وحدت مسئله بتواندعلي الاصول ازعامل مورد نظرما ناشي گردد.
 
گام سوم : بررسي نحوه حمل
چنانچه دروضعيت مديريتي گله عاملي راكـه بتـواندوضع موجودراتوضيح دهـد نيافتيم ، درمرحله بعدي بايدپروسه حمل از بارگيري تاتخليه جوجه بررسي شود .
مشكلات ناشي ازحمل درگله دونموداساسي دارد: يكي تلفات غيرعادي داخل كارتن هـاي جوجه و ديگــربيحالي جوجه هاي تخليه شده ، طوري كه جوجه ها سينه مي زنندوتمايلي به تحرك وجستجوي آب ودان ندارند.
درحمل ، مدت حمل ، نوع بسته بندي ، توقف توي راه وتجهيزات وسيله حمل مؤ ثرند.
افزايش مدت حمل به بالاي 24ـ 18 ساعت بـاعث دهيـدراته شدن جوجه ها مي شود.هرچه جوجه ازمادرجوانتري توليدشده باشد ، نسبت به افزايش اين مــدت آسيب پذيرمي شـود.دراين حـال براي كنترل ابعادضايعه جوجه بايد سريعا“ به آب ودان رسانده شود وازالكتروليت بـراي جبران آب ازدست رفته استفاده شود . مدت حمل به سادگي ازتفاضل زمان تخليه وبارگيري بدست مي آيد .
توقف ميان راهي بدليل خرابي فني وسيله نقليه يا استراحت راننده ،باعث واردشدن شوك حرارتي وتهويه اي به جوجه ها ،مي شود،كه تحقيق وقوع يــا عـدم وقـوع آن راه وروش متعــارفي نداردوبه ميزان همكاري راننده دردادن اطلاعات بستگي دارد.
حمل ونقل جوجه ها درفصول گرم وخاصه براي مسافت هاي دوربايدحتما“ دربسته بنــديهاي 80 قطعه اي وحتي درصورت لزوم كمترازآن صورت مي گيرد تامشكل گرمازدگي وخفگي عارض نگردد. جوجه خفه شده دركالبدگشايي داراي ريه پرخون ونوك تيره( بدليل آنوكسي ) مي باشد. ضمنا“ تعداد كارتن هايي كه بـرروي هم چيده مي شودنبايداز4 تجاوزكندچــراكه درغيراين صـورت تهـويه كابين وتوزيع هوا دچارمشكل جدي مي شود.بعلاوه مشكل مكانيكي روي كارتن هاي زيري ممكن است باعث فشاربه جوجه ها شود.
ماشين حمل بـايد ازتجهيزات مناسب گــرمـايشي وســرمـايشي وتهويه اي برخوردارباشد.درعمل اكثريت قريب به اتفاق وسايل حمل دركشور، فـاقداين تجهيزات مي باشند وازتهويه طبيعي ( بازكردن دريچه هاي هوا ) وبعضـا“ روشن كردن گـاز پيك نيكي بـراي تأمين گرما استفاده مي كنندكه خوداين گاز بامصرف اكسيژن هوا وتوزيع غيريكنواخت گرما ، مسئله سازخواهد بود .

گام چهارم : بررسي ميزان دهيدراتاسيون درسالن انتظار
چنانچه تلفات غيرعادي وبيحالي درجوجه هاي تخليه شده وجودنداشت واين عامل هم ازمجموعه عوامل مؤثربرضايعات اوليه ووازدگي ، حذف گرديد،رديابي واردفازجديدي مي شود وآن خودجوجه كشي است .بررسي پروسه توليد جوجه را نيز بـراساس متـدلـوژي تبـارشنـاسـانه ازروز 21 شــروع مي كنيم .
نكته مهم روز21 آن است كه جوجه به چه مدت درداخل سالن انتظار جوجه كشي مانده است ؟ مدت قابل قبول دراين مورد نبايداز15ـ12 ساعت تجاوز نمايدوگرنه جوجه دچاردهيدراتاسيون نسبي مي شود.اگـراين جـوجـه بيشتراز24 سـاعت درسالن باقي بماندوبعـدازآن هم به نزديكتـرين مقصـد بارگيري نشود،امكان تلفات اوليه بشدت افزايش مي يـابـد.علي ايحال مجموع مـدت انتظار درسـالن و مـدت حمل نبايد از36 سـاعت تجاوزنمايدوگرنه بروز مشكل حتمي است وطبيعتا“ هرچه براين مدت افزوده شود ، ابعاد مشكل افزايش خواهد يافت .
يكي ديگرازعوامل دهيدراتاسيون درسالن انتظار، فقـدان رطوبت كافي اين سـالن وگـرماي زيادآن است .ميزان رطوبت لازم 75ـ70 درصدوحرارت مناسب24ـ 22   درجه است .فقدان شرايط اپتي موم باعث ناراحتي وسروصـداي غيـرعـادي جـوجـه ها مي شود كـه هنگام ورودبه سـالن مي تـوان آن را تشخيص داد.
علي ايحال  كنترل شـرايط فيـزيكي سـالن انتظارومـدت انتظار ـ بخصـوص بـراي دست اندركاران جوجه كشي ـ كارساده اي است كه درردگيري مشكل مؤثراست .
 
گام پنجم : بررسي كيفيت جوجه توليدي
بخشي ازمشكلات كيفي جوجه به گله مادروبخشي به جوجه كشي برمي گردد.
درجوجه كشي حذف جوجه هاي درجه 2 ( ريزـ زمين گيرـ دهيدراته ـ فقدان چشم ـ منقـارمتقاطع وتورم وزخم ناف . . .) مهم است درمراجع ، ميزان استاندارد جوجه هاي درجه 2 حدود1% عنوان شده ولي عملا“ ودركشورما اين درصدبيشتراست ودرگله هاي جونيـور ونيـزگله هاي پير2% وبعضـا“ هم تا 3% مي رسد.
عامل اصلي وجود جوجه هاي دهيدراته ، پرت رطوبتي زياد تخم مرغ در جريـان انكوباسيون است. دوروش براي محاسبه اين افت وجوددارد .يكي محاسبه ميزان Humdityloose  (رطوبت ازدست رفته)
باتوزين تخم مرغ هاي معين درسنين 1 و18 ، كه اين ميزان درشرايط نرمال ومتعارف 13ـ12% است .
افزايش اين درصد ،باعث دهيدراتاسيون ووازدگي،و كاهش آن موجب هيدراتاسيون وپـرآبي جـوجـه مي شود كه بنوبه خودباعث بسته نشدن نـاف وافزايش احتمال عفـونت نـاف مي گردد .درهردوحـال تلفات اوليه ووازدگي گله افزايش مي يابد.
روش ديگر،محاسبه وزن تخم مرغ قبل ازست كـردن وجـوجـه توليدي حاصل ازآن است درحالت استاندارد وزن جوجه بـايـد حـدودا“ 66%  وزن تخم مـرغ بـاشـد . درغيـراين صـورت بـاز يـا مشكل  دهيدراتاسيون داريم ياهيدراتاسيون .
براي كنترل رطوبت ازدست رفته ،دردامنه استـاندارد ومتعـارف آن ، بايدمجموعه شرايط فيزيكي سيستم جوجه كشي ،ازسالن نگهداري تخم مرغ تاسـالن گـريد جـوجـه، تحت كنترل باشد . اين شرايط براي قسمتهاي مختلف سيستم درجدول زيرآمده است .
مكان سالن گريد تخم مرغ
ذخيره تخم مرغ
اتاق گاز
سالن ستر 
ستر
سالن هچر 
هچر سالن گريد جوجه سالن نگهداري جوجه
ماشين حمل
حرارت  18 27ـ20 24ـ22 5/37
(F5/99) 24ـ22 37    (5/98) 22  25ـ22
رطوبت 80ـ70 80ـ70 80ـ60 60ـ50 60ـ58
(86) 70ـ60 70
(87)  

نهايتا“ ضمن گام پنجم اگرديديم مشكلي درسيستم جـوجـه كشي نداشته ايم و ميزان حذف جوجه هاي وازده وميـزان افت رطـوبت ووزن تخم مـرغ هم عـادي است ، مشكل بـايـد درشـرايط بهـــداشتي وبيماريهاي egg born  باشد كه ازطريق تخمدان مرغ هاي مادر ياآلودگي ثانويه سالن ها ودستگاههاي
جوجه كشي عارض شده باشند .دراين موردسه بيماري اهميت ويژه دارند :
     سالمونلوز كه منشأ آن گله مادراست .درسطح باليني علائم خاصي درگله مادرديده نمي شود. ( نه افت توليد ونه تلفات ) بيماري عمدتا“ ازطريق تخمدان ودرسالمونلاهاي گروه تيفي موريوم ازطــريق آلودگي موادغذايي بوسيله جوندگـان وبخصـوص موش ،انتقـال مي يابد .ولي درگله گــوشتي پس از گذشت دوره كمـون كه 6ـ 5 روزاست ، آغــازودرهفته دوم با علائم اسهـال سفيدوپژمردگي به اوج مي رسد . افت هچ بدليل تلفات جنين هاي آلوده مي تواند اتفاق بيافتد.تشخيص قطعي پس ازمشاهده علائم فوق وتأييد آن از طريق آزمايشات باكتريولوژيك وسرولوژيك امكان پذيراست .
     آسپرژيلوس هم بيماري egg born است ولي ازطريق تخمـدان منتقل نمي شود، بلكه ازراه آلودگي ثانويه پوسته تخم مرغ باقارچ اتفاق مي افتد.آلـودگي تخم مـرغ هم مي تواند ازبستـر وپوشــال ودان آلوده درگله مـادرناشي شـده بـاشد وهم ازنقص وضعف سيستم بهـداشتي درجوجه كشي . بهـرحـال ‌آسپرژيلوس هم به بيمـاري حـادتنفسي جوجه هاي جـوان وتلفات شـديد بخصوص درهفته اول منجر  مي گردد.
     عفونت بند ناف هم مي تواند ازنقص سيستم بهداشتي جوجه كشي بوجودآيد . دراين حال عفونت كلي باسيلي ازطريق ناف،جوجه ها را آلوده ومنجربه تلفات10روز اول مي شود كه اوج آن درروزهاي  6 ـ3 قرار دارد.
بنابراين معمولا“ منشأآلودگي سالمونلايي درگله مادر وآلودگي ناف درجوجه كشي است ولي آلودگي قارچي مي تواند ازهــردوجا ناشي شـده باشد .دراين صورت اگــر مشكل فقط درجوجه هاي توليدي حاصل ازيك گله خاص باشد وسايرگله هايي كه تخم مرغشان درهمان جوجه كشي چيده مي شودفاقد مشكل باشند، مشكل ازدستگاههاست .ضمن اينكه آزمايشات وكشت قارچي وميكروبي درهرسه بيماري مي توانندمارا درشناسايي وردگيري سرچشمه مشكل ياري رسانند.شكستن تخم مرغ هاي هچ نشده و مشاهده تلفات جنيني ناشي از رشدقارچ دراطاقك هوايي هم به حدكافي روشنگرريشه آلودگي است . اگراين آلودگي درتخم مرغ هاي فارم خاصي باشد، طبعا“ جوجه كشي سرمنشأ مشكل نيست وآلودگي ازفارم به جوجه كشي منتقل شده است ولي اگـرآلودگي درتخم مرغ هاي فـارم هاي مختلف باشد يا مشكل ازجوجه كشي است يـاجوجه كشي بطـريق ثـانويه ا زطريق فـارم آلوده شـده وبه نوبه خود به آلودگي جوچه هاي فـارم هاي ديگر كمك كـرده است .درموردآلودگي ثانويه جوجه كشي، درصورت رعايت ضدعفوني ونكات بهداشتي بايد قضيه فيصله يابد ولي اگر آلودگي ازگله مادرشروع شده باشد ، ضدعفوني جوجه كشي دركنترل آن تأثيري نخواهدداشت .
      خلاصه مراحل بررسي وردگيري وازدگي جوجه هاي گوشتي :
     1 ـ تحقيق صحت وسقم اصل گزارش
     2 ـ بررسي مسائل مديريتي شامل :
احتمال سرما خوردگي ـ احتمال تشنگي كشيدن ـ بررسي جيره به لحاظ بالانس وميزان TVN ـ مسائل بهداشتي بخصوص دررابطه با بستر
     3 ـ بررسي مسائل حمل شامل :
تلفات ضمن حمل + ميزان شادابي جوجه پس از تخليه ـ مدت حمل ومسافت آن ـ نحوه بسته بندي وچيدن كارتن ها ـ تجهيزات حمل
     4 ـ بررسي مدت انتظار شامل :
مدت نگهداري درسالن انتظار ـ رطوبت وحرارت سالن انتظار
     5 ـ بررسي مسائل جوجه كشي شامل :
ميزان جوجه هاي حذفي وعوامل حذف ـ ميزان افت رطوبت تخم مرغ ـ ميزان افت وزن تخم مرغ ـ نتايج كشت هاي ميكربي وقارچي ـ كنترل وضعيت بهداشتي
    6 ـ بررسي گله مادر شامل :
بيماي هاي گله ـ بررسي جيره ـ بررسي وضعيت بهداشتي گله ـ نتايج كشت ها وآزمايشات سرولوژيك
                                                                         سياهكل ـ  11/ 5 / 82   


روشهایی برای جلوگیری از ورود بیماریها به داخل مزارع پرورش طیور:

نویسنده :June deGraft – Hanson
تهیه ، تنظیم و ترجمه :علیرضا گائینی

¨   به هیچ عنوان حیوانات اهلی را در مزارع پرورش طیور نگهداری نکنید . بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، سگها و گربه ها توانایی حمل باکتریهایی مانند سالمونلا و پاسترولا را دارند . این باکتریها برای طیور بیماریزا می باشند .

¨   شما بایستی از یک بستر مناسب و به دور از هرگونه آلودگی استفاده کنید . استفاده از بستر دوره قبل ، برای دوره جدید به هیچ عنوان پیشنهاد نمیشود ، مگر در شرایط خاص .

¨   در مواردی که شما در یک دوره شیوع یک بیماری خاص را تجربه کرده اید ، از نوعی ضدعفونی کننده اختصاصی برای ضدعفونی ثانویه سالنها استفاده کنید . برای تهیه مواد ضدعفونی کننده اختصاصی با دامپزشکان و یا مسئولین خرید ، مشاوره کنید .

¨     همیشه سعی کنید که تمامی تجهیزات ( مانند آبخوریها ، دانخوریها ) را در بهترین شرایط بهداشتی نگه دارید .

¨   وضعیت گله را به شدت تحت نظر داشته باشید . در صورتیکه نشانه ایی غیرعادی در گله مشاهده کردید ، آن را سریع به دامپزشک مزرعه خود اطلاع دهید . در واقع ، زمانی که شما نشانه ایی را در گله مشاهده می کنید ، بیماری به حالتی رسیده  که از نظر دامپزشک ، تثبیت شده است . بنابراین در اینگونه موارد بدون فوت وقت به دامپزشک مراجعه کنید .

¨   تلفات سالنها را به سرعت از سالنها خارج کرده و آنها را با روشهای مناسب منهدم کنید . توجه داشته باشید که وجود اینگونه تلفات در سالنها سبب آلودگی سالن و در نتیجه ، بیمار شدن سایر پرندگان می شود .

¨     به خاطر داشته باشید که یک رفتار موثر سبب می شود که در آینده یک بیماری خاص به راحتی وارد مزرعه شما نشود .

¨   بستر را در آخر هر دوره ( بخصوص اگر مزرعه دچار بیماری خاصی بوده است ) جمع کرده و دپو کنید . این کار سبب میشود که بیماری در داخل مزرعه پخش نشود و همچنین سایر مزارع نیز آلوده نشوند .

¨   آفات و حشرات را در مزرعه بایستی با مدیریت مناسب نابود کنید . استفاده های مکرر از تله و درزگیری مناسب سالنها از روشهای پیشنهادی است .

¨     در بازدیدهای روزانه ، ابتدا پرندگان جوانتر و یا سالم تر را ویزیت کنید .

¨   برای تمامی بازدیدکنندگان وضعیت خاص مزارع پرورش طیور را شرح داده و از آنها بخواهید که شما را در اجرای صحیح این اصول کمک کنند . دو راقع ، تنها راهی که شما میتوانید از اجرای صحیح برنامه های امنیت زیستی اطمینان یابید ، همین روش است .

در پایان این مقاله بد نیست که یک اصل را به شما گوشزد کنم :
اصول مانند فانوس دریایی اند  تکان نمیخورند.  نمیتوانیم آنها را بشکنیم.  با کوشش برای شکستن آنها، خود را میشکنیم.  اما می‌توانیم آنها را بیاموزیم، بکار بندیم و بابت آنها شکرگذار باشیم .

نویسنده : dampezeshk_online در ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٥
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس